
به خاک مادرم بیگناهم
ساعت 9 صبح 25 بهمن، دادگاه پژمان جمشیدی در شعبه نهم برگزار شد. شاکی هم دختر کمسنوسالی بود که به همراه مادرش در این جلسه شرکت کرده بود. توی این جلسه، پژمان جمشیدی از آشناییش با خانم شاکی گفت و بهطور قاطع، تمام اتهامها رو رد کرد. اما همچنان شاکی، از ادعای خودش کوتاه نیومده. بهگفته وکیل پرونده پژمان جمشیدی، وکیل شاکی در میانه راه از ادامه همراهی با پرونده، کنارهگیری کرده و رسیدگی به این پرونده، هنوز ادامه داره. فاطمه شیخعلیزاده گزارشی اختصاصی از جزئیات دادگاه غیرعلنی این سوپراستار سینما ارائه کرده که در بخش حوادث امروز روزنامه هفت صبح، منتشر شده. در عنوان این گزارش، به جمله خود پژمان جمشیدی اشاره شده که گفته: «به خاک مادرم بیگناهم».
انحصار همچنان بیرقیب میتازد
گویا قرار نیست خودروسازان داخلی دست از انحصار بردارن و به خودروهای وارداتی، فرصت عرضه بدن؛ هرچند که ابلاغیه تازه واردات خودرو در ظاهر به آزادسازی اشاره داره اما گویا با شرطگذاریهای متعدد و محدودیتهای اجرایی، رقابت واقعی ایجاد نمیکنه و بازار همچنان در انحصار میمونه. واقعاً آزادسازی واردات خودرو، با اینهمه شرط، فایده داره؟ موضوعی که مونا موسوی، در ادامه مجموعهگزارشاتی که درباره انحصار در بازار خودرو نوشته، به اون اشاره کرده. این گزارش رو با عنوان «انحصار همچنان بیرقیب میتازد» در صفحه اقتصاد امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
فروش نیمجعبهای
تا همین چند سال پیش، توی شیرینیفروشیها جای سوزنانداختن نبود. موقع اعیاد و مناسبتها هم که دیگه هیچی. صفبهصف خریدارانی از مغازه بیرون میاومدن که معمولاً چند جعبه شیرینی روی هم چیده بودن. امروز هنوز بوی شیرینی تازه توی قنادیها میپیچه اما دیگه خبری از اون رفتوآمد پرشتاب مشتریها نیست. قیمتها هم اینقدر لحظهای در حال تغییره که پشت یخچال شیرینیفروشیها، پر شده از کاغذهایی که روی قیمت قبلی رو خط زدن و قیمت جدید نوشتن. فروشندگان میگن که قیمت تخممرغ و روغن، بیشترین فشار رو روی هزینهها آورده. همین شده که حالا، خریداران، مدتهاست قید شیرینیخریدن از سر هوس رو زدن و اگه قرار باشه برای مناسبت یا مهمونی خاصی شیرینی بخرن، بارها حسابوکتاب کنن و ببینن کدوم شیرینی و چه مقدار، بهصرفهتره. مهدی خاکیفیروز، برای گزارش از جهش قیمت شیرینی در تهران، به قنادیهای مختلف پایتخت سر زده و از قیمتهایی گفته که طعم شیرینی رو تلخ میکنن. این گزارش رو با عنوان «فروش نیمجعبهای» در سایت و کانال هفت صبح بخونید.
قفل تسهیلات
تورم به جایی رسیده که حتی بانکها هم برای پرداخت تسهیلات به متقاضیان، باید دودوتا چهار تا کنن. چون گویا نرخ سود وامها از تورم جا مونده و بانکها هم استدلالشون اینه که با هر وام، بخشی از دارایی خودشون رو از دست میدن. همین شده که بانکها در برابر پرداخت تسهیلات مقاومت میکنن و با دستکاری مقررات داخلی، سختگیریهای سلیقهای و ایجاد بروکراسی تازه، مسیر دریافت وام رو بیشتر از هر زمان دیگهای دشوار میکنن. مثلاً یکی از تازهترین مانعتراشیها اینکه که شعب، برای پرداخت تسهیلات، اصرار به افتتاح حساب دارن درحالیکه بانک مرکزی میگه افراد نباید بیشتر از 10 حساب بانکی داشته باشن. درنهایت هم پیامدهای تناقض در مقررات، گریبانگیر مردمی میشه که زیر فشار تورم، بیشتر از همیشه به وامهای خرد نیاز دارن؛ موضوعی که آتریسا سپهریان، در گزارش «قفل تسهیلات» بهطور کامل به اون پرداخته. این گزارش در سایت و کانال هفت صبح، قابلدسترسیه.
من، قهوهام و دیگر هیچ
وقتی حرف کافه و کافهنشینی میشه، ناخودآگاه ذهن سمت گعدهها و محفلهایی میره که دور میزهای چوبی کافهها جمع شدن و درمورد مسائل مهم، از سیاست و فلسفه گرفته تا هنر، بحث میکنن. یا در گوشه دیگه، زوج جوانی نشستن و از رؤیاهاشون میگن. این یه تصویر تازه نیست و از قرن هفدهم بوده. توی وین و استانبول و قاهره و تهران قدیم هم، کافهها و قهوهخونهها پاتوق جوانها و محل گفتوگو، آشنایی و حتی شکلگیری جریانهای اجتماعی بوده. اما امروز، مثل هزاران تغییر دیگه در عصر اینترنت و دیجیتال، کافهنشینی هم تغییر کرده و بیشتر شبیه قلمروهای شخصی شده. جوانهایی که ساعتها بهتنهایی و با یه فنجون قهوه، روی یه صندلی میشینن؛ یا با لپتاپ کار میکنن یا غرق در گوشی هستن. بدوناینکه یه کلمه با کسی حرف بزنن. ار دیدگاه جامعهشناسی ارتباطات، این روند نشونه یک «تغییر کانون توجهه؛ یعنی تمرکز از افراد حاضر در محیط پیرامون به محتوای دیجیتال منتقل شده و اولویتهای ارتباطی دگرگون شده. رها قویدل، در گزارش «من، قهوهام و دیگر هیچ» بهطور کامل به واکاوی پدیده «کافهنشینیهای تکنفره» و تغییر سبک زیست اجتماعی نسل جدید پرداخته. این گزارش خواندنی و قابلتأمل، در سایت و کانال هفت صبح قابلدسترسیه.






