
مرز حق عکاس و حق شهروند
خیابانها، یه فضای عمومی هستن؛ یعنی هر شهروندی حق استفاده از اون رو داره اما این استفاده، تا چه حد و میزانی مجازه؟ آیا شهروندانی که در حال عبورومرور از خیابون هستن و توی برنامهها و فکر خودشون غرق شدن، میپذیرن که بدوناطلاع قبلی، متوجه بشن که مقابل لنز یک دوربین قرار گرفتن؟ دوربین عکاسهای خیابانی که معتقدن فضای عمومی محل ثبت واقعیته. واقعاً در این شرایط که عکاسها هم مثل هر شهروند دیگهای حق استفاده از خیابون رو دارن، تکلیف احترام به حریم فردی چی میشه؟ آیا محدودیتهای حقوقی برای این مستندسازی اجتماعی وجود داره؟ مرز این کار با جرم کجاست؟ تمام این پرسشها، موضوع گزارشی شدن که فاطمه برزویی، بهطور دقیق به اون پرداخته. این گزارش جامع و کامل رو با عنوان «مرز حق عکاس و حق شهروند» در صفحه فرهنگ و هنر امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
قتل پسرعمو توسط مسافر یونان
وحید و سامان بچهمحل بودن و مدام با هم کلکل داشتن و میخواستن هرطوری هست، روی همدیگه رو کم کنن. این دعواها اینقدر ادامه پیدا کرد تا یه شب، سامان با دو تا از دوستاش، مقابل خونه عموی وحید رفتن و با فریاد، میخواستن که وحید بیاد جلوی در. در حالی که وحید اصلاً توی اون خونه نبود. وقتی پسرعموهای وحید، یعنی فرشید و برادرش مقابل در اومدن، نتونستن سامان رو توجیه کنن که اینجا خونه عموی وحیده. اینقدر سامان خشمگین بود که مدام با قمه، بهسمت این دو برادر ضربه میزد تا اینکه بار آخر، یه ضربه کاری به فرشید خورد و جون خودش رو از دست داد. این اتفاق 6 سال پیش توی شهرستان بهارستان افتاده بود و سامان، همون موقع، غیرقانونی از کشور خارج شد و رفت یونان. حالا بعد از 6 سال، دوباره این پرونده باز شده. فاطمه شیخعلیزاده، در گزارش «قتل پسرعمو توسط مسافر یونان» بهطور کامل به این موضوع پرداخته که چرا دوباره این پرونده به جریان افتاده. این گزارش رو در بخش حوادث امروز روزنامه هفت صبح بخونید.
شیفت دوم، بیحقوق
یه زمانی، پدر خونه میرفت سر کار و تمام خرجومخارج برعهدهش بود. مادر خانواده هم به امور خونه و بچهها رسیدگی میکرد. نه پدر خانواده کاری به امورات خونه داشت، نه مادر فکر میکرد که چطوری باید هزینههای جاریشون تأمین بشه. اما امروز این الگو، بیشتر شبیه یه داستان غیرقابلباوره. تورم و بیثباتی اقتصادی کاری کرده که همه بهسمت دودرآمدیشدن پیش رفتن. اما این تغییر در دخلوخرج خونه، ذهنیتها رو تغییر داده؟ بعیده این اتفاق افتاده باشه؛ چون هنوز هم زن شاغل، حتی وقتی نانآور اصلی باشه، باید ثابت کنه که مادریش سر جاشه، چیزی برای همسرش کم نمیذاره و هنوزم حرف، حرف مرده خونهست که اگه گاهی توی کارهای خونه مشارکت کنه، خیلی لطف بزرگیه. این موضوع، چیزی نیست جز فشار مضاعف بر زنان شاغل که بعد از پایان کار اداری، وارد شیفت دوم کار خونگی میشن. حمیده عبدالهی در گزارش «شیفت دوم بیحقوق» بهطور کامل به این نابرابری پنهان پرداخته که میتونید در سایت و کانال هفت صبح بخونید.
حرکت الگوریتم قیمتگذاری اسنپ روی اعصاب
ماجرای قیمت تاکسیهای اینترنتی، شبیه یه معمایی شده که کاربران رو هربار، بیشتر از گذشته غافلگیر میکنه. یعنی فقط کافیه تصمیم بگیرید از اسنپ استفاده کنید تا ببینید هر چند دقیقه یک بار، قیمتها عوض میشه. نکته عجیبتر اینکه خیلی از رانندگان، بهعمد سفر رو قبول نمیکنن تا قیمتها بعد از چندبار بهروزرسانی، به بالاترین میزان خودش برسه. قیمتی که نه با مسافت همخونی داره، نه با میزان مصرف سوخت. ظاهراً الگوریتم قیمتگذاری اسنپ، بیشتر از اینکه به ایجاد تعادل بین مسافت و قیمت فکر کنه، به ابزار افزایش قیمت تبدیل شده. افزایشی که در ساعات پیک ترافیک و روزهای خاص، به 3 تا 4 برابر میرسه و حملونقل هوشمند رو از یه خدمات عمومی، به یه کالای لوکس تبدیل کرده. حالا این وسط، تکلیف مسافرها چی میشه؟ اونهم در شهری مثل تهران که حملونقل عمومی پاسخگوی نیاز مردم نیست و کاربران چارهای جز پذیرش نرخهای غیرمنطقی ندارن. مونا موسوی، در گزارش «حرکت الگوریتم قیمتگذاری اسنپ روی اعصاب» بهطور کامل به این موضوع پرداخته که میتونید در سایت و کانال هفت صبح بخونید.
شبیخونِ گرما به زمستان ایران
احساس نمیکنید هوا برای زمستون، زیادی گرمه؟ این روزها هیچ شباهتی به اسفندماه نداره و بیشتر آدم رو یاد تابستون میندازه. گویا سازمان هواشناسی و دیگر مراکز مرتبط گزارش دادن که تودههای هوای گرم با منشأ جنوبی، بخشهای وسیعی از فلات مرکزی، دامنههای البرز و حتی مناطق شمال غربی کشور رو تحتتأثیر قرار دادن. موضوعی که باعث شده دما بین ۱۱ تا ۱۳ درجه افزایش پیدا کنه. اصلاً هم طبیعی نیست و در مقیاس هواشناسی، یک رخداد «نادر» و «هشداردهنده» محسوب میشه. قسمت بد این افزایش دما هم اینه که این تغییر ناگهانی، شرایط اقلیمی طبیعت رو دچار اختلال کرده و بیداری زودهنگام درختان رو به همراه داره که متعاقب اون، توی فروردین دچار سرمازدگی میشن. البته باید به خطرات این افزایش دما، تأثیر مستقیم آن بر ذخایر استراتژیک آب کشور رو هم اضافه کنیم؛ ذخیره آبی ایران در فصل تابستون، وابسته به «ذخیره برف» کوهستانهاست. با دمای فعلی که ۱۳ درجه بالاتر از حد نرماله، ما شاهد «ذوب زودهنگام برفها» هستیم. موضوعی که سارا خادمی، در گزارش «شبیخونِ گرما به زمستان ایران» بهطور کامل به اون پرداخته و از رابطه «گرما و زلزله» گفته. این گزارش در سایت و کانال هفت صبح قابلدسترسیه.






