روزنامه هفت صبح | بهروز افخمی :‌
برنامه هفت جمعه شب (هفت باز می‌گردد) را لابد دیده‌اید و اگر تا آخرش (یعنی نزدیک ساعت دو بامداد شنبه) بیدار مانده باشید احتمالا با من در این مورد هم عقیده هستید که یک ساعت آخرش کمی تا قسمتی ابری یعنی خسته‌کننده بود. بله! باید قبول کنم اواخر برنامه خسته‌کننده بود و هیچ عذر و بهانه‌ای هم ندارم. عذر و بهانه دارم اما آنها را اینجا نمی‌آورم چون به شما مربوط نیست. به تماشاچی چه مربوط است من چه گرفتاری‌هایی داشتم و چرا نتوانستم یک ساعت آخر برنامه را درست و شسته رفته تدوین کنم و چرا نتوانستم مثل یک ساعت و نیم اول به آن شتاب و سرعت بدهم. فیلمساز حرفه‌ای در چنین مواقعی باید مسئولیت قبول کند و تقصیر را به گردن ابر و باد نیندازد و هیچ‌کس را غیر از خودش سرزنش نکند. اگر سعی کنم از زیر پذیرش عیب و علت کارم در بروم نه تنها عادت می‌کنم به فرار و طفره بلکه به شما جوجه‌های نازنین هم یاد می‌دهم هروقت عیب و ایرادی در کارتان بود طفره بروید و توجیه کنید و آسمان و ریسمان را به هم ببافید. من اما با شما عهد بسته‌ام دروغ نگویم و خیانت نکنم و حرف‌های مهمل نزنم و تا جایی که به عقل ناقصم می‌رسد و روی کاغذ و از راه دور امکان دارد فوت و فن فیلمسازی و داستان‌پردازی را به شما یاد بدهم. پس بدانید و آگاه باشید آنچه باعث جذابیت و موفقیت برنامه جمعه شب شد تدوین و فشردگی یک ساعت و نیم اول بود و آنچه باعث خسته‌کنندگی یک ساعت آخر شد کمبود وقت برای تدوین و فشرده‌سازی بود. این نکته را از من داشته باشید و روزی چند بار مثل ذکر تکرار کنید. فیلم به تدوین زنده می‌شود و فیلم به تدوین می‌میرد… برنامه تلویزیونی هم همین‌طور است و رمان و داستان مکتوب هم همین‌طور است. بدترین و معیوب‌ترین و خسته‌کننده‌ترین فیلم‌ها را به من بدهید تا با تدوین مجدد آنها را تبدیل کنم به فیلم‌های خوب یا حداقل قابل تحمل. البته باید این اختیار را داشته باشم که آن فیلم را به نصف یا حتی کمتر از نصف تقلیل بدهم. قضیه تقریبا همیشه به همین سادگی است اگر اختیار داشته باشید یک برنامه تلویزیونی یا فیلم مثلا صد دقیقه‌ای را به پنجاه دقیقه یا کمتر تقلیل بدهید و این کار را با دقت و حوصله و نکته به نکته و نقطه به نقطه به کمک یک تدوینگر ماهر انجام بدهید معمولا به نتیجه‌ای خوب یا خیلی خوب می‌رسید. اگر حق داشته باشید یک داستان کوتاه یا رمان را به نصف یا کمتر تقلیل بدهید و این کار را نه با بی‌حوصلگی بلکه با تمرکز و توجه به هر جمله و هر کلمه به نتیجه برسانید اغلب اوقات یک داستان کوتاه یا رمان خوب به دست می‌آورید. در مورد برنامه جمعه شب از ابتدا بنا براین بود که بتوانم از تدوین و فشرده‌سازی یا به قول اهل ادب ویراستاری یا ادیت دقیق استفاده کنم. در واقع فقط به دلیل همین تدوین زیر بار برنامه زنده نرفتم و مدیریت سیما را متقاعد کردم که چند برابر مخارج برنامه‌های قبلی هزینه کند تا امکان اجرای هشت تا ده ساعت گفت‌وگو و گفتار و تصویربرداری در طول هفته فراهم شود. این هشت ده ساعت می‌بایست در سه روز آخر هفته، یعنی وقتی سروته و چارچوب و ترتیب قطعات برنامه معلوم شد با تدوین و فشرده‌سازی به برنامه‌ای دو ساعت و نیمه یا کمتر تبدیل شود که همه نکات جالب و مهم آن هشت ده ساعت را حفظ کرده و همه مکث‌ها و وقفه‌ها و سکته‌ها و تکرارهای بیهوده و خسته‌کننده را حذف کرده است. در تصویربرداری از گفت‌وگوها از سه یا چهار یا پنج دوربین استفاده کردم که هر کدام جداگانه تمام گفت‌وگو را از زاویه خودش ضبط کرده بود و این امکان یک تدوین سریع و فشرده و نامرئی و تقلیل زمان هر گفت‌وگو به نصف یا کمتر را فراهم کرد. به این ترتیب گفت‌وگوها طبیعی و مداوم و متصل به نظر می‌رسید در حالی که لحظه به لحظه تقطیع و تدوین شده بود.
تکلیف هفته: قسمت دوم برنامه «هفت بازمی‌گردد» را ببینید و ببینید که چطور می‌شود به کمک فن تدوین آب در خوابگه مورچگان ریخت و عزیز دردانه‌های تی‌تیش مامانی و مثلا اندیشمند و مثلا مخالف‌خوان را برآشفته و پریشان و پاپاراتزی را به کلی دیوانه کرد شما هم تمرین تدوین کنید و این فن خطرناک را یاد بگیرید. راه فیلمسازی از تدوین می‌گذرد.

سایر اخبارفرهنگیرا از اینجا دنبال کنید.