کاظم هژیرآزاد
عشق و علاقه بازیگری در برخوردهای اولیه انسان با پدیدهها بهوجود میآید و مهم نیست آن پدیده چه باشد. بر این اساس وقتی فرد نوجوان است به این پدیدهها گرایش و شناخت سطحی پیدا میکند و این شناخت سطحی کمکم به عمق رسیده و به یک آرزو و هدف تبدیل میشود. کسانیکه سینما و کنسرت میروند کمکم به این هنرها علاقهمند میشوند که آنها را دنبال کنند. وقتی 8 ساله بودم با پدرم به سینما رفتم و عاشق بازیگری شدم و فکر میکردم که جای بازیگران باشم و این شناختی سطحی بود که در مراحل بعد تکمیل شد. ایرنا/ 17 خرداد
گیتی معینی
تنها سرگرمی مردم در این روزها همین تلویزیون است اما متاسفانه در بخش طنز، خط قرمزهای بسیاری ایجاد کردهاند. من بهعنوان یک پیشکسوت پیشنهاد میدهم بگذارید مردم خنده روی لبهایشان باشد و شاد باشند. کاری کنیم که ماندگار باشیم. رضا عطاران کارگردان و بازیگر بسیار باسواد و بااخلاقی است. باید با او کار کنید تا ببینید چقدر مرام دارد. مردم هم واقعا دوستش دارند. در تلویزیون به او بیمهری شده است؛ این در حالی است که ما باید این شخصیتها را حفظ کنیم. اگر بخواهند عطاران میآید فقط باید مردم از تهدل بخواهند و تاکید کنند که کارهای عطاران را میخواهند.
ایسنا/ 16 خرداد
پرویز پرستویی
(در واکنش به اظهارات رئیس صداوسیما درباره قطع همکاری با برخی چهرهها) آقا پیمان جبلی کاملا در اشتباهید. هنرمند جماعت یا به قول شما چهرهها هرچه دارند از مردم دارند. هنرمند بدون مردم هنرمند نیست. اگر هنرمندان ارتباطشان را با صدا و سیما قطع کردهاند نمیخواهند قیافه شما و امثال شما را ببینند… یعنی، برای مردم احترام قائلند… و اتفاقا علت عدم حضورشان در صداوسیما شما هستید. مردم شما را نمیخواهند ببینند… ضمنا صداوسیما ملک شخصی شما نیست. شأن هنرمند در صدا و سیمایی که شما مثلا رئیساش هستید، نیست. صداوسیما متعلق به مردم و هنرمندان و فرهیختگان است.صفحه اینستاگرام/ 12 خرداد
محمدعلی ساربان
در سریال «در چشم باد» با گریم بازی کردم و روزی خاطرم هست در جایی عدهای درباره آن کاراکتر با من صحبت میکردند، وقتی گفتم خب من بازیگر همان نقش بودم، آنها باورشان نمیشد! از این خاطرات ریزودرشت از واکنشهای مردمی زیاد داشتهام. زمانی که سریال «سربداران» را کار میکردیم، روزی که برای ضبط به کاشان میرفتیم، پلیس راه جلوی ما را گرفت. من به همراه فتحعلی اویسی در ماشین بودیم و هر دو هم لباس مغولها را به تن داشتیم! وقتی پلیس ما را از ماشین پیاده کرد، احساس کردند به ۵۰۰ سال پیش بازگشتهاند! وقتی پلیسها ما را شناختند، خیلی ذوق کردند و باورشان نمیشد. خبرگزاری مهر/13 خرداد
احمدرضا معتمدی
به دلیل سکته مغزی نیمی از بدنم امکان حرکت ندارد منتها کارهای فکری را میتوانم انجام دهم؛ کتاب مینویسم یا ترجمه میکنم. مدتی قبل کتاب «پایان فلسفه» را که از انگلیسی ترجمه کرده بودم، با متن آلمانی هایدگر تطبیق دادم و در انتشارات هرمس از ترجمه آلمانی هم چاپ شد و خیلی هم پرفروش شده است. کتاب سنگینی است و آخرین نوشتههای هایدگر است که خودش را هم زیر سوال برده است… اگر شرایط فراهم شود روی همین صندلی هم میتوانم فیلم بسازم چون فیلم را که با دست و پا قرار نیست بسازم، کارگردان با ذهنش فیلم را کارگردانی میکند. بنابراین اگر شرایط مهیا شود فیلمم را خواهم ساخت. ایسنا/ 13 خرداد


