هفت صبح/پوریا میرآخورلی: صبوری از بارزترین ویژگیهای محمود دولتآبادی بهشمار میرود که در طی این سالها سعی کرده است باتوجه به تمام ناملایمتیهایی که با او میشود در پیش گیرد. در روزهایی که او میتوانست برای فیلمنامههایی که نوشته است اما نامش در تیتراژ نیامده و کتابهایی که سالها در ارشاد ماند، واکنشهای تندی نشان دهد، صبوری پیشه کرده و به مراقبت از خود پرداخته است. هرچند که در این بین ناگزیر از دفاع از حقش بوده است، بهویژه برای کتابهایی که یا بعد از سالها مجوز گرفت یا اصلا نگرفت. در این حال، او حق دارد که دلخور باشد چه اینکه در ادبیات، پیوستگی و سلسلهنوشتههای یک نویسنده نیز به اندازه کیفیت اثر اهمیت دارد. باتوجه به در محاق و درانتظار مجوز ماندن کتابهای دولتآبادی، در این روند خلل ایجاد شده است. اصلا یک نویسنده با سلسله و زنجیره توالی آثارش اعتبار پیدا میکند و میتواند روند نوشتنش ادامه یابد اما دولتآبادی با تمام این ناملایمتیها و در این شرایط، پیوستار نوشتههایش تداوم یافته است و مهمترین چهره زنده ادبیات داستانی حال حاضر ایران بهشمار میرود. در ادامه گفتوگو با این مهمترین چهره زنده ادبیات داستانی را میخوانید، هرچند که بهنظر میرسد محمود دولتآبادی اینروزها خسته است. عوارض «دولتآبادیبودن»، مراسم افطاری رئیسجمهور، نویسنده حرفهایبودن، ذات ادبیات، جفاهایی که به او در سینما شد، حساسیت روی نام محمود دولتآبادی و آثاری که در صف دریافت مجوز و انتشار دارد، ازجمله موضوعاتی است که دولتآبادی در این گفتوگو به آنها اشاره کرده است.
در بخشی هایی از گفتگو آمده است:
*آقای داریوش مهرجویی بنا بود فیلمی درباره جنگ براساس داستان-مقالهای که به خواست مجله «تایملایف» آمریکا در نیمه آخر سال پایان جنگ نوشته بودم، بسازد. ایشان از من خواست که طرحی بنویسم. نوشتم و به او دادم که همانگونه که خودش گفته است، بهخاطر حساسیتها اجازه ندادند.
*آن اوایل هم که فیلمنامههایی نوشتم، دیگران پولش را گرفتند، اسم مرا برداشتند، فیلم هم ساختند و جایزه هم گرفتند. من نوشتم، آنها بردند گفتند اسم فلانی نباشد، اسم خودشان را گذاشتند، فیلمها را ساختند و جایزه هم به آنها دادند. یکبار رفتم اعتراض کردم، پاسخ مثبت ندادند. «اتوبوس» یکی از آنهاست. یکی دیگر هم بود که نوشتم و آقای سمندریان نام آن را عوض کرد. یکی هم آقای ژکان «مادیان» و بازهم…
*من بهخاطر تلاشهایی که برای ایجاد صلح در کشور شده است(به مراسم افطاری با رئیسجمهور) رفتم. برای اینکه از نظر من موضوع مملکت مهمتر از ادبیات و اشخاص است. همیشه خواستیم فقط سنگ مانع را از جلوی پای نویسنده و شاعر بردارند، همین(گفتوگویی هم نداشتیم). من گفتم: «خسته نباشید.» وقتی هم من خداحافظ گفتم، ایشان گفتند: «متشکرم».
مشروح گفتگو را در روزنامه امروز هفت صبح بخوانید.



