
شخصیت پاپانوئل اولین بار سال 1898، در فیلم کوتاهی همنام خودش (Santa Claus) ساختهی جورج آلبرت اسمیت ظاهر شد. در این فیلم صامت، پاپانوئل بیصدا روی پشتبام رفته، از دودکش پایین میرود و برای دختر و پسربچهای که آرام در تختشان خوابیدهاند، هدیه میگذارد. از آن زمان تا امروز، فیلمهای کریسمسی پر شدهاند از تصویرهای مختلف پاپانوئل که بعضی مهربان و بعضی هم خبیث، بعضی سرحال و خندان، بعضی هم کاملا آشفته و عجیبند.
10. جیمز کازمو در فیلم سرگذشت نارنیا: شیر، جادوگر و جالباسی (Chronicles of Narnia: The Lion, the Witch, and the Wardrobe)

این پاپانوئل سینمایی با بازی جیمز کازمو کاملا با دنیای فیلم جور درمیآید و جالب است که او از ورود بچهها به نارنیا با همان تعجبی استقبال میکند که خود آنها هنگام دیدنش دارند.
9. جف گیلن در فیلم داستان کریسمس (A Christmas Story)

خانواده برای خرید کریسمس به یک فروشگاه بزرگ میروند و رالفی مجبور است همراه برادر کوچکترش رندی (ایان پترلا) در صف منتظر پاپانوئل (جف گیلن) بماند. وقتی به جلوی صف نزدیک میشوند، پسرها میبینند که این پاپانوئل اصلا شاد و خندان نیست. در واقع او و الفهایش کاملا بداخلاق و ناراضیاند. در چند نمای نزدیک که پاپانوئل بدجنس را درست جلوی دوربین نشان میدهد، او با اخم میپرسد: «اسمت چیه، پسر کوچولو؟»
الفها هم به رالفی مضطرب فریاد میزنند که سریعتر حرکت کند و پاپانوئل ادامه میدهد: «برای کریسمس چی میخوای پسر کوچولو؟» رالفی میایستد و نمیداند چه پاسخ دهد. وقتی کودک هستی، هیچ سوالی در دنیا مهمتر از این نیست و پاپانوئل با بازی جف گیلن همان اضطراب و ترس کودکی را روی پرده سینما به تصویر میکشد.
8. الک بالدوین در انیمیشن ظهور نگهبانان (Rise of the Guardians)

او از مقابله با آدمهای بد نمیترسد و گاهی حتی همزمان دو شمشیر به دست میگیرد، اما در دل بسیار مهربان است. بسیاری از نسخههای مدرن پاپانوئل عشق کودکانه او به کریسمس را با دُزی از بدبینی ترکیب میکنند، اما نورث کاملا خود را به شگفتیهای فصل میسپارد. او به جک خسته میگوید: «من با چشمانی به دنیا آمدم که همیشه شگفتی را در همه چیز میبینند، چشمانی که نور را در درختان و جادو را در هوا میبیند.» ظهور نگهبانان فیلمی تاثیرگذار است و نورث یکی از بهترین پاپانوئلهای سینماست.
7. جی کی سیمونز در انیمیشن کلاوس (Klaus)

داستانی جذاب و دلنشین است که توضیحات هوشمندانهای برای جنبههای مختلف افسانه پاپانوئل ارائه میدهد، مثل صحنهای که کلاوس جسپر را از دودکش پایین میاندازد تا یک هدیه تحویل دهد. انیمیشن هم فوقالعاده زیباست و کاملا منطقی است که جایزه آنی بهترین فیلم بلند را ببرد. خود کلاوس یک غول مهربان است. در پروژههای دیگر، سیمونز گاهی وحشتناک ظاهر میشود، اما اینجا چوپان داستان، شخصیتی مهربان دارد و کلاوس را به انیمیشنی دوستداشتنی تبدیل میکند.
6. برندن مگرت در فیلم کریسمس شیطانی (Christmas Evil)

وقتی هری بالاخره از کوره در میرود، کمکم باور میکند که خودش پاپانوئل است و دست به یک جنایت خشن میزند. دخترها و پسرهای خوب هدیه و اسباببازی میگیرند، اما والدینشان با تبر مواجه میشوند. بازی برندون مگرت در نقش هری فراموشنشدنی است. او بسیار ترسناک است، اما برخلاف ستارگان دیگر فیلمهای اسلشر کمبودجه که روی قاتل تمرکز دارند هری بهطرزی عجیب همدلیبرانگیز است. او فقط کریسمس را واقعا دوست دارد! فیلم ترسناک و ناخودآگاه خندهدار است، ظاهر ازرانی دارد و با این حال به شکل شگفتانگیزی موثر است.
5. تیم آلن در فرنچایز پاپانوئل (The Santa Clause)

ایده اینکه پاپانوئل تبدیل به شغلی برای یک آدم معمولی بیحوصله شود، برای یک فیلم کریسمسی خیلی جذاب است و تماشای تلاش اسکات برای کنار آمدن با اتفاقاتی که برایش رخ میدهد سرگرمکننده است، اما وقتی او نهایتا خود را به سبک زندگی جدیدش میسپارد، حتی لذتبخشتر میشود. دنبالههای پاپانوئل شامل پیدا کردن خانم کلوز (الیزابت میچل) و مبارزه با جک فراست شیطانی (مارتین شورت) میشود.
حتی سریالی در دیزنی پلاس ساخته شده است که اسکات در آن به دنبال جانشین خودش میگردد. با اینکه ارزش سریال به مرور کم میشود، فیلم اصلی همچنان یکی از بهیادماندنیترین سفرهای سینما به قطب شمال است.
4. دیوید هاربر در فیلم شب خشونتآمیز (Violent Night)

وقتی در فیلم شب خشونتآمیز برای اولین بار پاپانوئل با بازی دیوید هاربر را میبینیم، در یک میخانه در انگلیس مست است و در شب کریسمس به خود استراحت داده، چون از نبود شور و حال سال جدید در جهان کاملا مایوس شده است. این روزها به نظر میرسد بچهها فقط بازیهای ویدیویی یا پول نقد میخواهند و پاپانوئل به فکر بازنشستگی افتاده است. با این حال، هنگام تحویل اسباببازیها به خانه یک خانواده بسیار ثروتمند در کنتیکت، پاپانوئل از دودکش سر میخورد و وسط یک حمله به خانه قرار میگیرد.
مجرمان با نامهای کریسمسی، به رهبری کسی که خودش را آقای اسکروج (جان لگوییزامو) مینامد، تلاش میکنند 300 میلیون دلار از صندوق زیرزمین بدزدند و اهمیتی نمیدهند که برای این کار باید چند نیروی امنیتی یا اعضای خانواده را از میان بردارند. شب خشونتآمیز دقیقا به اندازه عنوانش بیرحم است. تا پایان شب، پاپانوئل مشت میزند، لگد میپرداند، چاقو میزند، آتش میزند، له میکند و انبوهی از آدمهای بد را منفجر میکند و این حتی شامل کسانی نمیشود که با برفروب یا عصای آبنباتی از بین میبرد.
3. میکی رونی در انیمیشن سال بدون پاپانوئل (The Year Without a Santa Claus)

انیمیشن سال بدون پاپانوئل بهترین ویژهبرنامه کریسمسی است که تا حد زیادی به خاطر میکی رونی که صداپیشگی پاپانوئل را برعهده دارد مورد توجه قرار میگیرد. اجرای رونی فوقالعاده و پر از گرما، شوخطبعی و شگفتیای است که هر کسی از یک پاپانوئل انیمیشنی انتظار دارد. اینجا پاپانوئل درست قبل از کریسمس با یک سرماخوردگی کوچک بیدار میشود. او خیلی زود قانع میشود که یک سال مرخصی بگیرد و مطمئن میشود که بچههای دنیا درک خواهند کرد.
2. کرت راسل در فیلم ماجراهای کریسمس (The Christmas Chronicles)

فیلم از شهرت راسل بهره میبرد و پاپانوئل را به یک شیطان بازیگوش تبدیل میکند. حتی اجرای خیرهکنندهای از ترانهی پاپانوئل به شهر برگشته (Santa Claus is Back in Town) اثر الویس پرسلی هم در آن دیده میشود. ماجراهای کریسمس با یک حضور کوتاه و دوستداشتنی پایان مییابد که گلدی هاون، شریک واقعی زندگی راسل را بهعنوان خانم کلوز معرفی میکند. هر دوی آنها در ماجراهای کریسمس 2 هم بازمیگردند که دنبالهای نه چندان موفق است، اما با این حال راسل را به یکی از بهترین پاپانوئلهای سینما تبدیل میکند.
1. ادموند گوئن در فیلم معجزه در خیابان سیوچهارم (Miracle on 34th Street)

فیلم معجزه در خیابان سیوچهارم محصول سال 1947 یک کمدی درباره مردی است که خودش را کریس کرینگل (ادموند گوئن) مینامد. کریس برای حضور در رژه روز شکرگذاری انتخاب میشود و سپس بهعنوان پاپانوئل فروشگاه میسیز در طول فصل تعطیلات استخدام میشود. اما خیلی زود مشخص میشود که او واقعا باور دارد خودش همان پدر کریسمس واقعی است. معجزه در خیابان سیوچهارم فیلم دلنشینی است که اجرای جذاب ناتالی وود جوان نقش زیادی در آن دارد.
او نقش دختری به نام سوزان را بازی میکند که تا قبل از ملاقات با کریس کرینگل به پاپانوئل باور ندارد. فیلم به سوی یک پرونده دادگاهی پیش میرود که در آن کریس باید ثابت کند خودش پاپانوئل واقعی است و اگر ببازد برای درمان به بیمارستان روانی ارجاع داده میشود. زاویه داستان برای فیلمی که مخاطبش کودکان هستند جسورانه است، اما گوئن با بازی متعهد و برق چشمهایش فیلم را به ثبات میرساند.
ریش او واقعی است و حتی از سوزان میخواهد که برای اطمینان آن را بکشد. علاقمند شدن به شخصیت و عشق این پاپانوئل به فصل کریسمس خیلی راحت است. گوئن در فیلم معجزه در خیابان سیوچهارم آنقدر فوقالعاده بود که جایزه اسکار را از آن خود کرد. در سخنرانی پذیرش جایزه، با لبخندی درخشان گفت: «حالا میدانم پاپانوئل واقعی وجود دارد.» او بیچون و چرا یکی از بهترین پاپانوئلهای تاریخ سینماست.





