
هفت صبح| اهمیت تصویر در ثبت و روایت تاریخ چیزی نیست که بتوان نادیده گرفت. بسیاری از لحظههایی که امروز از گذشته به یاد داریم نه فقط از میان کتابها و نوشتهها که از قاب عکسهایی آمدهاند که یک لحظه را برای همیشه ماندگار کردهاند. اگر تصاویر و گزارشهای تصویری نبودند، نسلهای امروز چگونه میتوانستند شش دهه پیش را ببینند؟ چگونه میتوانستند جنگها، اعتراضها، شادیها، بحرانها و زندگی روزمره مردمانی را که پیش از آنها زیستهاند، لمس کنند؟ شاید نویسنده و عکاس در کنار هم معنای کاملتری از روایت را شکل میدهند؛ یکی با کلمات، جزئیات و تحلیل، داستان یک اتفاق را بازگو میکند و دیگری با دوربینش، همان لحظه را ثبت میکند تا مخاطب بتواند آن را ببیند و با آن ارتباط برقرار کند. گاهی یک تصویر، پیش از آنکه نیاز به توضیح داشته باشد خودش هزاران کلمه برای گفتن دارد.

اما عکاسی خبری در میان تمام شاخههای عکاسی، دنیای متفاوتی دارد؛ دنیایی که عکاس را به قلب اتفاقات میبرد، جایی که سرعت، خطر، فشار روانی و تصمیمگیری در چند ثانیه، بخشی از واقعیت روزمره اوست. عکاس خبری فقط ثبتکننده یک رویداد نیست؛ او کسی است که باید در سختترین شرایط حضور داشته باشد تا دیگران بتوانند آن لحظه را ببینند. با این حال، برای زنان عکاس، این مسیر گاهی دشوارتر میشود. آنها علاوه بر چالشهای معمول این حرفه، با موانعی روبهرو هستند که شاید همکاران مردشان کمتر تجربه کرده باشند؛ از محدودیتهای حضور در برخی فضاها گرفته تا نگاههایی که پیش از دیدن توانایی و حرفهایگری، جنسیت را میبینند.

کسی که وارد عکاسی خبری میشود میداند قرار است راوی حقیقت باشد؛ میداند این راه آسان نیست و نیاز به صبر، جسارت و تحمل سختی دارد. اما هنوز برای بخشی از جامعه، پذیرفتن حضور زنان در این حرفه و دیدن آنها به عنوان یک عکاس حرفهای، مسیری است که به پایان نرسیده است. به همین دلیل، در این گزارش با دو عکاس زن گفتوگو کردهایم تا از زاویه نگاه آنها، تجربه حضور در این حرفه، سختیهای مسیر و چالشهایی را که کمتر دیده میشوند، بهتر درک کنیم.
جنگیدن برای حق حضور در صحنه!
صبا طاهریان، عکاس از موانع پنهان، نابرابری فرصتها و تلاش زنانی میگوید که برای حضور در میدان خبر، هر روز باید شایستگی خود را ثابت کنند

عکاسی خبری هنوز هم برای بسیاری حرفهای مردانه به نظر میرسد، اما سالهاست زنانی در همین میدان، دوشادوش همکاران مرد خود، لحظههای سرنوشتساز تاریخ را ثبت میکنند. آنها در کنار دشواریهای حرفه، با موانع و قضاوتهای جنسیتی نیز دستوپنجه نرم میکنند، چالشهایی که گاهی به چشم نمیآیند، اما بر مسیر کاریشان سایه میاندازند. «صبا طاهریان» یکی از همین عکاسان است، کسی که بارها پیش از آنکه تصاویرش دیده شوند، خودش در معرض قضاوت قرار گرفته است. در این گفتوگو، از تجربه زیستن و کار کردن در این حرفه میگوید، از محدودیتها و خودسانسوریهای ناخواسته، از نابرابری در فرصتها و دستمزدها و از امیدی که با وجود همه این فراز و نشیبها، هیچگاه از قاب تصاویرش حذف نشده است.

گاهی جنسیت از سوژه مهمتر میشود
قصه صبا طاهریان، قصه بسیاری از زنان حرفهای در ایران است. جایی که تواناییهایت گاهی زیر سایه جنسیتت قرار میگیرد. او از اولین موانع میگوید، موانعی که نه فیزیکی که فرهنگی بودند: «به دلیل محدودیتهای فرهنگی و نگاه مردسالارانه، بارها پیش آمده که به عنوان یک عکاس زن اجازه حضور در برخی صحنهها را نداشته باشم. حتی گاهی ناخواسته دچار خودسانسوری میشویم تا از قضاوتها در امان بمانیم.»

با این حال، طاهریان معتقد است این دیوارها ترک برداشتهاند و بخش بزرگی از این تغییر، مدیون تلاش و ایستادگی خود زنان است. او توضیح میدهد که چگونه حضور یک عکاس زن گاهی میتواند یک مزیت باشد: «در بسیاری از موقعیتها، بهویژه زمانی که سوژهها زن هستند، حضور من باعث میشود احساس امنیت، راحتی و اعتماد بیشتری داشته باشند.» اما این سکه روی دیگری هم دارد: «گاهی هم با موقعیتهایی روبهرو میشوم که در ابتدا، برخی افراد توانایی یک عکاس زن را در مقایسه با یک عکاس مرد با تردید نگاه میکنند.»
برخی مدیران زنان را مناسب این حرفه نمیدانستند
اگر خیابان جبهه اول است، تحریریه و ساختارهای رسانهای جبهه دوم است. طاهریان بدون تعارف از تجربیاتش در سالهای ابتدایی فعالیتش میگوید، زمانی که برخی مدیران استخدام عکاس زن را یک ریسک میدانستند: «در بعضی از تحریریهها بارها شنیده بودم که برخی مدیران صریحا میگفتند زنان به دلیل محدودیتهای زمانی، مکانی یا شرایط اجتماعی، گزینههای مناسبی برای این حرفه نیستند.» اما او خوششانس بود که با مدیرانی هم کار کرد که به تواناییاش اعتماد کردند و این فرصتها، مسیر حرفهای او را ساخت.

این نگاه جنسیتی، خود را در یکی از ملموسترین بخشهای کار، یعنی دستمزد، نیز نشان میدهد. طاهریان تایید میکند که این نابرابری تلخ، واقعیتی انکارناپذیر است: «متاسفانه تفاوت دستمزد میان زنان و مردان، فقط به حرفه ما محدود نمیشود. در حوزه عکاسی خبری هم گاهی شاهد بودهام که برخی مدیران، زنان را با این تصور استخدام میکنند که میتوانند دستمزد کمتری به آنها پرداخت کنند.» او برای مقابله با این بیعدالتی، همیشه تلاش کرده تا به معیارهای حرفهای پایبند باشد: «برای مطالبه دستمزد عادلانه، همیشه به تعرفه سالانه انجمن عکاسان مطبوعات ایران استناد کردهام. این تعرفه یک معیار حرفهای است و کمک میکند تا بتوانی برای دریافت حقوقت، منصفانه مذاکره کنی.»
جنگیدن برای حق حضور!
وقتی از او درباره سختترین ماموریتش میپرسیم، ذهنش به سمت زلزله، سیل یا اعتراضات نمیرود. او تعریف متفاوتی از «سختی» دارد و باور دارد دشوارترین لحظات آنهایی نیستند که از نظر فیزیکی چالشبرانگیزند: «سختترین ماموریتها آنهایی هستند که در آنها یک عکاس زن باید علاوه بر انجام مسئولیت حرفهای خود با نگاهها و موانع جنسیتی هم روبهرو شود. در چنین شرایطی، شما فقط در حال انجام یک ماموریت خبری نیستید و همزمان باید برای اثبات حق حضورتان در آن فضا نیز تلاش کنید.»

این تجربهای است که بسیاری از زنان در حرفههای مختلف با آن دست و پنجه نرم میکنند، صرف انرژی مضاعف برای شکستن کلیشهها، در حالی که همکاران مردشان میتوانند تمام تمرکز خود را بر روی کار اصلی بگذارند. طاهریان معتقد است در موقعیتهای بحرانی، این حرفهایگری است که حرف اول را میزند، نه جنسیت: «آنچه یک عکاس را برای پوشش بحران آماده میکند، تجربه، دانش و تسلط بر اصول ایمنی است، نه زن یا مرد بودنش. اما کسب این تجربه، نیازمند فرصت است و متاسفانه این فرصتها همیشه به طور برابر توزیع نمیشوند.»
امید به فردایی که «شایستگی» معیار است
با وجود تمام چالشها، صبا طاهریان به آینده خوشبین است. او باور دارد که روند کلی جامعه و رسانهها رو به جلو است و دستاوردهای امروز، نتیجه ایستادگی زنانی است که پیش از او این مسیر را هموار کردهاند: «من به آینده خوشبین هستم، چون زنان در همه عرصهها با پشتکار مسیر دشواری را طی کردهاند و توانستهاند نگاههای مردسالارانه را به چالش بکشند.»

این عکاس معتقد است که برابری، نه یک لطف، که یک ضرورت برای رشد رسانههاست: «هر نوع نابرابری یا نگاه کلیشهای، در نهایت به ضرر همه است. وقتی فرصتها بر اساس جنسیت تقسیم شوند رسانهها هم از ظرفیت بخشی از نیروهای حرفهای خود محروم میشوند.» آرزوی او ساده و در عین حال، عمیق است: «امیدوارم روزی برسد که جنسیت دیگر موضوع بحث نباشد و تنها چیزی که اهمیت دارد، توانایی، شایستگی و کیفیت کار افراد باشد.»
فشار کاری سختتر روی دوش عکاسان زن
طاهره بابایی، عکاس خبری از چالشهایی میگوید که زنان عکاس در پوشش رویدادهای مهم، بحرانها و ماموریتهای خبری تجربه میکنند

عکاسی خبری، ثبت لحظههایی است که با سرعت، خطر و جسارت همراهاند. اما برای زنان عکاس، گاهی چالش فقط در دل اتفاقات و بحرانها نیست، بخشی از مسیر، عبور از نگاهها و موانعی است که پیش از دیدن دوربین، زن بودن عکاس را میبینند. «طاهره بابایی» سالهاست در این حرفه مشغول است و از تجربههایی میگوید که پشت قابهای خبری کمتر دیده شدهاند؛ از محدودیتها، برخوردها و زخمهایی که در طول بیش از یک دهه فعالیت حرفهای با آنها روبهرو شده است. روایتی از مسیری که به گفته او، برای زنان عکاس هنوز پر از ابهام و دشواری است.
به خاطر زن بودن حق عکاسی را از تو میگیرند
قصه طاهره بابایی و بسیاری از همکاران زن او، قصه تلاش برای گرفتن حق دسترسی اولیه است. او با حسرتی مشهود از اولین سدهای مسیر میگوید: «در خیلی از ماموریتها، اولین ضربه را به خاطر زن بودنت میخوری. حق دسترسی به تو داده نمیشود. در تجمعات و مراسمهای بزرگ آقایان عکاس را راحت به نقاط مرتفع و پشتبامها راه میدهند تا زاویه دید خوبی داشته باشند، اما به ما که میرسد میگویند حراست اجازه نمیدهد خانم بالا برود! خب اگر امنیت نیست یا فضا مناسب نیست، چرا یک جایگاه امن و مرتفع برای خانمهای عکاس و فیلمبردار در نظر نمیگیرید تا در شلوغی له نشوند؟»

او به ماجرای عکاسی از مراسم تشییع امیرعبداللهیان در حرم شاه عبدالعظیم اشاره میکند و میگوید: «جمعیت عظیمی آمده بود. هر چه تلاش کردیم بگذارند من و همکارانم به پشتبام برویم تا زاویه مناسب داشته باشیم، مخالفت کردند. فقط آقایان رفتند بالا. بعد که ناچار شدیم پایین میان جمعیت بایستیم، همان آدمها به ما معترض شدند که شما زنها اینجا وسط مردها چه کار میکنید؟ بارها طعنه و کنایه شنیدیم که چرا اینجا ایستادهاید. حتی وقتی روی یک سکوی کوچک رفتیم تا دید داشته باشیم، مردم معترض شدند که این کار بیحرمتی است! اینجاست که عکاس زن سرخورده میشود و میپرسد جایگاه واقعی من در این رسانه کجاست؟»
بعضی برخوردها آدم را از درون میشکند
نقطه اوج این فشارهای روحی و فیزیکی، در تشییع شهدای خدمت رخ میدهد؛ روزی که بابایی آن را با حالتی که به زور بغضش را قورت میدهد روایت میکند: « در یکی از مراسمها دو ساعت تمام در خیابانهای منتهی به دانشگاه تهران و میدان انقلاب دور خودم چرخیدم تا یک بلندی یا جای مناسب پیدا کنم. همه جا بسته بود. کیوسکها و درختها هم توسط آقایان تسخیر شده بود و جایی برای من نبود. ناگهان جمعیت موج برداشت و مثل حادثه منا، حس کردم زیر دست و پا له میشوم. فقط دوربینم را بالای سرم نگه داشته بودم. مردم داد میزدند تو چرا با دوربین اینجا هستی؟»

اما تلخترین بخش ماجرا نه رفتار مردم، که برخورد همکاران بود: «به سختی خودم را به سکوی فیلمبرداران صداوسیما در میدان انقلاب رساندم. رفتم بالا و خواهش کردم بگذارند فقط دو فریم عکس بگیرم و بروم. اما همکار فیلمبردارم با بیرحمی من را از آن بالا به پایین هل میداد و میگفت اینجا قرار است پخش زنده باشد و خرابش میکنی! گفتم من همکار توام، پخش زنده چه ربطی به عکسهای من که این گوشه هستم دارد؟ هل دادن من بیشتر به پخش زنده شما آسیب میزند! این برخوردها آدم را از درون میشکند.»
ماموریت و سفرهای خارجی مهم برای آقایان!
گزارشها و عکاسیهای میدانی، تنها جبهه این تبعیض و نبرد نیست. بابایی تایید میکند که این نگاه تبعیضآمیز در ساختار رسانهها هم ریشه دوانده است: «تا چند سال پیش به من میگفتند تو خانمی، نمیتوانی برای عکاسی به مجلس یا ریاست جمهوری بروی. به طور کلی همیشه سفرهای خارجی و ماموریتهای مهم برای آقایان است. پارسال که یکی از همکاران خانم برای المپیک اعزام شد، همه ما خوشحال شدیم که بالاخره یک تابو شکسته شد.» این تبعیض در شرایط بحرانی خود را بیشتر نشان میدهد: «در حوادث و جنگ، مجوزهای ویژه مثل مجوز ثارالله را فقط به تعداد محدودی از آقایان میدهند.

تا یک خانم بخواهد پیگیری کند و به محل حادثه برسد، دیگر منطقه توسط مامورین بسته شده و اجازه ورود نمیدهند. بعد همانجا میشنوی که اینجا برای تو خطرناک است! خب من که وارد این حرفه شدهام، تمام خطراتش را به جان خریدهام.» او حتی به نابرابری در فشار کاری نیز اشاره میکند: «شنیدهام که برخی دبیران، فشار کاری سختتر را روی دوش عکاسان زن میگذارند. یکی از همکارانم در تمام روزهای جنگ هر روز آفیش بود و دبیرش او را تهدید کرده بود که اگر قبول نکنی، برایت پایان کار میزنم.»
دورانی که بلاگرها مهمترند
در کنار تمام این مشکلات سنتی، یک چالش جدید نیز به این حرفه اضافه شده است. طاهره بابایی با کنایه از حضور پررنگ بلاگرها میگوید، کسانی که گاهی از خبرنگاران حرفهای نیز دسترسی بیشتری دارند: «حضور بلاگرها در بیشتر مراسمها پررنگتر از خبرنگاران است. تو داری برای پوشش یک رویداد تلاش میکنی، اما میبینی به آنها اجازه بیشتری میدهند. موبایلها انگار به دوربینهای ما حسادت میکنند. آنها میآیند تا از خودشان در کنار مراسم تصویر بگیرند و بسیار برایشان همه چیز فراهم است اما تو که میخواهی خود مراسم را به تصویر بکشی، آنقدر راحت نیستی.» طاهره بابایی در نهایت معتقد است از دهه نود تا امروز، تغییر معناداری در جایگاه عکاسان زن اتفاق نیفتاده است. هنوز جایگاه مشخصی برایشان در رویدادها تعریف نمیشود، هنوز نگاههای سنگین و توهینها وجود دارد و هنوز برای گرفتن یک قاب عکس ساده، باید در دو میدان بجنگند.



