
به گزارش هفت صبح این سریال در ژانر جنایی داستان زندگی زنی است که پسرش درگیر یک پرونده قتل میشود و او باید راهی برای نجاتش پیدا کند. «محکوم» در قسمت اول با ایدهای جذاب شروع میکند، ایدهای که میتواند مخاطب را برای تماشای سریال امیدوار کند، اما این اثر نقطه ضعفهایی دارد که ممکن است برای برخی از مخاطبان جذاب نباشد.
این سریال درباره یک بازپرس زن به نام آرمند است که بعد از گذشت چند سال از مرگ همسرش در تدارک مراسم ازدواج با مردی به نام خسرو است، با این حال همه چیز شیرین تمام نمیشود. مهیار پسر آرمند با این ازدواج مخالف است و چالشهایی را به وجود میآورد که به مرگ یکی از اعضای خانواده ختم میشود.
بازیگران سریال «محکوم»
- کوروش تهامی
- ساره بیات
- مهران غفوریان
- پژمان جمشیدی
نگاهی به قسمت اول سریال «محکوم»
این سریال با ایدهای پر کشش آغاز میشود و در نگاه اول جذاب و گیراست. داستان در قسمت اول نوید ماجراهایی را میدهد که اگر درست پرداخته شوند، میتوانند به درام پر تعلیق منجر شوند. با این حال، همین نقطه قوت به سرعت خنثی میشود.
بازیها به جای اجرای درست به سمت اغراق میروند و تیپها بیش از حد نمایشیاند. این موضوع در لحظات حساس به وضوح قابل دیدن است. گویی بازیگران میزان احساس را به تصویر میکشند نه جهانی که در آن زندگی میکنند.
در «محکوم»، شباهتها به «زخم کاری» محمدحسین مهدویان به خصوص در نحوه روایت داستان و قاب بندیها قابل مشاهده است و مخاطب احساس میکند که کاری از کارگردان «زخم کاری» در حال مشاهده است.
موسیقی رپ در همه جای دنیا نشانهای یرای اعتراض است. در این سریال نیز تلاش شده تا کاراکتر مهیار اعتراض خود به ازدواج را با موسیقی رپ نشان دهد، چیزی که مادرش با آن مخالف است. با این حال، اجرای رپ مهیار و دوستانش تبدیل به یک مراسم خندهدار شده که هیچ نشانهای از اعتراض در آن دیده نمیشود.
در عین حال، با اینکه نمایش نقش آفرینی پژمان جمشیدی شروع نشده، اما به نظر میرسد او در «محکوم» یک نقش جدی را بازی میکند که میتواند نگاه مخاطب را به بازیهای تکراری او در کمدی تغییر دهد. برای قضاوت نهایی درباره «محکوم» باید منتظر ادامه داستان ماند.
نگاهی به قسمت 17 سریال «محکوم»
در قسمت ۱۷ سریال «محکوم»، روایت داستان به ابعاد تازهای از پروندهها و روابط شخصیتها میرسد. مهیار که پیشتر به دلیل اتهام قتل تابان دستگیر شده بود و با وجود ناکافی بودن مدارک آزاد شده بود، به یکباره ربوده میشود و این اتفاق باعث میشود پرونده داستانی شکل تازهای پیدا کند. این تغییر ناگهانی در روند داستان، هم مخاطب را غافلگیر میکند و هم فضایی از اضطراب و عدم اطمینان ایجاد میکند که ویژگی مهم سریالهای جنایی است.
یکی از محورهای اصلی این قسمت، احساسات مادرانه و تصمیمات نسرین، مادر مهیار است. او با غلبه بر ترس و نگرانیهای شخصیاش تصمیم میگیرد شخصاً وارد ماجرای پیدا کردن پسرش شود. در این مسیر، حتی به سراغ خسرو، همسر سابق خود میرود و از او کمک میخواهد. این تعامل میان نسرین و خسرو، نشاندهنده پیچیدگی روابط انسانی و فشارهای روانی افراد در شرایط بحرانی است. نسرین و خسرو به دنبال فردی به نام فرهاد هستند، کسی که احتمالاً میتواند آنها را به مهیار برساند.
اما همانطور که در سریالهای معمایی معمول است، اتفاقات ناگهانی و پیچیده روند داستان را تغییر میدهند. ناگهان نسرین پیامی از سوی یک فرد ناشناس دریافت میکند که او را به شدت بر هم میریزد و اضطراب او را افزایش میدهد. تلاشهای مشترک نسرین و خسرو برای یافتن فرهاد، نشان میدهد که آنها تا چه اندازه تلاشهایشان با موانع متعدد و خطرناک همراه است. فرهاد که متوجه میشود تحت تعقیب قرار گرفته، به سرعت حلقه ارتباطی خود با آنها را قطع کرده و حتی به قتل میرساند.
در همین حال، بهرام به عنوان شخصیتی که مخاطب به او مظنون است، وارد داستان میشود و به سراغ نسرین میرود تا به او بگوید قصد کمک دارد. با این حال، نسرین هنوز اعتماد ندارد و باور نمیکند که بهرام صادق است. این بیاعتمادی، نمونهای از فضای پرتنش و مبهم داستانی است که ریشه در روابط انسانی، کینهها و تضادهای شخصیتی دارد و باعث میشود مخاطب همواره در شک و حدس بماند.
حضور مادر مهیار به عنوان نقطه عاطفی داستان، در کنار اقدامات سریع و گاه خطرناک فرهاد و بهرام، باعث شده قسمت، پویایی و کشش لازم برای ادامه سریال را حفظ کند. با این حال، برخی مخاطبان ممکن است کندی روایت اولیه سریال را همچنان احساس کنند و انتظار داشته باشند که روند داستان کمی سریعتر و پرحادثهتر پیش برود. با این حال، تمرکز بر روابط انسانی و واکنشهای واقعی شخصیتها، باعث میشود سریال از سطحینگری فراتر برود و به یک درام روانشناسانه–جنایی قابل تأمل تبدیل شود.
«محکوم» نشان میدهد که سریال چگونه میتواند معمای جنایی و درام خانوادگی را همزمان پیش ببرد، با تمرکز بر تلاش انسانها برای محافظت از عزیزانشان، تصمیمگیری در شرایط دشوار و مواجهه با ناشناختهها. این قسمت با ایجاد پیچیدگی روانی و موقعیتهای غیرمنتظره، مخاطب را ترغیب میکند تا قسمت بعدی را دنبال کند و انتظار ادامه داستان را داشته باشد.






