
هفت صبح | امروز ۳۰ بهمن، مهرداد صدیقیان ۳۷ ساله میشود؛ بازیگری که کارش را در نیمه دهه هشتاد با سینما و نقشهای تحسینشده آغاز کرد اما نقطه اوج شهرت و تثبیت جایگاهش به عنوان یکی از مهمترین بازیگران همنسل خود، با انفجار محبوبیت سریال«پوستشیر» در شبکه نمایش خانگی رقم خورد. صدیقیان که با نقشآفرینیهای حسابشده و اغلب درونگرایانه شناخته میشود، مسیری پرفرازونشیب را در پلتفرمها طی کرده است؛ مسیری که از همکاری با داوود میرباقری در «شاهگوش» آغاز شد، با تجربهای نسبتا تلخ در «رقص روی شیشه» ادامه یافت و سرانجام با نقش «صدرا» به قله رسید. به بهانه زادروز این بازیگر، کارنامه او را در مدیوم نمایش خانگی که امروز به اصلیترین عرصه فعالیتش تبدیل شده، مرور میکنیم.
از سینمای جدی تا اولین گامها در نمایش خانگی
مهرداد صدیقیان را نمیتوان محصول نمایش خانگی دانست. او از دل سینمای مستقل و جدی ایران بیرون آمد. انتخاب شدنش توسط مونا زندی برای فیلم «عصر جمعه» (۱۳۸۴) در ۱۷ سالگی، شروعی قدرتمند برای او بود. اما این «اتوبوس شب» (۱۳۸۵) کیومرث پوراحمد بود که نام او را بر سر زبانها انداخت. همبازی شدن با خسرو شکیبایی فقید و ارائه تصویری تأثیرگذار از یک نوجوان رزمنده، برایش نامزدی سیمرغ بلورین، جایزه بهترین بازیگر مرد از جشن خانه سینما و حتی نامزدی جایزه معتبر آسیا پاسیفیک را به ارمغان آورد. این شروع نشان میداد که با بازیگری از جنسی متفاوت روبهرو هستیم؛ بازیگری که بیش از تکیه بر زیباییشناسی ظاهری، بر قدرت نگاه و بازیهای زیرپوستیاش حساب باز کرده است.
پس از درخشش در فیلمهایی چون «ماجرای نیمروز» که دومین نامزدی سیمرغ را برایش به همراه داشت و حضور در سریالهای تلویزیونی پرمخاطبی مانند «سقوط یک فرشته» و «مدینه»، صدیقیان همچون بسیاری از ستارگان دیگر، به سمت مدیوم نوپای نمایش خانگی حرکت کرد. اولین تجربه جدی او در این عرصه، سریال «شاهگوش» (۱۳۹۲) به کارگردانی داوود میرباقری بود. او در نقش «محمد ابراهیم درویشی» یا همان «ابی»، یکی از سربازان کلانتری معروف داستان، حضوری کوتاه اما به یادماندنی داشت. اگرچه «شاهگوش» در وهله اول با نامهای بزرگی چون فرهاد اصلانی، محسن تنابنده و مرجانه گلچین شناخته میشد، اما حضور صدیقیان در این پروژه نشان از هوشمندی او برای ورود به این فضا از طریق همکاری با یک کارگردان کاربلد و متنی قدرتمند داشت.
درسهایی از «رقص روی شیشه»
پنج سال پس از «شاهگوش»، صدیقیان دومین تجربه خود را در نمایش خانگی با سریال «رقص روی شیشه» (۱۳۹۷) رقم زد. او در این سریال نقش «ماکان» را بر عهده داشت، یکی از نقشهای اصلی که در کنار بهرام رادان و امیر آقایی قرار میگرفت. با این حال، این سریال به دلیل مشکلات متعدد در تولید و به ویژه مسائل مالی، به یکی از پروژههای پرحاشیه نمایش خانگی تبدیل شد. خود صدیقیان نیز بعدها از حضور در این سریال ابراز پشیمانی کرد و دلیل اصلی این نارضایتی را مشکلات مالی و عدم تعهد سازندگان پروژه عنوان کرد. این تجربه تلخ، بیش از آنکه یک نقطه تاریک در کارنامه او باشد، نشاندهنده اهمیت ثبات و حرفهایگری پروژهها در انتخابهای بعدی او بود و او را به سمت گزیدهکاری و دقت بیشتر در پذیرش نقشها سوق داد.
تولد دوباره با «پوست شیر»
پس از چند حضور کوتاه به عنوان مهمان در برنامههایی مانند «پیشگو» و «مهمونی»، مهرداد صدیقیان با انتخابی هوشمندانه به سریال «پوست شیر» (۱۴۰۱) به کارگردانی جمشید محمودی پیوست. نقشی که به نقطه عطف کارنامه او در نمایش خانگی و شاید به مهمترین نقشآفرینی تمام دوران حرفهایاش تا به امروز تبدیل شد. او در نقش «صدرا کوهستانی»، جوانی عاشقپیشه، زخمخورده و سرگردان که در میانه معمای یک جنایت هولناک به دنبال حقیقت و انتقام است درخششی خیرهکننده داشت.
صدرا شخصیتی پیچیده و چندلایه بود؛ از یک سو، عاشقی دلخسته و از سوی دیگر، جوانی با رگههایی از خشونت و عصیان. صدیقیان به بهترین شکل ممکن این دوگانگی را به تصویر کشید. شیمی فوقالعاده او با هادی حجازیفر (در نقش نعیم) و پانتهآ بهرام (در نقش لیلا)، یکی از ستونهای اصلی موفقیت سریال بود. سکوتها، نگاههای پر از حسرت و خشم و بازی کنترلشده او، به ویژه در فصلهای دوم و سوم، تصویری ماندگار از شخصیتی ساخت که همزمان هم ترحمبرانگیز بود و هم گاهی ترسناک. موفقیت «پوست شیر» فراتر از یک سریال پرمخاطب بود؛ این مجموعه به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد، تا جایی که هشتگ آن برای روزها ترند توییتر فارسی بود و بحث درباره سرنوشت شخصیتهایش به گفتوگوی روزمره مردم تبدیل شد. در قلب این موفقیت، بازی درخشان مهرداد صدیقیان قرار داشت که توانست مخاطب را با سرنوشت پرالتهاب صدرا همراه کند و نام خود را به عنوان یکی از ستارههای بیچونوچرای نمایش خانگی تثبیت نماید.
تثبیت جایگاه پس از توفان «پوست شیر»
موفقیت عظیم «پوست شیر» فصل جدیدی را در کارنامه حرفهای مهرداد صدیقیان گشود و او را به یکی از پرکارترین و البته پرمخاطبترین بازیگران پلتفرمها تبدیل کرد. سال گذشته، یعنی سال ۱۴۰۳، گواهی بر این مدعاست. او که حالا به چهرهای قابل اعتماد برای پروژههای مهم تبدیل شده بود در سه سریال مهم ایفای نقش کرد. همکاری مجدد او با هادی حجازیفر در سریال «داریوش»، حضور در سریال «جانسخت» به کارگردانی مصطفی تقیزاده و بازی در «بلیط یکطرفه» ساخته پوریا حیدریاوره، نشان داد که صدیقیان قصد دارد از موج موفقیت خود به بهترین شکل برای تثبیت جایگاهش استفاده کند. این حجم از فعالیت، آن هم پس از یک پروژه بزرگ، نشان از تقاضای بالای بازار برای حضور او و هوشمندیاش در انتخاب نقشهای متنوع دارد.
مهرداد صدیقیان در آستانه ۳۷ سالگی، در پختهترین دوران بازیگری خود قرار دارد. او از آزمون و خطاهای ابتدایی عبور کرده و حالا به بازیگری تبدیل شده که حضورش در هر پروژهای میتواند وزنهای برای آن محسوب شود. او ثابت کرده است که برای درخشش، نیازی به اغراق و بازیهای برونگرایانه ندارد و با تکیه بر قدرت درونی شخصیت میتواند پیچیدهترین احساسات را به تماشاگر منتقل کند. مسیری که او در نمایش خانگی پیموده، داستانی از رشد، یادگیری و سرانجام، یک پیروزی بزرگ است.





