
هفت صبح| آیا این دگردیسی ناگهانی، یک تحول درونی و واقعی است یا نمایشی حسابشده برای فرار از عواقب گذشته و هموار کردن مسیر آینده؟ پویان مختاری، نامی که زمانی با سبک زندگی لاکچری حواشی بیپایان و البته امپراتوری سایتهای شرطبندی گره خورده بود، حالا در چرخشی حیرتانگیز در قاب یک برنامه اینترنتی در داخل ایران ظاهر شده و حرفهایی میزند که با تمام گذشتهاش در تضاد است. حضور او در برنامه «رکتر» با اجرای مجید واشقانی، موجی از پرسشها و گمانهزنیها را به راه انداخته است که آیا شاهد یک توبه واقعی هستیم یا یک نمایش حسابشده برای بازگشت؟
پروندهای به سنگینی «حضرات»
برای فهمیدن ابعاد این ماجرا، باید به چند سال قبل بازگردیم. سال ۱۳۹۷ بود که پویان مختاری، جوان بختیاری که سودای شهرت در سر داشت از ایران به ترکیه مهاجرت کرد. او به سرعت به یکی از همانهایی تبدیل شد که به «شاخ مجازی» معروفاند؛ کسانی که با به نمایش گذاشتن زندگی پرزرقوبرق و ایجاد حواشی مداوم دنبالکنندههای میلیونی جذب میکنند. اما اوج داستان مختاری زمانی آغاز شد که از این محبوبیت مجازی برای راهاندازی سایت شرطبندی «حضرات» استفاده کرد.
این سایت مانند بسیاری از نمونههای مشابه در مدت کوتاهی گردش مالی هنگفتی را رقم زد و زندگی صدها یا شاید هزاران نفر را تحت تاثیر قرار داد. در حالی که مختاری از سود سرشار این کسبوکار غیرقانونی زندگی مجللی برای خود ساخته بود، بسیاری از کاربران در ایران سرمایه خود را در گرداب قمار آنلاین از دست دادند.
شکایتهای متعدد از او به دلیل ماهیت فعالیتهایش و حضورش در خارج از کشور، راه به جایی نبرد. لقب «پدر سایتهای شرطبندی» بیدلیل به او داده نشده بود. این دوران تاریک در تابستان ۱۳۹۹ با دستگیری او توسط پلیس اینترپل بهدلیل اعلان قرمز از سوی ایران به اتهام پولشویی و قمار به نقطه اوج خود رسید. هرچند وکلایش توانستند مانع استرداد او به ایران شوند اما یک ماه حبس در ترکیه و بنا به گفتهها پرداخت جریمهای سنگین، مُهری بود بر پرونده قطور مالی او.
تریبونی برای تطهیر یا فرصتی برای بازگشت؟
حالا پس از سالها فعالیت جنجالی نام پویان مختاری بار دیگر بر سر زبانها افتاده، اما این بار نه به خاطر سبک زندگیاش که به دلیل حضور در مقابل دوربین مجید واشقانی. که زمانی با نقشهای پلیسی در سریالهایی چون «میکاییل» و «ماتادور» شناخته میشد حالا در یوتیوب و آپارات، تریبونی را در اختیار چهرههایی قرار میدهد که جامعه نگاهی خاکستری و گاه سیاه به آنها دارد؛ از اراذل و اوباش سابق گرفته تا گردانندگان سایتهای قمار.
این اقدام به طور طبیعی واکنشهای تندی را در فضای مجازی به همراه داشته است. بسیاری از کاربران معتقدند این مصاحبه تلاشی برای «سفیدشویی» چهرهای است که زندگی افراد زیادی را نابود کرده و حالا پس از آنکه گفته میشود از امارات و ترکیه دیپورت شده است و به دنبال راهی برای بازگشت به ایران میگردد. در این میان شاید بتوان یک مقایسهای بین پویان و برخی از چهرههای مشهور انجام داد. مثلا تفاوت پویان مختاری با امیر تتلو چیست؟
هر دو سایت شرطبندی داشتند، هر دو محتوای نامتعارف منتشر میکردند. اما تتلو با تمام حواشیاش حداقل در بزنگاههای سیاسی علیه کشور موضعگیری آشکار نکرد، در حالی که مختاری در اعتراضات سال ۱۴۰۱ حضوری فعال داشت. این سؤال بزرگ مطرح میشود که چرا یکی باید در زندان باشد و دیگری در یک برنامه پرمخاطب در آپارات، فرصت دفاع از خود و حتی ارائه پیشنهادهای عجیب پیدا کند؟ مثل اشاره تلویحی او به ایجاد یک سایت که قاعدتا سایتی از نوع شرطبندی را به ذهن متبادر میکند. در مقابل چهرهای مانند امیر تتلو برای شهدای هستهای حتی آهنگ خوانده بود و با شهید رییسی دیدار داشته است.
دگردیسی واقعی یا سناریوی حسابشده!
شاید جنجالیترین بخش این مصاحبه، حرفهای خود پویان مختاری بود. او در این گفتوگو تصویری کاملا متفاوت از خود ارائه داد: «من مسلمانم و عاشق امام حسینم و آخوندها را دوست دارم.» او ادعا کرد که صدها بار به صورت مستقیم و غیرمستقیم از «رهبر معظم و شهید انقلاب» عذرخواهی کرده است. این چرخش به همینجا ختم نشد. مختاری با شور و حرارت اعلام کرد: «من جبهه نرفتم ولی حاضرم برای خدمت به وطنم به جنگ برم.»
او حتی داستانی از تقابلش با «رئیس یهودی سایتهای شرطبندی » تعریف کرد که گویا از او خواسته بود از رضا پهلوی حمایت کند، اما او مقاومت کرده است و در نهایت گفت: « هرکسی که مدعی است من پول او را بالا کشیدم، بیاید بگوید؛ صد برابر ضرری که کرده است را میدهم.» درست است که درِ توبه همیشه باز است و انسان میتواند از گذشته خود پشیمان شود و در شرایط بحرانی پشت کشور و مردمش بایستد.
اما آیا این دگردیسی ناگهانی، یک تحول درونی و واقعی است یا نمایشی حسابشده برای فرار از عواقب گذشته و هموار کردن مسیر آینده؟ قضاوت در این مورد دشوار است اما آنچه مسلم است جامعه با چشمانی باز و حافظهای قوی، این رویدادها را رصد میکند و به این سادگیها فریب افکار عمومی برای پذیرش این توبه، نیازمند اقدامات عملیتر جبران خسارتهای گذشته و پاسخگویی شفاف در برابر قانون است. تا آن زمان، نشستن چهرههای پرحاشیه در مقابل دوربین برنامههای داخلی، تنها یک مانور رسانهای برای سنجش تابآوری جامعه و شاید جذب بازدید بیشتر برای سازندگان این برنامهها تلقی خواهد شد.
شاید بزرگترین شرطبندی مختاری، تغییر چهره خودش باشد که بخواهد نشان بدهد از «سلطان سایتهای شرطبندی» به چهرهای وطندوست، مذهبی و پشیمان تبدیل شده است. درواقع به سمت تغییری پیش رفته که افکار عمومی میتواند با تردید به آن نگاه کند.






