
هفت صبح، ایمان برین| صنعت انیمیشن یا همان پویانمایی در دهه 30 شمسی وارد ایران شد، نخستین قدمها در این حوزه با همت افرادی همچون اسفندیار احمدیه، جعفر تجارتچی، پرویز اصانلو، نصرتالله کریمی، پترس پالیان و... صورت گرفت. از انیمیشن ملانصرالدین ساخته اسفندیار احمدیه در سال 1336 به عنوان اولین انیمیشن ساخته شده در ایران نام میبرند. در دهههای 40 و 50 کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که امروز به عنوان یک نهاد خنثی فعالیت میکند، نقش بسزایی در این حوزه ایفا کرد، این نهاد با ارائه برنامههای آموزشی تخصصی و حمایت مستقیم از هنرمندان، زمینهای فراهم کرد که هنرمندان بتوانند خلاقیت خود را به بهترین شکل ممکن بروز دهند.
از جمله هنرمندان تاثیرگذار این دوران، نورالدین زرینکلک بود که با ساخت آثاری مانند «اتل متل توتوله» به یکی از چهرههای برجسته این عرصه تبدیل شد. به همین ترتیب، علیاکبر صادقی با انیمیشنهایی همچون «هفت شهر» و «زال و سیمرغ» توانست ترکیبی از تکنیکهای نوآورانه و داستانهای اساطیری ایرانی را به نمایش بگذارد. بعد از انقلاب نیز تلاشهای زیادی در این حوزه صورت گرفته به طوری که بعضی برآوردها خبر از فعالیت بیش از 30 هزار نفر در این حوزه میدهند.
اما این صنعت با توجه به پیشینه بیش از 7 دهه و ادبیات غنی از نبود داستان و قصه رنج میبرد و این فقدان سیر داستانی غنی در انیمیشن ایرانی جدا از ظرفیتهای فنی و کمبودهای این حوزه، پاشنه آشیل صنعت انیمیشن ایران است. در هر نقطهای از دنیا که انیمیشن تولید میشود، تفکرات خاصی در فرهنگ آن محدوده جغرافیایی حاکم است، در نتیجه مؤلف باید به این مسائل فرهنگی و معنوی هم توجه داشته باشد. عموما در آثاری که موضوع آن بیشتر به سمت انسانیت و طی کردن مسیر کمال کشیده میشود، بازخورد بیشتر و انتقاد کمتری از سوی مردم وجود دارد و با پذیرش بیشتری روبهرو میشود.
جهان قصه در انیمیشن
پیکسار و دیزنی غولهای صنعت انیمیشن جهان هستند، انیمیشنهای آنها دوستداشتنی، سرگرمکننده و جذاب است و همیشه توانسته پیوند عمیقی با مخاطب برقرار کند، شاید با قطعیت بتوان مهمترین دلیل محبوبیت و موفقیت آنها را داستانهای فوقالعاده و بینظیری دانست که خلق میکنند و تکنیک خاصی که برای داستانگویی در انیمیشن به کار میبرند نام برد. به طور مثال نقطه مرکز داستانگویی در انیمیشن استودیوی پیکسار شامل تیمی از کارگردانهاست. هر کدام از آنها چیزی در حدود چهار یا پنج ماه زمان صرف میکنند تا سه داستان متفاوت را برای ارائه آماده کنند. در مرحله بعد کارگردان این سه ایده را به مدیر اصلی اجرایی ارائه میدهد. در این ارائهها دنیای داستان، کاراکترها و تم و زمینه کلی داستان عنوان میشود.
ولی از جزئیات اتفاقات و ضرباهنگ قصه در آن حرفی زده نمیشود. اگر مدیر اجرایی از یکی از ایدهها استقبال کند، آن ایده به عنوان پروژه بعدی این کارگردان انتخاب میشود. در مرحله بعدی مرحله تحقیق و توسعه است، هدف اصلی این مرحله عمیقتر شدن در داستان اصلی براساس ارائه اولیه است. حتی درباره دنیاهای فانتزی و خیالی هم تحقیقات زیادی صورت میگیرد که جزئیات دنیای داستان را مشخص میکند و به همین صورت مراحل بعدی، فرمولی که شاید با فضای ساخت انیمیشن در ایران بسیار فرق کند، این مدل ساختارمند باعث میشود قصه شکل بگیرد که ماهیت اصلی هر انیمیشن است اما ما خالی از فقدان قصه نیستیم ما خالی از ساختار تولید و بازتولید قصه در لباس انیمیشن هستیم. به طور مثال انیمیشنهایی مانند یوز و پسر دلفینی که از قصه و ایده قابل قبولی برخوردار بودند، توانستهاند به موفقیتهایی برسند.
پیشنهاد میشود شرکتها و فعالان حوزه انیمیشن در ایران، مطالعه فرآیند داستانگویی در انیمیشن و خلق یک انیمیشن بلند سینمایی در استودیوهای بزرگ و موفقی مانند پیکسار و دیزنی را بررسی کنند تا بتوانند از تجربههای چندین ساله این شرکتهای بزرگ در روند تولید و داستانگویی در انیمیشنهای خود استفاده کنند. انیمیشن امروز ایران نیازمند ساختارمندی در هدفمند کردن قصه است، قصههایی که نطفه بسیاری از آنها در دل تاریخ غنی ایران شکل گرفته است. فعالان این صنعت باید بدانند نباید چرخ را از ابتدا اختراع کنند و رجوع به دستاوردهای شرکتهای بزرگ این حوزه میتواند مسیر موفقیت را برایشان کوتاه کنند.





