هفت صبح | در روزگاری که خبرها بوی باروت می‌دهند و ذهن‌ها زیر فشار اضطراب‌های جمعی خسته شده‌اند، تصویر و داستان، گاه به پناهگاهی برای تنفس تبدیل می‌شود. شبکه نمایش خانگی در سال‌های اخیر چنین نقشی را برای مخاطبان ایرانی ایفا کرده؛ جایی میان سرگرمی، روایت اجتماعی و تجربه‌های تازه در قصه‌گویی. حالا در میانه فضایی پرتنش در منطقه، چند سریال تازه پا به میدان گذاشته‌اند؛ آثاری که هرکدام تلاش می‌کنند با داستان، شخصیت و فضاسازی خود مخاطب را برای ساعتی از فضای ملتهب روزمره دور کنند.

 

چهار مجموعه تازه با عنوان‌های «بی‌عاطفه»، «بدنام»، «هفت» و «هزارتو» به فهرست آثار در حال پخش پلتفرم‌های نمایش خانگی اضافه شده‌اند. ترکیبی از درام عاشقانه، روایت جنایی، داستان انتقام و فضای جاسوسی که نشان می‌دهد تولیدکنندگان این حوزه همچنان به دنبال آزمودن مسیرهای متنوع در روایت‌های سریالی هستند.

 

هر کدام از این آثار با تیمی از بازیگران شناخته‌شده و سازندگانی که تجربه‌های متفاوتی در کارنامه دارند، تلاش کرده‌اند سهمی از توجه مخاطب را به خود اختصاص دهند.در شرایطی که جامعه با اخبار سنگین و فضای نگران‌کننده روبه‌روست، تولید و پخش آثار تازه در شبکه نمایش خانگی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند. مخاطبان نیز در چنین موقعیتی به روایت‌هایی نیاز دارند که بتواند ذهن را برای مدتی از فشارهای بیرونی جدا کند. سریال‌های تازه، فارغ از میزان موفقیت هنری یا تجاری‌شان، تلاشی در همین مسیر محسوب می‌شوند.

 

جدال عشق و انتقام در «بدنام»


یکی از تازه‌ترین سریال‌هایی که پخش آن آغاز شده «بدنام» به کارگردانی احسان سجادی حسینی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا است؛ مجموعه‌ای که تلاش می‌کند داستانی متفاوت از یک رابطه پیچیده عاشقانه را به تصویر بکشد. محور اصلی روایت، تقابل چند مرد بر سر زنی است که گذشته‌ای پر از کینه و انتقام دارد. همین گره دراماتیک از همان ابتدا فضای ملتهبی را برای قصه ایجاد می‌کند.امیر آقایی در این مجموعه یکی از نقش‌های محوری را برعهده دارد و شخصیتی را بازی می‌کند که شرارت و بی‌پروایی بخشی از هویت اوست؛

مردی که برای رسیدن به هدف‌هایش از عبور از مرزهای اخلاقی ابایی ندارد. این نقش در تقابل با شخصیت حسن پورشیرازی قرار می‌گیرد و همین تضاد، موتور اصلی کشمکش در داستان را شکل می‌دهد. حضور آقایی در این سریال یادآور برخی نقش‌های پیشین او در آثار تلویزیونی و نمایش خانگی است و به نوعی امتداد همان تیپ شخصیتی را در فضایی تازه دنبال می‌کند.در کنار این دو بازیگر، چهره‌هایی مانند لعیا زنگنه و سینا مهراد نیز در «بدنام» حضور دارند.

 

قسمت نخست سریال از نظر ریتم روایی قابل قبول به نظر می‌رسد و فضای داستانی به سرعت شکل می‌گیرد. بازی امیر آقایی از نقاط برجسته اپیزود ابتدایی محسوب می‌شود و توانسته توجه مخاطب را جلب کند.با این حال، داستان در قسمت نخست هنوز نشانه‌ای از پیچیدگی چشمگیر یا غافلگیری جدی ارائه نمی‌دهد و باید دید در ادامه مسیر چگونه گسترش پیدا می‌کند. برخی مخاطبان نیز معتقدند سینا مهراد در این مجموعه همچنان در قالبی آشنا ظاهر شده و بازی او شباهت‌هایی با نقش‌های پیشینش دارد. با وجود این، «بدنام» در شروع مسیر خود نشانه‌هایی از یک درام پرتنش را نشان می‌دهد و ادامه روایت می‌تواند تعیین‌کننده جایگاه نهایی آن در میان آثار شبکه نمایش خانگی باشد.

 

بازگشت کمال تبریزی با «بی‌عاطفه»


در میان آثار تازه، نام کمال تبریزی توجه بسیاری را جلب می‌کند. این فیلمساز که در سینما و تلویزیون تجربه‌های متعددی داشته، سریال «بی‌عاطفه» را برای شبکه نمایش خانگی ساخته است؛ مجموعه‌ای که این روزها انتشار آن آغاز شده و قسمت دوم نیز در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.تبریزی پیش از این با سریال «سرزمین مادری» در تلویزیون حضور داشت و سال‌ها قبل با مجموعه «ابله» نخستین تجربه خود در شبکه نمایش خانگی را رقم زده بود. «بی‌عاطفه» در ادامه همین مسیر شکل گرفته و تلاش دارد درامی عاطفی با لایه‌هایی از گذشته و کینه‌های قدیمی را روایت کند.

فیلمنامه این سریال توسط امیرعباس پیام نوشته شده و تهیه‌کنندگی آن را محمدصادق میرکریمی برعهده دارد. ترکیب بازیگران نیز از نکات قابل توجه پروژه است: رضا کیانیان، مریلا زارعی، مرجانه گلچین، بهاره کیان‌افشار و حامد بهداد از جمله چهره‌هایی هستند که در این مجموعه ایفای نقش می‌کنند.داستان «بی‌عاطفه» حول محور رابطه‌ای عاشقانه می‌چرخد که درگیر زخمی قدیمی از گذشته شده است. گذشته‌ای که همچنان برسرنوشت شخصیت‌ها سایه انداخته و مسیر زندگی آنان را دگرگون می‌کند. در دو قسمت ابتدایی، فضا و موقعیت‌های دراماتیک به تدریج شکل می‌گیرد و مخاطب با روابط میان شخصیت‌ها آشنا می‌شود.


در میان بازیگران، حضور رضا کیانیان و مرجانه گلچین بیش از دیگران به چشم می‌آید. تجربه و تسلط این دو بازیگر باعث شده برخی از صحنه‌های ابتدایی سریال جان بیشتری بگیرد. با این حال، هنوز برای قضاوت قطعی درباره مسیر داستان زود است و باید دید تبریزی در ادامه چگونه گره‌های دراماتیک را گسترش خواهد داد. پرسش اصلی این است که آیا «بی‌عاطفه» می‌تواند در ادامه به سریالی پرکشش تبدیل شود یا در حد یک درام معمولی باقی خواهد ماند.

 

«هزارتو»؛ ورود به بازی پیچیده قدرت 


ژانر جاسوسی در تولیدات سریالی ایرانی کمتر تجربه شده و همین موضوع باعث شده هر اثر تازه در این حوزه با کنجکاوی مخاطبان روبه‌رو شود. سریال «هزارتو» به کارگردانی سیدعلی هاشمی یکی از همین تجربه‌هاست که از طریق پلتفرم شیدا منتشر شده است. داستان این مجموعه در فضایی پر از روابط پنهان و بازی‌های قدرت شکل می‌گیرد؛ روایتی از شبکه‌ای پیچیده از ارتباطات که در دل شهری ظاهراً آرام جریان دارد. شخصیت‌ها درگیر رقابت‌هایی می‌شوند که مرز میان اعتماد و خیانت را باریک‌تر از همیشه می‌کند.در این مجموعه امیرحسین آرمان، یکتا ناصر، آن‌ماری سلامه و محیا دهقانی به ایفای نقش پرداخته‌اند.

ترکیب بازیگران نشان می‌دهد سازندگان تلاش کرده‌اند چهره‌هایی با تجربه‌های متفاوت را کنار هم قرار دهند تا فضای چندلایه داستان شکل بگیرد.با این حال، قسمت نخست سریال چندان موفق ارزیابی نشده است. برخی منتقدان بازی امیرحسین آرمان را دور از واقعیت دانسته‌اند و معتقدند لحن دیالوگ‌ها در بخش‌هایی حالتی شعاری پیدا می‌کند. چنین مواردی باعث شده شروع «هزارتو» با تردیدهایی همراه باشد.با وجود این نقدها، ساختار داستانی سریال ظرفیت تبدیل شدن به یک درام جنایی و جاسوسی جذاب را دارد. اگر در قسمت‌های بعدی شخصیت‌ها عمق بیشتری پیدا کنند و روایت از حالت کلیشه‌ای فاصله بگیرد، «هزارتو» می‌تواند به اثری قابل توجه در میان تولیدات نمایش خانگی تبدیل شود.

 

  بازگشت «هفت» پس از وقفه‌ای طولانی 


در میان آثار تازه، سریال «هفت» شاید بیش از بقیه با حس کنجکاوی مخاطبان همراه باشد. این مجموعه به کارگردانی کیارش اسدی‌زاده پیش از این فصل نخست خود را حدود دو سال قبل منتشر کرده بود و اکنون فصل تازه آن در برنامه پخش قرار گرفته است.داستان «هفت» درباره گروهی از جوانان است که یک اغذیه‌فروشی سیار دارند و زندگی روزمره خود را با شوخی‌ها و دغدغه‌های معمولی می‌گذرانند. همه چیز زمانی تغییر می‌کند که آنان وارد مهمانی بزرگی می‌شوند و اتفاقی ناگهانی مسیر زندگی‌شان را دگرگون می‌کند.

قتل یکی از اعضای گروه توسط مافیای مواد مخدر، نقطه عطفی در داستان است و همین حادثه گروه را به سمت تصمیمی خطرناک سوق می‌دهد؛ تصمیمی که آنان را وارد مسیری پرتنش برای انتقام می‌کند.در این مسیر، شخصیت‌ها با بحران‌های جدی روبه‌رو می‌شوند و روابط میانشان نیز دستخوش تغییر می‌شود. فضای داستان در فصل جدید می‌تواند تاریک‌تر و پیچیده‌تر از گذشته باشد؛ مسیری که بسیاری از سریال‌های جنایی در ادامه روایت خود طی می‌کنند.یکی از ویژگی‌های مهم «هفت» ترکیب گسترده بازیگران آن است.

 

چهره‌هایی مانند رضا کیانیان، مهدی هاشمی، نیکی کریمی، علی مصفا، امیر جعفری، هانیه توسلی، پانته‌آ بهرام، بابک حمیدیان، نازنین بیاتی و مینا ساداتی در این مجموعه حضور دارند. این فهرست بلندبالا نشان می‌دهد سازندگان برای جذب مخاطب به سراغ ترکیبی از نسل‌های مختلف بازیگری رفته‌اند.با وجود این، وقفه طولانی میان فصل اول و فصل جدید می‌تواند چالشی برای سریال باشد. بسیاری از مخاطبان باید دوباره با جهان داستانی «هفت» ارتباط برقرار کنند. پرسش مهم این است که آیا فصل تازه می‌تواند همان کشش اولیه را بازسازی کند و مخاطبان قدیمی را دوباره پای داستان بنشاند.

 

شبکه نمایش خانگی در مسیر تجربه‌های تازه


مرور این چهار سریال نشان می‌دهد شبکه نمایش خانگی همچنان در حال تجربه مسیرهای مختلف در روایت‌های سریالی است. از درام عاشقانه و خانوادگی تا داستان‌های جنایی و فضای جاسوسی، هرکدام تلاش دارند بخشی از سلیقه متنوع مخاطبان را پوشش دهند. در سال‌های اخیر پلتفرم‌های نمایش آنلاین به یکی از مهم‌ترین بسترهای تولید سریال در ایران تبدیل شده‌اند. آزادی نسبی در روایت، حضور بازیگران مطرح و امکان تجربه ژانرهای متفاوت باعث شده این حوزه برای فیلمسازان جذابیت ویژه‌ای داشته باشد. نتیجه این روند نیز افزایش تعداد سریال‌ها و رقابتی جدی میان پلتفرم‌ها برای جذب مخاطب است.

 

البته این مسیر بدون چالش هم نیست. بسیاری از مجموعه‌ها در قسمت‌های ابتدایی شروعی امیدوارکننده دارند اما در ادامه با افت روایت روبه‌رو می‌شوند. در مقابل، برخی آثار نیز با صبر و حوصله جهان داستانی خود را گسترش می‌دهند و به تدریج به سریال‌هایی موفق تبدیل می‌شوند.چهار سریال تازه نیز در همین نقطه قرار دارند؛ آغاز مسیری که هنوز سرنوشت نهایی آن مشخص نیست.

 

برخی از آنها با بازیگران شناخته‌شده و کارگردانان باسابقه وارد میدان شده‌اند و برخی دیگر در حال آزمودن ژانرهایی هستند که کمتر در تولیدات داخلی تجربه شده است. آنچه اهمیت دارد ارتباطی است که این آثار با مخاطب برقرار می‌کنند. اگر داستان‌ها بتوانند تماشاگر را با خود همراه کنند، شبکه نمایش خانگی بار دیگر نقش مهمی در فضای فرهنگی و سرگرمی جامعه ایفا خواهد کرد؛ نقشی که در سال‌های اخیر بیش از هر زمان دیگری پررنگ شده است.