عدنان عفراویان، پسربچه‌ای که با چشمان نافذ و بازی حیرت‌انگیز خود در شاهکار بهرام بیضایی، یعنی فیلم «باشو، غریبه کوچک»، برای همیشه در حافظه جمعی ایرانیان حک شد.


 

کودکی در میان نخلستان و جنگ؛ تولد یک ستاره ناخواسته

زندگی عدنان عفراویان با جنگ و آوارگی گره خورده است. او در اواسط دهه پنجاه در خانواده‌ای عرب‌زبان در جنوب ایران به دنیا آمد. سال‌های کودکی عدنان همزمان شد با آغاز جنگ تحمیلی؛ همان واقعه‌ای که بعدها بستر اصلی داستانی شد که او را به شهرت جهانی رساند.

عدنان برخلاف بسیاری از بازیگران که با تحصیلات آکادمیک یا کلاس‌های بازیگری وارد این عرصه می‌شوند، کاملاً بر اساس یک اتفاق و انتخاب هوشمندانه توسط بهرام بیضایی کشف شد. بیضایی برای نقش باشو، به دنبال کودکی می‌گشت که رنج جنگ را در چهره‌اش داشته باشد و لهجه و فیزیکش کاملاً با اتمسفر جنوب همخوانی داشته باشد. عدنان همان گمشده‌ای بود که بیضایی در میان کودکان جنگ‌زده جنوب پیدا کرد.

 


شروع بازیگری: باشو، غریبه‌ای که آشنا شد

در سال ۱۳۶۴، زمانی که عدنان تنها ۱۰ سال داشت، مقابل دوربین بهرام بیضایی رفت. فیلم «باشو، غریبه کوچک» داستان پسربچه‌ای جنوبی است که در جریان جنگ، خانواده‌اش را از دست می‌دهد و به پشت کامیونی پناه می‌برد که او را به شمال ایران می‌رساند. تضاد فرهنگی، زبانی و عاطفی میان باشو و نایی‌جان (با بازی درخشان سوسن تسلیمی)، یکی از زیباترین درام‌های تاریخ سینمای ایران را رقم زد.

 

عدنان در این فیلم بازی نکرد، بلکه زندگی کرد. استیصال او در برخورد با زبان گیلکی، ترسش از بمباران و در نهایت پیوند عاطفی‌اش با خانواده‌ای در شمال، چنان باورپذیر بود که منتقدان داخلی و خارجی را به تحسین واداشت. او با این فیلم به یک نماد تبدیل شد؛ نماد کودکانی که قربانی بی‌صدا و بی‌گناه جنگ هستند.

چرا عدنان در «باشو» درخشید؟

بسیاری معتقدند سادگی و بکر بودن رفتار عدنان جلوی دوربین، مدیون هدایت دقیق بیضایی بود. عدنان هیچ پیش‌زمینه‌ای از سینما نداشت و همین موضوع باعث شد تا ری‌اکشن‌های او کاملاً غریزی و انسانی باشد. سکانس‌هایی که او به زبان عربی با پرندگان صحبت می‌کند یا زمانی که سعی می‌کند به نایی‌جان بفهماند که مادرش را از دست داده، از جمله ماندگارترین لحظات بازیگری اوست.


زندگی شخصی، خانواده و وضعیت ازدواج

پس از پایان فیلمبرداری باشو، غریبه کوچک و اکران آن با چند سال تاخیر (در سال ۱۳۶۹)، عدنان به یکباره به شهرت رسید. اما این شهرت برای او نان و آب نشد. او به اهواز بازگشت تا در کنار خانواده‌اش زندگی کند.

 

عدنان در دوران جوانی ازدواج کرد و تشکیل خانواده داد. او اکنون دارای همسر و فرزند است. برخلاف آنچه بسیاری تصور می‌کنند که بازیگران سینما زندگی مرفه و مجللی دارند، زندگی شخصی عدنان با دشواری‌های اقتصادی همراه بود. او سال‌ها در یکی از فلکه‌های اهواز (لشکرآباد) دکه‌ای داشت که در آن سیگار، نوار کاست و اقلام کوچک می‌فروخت. این تضاد میان “ستاره سینما بودن” و “دکه‌داری در کنار خیابان” بارها سوژه گزارش‌های اجتماعی و مستندهای مختلف شده است.

او همواره از خانواده‌اش به عنوان بزرگترین حامی خود یاد کرده است، هرچند که گله‌مندی‌های زیادی از بی‌مهری مسئولان سینمایی نسبت به سرنوشت بازیگران کودک دارد.

 


علایق و فکت‌های جالب درباره عدنان عفراویان

  • زبان: او به زبان عربی و فارسی تسلط کامل دارد و در فیلم باشو نیز بخشی از دیالوگ‌های او به زبان عربی بود.

  • دوری از پایتخت: علیرغم پیشنهادات پراکنده‌ای که در سال‌های دور داشت، هرگز نتوانست یا نخواست که برای همیشه به تهران مهاجرت کند و ترجیح داد در خاک خودش، خوزستان بماند.

  • رابطه با سوسن تسلیمی: او در مصاحبه‌هایش همواره از سوسن تسلیمی با احترام یاد کرده و او را مانند مادر دوم خود در دنیای سینما می‌داند.

  • حسرت سینما: عدنان بارها اعلام کرده که سینما برای او هم یک موهبت بود و هم یک نفرین؛ چرا که او را با دنیایی آشنا کرد که بعداً در آن رها شد.


  • کارنامه هنری و فیلم‌شناسی

    بسیاری تصور می‌کنند عدنان عفراویان تنها در یک فیلم بازی کرده است، اما او تلاش‌هایی برای ادامه مسیر داشت که متاسفانه به دلیل نبود حمایت و دوری از مرکز، استمرار نیافت.

    فیلم‌های سینمایی:

    1. باشو، غریبه کوچک (۱۳۶۴ – اکران ۱۳۶۹): به کارگردانی بهرام بیضایی. نقش اصلی (باشو).

    2. عروس حلبچه (۱۳۶۹): به کارگردانی حسن کاربخش. عدنان در این فیلم نیز نقش‌آفرینی کرد اما نتوانست موفقیت باشو را تکرار کند.

    حضور در مستندها:

    در سال‌های اخیر، چندین مستندساز به سراغ او رفته‌اند تا وضعیت زندگی او را به تصویر بکشند. یکی از معروف‌ترین آن‌ها مستندی است که به وضعیت معیشتی او و دکه‌اش در اهواز می‌پردازد و حسرت‌های او را از زبان خودش روایت می‌کند.


    جوایز و افتخارات

    اگرچه عدنان عفراویان جایزه بین‌المللی بزرگی به صورت شخصی دریافت نکرد، اما فیلم «باشو، غریبه کوچک» در جشنواره‌های متعددی در سطح جهان (نظیر جشنواره فیلم فجر، جشنواره فیلم نیویورک و…) درخشید و همواره از بازی عدنان به عنوان یکی از ستون‌های اصلی موفقیت فیلم یاد شده است. در بسیاری از نظرسنجی‌های منتقدان سینمای ایران، نقش‌آفرینی او به عنوان بهترین بازی یک بازیگر کودک در تاریخ سینمای ایران انتخاب شده است.


    وضعیت کنونی: باشو بزرگ شده است

    امروز اگر به اهواز سفر کنید و به محله‌های قدیمی سر بزنید، شاید مردی میانسال با چهره‌ای شکسته اما چشمانی که هنوز برق “باشو” را دارد ببینید. عدنان عفراویان اکنون دور از هیاهوی سلبریتی‌ها، به زندگی عادی خود مشغول است.

     

    او در مصاحبه‌ای تلخ گفته بود: «سینما مرا به اوج برد و بعد به زمین کوبید.» این جمله‌ای است که بسیاری از بازیگران کودک سینمای ایران که در دوران طلایی کانون پرورش فکری کشف شدند، به زبان می‌آورند. با این حال، نام عدنان عفراویان با یکی از شریف‌ترین تصاویر صلح‌طلبی در سینمای جهان گره خورده است.