هفت صبح| در شرایطی که سایه جنگ و تقابلات منطقه‌ای اکنون در زندگی تمامی مردم ایران احساس می‌شود، نقش اقشار مختلف جامعه در حفظ روحیه ملی و ایستادگی اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. در این میان، هنرمندان به عنوان وجدان بیدار جامعه، رسالتی خطیر بر دوش دارند. روزنامه «هفت صبح» برای بررسی نقش هنر و به‌ویژه نقاشی و نگارگری در چنین روزهایی، به سراغ محمدعلی رجبی، استاد برجسته نقاشی و نگارگری ایرانی رفته است. او معتقد است که در میانه میدان نبرد، جای پرداختن به تلخی‌ها نیست و هنر باید راوی حماسه و مقاومت مردم باشد. در ادامه، مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید:

 

در شرایط فعلی و با توجه به مسئله جنگ، به نظر شما نقش و رسالت هنرمندان و به‌ویژه نقاشان در این برهه زمانی چیست؟
همان‌طور که تمامی ملت ایران در این شرایط نقش مهمی در ایستادگی مقابل دشمن دارند، هنرمندان نیز باید همین مسیر را طی کنند. البته سلاح هنرمند و وسیله مبارزه او، اثر هنری‌اش است. هر هنرمندی باید از طریق آثارش مردم را آگاه کرده و به دشمن ضربه بزند؛ یعنی باید یک روی آثارشان به سمت مردم و روی دیگر به سمت دشمن باشد.


در هر حال، وظیفه اصلی هنر در این شرایط دعوت مردم به مقاومت است. درست است که جنگ خسارت‌های زیادی به همراه دارد، اما آنچه در نهایت از یک جنگ به یادگار می‌ماند و پیروز میدان را مشخص می‌کند، این است که انسان‌ها بتوانند در برابر ظلم مقاومت کنند، پابرجا بمانند و دست دشمن را کوتاه کنند. باید به دشمنان بفهمانند که این ملت، ملتی نیست که بتوانند آنها را وادار به تسلیم کنند.

 

هنرمندان ما چه در عرصه نقاشی، چه گرافیک و چه سایر هنرهای تجسمی، زبانشان «زبان تصویر» است. اینجا است که می‌توانند از انواع تمثیل‌ها و تصویرسازی‌ها بهره ببرند؛ چه تصاویر واقعی، چه تصاویر آرمانی و نمادین و چه تصاویری که برگرفته از فرهنگ اصیل خودمان است. آنها باید با زنده نگه داشتن یاد و خاطره ایران عزیز و فرهنگ غنی آن، مردم را به ایستادگی دعوت کنند و دوشادوش سایر اقشار جامعه، در مسیر مبارزه حضور داشته باشند.

 

  در مورد هنر «نگارگری» چطور؟ آیا در این هنر که ذاتاً بیشتر با داستان‌های قدیمی و اساطیری سر و کار دارد هم می‌توان چنین نقشی ایفا کرد؟
قطعاً. هنرمند نگارگر می‌تواند با استفاده از نمادهای زیبایی که در فرهنگ‌مان داریم، مانند نمادهای حماسی رستم، شخصیت‌های اسطوره‌ای و اشعار حماسی فراوانی که در ادبیات‌مان وجود دارد، آثاری بدیع خلق کند. نیازی نیست هنرمندان این عرصه حتماً درگیر ساخت‌وسازهای پیچیده شوند؛ حتی می‌توانند با ساده‌کردن فُرم‌ها و روح بخشیدن به موضوعات حماسی، به این عرصه ورود پیدا کنند، بدون اینکه صورت اصیل هنر نگارگری آسیبی ببیند.

 

 اگر قرار باشد شخص شما این روزها اثری در قالب نگارگری خلق کنید، کدام مضمون برای‌تان در اولویت است؟ آیا به سراغ تصاویری مثل بمباران شهرها یا کودکان آسیب‌دیده می‌روید؟
من اصلاً با این رویکرد موافق نیستم. الان زمان عزاداری، پرداختن به تصاویر تلخ و مظلوم‌نمایی نیست. الان فقط زمان آن است که حماسه‌آفرینی‌های مردم، حضور پرشورشان در میدان‌ها و قدرت قوای مسلحمان را به تصویر بکشیم. اینها مهم‌ترین موضوعاتی است که باید حتماً به آنها پرداخته شود. ما باید مردم را به حضور در صحنه دعوت کنیم. همانطور که سردار موسوی بزرگوارمان فرمودند: «ما مرزها را حفظ می‌کنیم، شما هم شهرها را حفظ کنید.» هنرمندان باید اینگونه وارد میدان شوند و در وسط میدان نبرد، سخن بگویند. جای مظلوم‌نمایی نیست؛ الان فقط باید از «حماسه» سخن گفت. ان‌شاءالله پس از پیروزی، فرصت برای یادآوری خاطرات تلخ و پاسداشت شهدا و آسیب‌دیدگان در قالب‌های مختلف هنری فراهم خواهد بود.

 

 در پایان اگر نکته‌ای ناگفته مانده ‌ یا توصیه‌ای دارید، بفرمایید.
ان‌شاءالله شما و همکاران‌تان در عرصه رسانه توفیق پیدا کنید تا با بهترین زبان و بیان، این ماجراها و حماسه‌ها را زنده نگه دارید. رسالت شما این است که در برابر کسانی که در زمان جنگ به دلیل ترس یا هر دلیل دیگری همسو با مردم و مسیر اصلی جامعه حرکت نمی‌کنند، روشنگری کنید. همچنین کسانی که منافقانه عمل می‌کنند را به مردم بشناسانید. امیدوارم رسانه‌های ما در خط مقدم این نبرد، بتوانند زحمات و ایستادگی مجموعه ملت ایران و رهبری‌های حکیمانه موجود را به بهترین شکل به تصویر بکشند و معرفی کنند.
 

روایت یک ملت با رنگ و تصویر


جنگ که آغاز می‌شود، زندگی مردم در ابعاد گوناگون تغییر می‌کند. خیابان‌ها، خانه‌هـــا، گفت‌وگوها و حتی سکوت‌ها رنگ دیگری می‌گیرند. در چنین زمان‌هایی هنر هم از این تغییرات دور نمی‌ماند. هنرمندان تجسمی به‌عنوان بخشی از جامعه فرهنگی کشور، در برابر این شرایط نقشی فراتر از خلق آثار شخصی دارند. جامعه در روزهای بحران به تصویر، روایت و امید نیاز دارد؛ چیزی که هنر می‌تواند به‌خوبی فراهم کند. ایران امروز در شرایطی قرار گرفته که حملات آمریکا و اسرائیل فضای عمومی کشور را تحت تأثیر قرار داده است.

 

فشار روانی، نگرانی برای آینده و اضطراب روزمره در میان مردم دیده می‌شود. در چنین فضایی، هنرهای تجسمی می‌توانند به زبانی برای همدلی و بازنمایی تجربه جمعی تبدیل شوند. نقاشی، گرافیک، تصویرسازی، عکاسی و هنرهای جدید این توانایی را دارند که احساسات عمومی جامعه را ثبت کنند و به حافظه تاریخی یک ملت شکل بدهند. هنرمند تجسمی در چنین مقاطعی صرفاً یک تولیدکننده اثر هنری نیست؛ او شاهد زمانه خویش است. تاریخ هنر جهان نشان می‌دهد که بسیاری از آثار مهم در دوره‌های بحران و جنگ خلق شده‌اند. از پوسترهای جنگ جهانی گرفته تا نقاشی‌ها و عکس‌هایی که رنج و مقاومت مردم را ثبت کرده‌اند، هنر همیشه بخشی از روایت اجتماعی بحران بوده است.

 

هنر به‌عنوان زبان همدلی


در روزهای جنگ، جامعه بیش از هر زمان دیگری به همبستگی نیاز دارد. هنرهای تجسمی می‌توانند به پلی میان هنرمند و مردم تبدیل شوند. انتشار آثار در فضای عمومی، نمایشگاه‌های آنلاین، پوسترهای اجتماعی، طراحی‌های گرافیکی برای تقویت روحیه عمومی یا حتی ثبت لحظه‌های زندگی روزمره در شرایط دشوار، همگی شکل‌هایی از مشارکت فرهنگی در زمان بحران به شمار می‌آیند. هنرمندان تجسمی ایرانی در سال‌های گذشته بارها نشان داده‌اند که نسبت به مسائل اجتماعی حساس هستند.

 

اکنون نیز چنین فرصتی وجود دارد که هنر به زبان امید، پایداری و همدلی تبدیل شود. تصویری که یک هنرمند خلق می‌کند می‌تواند فراتر از یک اثر شخصی عمل کند و به بخشی از روایت جمعی مردم بدل شود. از سوی دیگر، ثبت تجربه‌های بصری این روزها اهمیت تاریخی دارد. نسل‌های آینده برای درک آنچه بر جامعه گذشته است، به اسناد فرهنگی و هنری نیاز خواهند داشت.

 

آثار هنری می‌توانند بخشی از این حافظه باشند؛ حافظه‌ای که احساسات، ترس‌ها، مقاومت‌ها و امیدهای یک ملت را در دل خود نگه می‌دارد. در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی هنرمندان تجسمی معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند. حضور فعال در فضای فرهنگی، تولید آثاری که با جامعه ارتباط برقرار کنند و ثبت تجربه‌های انسانی این روزها، می‌تواند سهمی ارزشمند در شکل‌گیری روایت فرهنگی این دوران داشته باشد. هنر در روزهای سخت، راهی برای دیدن، فهمیدن و کنار هم ایستادن است.