روزنامه فرهیختگان مصاحبه نسبتا مفصلی با احمد علمالهدی انجام داده است. بخشهایی از اظهارات او را می خوانید:
* در دولت روحانی مطرح کردند که شلوغی مشهد در آن سالها از طرف ما بوده است و ما مردم را علیه دولت تهییج کردیم. درصورتیکه شلوغیها ابتدا در تهران بود و نه مشهد. هفته قبلش هم در نمازجمعه گفته بودم که اهانت به رئیسجمهور شرعا جایز نیست چون رئیسجمهور منصوب حجت امام زمان(عج) است و کسی حق ندارد توهین کند. در مواضع مختلف نسبت به دولت ایشان نقدهایی داشتیم و همین بهانه به دستشان داده بود. استانداری وقت به من گفته بود که از دفتر رئیسجمهور خواستهاند که شرح گفتههای شما را برای آنها بفرستیم، حتی شنیدم که ایشان کلاسوری تهیه کرده از نقدهایی که من علیه دولت مطرح میکردم و گفتند میخواهد این را ببرد محضر آقا. درمقابل البته ما هم حمایتهایی که از دولت داشتیم را سرجمع کردیم و برای دفتر آقا فرستادیم. آن مقداری که من از آن دولت حمایت کردم، از دولت سیزدهم نکردم.
* الان فکر میکنند چون رئیس دولت قوم و خویش من است، من به دولت نقد نمیکنم. چشم نقدبین ندارند اینها. در صورتی که سه هفته حرف من مساله معیشت مردم بود. حتی وقتی وزیر اقتصاد مشهد بود به ایشان گفتم خودتان اقتصاددان هستید و متوجه هستید که مقصد اقتصاد کلان با اقتصاد خرد فرق میکند. مساله ثبات معیشتی برای ما مهم است. اینکه معیشت را به مسائل اقتصاد کلان گره زدید؛ مخالفیم.
*مردم خطبههای ما را گوش نمیدهند، نمازجمعه هم که شرکت نمیکنند و حتی خطبهها را از تلویزیون گوش نمیدهند ولی در عوض هر چیزی که دیگران نوشتند و آن را تیتر کردند، همان را به حساب ما میگذارند. خب ببینید کسی این پنج جلسه را که ما برای معیشت به دولت سیزدهم نقد کردیم نمیبیند و فکر میکنند ما به دولت نقد نمیکنیم.
*دولت فعلی در بعضی مواضع فرهنگی مثل عفاف و حجاب جلو نیامده و به آن نقد دارم که چرا در مسائل فرهنگی مرتبط با عفاف و حجاب، هم دولت و هم مجلس و هم قوه قضائیه جدیتر از این برخورد نمیکنند. لایحه عفاف و حجاب را بنده در خطبهها نقد کردم و لایحه را برگرداندند. در جریان اقتصاد کلان دولت موفق بوده است، مساله ارز 4200 تومانی و گرفتن یک بازار از دست سودجویان مساله کوچکی نبود. در عین حال الان مساله ما «اقتصاد معیشتی» است. من یک منطق اقتصادی دارم و آن این است که مساله ثبات معیشتی به توسعه اقتصادی نباید گره بخورد. این دو با هم فرق میکند.
*مدیریت معیشت مردم هم کار سادهای است، کار مشکلی نیست. مثلا حل مشکل خودرو خیلی سادهتر از اینهاست؛ با ایجاد یک میدان رقابت توان خارجی با یک توان بالای داخلی و توسعه میدان رقابت، مشکل بازار خودرو حل میشود. خب باید دولت ریسک کرده و این توسعه رقابت را ایجاد کند. در ماجرای مسکن همین فرمان دولت درست است فقط باید سرعت بیشتری بدهد. چیزی که درآمد مسکن را بالا برده، درآمد مترتب بر مسکن است. اگر بتوانیم آن را کنترل کنیم مشکل مسکن هم حل میشود. هر چیزی یک راهی دارد.
* در انتصابات استان جاهایی که تردید دارند میپرسند که «شما این را تایید میکنید یا نه؟» جایی که تردید ندارند سوال نمیکنند. رئیس دادگستری جدید را اینجا مشخص کردند، یک سوال هم از من نکردند. برای استاندار از من سوال کردند که ایشان چطور آدمی ست؟ و من فقط گفتم «ایشان فرمانده سپاه بوده، آدم باتقوایی است، متدین است.» شاید در مقام مشورتکننده با من مشورت کنند اما اینکه بگویند مثلا با نظر شما میخواهیم فلان شخص را منصوب کنیم، خیر؛ اینگونه نبوده است.
* اینطور نیست که بگویم منتقدانم تماما ضدانقلاب هستند؛ خیر. منتها منتقدانی که در فضای باز انتقاد میکنند این را مدنظر داشته باشند که از این انتقاد ولو بحق آنها چه کسی بهرهبرداری میکند؟ وقتی بیبیسی و ایراناینترنشنال حرف اینها را منتقل میکند باید بدانند که همصدا نشوند با اینها. من و شما اگر به هم انتقاد داریم که نمیرویم سر چهارراه یقه هم را بگیریم. ما برادریم. اینکه حرف در فضای مجازی بپیچد مثل یقه گرفتن سر چهارراه است. الان اگر مجموعه انتقادها به بنده را بررسی کنید، میبینید که درصد بسیار کمی از سوی متدینان و دوستان است. مدیرکل اطلاعات استان سال 1401 آمد پیش من و گفت در یکماه 33 هزار پست و پیام علیه شما بیان شده است. هزار نفر هم فعال بودند ولی 20 درصد مربوط به داخل و 80 درصد خارجی بوده است. حالا گاهی این 5 درصد دوستان طوری انتقاد میکنند که 95 درصد دشمن اسلام با اینها همنوایی میکنند. * ما قائل به مردمسالاری دینی هستیم. ولی اگر مردم یک چیز گفتند و دین یک چیز دیگر گفت یا تکلیف دینی ما چیز دیگری ایجاب کرد، خب ما هیچوقت بهخاطر مردم و خوشایند مردم، دین را کنار نمیگذاریم. اولا میگویند مردم. کدام مردم؟ ما به مردمسالاری دینی قائل هستیم، نه مردمسالاری لیبرال. اگر مردم دینی چیزی بگویند صددرصد حرف آنها برای ما مقدم است. الان تمام لائیکها حرف از مردم میزنند. ما جریان لائیک را به حساب مردم نمیگذاریم. ما متدینان را به نام «مردم» میشناسیم. برای ما آن مردم لائیک موضوعیت ندارند، مردمِ متدین موضوعیت دارند. اگر متدینان بر مبنای دینی از حرف من خوششان نیامد من حتما باید حرفم را کنار بگذارم یا باید عذرخواهی کنم که چرا متدینان خوششان نیامده است.
* انتظار دارید شهر 10تا امامجمعه داشته باشد؟ شهر یک امامجمعه دارد. اینطور هم نیست که منتقدان تریبون نداشته باشند. حداقلش اینست که الان همه در فضای مجازی میتوانند حرف بزنند. حالا اینکه مردم حرفشان را گوش نمیدهند، تقصیر من چیست. بنده با موضع دین حرف میزنم، حتی فتاوای شخصی خودم را در خطبه نماز جمعه دخالت نمیدهم. صریح بگویم، ما در این شهر جریانی داریم به نام جریان قدرت و ثروت. ظرفیتی برای توسعه قدرت و ثروت در این شهر هست. میلیونها زائر ایرانی و خارجی در سال به مشهد میآیند. این جریان قدرت و ثروت میخواهد از این ظرفیت استفاده کند. میخواهد هر برنامه تفریحی که دارد را اینجا پیاده کند و از اینجا پول ببرد. خب بنده مقابل این میایستم.
*اگر ممانعت من از کنسرت نبود، اینجا تبدیل میشد به بازار کنسرت کشور. یعنی همه کنسرتها میآمد اینجا. آنوقت زائر خارجی میآید اینجا تا کنسرت ما را گوش بدهد. حالا نهتنها کنسرت، مسائل دیگر هم داریم که کنسرت در برابر آن چیزی نیست. کسی که مشهد میآید برای زیارت باید بیاید. اگر برای عیاشی میخواهد بیاید، جا برای عیاشی فراوان است اما در اینجا فرهنگ امام هشتم باید حفظ شود. اینجا جزیره کیش نیست که وسطش یک گنبد طلا باشد.
*توجه داشته باشید که کنسرت موسیقی، فقط موسیقی نیست. الان کنسرت در کشور ما مبدل شده است به موسیقی جمعی. موسیقی جمعی حواشی منکر دارد که ربطی به خود آن نوا ندارد. گاهی من خودم کارهای آقای سراج را گوش میدهم. اما اینکه بگوییم کنسرت آقای سراج آزاد، نه نمیشود. اینجا دیگر کسی به کنسرت آقای سراج گوش نمیدهد. بلکه با اعمال و حواشیاش اینجا میشود کانون منکرات.
* من موسیقی جمعی را قبول ندارم. ببینید، اینجا اگر کنسرت راه بیفتد، تبدیل به بازار کنسرت خواهد شد. خب یک چیزی که فرهنگ و اساس یک شهر را به هم میزند، چرا راه بیندازیم؟ من حتی در شهرسازی اینجا نقد دارم. الان ببینید که حرم مطهر انگار گوشه شهر است، خب جهت توسعه شهر باید اصلاح شود.*من از اینکه در این مدت چیزی از موقوفات بهحساب من واریز شده خبر ندارم. از این محاسبات اطلاعی ندارم. الان هم که حسابی شخصی نداریم، هر چه واریز میشود به حساب خود موقوفه است.
*(در پاسخ به این سوال که اگر نحبگان از شما بخواهند درآمد موقوفه را شفاف سازی کنید آمادگی دارید؟)یک مقام شرعی باید این را درخواست کند. ما مشکلی با شفافسازی نداریم اما مسئولش هم نیستیم. ما مسئول نخبگان نیستیم. ما مسئول دستگاه شرعی هستیم. اگر یک مقام قانونی و شرعی این را از ما بخواهد، صورت هزینهها را میدهیم. عمدتا مصارف در مصارف فرهنگی است. بیشتر در موارد حوزه و طلبهها مصرف میشود. جز مسجد گوهرشاد مصرف دیگری نداریم. یک هزینه دیگر هم داریم که به دستور آقاست؛ تغذیه طلاب استانهای خراسان و سیستانوبلوچستان را تامین کنیم. البته به آقای خاموشی دستور دادند از مسیر موقوفاتی که برای طلاب هست این هزینهها را بدهید. هزینه طلبههای شبخواب که مجرد هستند در مدارس تامین شود و ما از یک بند وقفنامه این را استخراج کردیم که این هزینه را میتوانیم به این مصرف برسانیم. در ششماه اول ما حدود 17 میلیارد تومان در این محل مصرف کردیم.
*بخشی مربوط به مصارف اجتماعی خود دفتر است؛ مثل روضههایی که در دفتر داریم. قسمت دیگر در خیرات برای فقرای حوزه طلاب است. یک مقدار برنامه امدادی هست. اینهایی که بیماران خاص هستند در حوزه علمیه. اینها ثبت شده. مثلا 200 طلبه را کمک جهیزیه دادیم. الان خدمات حوزه به ما 2، 3 میلیارد صورتهزینه داده که ما کمک کنیم. خب ما این را انتشار بدهیم، چه اتفاقی میافتد؟ چه بسا بخشی از این افراد ناراحت بشوند. این با ارزشهای ما نمیخواند که ما خیراتی که داریم را اعلام کنیم. بنده در قبال کسی مسئول نیستم که پاسخ بدهم، گفتن من به معنای تظاهر است.کسانی اگر به ما بدبین هستند، خب بشوند. اگر میخواهند بدانند، سامانه اوقاف اینها را منتشر میکند.



