
هفت صبح| شبکه منوتو دوباره تعطیل شد. تعطیلی منوتو فرصتی است برای مرور کارنامه رسانهای شبکهای که سالها در میان مخاطبان ایرانی موافقان و مخالفان فراوانی داشت. شبکهای که از سال ۲۰۱۰ فعالیت خود را در لندن آغاز کرد و طی بیش از یک دهه به یکی از شناختهشدهترین رسانههای فارسیزبان خارج از کشور تبدیل شد. اگرچه مدیران شبکه، مشکلات مالی و دشواری ادامه فعالیت را دلیل توقف پخش عنوان کردهاند، اما بسیاری از ناظران معتقدند داستان افول منوتو فراتر از مشکلات مالی است.
منوتو مهرماه ۱۳۸۹ توسط کیوان عباسی و مرجان عباسی راهاندازی شد. این شبکه از همان ابتدا مسیر متفاوتی را در مقایسه با بسیاری از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور در پیش گرفت. در حالی که بخش مهمی از شبکههای ماهوارهای بر برنامههای سیاسی و خبری متمرکز بودند، منوتو تلاش کرد با ترکیبی از سرگرمی، مستند، مسابقه، برنامههای خانوادگی و اخبار، مخاطب جذب کند.
اما در کنار موفقیتها، حاشیهها نیز از همان سالهای نخست با منوتو همراه بود. یکی از مهمترین پرسشهایی که همواره درباره این شبکه مطرح میشد، به منابع مالی آن باز میگشت. کیفیت تولیدات، تنوع برنامهها و هزینههای بالای راهاندازی و اداره یک شبکه ماهوارهای در لندن، این پرسش را به وجود آورده بود که منوتو چگونه هزینههای خود را تأمین میکند.
بسیاری از برنامههای این شبکه از جمله مسابقات، شوی تلویزیونی ، مستندهای اختصاصی و ویژهبرنامههای مناسبتی در سطحی تولید میشدند که نیازمند سرمایهگذاری قابل توجه بودند. این موضوع بهویژه در برنامههای نوروزی منوتو بیشتر به چشم میآمد. ویژهبرنامههایی که با دکورهای پرهزینه، اجرای حرفهای، حضور چهرههای شناختهشده، آیتمهای متنوع سرگرمی، مسابقات متعدد و تولیدی روی آنتن میرفتند. همین باعث شده بود بسیاری از ناظران و مخاطبان درباره پشتوانه مالی شبکه کنجکاو باشند و بارها درباره منابع تأمین بودجه آن پرسشهایی مطرح شود.
مدیران شبکه هرگز بهطور کامل درباره سرمایهگذاران و شیوه تأمین مالی خود توضیح ندادند. برخی رسانهها و نهادهای رسمی در داخل ایران، این شبکه را متهم به دریافت حمایت مالی از دولتهای خارجی میکردند. البته مدیران منوتو این موضوع را رد میکردند.
اما جهتگیری سیاسی شبکه نیز به مرور پررنگتر شد. منوتو در سالهای نخست بیشتر بر سرگرمی و برنامههای سبک زندگی تمرکز داشت، امابه تدریج تولیدات سیاسی و تاریخی آن افزایش یافت. مستندهای مربوط به دوران پهلوی، برنامههای تحلیلی و پوشش رویدادهای سیاسی ایران باعث شد بسیاری از منتقدان، این شبکه را نزدیک به جریان پادشاهیخواه ارزیابی کنند.
با این حال، شاید مهمترین چالش منوتو در سالهای اخیر در عرصه جهت گیریهای رسانهای و اقتصاد رسانه شکل گرفت. فضای رسانهای جهان طی یک دهه گذشته دگرگون شده است. مخاطبانی که قبلا ساعتها پای شبکههای ماهوارهای مینشستند، اکنون بخش عمده زمان خود را در یوتیوب، اینستاگرام، تلگرام، تیکتاک و پلتفرمهای آنلاین سپری میکنند.
این تغییر، مدل کسبوکار بسیاری از شبکههای تلویزیونی را با چالشهایی روبهرو کرده است. منوتو نیز از این قاعده مستثنا نبود. هزینههای سنگین تولید برنامه، اجاره استودیو، نیروی انسانی، پخش ماهوارهای و زیرساختهای فنی در شرایطی ادامه داشت که بازار تبلیغات سنتی روزبهروز کوچکتر میشد. از این منظر، حفظ یک شبکه تلویزیونی با ساختار کلاسیک، دشوارتر از گذشته بود.
مدیران منوتو در چند مقطع از مشکلات مالی سخن گفتند و حتی در دورهای از مخاطبان درخواست حمایت مالی کردند. اما این توضیحات نتوانست همه ابهامات را روشن کند. منتقدان میگفتند شبکهای که همچنان توانایی تولید مستندهای پرهزینه و برنامههای حرفهای را دارد، نمیتواند صرفاً به دلیل کمبود منابع مالی از ادامه فعالیت بازبماند.
درعین حال برخی تحلیلگران از پدیدهای به نام «فرسودگی رسانهای» سخن میگویند.
به باور آنان، منوتو به مرور بخشی از جذابیت اولیه خود را از دست داد. تکرار سوژهها، کاهش نوآوری در برنامهسازی و تمرکز بیش از حد بر موضوعات سیاسی موجب شد بخشی از مخاطبان احساس کنند شبکه دیگر حرف تازهای برای گفتن ندارد.اظهارات اخیر یکی از مجریان منوتو نیز تا حدی این برداشت را تقویت کرد. او در یکی از برنامهها با اشاره به تکراری شدن موضوعات روز گفت که حتی انتخاب تیتر برنامهها نیز دشوار شده و بسیاری از بحثها دیگر تازگی گذشته را ندارند.
ریزش مخاطب از تغییر مسیر به حوزه سیاست
نکته دیگر این که فضای سیاسی سالهای اخیر تأثیر قابل توجهی بر جایگاه و اعتبار شبکه منوتو گذاشت. این شبکه که در سالهای نخست فعالیت خود بیشتر با برنامههای سرگرمی، مسابقهها، مستندها و تولیدات فرهنگی شناخته میشد، به تدریج وارد عرصه تحلیل و کنش سیاسی شد که پیش از آن هویت اصلیاش محسوب نمیشد. این تغییر مسیر، بخشی از مخاطبان قدیمی را که برای سرگرمی و برنامههای خانوادگی به منوتو روی آورده بودند از این شبکه دور کرد.
پوشش یکسویه برخی رویدادهای سیاسی و بهویژه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، انتقادهای زیادی را متوجه این شبکه کرد. منوتو در جریان این تحولات نتوانست تصویری متوازن و چندجانبه ارائه دهد. بهخصوص در جریان جنگ، این شبکه هیچگاه حملات نظامی دشمنان ایران را محکوم نکرد و در عین حال فرصت چندانی در اختیار منتقدان جنگ یا کسانی که نگاه متفاوتی به این درگیری داشتند قرار نداد. طبیعی است که برای مخاطبان این شائبه به وجود بیاید که آیا منوتو همچنان یک رسانه است یا به تریبونی برای بازتاب یک دیدگاه سیاسی خاص تبدیل شده است.
این تغییر رویکرد در ماههای پایانی فعالیت شبکه بسیار بیشتر از گذشته به چشم آمد. بسیاری از برنامهها که زمانی بر پایه سرگرمی و تولیدات متنوع شکل گرفته بودند، جای خود را به گفتوگوهای سیاسی و تحلیلهای روزمره دادند. در نتیجه، شبکهای که زمانی با تولیدات پرهزینه و برنامههای خلاقانه شناخته میشد، به مرور به فضایی محدود با چند مجری ثابت و گفتوگوهای تکراری تبدیل شد. حتی در این دو سه ماه اخیر این احساس به وجود آمد که لحن برخی مجریان نیز تغییر کرده است. عصبانیتهای مکرر مقابل دوربین، پرخاشگری در بحثها و طرح دیدگاههایی که اصلا و ابدا تحلیل کارشناسی نبود و برعکس رنگ و بوی موضعگیری سیاسی داشت.
خب همه این مسائل به تدریج بر اعتبار حرفهای شبکه سایه انداخت. برخی از چهرههایی که سالها به عنوان مجریان برنامههای سرگرمی و فرهنگی شناخته میشدند، ناگهان در نقش تحلیلگر سیاسی و کنشگر رسانهای ظاهر شدند. این که یک مجری از شعر یادت نره ناگهان یک کارشناس تمام عیار سیاست بشود برای مخاطبان قابل پذیرش نیست. چون قطعا بینندگان انتظار دارند تحلیل مسائل پیچیده سیاسی و بینالمللی از سوی کارشناسان و متخصصان انجام شود. نمیشود که یک مجری حوزه سرگرمی ناگهان استاد مسلم سیاست شود.
مجموع این عوامل باعث شد منوتو در یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران نتواند اعتماد مخاطبان خود را حفظ کند. رسانهای که سالها برای ساختن یک برند معتبر تلاش کرده بود با چالش کاهش اعتماد و ریزش مخاطب روبهرو شد. البته که این چالش در کنار مشکلات مالی و تغییرات گسترده در بازار رسانه در تصمیم مدیران شبکه برای توقف فعالیت بیتأثیر نبوده است.
داستان منوتوگویای این است که موفقیت و محبوبیت امروز، هیچ تضمینی برای بقا در آینده نیست. شبکهای که زمانی توانسته بود با برنامههای سرگرمکننده و تولیدات متفاوت، مخاطب جذب کند، سرانجام به نقطهای رسید که ادامه فعالیت برایش دشوار شد.


