
گروه سیاسی| ایران به تازگی به مواضع گروه تجزیهطلب کومله در اقلیم کردستان عراق حمله کرد تا از یک سو توان نظامی آنها تضعیف شود و از سوی دیگر قدرت هرگونه عملیات از آنها گرفته شود. آن طور که یکی از سران این گروه تجزیهطلب گفته، در حملات ایران تعدادی از نیروهای آنها کشته و تعدادی نیز زخمی شدهاند. خبرگزاری المیادین نیز گزارش داده است که در اقلیم کردستان عراق در سلیمانیه، بزرگترین شرکت گازی طرف قرارداد با یک شرکت گازی آمریکایی مورد هدف قرار گرفته است.
علیرضا کمیلی، کارشناس مسائل غرب آسیا درباره دلایل، ابعاد، نتایج حمله اخیر ایران به مواضع گروه جداییطلب کومله به «هفت صبح» گفت: «به دلیل گلایههای مکرری که ترامپ مطرح کرد؛ مبنی بر اینکه ما سلاح، پول و امکانات در اختیار کردهای عراق قرار دادیم و اتفاقی رخ نداد، اکنون آنها میخواهند به هر نحوی اقدامی انجام دهند. البته برخی میگویند ترامپ از ترکیه خواسته است به گروههای مسلح کرد کمک کند، اما من معتقدم جریانی مانند جریان عبدالله مهتدی که اکنون انگیزه اقدام دارد، نزد حامیان غربی خود دچار بحران مشروعیت شده است زیرا به آنها گفته شده اگر در این شرایط حساس که فرصتی تاریخی ایجاد شده، حمله نکنند و اقدامی انجام ندهند، دیگر از حمایت برخوردار نخواهند شد.

نکته دوم این است که چرا چنین اتفاقی رخ نداد. تجربه مظلوم عبدی (فرمانده نیروهای سوریه دموکراتیک) در سوریه پیام تلخی برای کردها داشت زیرا او را وادار کردند با جولانی همکاری کند، در حالی که قرار بود جریانی مستقل باشند و منطقهای مستقل در سوریه، ترکیه، ایران و عراق شکل بگیرد. آمریکاییها با این رفتار، خاطرهای تلخ برای آنها بر جای گذاشتند و همین مسئله باعث شد اعتمادشان به آمریکا از بین برود».
او ادامه داد: «نکته بعد اینکه واقعیت میدانی چیز دیگری است. آنها میدانند هر تعداد نیرو هم وارد کنند، در نهایت کشته خواهند شد. اکنون دیگر شرایط، مانند روزهای پس از پیروزی انقلاب که جمهوری اسلامی با بیثباتی و ضعف روبهرو بود، نیست و امروز جمهوری اسلامی نظامی مستقر است و در برابر قدرتمندترین جریان آمریکایی ایستاده است.
شاید مردم ندانند که اسرائیل و آمریکا در جنگ ۴۰ روزه بسیاری از پاسگاههای استان کردستان را زدند به تصور اینکه، مردم به خیابانها میآیند، اما روشن است که مردم کرد با آنها همراهی نمیکنند. ممکن است عدهای از کردهای ایران از جمهوری اسلامی ناراضی باشند، اما با آن گروهها هم، همراه نمیشوند. از سوی دیگر، اگر اقدامی از سوی تجزیهطلبان انجام شود، به سرعت از سوی دهها هزار نیروی مسلح جمهوری اسلامی سرکوب خواهند شد».
این تحلیلگر مسائل منطقهای درباره اینکه آیا واقعا به کردها اسلحه داده شده بود یا خیر، گفت: «به نظرم سلاحها طی چند سال وارد ایران شده است و این موضوع مربوط به امروز و دیروز نیست. این گروهها، چه بهطور مستقیم و چه غیرمستقیم، به آمریکا متصل هستند و از حمایت آمریکا و گاهی نیز برخی کشورهای اروپایی برخوردارند. حتی گفته میشد در نشستهایی که با اروپاییها داشتند، میان این گروهها و منافقین ارتباطاتی شکل گرفته و همکاریهایی انجام شده است.
اصل این همکاری وجود داشته، اما اینکه بتوانند عملیاتی انجام دهند که برایشان دستاورد موثری داشته باشد، ممکن نبوده است. آنها بیشترین اقدامی که میتوانند انجام دهند، همان عملیاتهایی است که گاهی در مناطق غربی کشور انجام میدهند؛ مانند حمله به یک پاسگاه یا ترور یک فرد. خودشان نیز میدانند اگر با قدرت متمرکز وارد عمل شوند، نیروهایشان را از دست خواهند داد و سرکوب میشوند».
او درخصوص ارتباط جداییطلبان با منافقین گفت:«پس از اتفاقات سال ۱۴۰۱، شاهد نوعی تغییر راهبرد درمیان آنها بودیم. اگرچه حامیان اصلی آنها غربیها هستند، اما اسرائیلیها نیز با اشراف اطلاعاتی خود مستقیما وارد میدان شدند. دشمن دو هدف را دنبال میکرد؛ نخست اینکه همه گروهها را ذیل رهبری پسر پهلوی قرار دهد و دوم اینکه آنها را از غرب تا شرق و از شمال تا جنوب کشور منسجم کند، با این امید که به آخر خط رسیدهاند و باید یکصدا شوند؛ اقدامی که در عمل اثر میدانی قابلتوجهی نداشت. با این حال، آنچه درباره حمایت منافقین و اسرائیل از گروههای تجزیهطلب مطرح میشود، بیش از هر چیز ماهیت اطلاعاتی دارد».
کمیلی در پایان درباره اینکه آیا حملات ایران به گروههای کرد تجزیهطلب مستمر است یا مقطعی، گفت: «در حال حاضر شاهد جریان قدرتمند و اثرگذاری در میان گروههای جداییطلب کرد نیستیم، اما ایران هر از گاهی این گروهها را هدف قرار میدهد و به تضعیف آنها ادامه خواهد داد».








