
هفت صبح،افشین امیرشاهی| ایران امروز وضعیت خاص و متفاوتی دارد. به جرات میتوان گفت که ایران در یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخی خود ایستاده است. در این مقطع کشورمان با انباشت مطالبات مردمی، انواع ناترازیها، فشارهای سنگین بیرونی، تحریم، بیاعتمادی گسترده مردم در پی فرسایش سرمایه اجتماعی بهدلیل خطاهای مدیریتی و سیاستی طی سالهای گذشته مواجه است. ایران درحال حاضر با وضعیت اقتصادی بسیار شکننده در پایینترین سطح درآمد ارزی خودش مواجه است.
اکنون مردم قدرت خرید ندارند و زندگیشان با دشواری پیش میرود. تورم امان مردم را بریده و تشدید تحریمها شهروندان را تحت فشار سنگین قرار داده است.یکی از موضوعهای مهم ایران در سالهای گذشته به حق اعتراض مردم برمیگردد. مردم در شرایط گوناگون چگونه اعتراض کنند؟ اعتراض به گرانیهای روز افزون، مشکلات معیشتی و نحوه اداره کشور از چه کانالهایی و به چه صورت انجام شود؟
مشکلات کشور انکار شدنی نیست
اکنون که جامعه با مشکلات عدیدهای مواجه است که انکارشان شدنی نیست. درواقع انکار مشکلات دیگر امکانپذیر هم نیست. بنابراین اعتراض به وضعیت جامعه را میتوان یک خواسته مهم و یک امیدواری به رفع مشکلات دانست. اعتراض کسبوکارها، اصناف و مردم از این زاویه نشانه یک جامعه زنده است که به دنبال تغییر و اصلاحات است. از این رو لازم است که این اعتراضها را به رسمیت بشناسیم و اعتراضات مدنی را تایید کنیم.
مهمترین اعتراضات مدنی بعد از انقلاب
در تاریخ چهل و هفت ساله جمهوری اسلامی شاهد اعتراضهای مدنی به شکلهای مختلف بودهایم. اولین اعتراضها در سالهای نخست پیروزی انقلاب رخ داد. اعتراضات ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ که در پاسخ به انتقاد از عزل بنیصدر، رئیسجمهور وقت صورت گرفت که با حوادثی همراه بود. اما رخدادهای پس از انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸ را میتوان یکی از مهمترین اعتراضات خیابانی دانست. اعتراضهایی که با شعارهایی درباره نتایج انتخابات آغاز شد و به تجمعات گسترده و طولانی انجامید. چندسال بعد یعنی از ۷ دی ماه ۱۳۹۶ اعتراضاتی در مشهد آغاز شد و سپس به شهرهای دیگر سرایت کرد. این اعتراضها با مطالبات اقتصادی و اعتراضی علیه فساد و بیکاری شکل گرفت. این اعتراضات نیز رهبری مشخصی نداشت اما در سراسر کشور گسترده شد. البته دولت حسن روحانی هم در آن زمان و هم در سالهای بعد بارها این اعتراضات را حرکتی سازمان یافته از جانب رقبای سیاسی و مخالفان خود توصیف کرد.
بعدها شاهد اعتراضات گسترده در آبان ۱۳۹۸ بودیم که با شوک ناشی از افزایش ناگهانی قیمت بنزین آغاز شد و خیلی زود به خشونت و برخوردهای شدید انجامید. این اعتراضها با کشته شدن تعدادی از شهروندان همراه بود. در این دوره بود که دولت و نهادهای امنیتی برای اولینبار از واژه «جنگ» خیابانی استفاده کردند. در نهایت نیز به اعتراضات 1401 و حوادث پس از مرگ مهسا امینی در بازداشت پلیس اخلاقی میرسیم که یکی از بزرگترین و مهمترین اعتراضات مدنی در دهه اخیر کشور بود. این اعتراضات در بسیاری از شهرهای ایران گسترش یافت و درخواستها گستردهتر از اصلاحات بود.
و درنهایت نیز به اعتراضات دوهفته اخیر میرسیم که در پی گرانی ارز و مشکلات معیشتی آغاز شده و به خواستههای فراتر از اصلاحات ساختاری رسید.
درحال حاضر دولت اعلام کرده که در پی گفتوگو و یافتن راههایی برای تغییر و بهبود شرایط است. در ادبیات برخی از مسئولان شاهد تغییر برخی واژگان هستیم و گفتهاند باید شرایط اعتراض مردم فراهم شود. در دورههای مختلف همیشه مسئله حقاعتراض مطرح بوده، اما هیچگاه به نتیجه نرسیده است. در همین روزها که شاهد اعتراضهای تند گروههایی از مردم به گرانیها، مشکلات معیشتی و شیوه اداره کشور بودیم، تقریبا همه افراد،گروهها و جریانهای سیاسی بر حق اعتراض مردم تاکید کردهاند. اما یک تبصره هم گذاشتهاند؛ اعتراض بله، اغتشاش نه.
تایید حق اعتراض درسخنان مسئولان
حالا که حق اعتراض درسخنان مسئولان بهرسمیت شناخته شده است و همه میگویند مردم میتوانند اعتراض کنند، این حق چگونه باید به مرحله اجرایی برسد؟ مردم چگونه اعتراض کنند؟ چگونه و با چه زبانی باید بگویند که نسبت به نحوه اداره کشور اعتراض دارند؟ فرض کنید گروههایی از مردم بخواهند برای خشک شدن دریاچه ارومیه، قطع درختان جنگل، بیآبی یا آلودگی هوا اعتراض کنند. مصداقهایی که ذکر شد به محیط زیست و زندگی مردم برمیگردد و سیاسی هم نیستند که مثلا بگوییم به جایی یا شخصی بربخورد و شائبههایی برای نهادهای قدرت به وجود آورد. تکلیف چیست؟ آیا وزارت کشور مجوز میدهد؟ آیا به راحتی و بدون نگرانی از برخورد و سرکوب میتوانند یک تجمع اعتراضی در خیابان برگزار کنند؟






