هفت صبح| ارتش اسرائیل شنبه شب به سه انبار نفت در تهران و کرج حمله کرد و زیرساخت‌های مردم ایران را به آتش کشید. اما این حمله که هیچ توجیه منطقی برای آن وجود ندارد یک مسئله مهم را نمایان می‌کند. در جنگی که با ادعای حمایت از مردم آغاز شده است، چرا زیرساخت‌های زندگی همان مردم هدف قرار می‌گیرد؟


حمله موشکی به انبارهای نفت در کوهک و شهران در تهران و نیز یک انبار دیگر در کرج از جهات مختلف قابل تأمل است. چون ائتلافی که آغازگر این جنگ معرفی شده، بارها هدف خود را «حمایت از مردم ایران» اعلام کرده است. اما واقعیت چیز دیگری را نشان می‌دهد. انبار نفت، پالایشگاه و شبکه انرژی، ستون‌های حیاتی زندگی شهری هستند. این زیرساخت‌های مهم و اساسی که پایگاه نظامی نیستند. میدان جنگ هم نیستند. این انبارها شریان‌هایی هستند که زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند از آن تغذیه می‌کند. 


اما این حمله ابهامات حقوقی و اخلاقی بسیاری را به وجود می‌آورد. بر اساس حقوق بشردوستانه بین‌المللی و به‌ویژه کنوانسیون‌های ژنو یکی از مهم‌ترین اصول جنگ، اصل تفکیک میان اهداف نظامی و زیرساخت‌های غیرنظامی است. طرف‌های درگیر موظف‌اند در عملیات نظامی میان اهدافی که ماهیت نظامی دارند و زیرساخت‌هایی که به زندگی مردم مرتبط است تفاوت قائل شوند.

 

تأسیسات انرژی و انبارهای نفت در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، بخشی از زیرساخت‌های عمومی و اقتصادی محسوب می‌شوند. این مراکز سوخت مورد نیاز حمل‌ونقل، خدمات شهری، بیمارستان‌ها، صنایع و حتی گرمایش خانه‌ها را تأمین می‌کنند. خب حمله به این زیرساخت‌ها چرا؟ چون حمله به زیرساخت‌ها به‌طور مستقیم زندگی مردم عادی را هدف قرار می‌دهد.


از منظر حقوق بین‌الملل، این مسئله اهمیت ویژه‌ای دارد. چون حمله به زیرساخت‌هایی که برای بقای جمعیت غیرنظامی ضروری هستند، می‌تواند در تعارض با قواعد بنیادین حقوق جنگ قرار گیرد. انرژی و سوخت از جمله مهم‌ترین منابعی هستند که استمرار زندگی شهری به آن وابسته است. بدون آن، حمل‌ونقل عمومی مختل می‌شود، خدمات درمانی با بحران روبه‌رو می‌شود و بخش بزرگی از فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی از کار می‌افتد.


ارتش اسرائیل در توجیه این حملات مدعی شده که این انبارها متعلق به سپاه بوده‌اند. صد البته که این توجیه ارتش اسرائیل به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست. آیا تأسیساتی که سوخت مورد نیاز زندگی روزمره میلیون‌ها شهروند را تأمین می‌کنند، می‌توانند به سادگی در فهرست اهداف مشروع جنگی قرار گیرند؟ واقعیت این است که چنین زیرساخت‌هایی در هر کشوری پیش از هر چیز متعلق به مردم همان کشور هستند. سوختی که در این انبارها ذخیره می‌شود، برای حرکت آمبولانس‌ها، اتوبوس‌های شهری، خودروهای مردم، تولید برق و صدها نیاز روزمره دیگر مصرف می‌شود. بنابراین حمله به زیرساخت‌ها به معنای وارد کردن ضربه‌ای مستقیم به زندگی شهروندان است.


متاسفانه ابعاد این حمله غیراخلاقی و غیرقانونی و ناجوانمردانه اسرائیل به زیرساخت‌های کشورمان به جز پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارای پیامدهای زیست‌محیطی بسیار جدی است. انفجار و آتش‌سوزی گسترده مخازن سوخت، حجم عظیمی از ترکیبات سمی را وارد جو می‌کند. ترکیباتی شامل هیدروکربن‌ها، اکسیدهای گوگرد و اکسیدهای نیتروژن که می‌توانند سلامت شهروندان را به‌شدت تهدید کنند. آسمان تیره تهران حتی یک روز پس از این انفجار، نشانه‌ای از همین آلودگی گسترده بود.


همزمانی این انفجارها با بارندگی، نگرانی دیگری را نیز ایجاد کرده است. ورود این ترکیبات شیمیایی به ابرها می‌تواند به باران اسیدی منجر شود که  سلامت انسان‌ها را نیز تهدید می‌کند. تماس چنین بارانی با پوست می‌تواند موجب سوختگی شیمیایی شود و استنشاق آن برای دستگاه تنفسی خطرناک است. این‌ها پیامدهایی هستند که شهروندان عادی در خیابان‌های شهر با آن روبه‌رو می‌شوند.


از همین رو، بسیاری از تحلیلگران این حملات را تلاشی برای ایجاد رعب و فشار روانی بر جامعه می‌دانند. حمله به زیرساخت‌های شهری در کلان‌شهرها معمولاً آثار روانی گسترده‌ای بر جمعیت غیرنظامی می‌گذارد. دود، انفجار، قطع خدمات شهری و نگرانی از آلودگی محیطی، مجموعه‌ای از اضطراب و ناامنی اجتماعی را به همراه می‌آورد. در حقوق بشردوستانه بین‌المللی نیز تأکید شده است که عملیات نظامی نباید با هدف ایجاد ترس و وحشت در میان جمعیت غیرنظامی انجام شود. جنگ، حتی در سخت‌ترین شرایط، باید در چارچوب قواعدی انجام شود که هدف آن محدود کردن رنج انسان‌هاست.


نکته مهم دیگر، اصل ضرورت نظامی است. در حقوق جنگ هر عملیات نظامی باید دارای ضرورت مشخص و قابل دفاع باشد. یعنی حمله تنها در حدی مجاز است که برای دستیابی به یک هدف نظامی ضروری باشد. اگر حمله‌ای بدون ضرورت روشن انجام شود یا اهدافی را هدف قرار دهد که ارتباط مستقیمی با عملیات نظامی ندارند، مشروعیت آن از نظر حقوقی و اخلاقی زیر سؤال می‌رود.


در مورد حمله به انبارهای نفت شهری  این واقعیت مهم مطرح است که چه ضرورت نظامی فوری و قاطعی چنین حمله‌ای را توجیه می‌کند؟ این اقدام را می‌توان در حد جنایت جنگی بررسی کرد. این حمله درحال حاضر به موضوعی برای جامعه بین‌المللی تبدیل شده است. حقوق بین‌الملل سازوکارهایی برای بررسی موارد احتمالی نقض قواعد جنگ پیش‌بینی کرده است. در بسیاری از موارد  درخواست برای انجام تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه درباره چنین حملاتی مطرح می‌شود تا ابعاد حقوقی و انسانی آن روشن شود.


حقیقت این است که جنگ نیز قانون دارد. فلسفه شکل‌گیری حقوق بشردوستانه دقیقاً همین است. یعنی قواعدی که منجر به محدود کردن خشونت و حفاظت از انسان‌ها در میان درگیری‌ها شود. اگر این قواعد نادیده گرفته شود، جنگ از هر مرزی عبور خواهد کرد و نخستین قربانی آن نیز مردم عادی خواهند بود. دود برخاسته از انبارهای سوخت بر زندگی شهری و بر اصولی که قرار بود حتی در جنگ نیز محترم بمانند وارد شد. حالا این مسئله مطرح می‌شود که اگر زیرساخت‌های زندگی مردم نیز هدف قرار گیرد، پس مرز میان جنگ و بی‌قانونی کجاست.