روزنامه هفت صبح| یک: تاثیر محدودیت‌های اینترنت بر کسب و کارهای آنلاین: شهرام قندچی| در پنج سال اخیر همگی عادت کرده‌ایم که تمام یا بخشی از خرید‌های خود را با اینترنت انجام دهیم. حتی اگر از اینستاگرام خرید نکرده باشیم، پست‌های کالاها و خدمات را در اینستاگرام دیده‌ایم و از نظر ذهنی با آن کالاها ارتباط برقرار کرده ایم. با همین برقراری ارتباط با شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها، خریدهای اینترنتی افزایش یافت.

آمار و ارقام شرکت‌ها قبل و بعد از فیلترینگ
تا انتهای سال 1400، چهارصد هزار سایت ( که 120 هزار سایت دارای اینماد هستند ) و 415 هزار بیزینس در اینستاگرام شکل گرفت که تعداد سفارش روزانه در اینستاگرام در سال 1400 روزانه 470 هزار بسته و 32 میلیارد تومان برآورد شد.همچنین طبق آمار تجارت الکترونیک ایران از سال 97 تا سال 1400 ، ارزش اسمی تجارت الکترونیک در ایران 280 درصد افزایش داشته است و به 1237 هزار میلیارد تومان رسیده است. همچنین در سال 1400 تعداد کاربران اینترنت در ایران 106 میلیون کاربر بوده است که نشان از چند کاربری برای هر ایرانی است و در کنار این موضوع ضریب نفوذ اینترنت 127 درصد افزایش داشته و ارائه کالا یا خدمت در شبکه‌های اجتماعی 80 درصد افزایش داشته است!‌ این آمار‌ها اما تا شهریور 1401 معتبر بود. بعد از قطعی‌ها و کند شدن اینترنت، سقوط عجیبی در بازدید و فروش در سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی رخ داد. به خصوص با فیلتر شدن اینستاگرام آمار انتشار پست‌های تجاری به یک دهم رسید اما در ماه آبان انتشار این پست‌ها وارد مرحله صعود شد و فروش از طریق اینستاگرام نیز دوباره در حالت صعود قرار گرفت.

اما سوال اساسی این است که فروش در این شبکه اجتماعی به آمار قبل خود خواهد رسید؟
این موضوع را نمی‌توان نادیده گرفت که اینستاگرام محل خرید افرادی با سطح متوسط تا ضعیف در جامعه و خصوصا در کلانشهر‌ها است و می‌توان پیش بینی کرد حدودا 40 درصد از این قشر به خرید‌های اینستاگرامی باز خواهند گشت که در تاریخ‌های پایانی سال این عدد ممکن است تا 60 درصد بازگشت نیز ادامه داشته باشد اما دوباره در بهار 1402 با کاهش رو‌به‌رو خواهیم بود.

بیزینس‌هایی که در اینستاگرام فعال نیستند به کجا کوچ کرده‌اند؟
1- بخشی از بیزینس‌های خرد که در اینستاگرام فعال بوده‌اند فعلا بدون فعالیت مانده و منتظر هستند.
2- بخش دوم به سراغ فروشگاه ساز‌های ایرانی رفته و فعالیت خود را در این پلتفرم‌ها آغاز نموده‌اند.
3- بخش سوم وارد مارکت پلیس‌ها شده‌اند.
4-بخش چهارم از اینستاگرام به شبکه‌های اجتماعی داخلی و خارجی کوچ کرده‌اند.
5- بخش پنجم فروش تلفنی و حضوری خود را تقویت نموده‌اند.

اما متاسفانه هنوز این بخش‌ها نتوانسته‌اند خواسته‌های بیزینس‌های خرد را برآورده کنند و علت آن فیچرهایی است که در شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام توسعه پیدا کرده است، مانند قدرت سرچ‌، قابلیت انتخاب با عکس، وایرال شدن، ارتباط مستقیم و سریع با مشتری، عدم ارائه مالیات و هزینه‌های اضافی و…

ولی با این وجود دولت بر اساس خبر‌ها به دنبا این است که از انتهای آبان تمام پایانه‌های اینترنتی فاقد اینماد، قطع شوند و در ادامه می توان حدس زد که تمامی بیزینس‌های که در فضای تجارت الکترونیک فعالیت دارند قرار است مالیات پرداخت کنند که این موضوع سود آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

تعدیل نیرو خطری در کمین شرکت‌ها
بر اساس آمار‌های منتشر شده بخش زیادی از فروشگاه‌ها در شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها مربوط به کسب و کارهای خانگی است که افراد خانواده را درگیر خرید و فروش کرده اند و که با مشکل اینترنت اقتصاد آنها به خطر افتاده است اما این موضوع فقط شامل این کسب و کارها نیست و کسب و کارهای متوسط و بزرگ نیز با ریزش 20 تا 50 درصدی فروش مواجه بوده و وارد تخفیف‌های عجیبی شده‌اند. این موضوع باعث شده است تا شرکت‌های جذب نیروی خود را متوقف کنند یا نیرو‌های دیجیتال مارکتینگ خود را تعدیل کرده و روش‌های فروش ستنی را تقویت کنند.

راه حل چیست؟
در حالت فعلی ، بازار دچار سردرگمی برای کانال‌های فروش شده است و به نظر می رسد باید راه‌های قدیمی که ده سال پیش برای فروش استفاده شده است را جایگزین کرد و کمپین‌های BTL و فروش مستقیم ، می‌تواند راه نجات کسب و کارها برای خروج از بحران باشد. پس می‌توانید از راهکار‌های زیر استفاده کنید:
1-کمپین‌های BTL
2- استفاده از فروشگاه سازها
3- فروش تلفنی
منابع:www.ecommerce.gov.ir/www.techrasa.com /https://peivast.com/p/146466

دو: آن مدینه فاضله دیگر در دسترس نیست: کاوه رعدی - مدیرعامل اپلیکیشن پرداخت همراه‌کارت
تصور کنید یک مدینه فاضله اقتصادی در یک جزیره که با سرزمین اصلی فاصله زیادی ندارد بنا کرده‌اید؛ یک روز صبح از خواب بیدار شده و متوجه می‌شوید که سونامی نه تنها پل ارتباطی با جزیره را کاملا نابود کرده است، بلکه تمامی زیرساخت بندر جزیزه، سکوهای بارانداز، نیروگاه‌های برق را نیز در هم نوردیده و تمامی ساکنان جزیره نیز از ترس جان‌شان در حال خروج از آن هستند.

کسب‌وکارهای آنلاین ایرانی یک مدینه فاضله اقتصاد دیجیتال متصور شده بودند اما اکنون دچار قطعی شده است؛ اتفاقی که اولین بار نیست که رخ می‌دهد و ناامیدکننده‌تر از احتمال وقوع مجدد آن، این است که به نظر نمی‌رسد این بار اراده‌ای به ترمیم خسارت‌های وارد شده به‌دلیل قطعی وجود داشته باشد. گویا بهترین راه خروج از جزیره، همین است.محدودیت‌های اینترنت به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در روند حیات کسب‌وکارهای آنلاین تاثیرگذار بوده است؛ تاثیرات مستقیم آن‌ها شامل کاهش چشمگیر روند درآمدزایی و افت کیفیت ارائه خدمات‌شان است.

بسیاری از کسب‌وکارهای آنلاین به دلیل چابکی و خلق تجربه کاربری متمایز از خدمات بین‌المللی در بستر اینترنت و در راستای محصول و کسب‌وکار خویش استفاده می‌کردند که محدودسازی اینترنت در سطح ملی، عملا دسترسی به آنها را با چالش‌های جدی مواجه نمود.‌از طرف دیگر یکی از کورسوهای امید باقی مانده برای کسب‌وکارهای آنلاین روندهای جهانی رشد اقتصاد دیجیتال بود که دیر یا زود به ایران هم می‌رسید و هرچند سخت، براساس الگوهای بین‌المللی قابلیت برنامه‌ریزی‌های کوچک را داشت؛ به‌عنوان مثال از الگوهایی نظیر آمازون، اوبر و … نمونه‌هایی نظیر دیجی‌کالا و اسنپ و … در ایران شکل گرفته و توسعه یابند.

به نظر می‌رسد دست‌کم در این مقطع که امیدها نیز از بین رفته‌اند و برنامه‌ریزی‌ها به دلیل شتاب تغییرات و رخدادهای غیرمنتظره به امری دشوار تبدیل شده، رسیدن به فضایی پررونق و فعال در اقتصاد دیجیتال فعلا محال به نظر برسد.‌مهم‌تر از همه اینکه پیشران اصلی کسب‌وکارهای آنلاین «سرمایه انسانی» آنها هستند که در سنوات گذشته روندهای مهاجرتی فعالین کسب‌وکارهای آنلاین را با مشکلاتی مواجه کرده بود. اکنون فضای ذهنی و روحی این پیشران و مولد اصلی متمرکز بر کسب‌وکار نیست و چاره‌ای جز درک و همدلی نیز برای کسب‌وکارها وجود ندارد.

افت و کاهش در کنار تلاش بیشتر
بدون شک قطعی اینترنت خسارت‌های زیادی را بر جا گذاشته است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست؛ برای مثال از منظر تعداد تراکنش‌ها، همراه‌کارت نسبت به مدت زمان مشابه در سال گذشته شاهد ۲۵درصد افت تراکنش بوده است و این برای اپلیکیشنی که در سال گذشته سرعت رشدی (شتابی) نزدیک به ۱۰۰ برابر صنعت پرداخت موبایل کشور را تجربه کرده، یک شوک بزرگ به شمار می‌رود.

از منظر درآمدی نیز ۳۰ درصد کاهش درآمد نسبت به شهریور امسال، برای کسب‌وکاری که مصارف و هزینه‌های آن در نقطه سربه‌سر با درآمد آن است، ما را با چالش‌های جدی مواجه کرد.‌فضای بی‌اعتمادی حاکم بر جامعه نیز منجر به از دست دادن حدود ۱۰درصد از کاربران ارزنده و وفادار همراه‌کارت شد که خوشبختانه به تدریج در حال بازگشت هستند.

تلاش برای عدم تعدیل نیرو در عین نگرانی
ما امنیت اقتصادی و روانی همکاران‌مان را مسئولیت خود می‌دانیم و تاکنون با وجود اینکه به شدت متضرر شده‌ایم حتی یک لحظه نیز به تعدیل فکر نکرده‌ایم. پس از اینکه روندهای اجتماعی ما را به این یقین رساند که احتمال کاهش محدودیت‌های دسترسی به شبکه‌های اجتماعی در کوتاه‌مدت وجود ندارد و فراتر از آن نمی‌توانیم بسیاری از برنامه‌های توسعه‌ای و تروجی مبتنی بر این شبکه‌ها را پیش ببریم

همکاران مرتبط با این مشاغل و پروژه‌ها در نقش‌های دیگری به ارزش آفرینی پرداختن و این راهکار هم برای همکار مفید بود و هم برای شرکت.‌با این وجود نمی‌توان از اثرپذیری هر شرکتی از روند تعدیل نیرو چشم پوشید؛ مشاغل بسیاری در حوزه‌های طراحی، تولید و بازاریابی محصولات دیجیتالی عملا در حال نابود شدن هستند و شاغلین منفک شده آنها تعادل بازار کار در این صنعت را از بر می‌زنند.

تا امید است زندگی باید کرد
ما ملت ایران از شرایط به مراتب سخت‌تر از وضعیت موجود نیز سربلند گذشته‌ایم، محدودسازی اینترنت هر چند بسیاری از آرزوهای‌مان برای تحقق مدینه فاضله دیجیتالی را نقش بر آب کرده است اما اگر امیدمان را از دست ندهیم و بتوانیم تاب بیاوریم، ما را قوی‌تر خواهد کرد.‌وقتی از امید می‌گوییم، باید این موضوع را به خاطر داشته باشیم که این موضوع کمابیش از جنس هدف است.

یا لااقل، چیزی است که برای فرد، اهمیت و مطلوبیت دارد. امیدواری با اهداف رنگ و بوی ویژه‌تری می‌گیرد و زمینه‌ساز غلبه بر محدودیت‌ها می‌شود.‌عرصه هنر معاصر ما پر از نمونه‌هایی است که در روزگار بدون محدودیت کسی آنها را نمی‌شناخت اما وقتی محدود شدند خلاقیت‌شان شکوفا شد و در اوج محدودیت بود که مرحوم عباس کیارستمی تبدیل به یک کارگردان تراز اول جهانی شد. پس تا طعم گیلاس است، می‌نشینیم به زیر درخت زیتون، باشد که باد ما را با خود ببرد.

سه: کسب‌و‌کار بی‌خانمان: ‌ رضا الفت نسب|‌ نزدیک به دو ماه از ایجاد محدودیت‌ها بر روی اینترنت، به‌خصوص شبکه و پیام‌رسان اجتماعی غالب کشور گذشته است و پالس‌های دریافتی نشان از ادامه این مسیر و عدم گشایش در این خصوص دارد.‌قدمت اینستاگرام در ایران به حدود ده سال پیش بر‌می‌گردد. در آن سال‌ها این شبکه اجتماعی اجازه آن را پیدا می‌کند که در کشور فعالیت نماید و بالطبع آن کاربران نیز اقدام به سرمایه‌گذاری جهت راه‌اندازی و استفاده تجاری بر بستر آن می‌نمایند.

در طول سال‌های بعد کم‌کم به محبوبیت این شبکه اضافه و در نهایت با فیلتر توئیتر و تلگرام به اوج خود می‌رسد. در همین سال‌ها نیز پیام‌رسان‌های داخلی نیز دست و پا شکسته شکل می‌گیرند و در سال 98 با فیلتر اینستاگرام و… به‌صورت جدی خدمات خود را عرضه می‌نمایند. با توجه به عدم وجود زیر‌ساخت‌های لازم، سکوهای داخلی نمی‌توانند سرویس مناسبی را در اختیار کاربران قرار دهند و از همین‌جا تصویر نامناسبی از آنان در ذهن کاربران شکل می‌بندد و توصیه سازمان‌های دولتی و حکومتی جهت استفاده مردم از این سکوها، کار را سخت‌تر و مردم را از آنان دور‌تر می‌نماید.

غالب کاربران ضمن اشاره به حمایت دولت از پیام‌رسان‌های ملی آنان را وابسته به دولت قلمداد کرده و خدمات آنان را زیر سوال می‌بردند در حالی‌که تعدادی از آن سکوها با هزینه بخش خصوصی وارد بازار شده بودند و متاسفانه از این جریان آسیب زیادی دیدند. بعد از عبور از بحران 98 مجدد شبکه اجتماعی غالب رفع فیلتر شده و مردم به فعالیت خود در این بستر ادامه دادند.‌بر‌اساس اعلام انجمن تجارت الکترونیک اتاق بازرگانی تهران، بیش از 400 هزار کسب‌و‌کار مستقلا بر بستر اینستاگرام فعالیت می‌نمایند. این به‌غیر از حدود چند میلیون کسب‌و‌کاری است که از این بستر برای تبلیغات خود استفاده می‌نمایند.

از محدودیت‌های سال 98 به سال 1401 رسیدیم و این‌بار گویا اینستاگرام و واتساپ برای همیشه فیلتر شده‌اند. تا همین یک‌ماه پیش کسی از حال آن 400 هزار کسب‌و‌کار خرد اینستاگرامی نمی‌پرسید. ضمن آنکه برخی از مسئولان از‌جمله معاون وزیر ارتباطات مقصر این اتفاق را خود کسب‌و‌کارهایی دانست که بر بستر یک پلتفرم خارجی!!! کسب‌و‌کار خود را راه‌اندازی کرده‌اند. کسب‌و‌کارهایی که غالبا آن را افراد درگیر معیشت ساخته بودند و امروز قطعا یکی از متضررین اصلی هستند.

پس از گذشت چهل روز دولت با اعلام بسته حمایتی از کسب‌و‌کارهای خرد اینستاگرامی، اعلام کرد که می‌خواهد به آنان کمک کند. واقعا این بسته حمایتی که هیچگونه ضمانت اجرایی بر آن نیست چقدر می‌تواند به کسب‌و‌کارها کمک کند؟ مگر سال‌های قبل طرح نوآفرین در دولت تصویب نشده بود؟ مگر قرار نبود استارتاپ‌ها تا 500 میلیون تومان از مالیات معاف شوند؟ آیا اجرایی شد؟ حال در این بسته قالب حمایت‌ها حواله به تصمیم دستگاه‌های مختلف شده است. مثلا گفته شده شرکت پست باید به کسب‌و‌کارها تخفیف دهد! خوب چقدر تخفیف؟ برای چه مدتی؟

حال دولت دلش را به این بسته حمایتی خوش نموده تا شاید کسب‌و‌کارهای بی‌خانمان این روزها یک‌شبه از یک پلتفرم چند ده میلیونی به یک سکوی ایرانی کوچ کنند.‌انگار مغازه طرف را که سال‌ها پیش آن را در بازار تجریش بنا کرده و بر روی آن سرمایه‌گذاری نموده، از ایشان گرفته و مغازه‌ای اطراف فرودگاه امام به ایشان تحویل دهند.

چه کسی پاسخگوی سرمایه‌گذاری مالی و زمانی کسب‌و‌کارهای خرد است؟
کسب‌و‌کارهای اینستاگرامی به‌دنبال بستری که تجمع کاربرانی که غالبا برای تفریح به آنجا سر می‌زنند، هستند. آیا شبکه اجتماعی وپیام‌رسان داخلی امروز می‌تواند این فضا را به ايشان بدهد؟

اعتقاد راسخ دارم سایر سکوهای ایرانی با تلاش و پشتکار جوانان همین کشور ساخته شدند و در صورت برنامه‌ریزی و مدیریت صحیح فضای فناوری اطلاعات کشور چه‌بسا می‌توانند بهترین سرویس‌ها را حتی به کاربران سایر کشورها نیز ارائه دهند. اما آیا واقعا فضای امروز می‌تواند به آنان کمکی کند تا بتوانند خود را به کاربران نشان دهند. متاسفانه با عملکرد ضعیف مدیریت فضای مجازی امروز آنها متهم به نشت اطلاعاتی کاربران خود هستند. امروز کاربران نگران حضور خود در این سکوها هستند. پیش خود می‌گویند اگر فلان مطلب سیاسی یا اجتماعی را منتشر کنند سریعا احضار می‌شوند!!! در این فضا اگر بنز را هم تولید کنید و رایگان به مردم تحویل دهید مردم ترجیح می‌دهند پراید را سوار شوند.

آیا سکوهای داخلی باید از بین بروند؟ آیا اعتماد از دست رفته مردم غیر‌قابل برگشت است؟
پاسخ من به این سوالات خیر است. اکوسیستم فناوری اطلاعات ایران با همه کاستی‌ها و فراز و نشیب‌ها و تحریم‌های داخلی و خارجی، همچنان توانایی ارائه سرویس‌های مناسب را دارد. کاربران هم مشروط به رعایت مواردی از‌جمله اطمینان از رعایت حریم خصوصی به فرزندانشان اعتماد خواهند کرد. مگر نه این است که امروز حدود 3 میلیون سفر با اعتماد کاربران و توسط تاکسی‌های اینترنتی در کشور مدیریت می‌شود.‌

ما در شرایط پس از بحران باید به روال قبل برگردیم و با ارائه خدمات منحصر به‌فرد به سکوهای ایرانی از‌جمله معافیت‌های مالیاتی و… آنان را در رقابت با پلتفرم‌های خارجی یاری کنیم. به آنان کمک کنیم که بتوانند گستره خدمات خود را به کشورهای دیگر از‌جمله کشورهای فارسی‌زبان افزایش دهند. مسائل حقوقی آنها را حل کنیم تا درگیر راهروهای دادگاه نشوند. فرصت تبلیغاتی مناسب به آنان بدهیم تا خود را به کاربران معرفی کنند. و در نهایت به مردم اعتماد داده و انتخاب را به آنها بسپاریم.

تازه‌ترین تحولاتدانش و فناوریرا اینجا بخوانید.