هفت صبح| بیش از یک ماه از تصویب مصوبه هیئت وزیران درباره صدور مجوز ارائه‌دهندگان هوش مصنوعی می‌گذرد. مصوبه‌ای بدون متقاضی. مصوبه‌ای که قبل از نهایی شدن متن آن، ادعا می‌شد قرار است مسیر نوآوری را هموار کند و راه را برای شرکت‌های ایرانی باز کند. اما واقعیت چیز دیگری از آب درآمد. هزینه ثبت ۵۰ میلیارد تومانی و سهم ۳ درصدی دولت در درآمدهایی که با زحمت بخش خصوصی ایجاد می‌شود، بیشتر شبیه سد است تا تسهیل‌گر. در همین حال، اینترنت روزهای متمادی است که همچنان کند و گاه قطع است و زیرساخت‌ها عاجز از ارایه خدمات مستقل از هوش‌های مصنوعی وارداتی، نشان می‌دهد که بدون حمایت واقعی، وعده‌های هوش‌مصنوعی ایرانی به طنز شبیه است.

 

همه چیز از یک رویا آغاز شد


داستان هوش مصنوعی از یک رویا آغاز شد، از روزی که ریاضیدان بریتانیایی آلن تورینگ، با آن ذهن دقیق و خیال‌پرداز، ماشین جهانی خود را پیشنهاد داد. او برای اولین بار تصور کرد ماشینی وجود داشته باشد که بتواند هر عملی را که انسان قادر به انجامش است تقلید کند و برای ارزیابی هوش آن، آزمایش تورینگ را طرح کرد. پرسش و پاسخ با یک ماشین که اگر پاسخ‌هایش انسانی به نظر می‌رسید، می‌توانستیم آن را «هوشمند» بدانیم. دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دوران تولد رسمی هوش مصنوعی بود. جان مک‌کارتی و جمعی از پژوهشگران در دارتموث گرد هم آمدند و اصطلاح Artificial Intelligence را برای نخستین بار به کار بردند. آنها باور داشتند ماشین می‌تواند همانند انسان بیندیشد و بیاموزد.

 

همان زمان فرانک روزنبلات با ساخت ماشین تصمیم‌گیری موسوم به Perceptron، اولین ماشین شبکه عصبی را به دنیا معرفی کرد. سیستمی ساده که می‌توانست تصاویر را تشخیص دهد و تصمیمات ابتدایی بگیرد. گامی کوچک، اما آغاز حرکتی که جهان را دگرگون کرد. در دهه‌های بعد، هوش مصنوعی به حوزه‌های مختلف کشیده شد. سیستم‌های خبره، منطق فازی و الگوریتم‌های یادگیری ماشین، هرکدام بخشی از معمای بزرگ را حل کردند. یادگیری ماشین، شاخه‌ای که امروزه قلب هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهد، به ماشین‌ها اجازه می‌دهد از تجربه بیاموزند، پیش‌بینی کنند و تصمیم بگیرند. ماشین‌ها توانستند با فرارسیدن عصر شکوفایی هوش مصنوعی یاد بگیرند، اما تجربه نشان می‌دهد که نظام حکمرانی به افزایش مهارت‌های یادگیری نیاز دارد. 

 

استعدادها پشت در جا ماند


در ایران، نگاه جدی به هوش مصنوعی ابتدا در دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها شکل گرفت. یکی از چهره‌های برجسته این مسیر، پروفسور کارو لوکس بود. دانشیار دانشکده فنی دانشگاه تهران که سیستم‌های هوشمند، شبکه‌های عصبی و مدل‌های تصمیم‌یار را در محافل علمی ایران پی‌ریزی کرد. او که موسس مرکز «کنترل و پردازش هوشمند» دانشگاه تهران بود، در سال 1389 در 59 سالگی، در یک جراحی ناشیانه جان باخت. دکتر لوکس گرچه زودتر از انتظار ما را ترک کرد، اما الهام‌بخش نسلی از دانشمندان شد که امروز در دانشگاه‌ها و شرکت‌های فناوری جهان می‌درخشند. با این که ایرانیان در جنبش علمی هوش مصنوعی از جوامع پیشتاز هستند، اما موانع اداری به‌ویژه مجوزها و هزینه‌های سنگین، استعدادها را عقب می‌راند. بخش خصوصی با سدهای متعدد دست و پنجه نرم می‌کند و بسیاری از جوانان خلاق، فرصت رشد خود را در اکوسیستم‌های آزادتر جهان پیدا می‌کنند. آنچه دنیا به عنوان فرصت می‌بیند، در ایران به موضوعی دور از دسترس و هزینه‌بر تبدیل شده است.

 

‌دولت از یادگیری محروم است


یادگیری ماشین معنایش این است که سیستم‌ها از تجربه‌ها می‌آموزند و هر روز بهتر می‌شوند. خودروهای خودران، دستیارهای هوشمند، تشخیص‌دهنده‌های پزشکی و حتی توصیه‌گرهای خرید آنلاین، همه محصول این توانایی‌اند. در همین لحظه است که طنز تلخ خود را نشان می‌دهد. ماشین‌ها یاد گرفته‌اند، اما دولت هنوز در یادگیری اصول اولیه ایستاده است.
تصور کنید شرکتی با نوآوری جهانی، بخواهد در ایران فعالیت کند. باید با سدهای متعدد دست و پنجه نرم کند، هزینه‌های نجومی بدهد و سهم درآمد خود را با دولت شریک شود. این سیاست‌ها یادگیری را محدود می‌کنند و خلاقیت را می‌خشکانند. آن هم در حالتی که همسایه‌های جنوبی ایران، میلیاردها دلار سرمایه برای شراکت با خارجی‌ها در زمینه توسعه هوش مصنوعی اختصاص داده‌اند. 

 

‌از بازی‌های کلاسیک تا پیچیده‌ترین مسائل علمی


در دهه‌های اخیر، یادگیری ماشین از بازی‌های ساده مثل شطرنج و Go عبور کرده و به پیچیده‌ترین مسائل علمی رسیده است. DeepMind توانست با الگوریتم‌های پیشرفته، مسائل پروتئینی را حل کند و به پژوهش‌های پزشکی سرعت بخشد. شرکت‌ها و دانشگاه‌ها با الگوریتم‌های یادگیری عمیق، جهان اقتصاد، بهداشت و صنعت را متحول کرده‌اند. جهان به سرعت در حال حرکت است و هر روز مدل‌های جدیدی می‌آیند که قابلیت تصمیم‌گیری مستقل و یادگیری دارند. در مقایسه، ایران هنوز با مجوز ۵۰ میلیاردی و سهم ۳ درصدی دولت، در صف شروع مانده است. این مقایسه تلخ است. آنچه دنیا به عنوان ضرورت و فرصت می‌بیند، در ایران به یک موضوع گران و دور از دسترس تبدیل شده است.

 

 می‌خواهیم عقب نمانیم


هوش مصنوعی دیگر یک فناوری لوکس یا علمی‌تخیلی نیست. این یک ابزار تغییر دهنده جهان است. تاریخچه آن نشان می‌دهد که از اولین ماشین‌های ساده تا مدل‌های یادگیری عمیق امروز، مسیر یادگیری و تجربه اهمیت حیاتی دارد. در ایران، مسیر توسط اهالی علم آغاز شده اما موانع متعدد که به بلندی دیوار چین هستند، استعدادها را به خارج می‌فرستد و فرصت‌ها را محدود می‌کند. اگر دولت واقعاً می‌خواهد در عصر هوش مصنوعی حضور داشته باشد، باید از سیاست‌های سنتی و سختگیرانه فاصله بگیرد. باید زیرساخت‌ها تقویت شود، حمایت از استارتاپ‌ها جدی گرفته شود و سهم‌خواهی‌های غیرمعقول کنار گذاشته شود. وگرنه دنیا پیش خواهد رفت و ما همچنان در صف یادگیری و مجوز باقی خواهیم ماند.