هفت صبح، آتوسا سپهریان |  در سال‌های اخیر، کرمان‌موتور بیش از هر زمان دیگری تلاش کرده سهم بیشتری از بازار خودروهای مونتاژی ایران را به دست آورد که با واردات گسترده‌تر قطعات چینی و مونتاژ انواع مدل‌های جدید همراه بوده و این شرکت را عملا به یکی از بزرگ‌ترین مونتاژکاران کشور تبدیل کرده است. با این حال، این گسترش کمی، نه‌تنها به بهبود کیفیت تولید منجر نشده، بلکه موجی از نارضایتی، انتقاد و پرسش‌های جدی درباره عملکرد این شرکت در برابر مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است.

 

نمونه بارز این وضعیت، عرضه خودرویی با نام «ایگل» است، این محصول که کرمان‌موتور آن را «تولید داخلی» معرفی می‌کند و مدعی است حدود ۴۰ درصد از قطعات آن داخلی‌سازی شده در واقع یک مدل چینی بی‌کیفیت است که سال‌ها پیش در کشور مبدا از رده خارج شده بود. بررسی‌ها نشان می‌دهد ایگل در واقع نسخه‌ای مونتاژشده و تغییرشکل‌یافته از مدل J4 است که پیش‌تر نیز با مشکلات متعدد نرم‌افزاری و کیفی در بازار ایران شناخته شده بود. نکته مهم اینجاست که بسیاری از همان ایرادهای قدیمی، بدون هیچ اصلاح اساسی، در ایگل نیز تکرار شده‌اند.

 

مشکلات نرم‌افزاری در محصولات کرمان موتور


گزارش‌های متعدد از مالکان نشان می‌دهد مشکلات نرم‌افزاری در این خودرو همچنان پابرجاست. خالی شدن ناگهانی باد لاستیک به دلیل نقص سنسور فشار تایر، گیرکردن خودرو در دنده عقب و اختلال در سیستم‌های کنترلی از جمله ایرادهایی هستند که بارها گزارش شده‌اند و خطرات رانندگی را افزایش داده است. این موارد نشان می‌دهد ادعای داخلی‌سازی، نه به معنای بهبود کیفیت، بلکه بیشتر یک عنوان تبلیغاتی برای بازاریابی محصول بوده است.


با وجود ادعای افزایش داخلی‌سازی، قیمت ایگل نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش نیز داشته است. این موضوع پرسش‌های جدی درباره منطق قیمت‌گذاری کرمان‌موتور ایجاد می‌کند. در شرایطی که داخلی‌سازی باید هزینه تولید را کاهش دهد، افزایش قیمت تنها یک معنا دارد؛ نبود شفافیت در ساختار هزینه و تلاش برای کسب سود بیشتر بدون ارائه ارزش افزوده واقعی به مصرف‌کننده است.
بررسی دقیق‌تر نشان می‌دهد ایگل نسبت به نسخه قبلی خود هیچ ارتقای قابل‌توجهی در امکانات، آپشن‌ها یا کیفیت ساخت نداشته است. تغییرات اعمال‌شده عمدتا به ظاهر تریم داخلی و طراحی دسته‌دنده محدود شده‌اند، این تغییرات سطحی نمی‌توانند توجیه‌کننده افزایش قیمت باشند. درواقع این رفتار نشان می‌دهد کرمان‌موتور به‌جای ارتقای واقعی کیفیت، به بازاریابی مجدد یک محصول تکراری با ظاهری اندک متفاوت روی آورده است.


این عملکرد کرمان‌موتور در عرضه ایگل نمونه‌ای روشن از چالش‌های ساختاری صنعت خودرو در ایران است. به طوری که تولیدکنندگان ادعای داخلی‌سازی می‌کنند بدون بهبود کیفیت، افزایش قیمت بدون ارتقای امکانات، رخ می‌دهد و اتکای قیمت‌گذاری به تغییرات سطحی به‌جای اصلاحات بنیادی، به یک الگوی تکراری تبدیل شده است. این روند اعتماد مصرف‌کنندگان را تضعیف کرده و نشان می‌دهد صنعت خودرو ایران همچنان گرفتار چرخه مونتاژ، تبلیغ و فروش با قیمت بالاست درحالی که با واردات محصولات با کیفیت بالاتر امکان جایگزینی دارند.

 

شائبه‌ها نسبت به عملکرد کرمان‌موتور


عملکرد کرمان‌موتور، یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش‌های فعالیت این شرکت به نحوه استفاده از ارز دولتی در دوره پیش از تک‌نرخی شدن ارز بازمی‌گردد. درواقع بسیاری از شرکت‌های مونتاژی از رانت ارزی بهره‌مند شدند، اما کرمان‌موتور یکی از نمونه‌های برجسته این مسئله است چون با افزایش اختلاف نرخ ارز میزان مونتاژ این شرکت بیشتر شد تا بتواند از ارز بیشتری بهره‌مند شود. آیا این مسئله شائبه برانگیز نیست؟ این شرکت برای واردات قطعات CKD و SKD از ارز دولتی یا نیمایی با نرخ ترجیحی استفاده کرده و  قرار بود ارز با هدف حمایت از تولید داخلی و کاهش قیمت تمام‌شده خودرو در اختیار مونتاژکاران قرار گیرد.

 

اما در عمل، کرمان‌موتور نه‌تنها قیمت محصولات خود را بر اساس نرخ ارز ترجیحی محاسبه نکرد، بلکه خودروهای مونتاژی را با قیمت‌هایی بسیار بالاتر از نرخ واقعی کارخانه مادر و حتی بالاتر از قیمت تمام‌شده در بازارهای منطقه عرضه کرد. در شرایطی که انتظار می‌رفت قیمت خودرو بر اساس فرمولی شفاف شامل قیمت خرید از کارخانه مادر، هزینه حمل، تعرفه گمرکی و هزینه مونتاژ محاسبه شود، کرمان‌موتور عملا قیمت‌گذاری دلخواه را در پیش گرفت.

 

نتیجه این رفتار به‌جای آنکه خودروی ارزان به مصرف‌کننده داده شود، سودی کلان برای شرکت  فراهم شد. به بیان دیگر، کرمان‌موتور از یک‌سو قطعات را با ارز ارزان وارد می‌کرد و از سوی دیگر خودرو را با قیمت‌هایی عرضه می‌کرد که گویی قطعات با ارز آزاد یا حتی بالاتر خریداری شده‌اند. این شکاف قیمتی، سودی نجومی برای شرکت ایجاد کرد؛ سودی که نه از تولید، نه از نوآوری و نه از ارتقای کیفیت، بلکه صرفاً از رانت ارزی به دست آمد. این رفتار پرسش‌های مهمی را ایجاد می‌کند، اگر داخلی‌سازی و تولید کرمان موتور افزایش یافته، چرا قیمت کاهش نیافت؟ اگر ارز دولتی دریافت شده، چرا قیمت‌گذاری بر اساس نرخ ترجیحی انجام نشد؟ و اگر هدف حمایت از تولید داخلی بود، چرا مصرف‌کننده نهایی هیچ نفعی از این حمایت نبرد؟

 

منافع کرمان‌موتور در اختلاف نرخ ارز


واقعیت این است که کرمان‌موتور در این دوره، به‌جای ایفای نقش یک تولیدکننده یا حتی مونتاژکار مسئول، به بازیگری تبدیل شد که از اختلاف نرخ ارز و نبود نظارت موثر، سودهای هنگفتی کسب کرد. این سود نه‌تنها به بهبود کیفیت محصولات منجر نشد، بلکه همان خودروهای مشکل‌دار، با همان ایرادهای نرم‌افزاری و فنی، با قیمتی بالاتر به مردم فروخته شد. بنابراین رفتار کرمان‌موتور نشان داد که این شرکت بیش از آنکه به دنبال توسعه واقعی صنعت خودرو باشد، از فرصت‌های رانتی و شکاف‌های نظارتی بهره‌برداری کرده است. این روند، نه‌تنها اعتماد مصرف‌کنندگان را تضعیف کرده، بلکه تصویری روشن از مشکلات ساختاری صنعت مونتاژ خودرو در ایران ارائه می‌دهد که مونتاژ نه تنها به سود مصرف کننده نشد بلکه نوعی رانت برای سودآوری شرکت‌هاست و اگر واردات اتفاق بیفتد مردم می‌توانند خودروهای ارزانتر و با کیفیت‌تر سوار شوند.