روزنامه هفت صبح، سارا غضنفری| ‌در فیلم‌های ترسناک ماجرای ورود قاتلان و جنایتکاران و سارقان را به خانه‌ها دیده‌ایم. آدم فکر می‌کند این اتفاقات فقط در فیلم‌ها رخ می‌دهد و در واقعیت خبری از این ماجراها نیست. اما خب در واقعیت هم قاتلان و سارقان و جنایتکاران نقشه کشیده و به خانه‌ها حمله می‌کنند.

حالا یا مخفیانه و بی‌سروصدا یا وحشیانه و با سلاح! چندی پیش بود که یک نفر در یکی از شبکه‌های مجازی درباره مواجه شدن با دزد در خانه‌اش نوشته بود و آقای سارق هم گفته بود نترس چیزی نیست الان می روم و واقعا هم از دیوار قد کشیده و پریده به کوچه و رفته است. اما فرد قربانی نوشته بود که سال‌هاست از تنها ماندن در خانه می‌ترسم. یکی از عجیب‌ترین این پرونده‌ها مربوط به مرد ژله‌ای درشیراز است که به خانه زنان می‌رفت و آزارشان می‌داد. در این گزارش سراغ پنج پرونده عجیب ورود به منزل با حضور صاحبخانه‌ها رفته‌ایم.

‌مرد ژله‌ای؛ مرد شب‌های وحشت شیراز
امین د با نام مستعار مرد ژله‌ای فردی ۲۲ساله بود. او در تاریخ هفتم شهریور سال ۱۳۹۴ دستگیر شده بود. در آن زمان فرمانده پلیس استان فارس گفت که متهم در طی دو سال بارها وارد منازل مردم در منطقه‌ای در جنوب شهر شیراز شده، لباس زنان را در هنگام خواب پاره کرده و در چندین مورد هم مرتکب تجاوز به عنف شده است.این متهم به ۱۰۰ مورد ورود غیرقانونی به منازل مردم در ساعات نیمه‌شب اعتراف کرده بود.

او از ۱۲ شب تا ۵:۳۰ بامداد ضمن ورود غیرقانونی به منازل تعداد زیادی از شهروندان اقدام به سرقت و آزار و اذیت زنان می‌کرده است.دلیل مشهور شدن این فرد به مرد ژله‌ای این بوده است که پیش از ارتکاب جرم بدن خود را چرب می‌کرده تا کسی نتواند او را بگیرد.در واقع وقتی متوجه حضور او می‌شدند و می‌خواستند دستگیرش کنند از دست‌شان لیز می‌خورده و فرار می‌کرده است. در تاریخ ۲۷ مهرماه ۱۳۹۴ قرار مجرمیت او صادر شد و ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴ در شعبه اول دادگاه انقلاب حکم اعدام صادر شد که پس از اعتراض وارده، پرونده در شعبه ۱۱ دیوان‌عالی کشور رسیدگی و رای مورد تأیید قرار گرفت.

سرانجام در ۱۶ خرداد ۱۳۹۵ به اتهام فساد فی الارض و زنای به عنف در شهر شیراز و در ملأعام اعدام شد.اما ماجرای مرد ژله‌ای چیست؟ امین 20 ساله که به مرد ژله‌ای شهرت دارد هر روز به شهرستان سپیدان می‌رفت و پس از خرید کاه و یونجه به شیراز بر می‌گشت. وی پس از فروختن کاه و یونجه‌های خود به خانه‌شان می‌رفت اما نیمه‌های شب در حالی که اعضای خانواده‌اش خواب بودند خانه را ترک می‌کرد و از راه پشت بام به حیاط طعمه‌های خود رفته از طریق دریچه‌هایی که باز بود یا اینکه خودش باز می‌کرد وارد خانه‌ها می‌شد.

این جوان با شگرد خاص خود در حالی که تیغ موکت بری در دست داشت و بدنش را با روغن چرب کرده بود به شکار زنان در خواب می‌پرداخت.مرد ژله‌ای خونسرد بود و حتی اگر در برخی از اقدامات سیاهش اعضای خانواده دختر یا زن جوان متوجه حضور وی می‌شدند به راحتی پا به فرار می‌گذاشت و بارها شده بود که با مردان صاحبخانه مواجه شده و چون بدنش چرب بود لیز خورده و گریخته بود. او به خانه صد نفر ورود کرده و به قول خودش 23 مورد را آزار داده بود.

زنان که در خواب لباس‌شان پاره شده بود فکر می‌کردند جن وارد شده تا اینکه دو زن او را در خانه می‌بینند که با تیغ موکت بری تهدیدشان می‌کند. تیم قضایی و پلیسی در بررسی ادعاهای طعمه‌های مرد ژله‌ای پی برد که کوچکترین شکار وی 18 و مسن‌ترین آنها زن 60 ساله‌ای بوده است.او در اعترافاتش گفته بود بیمار است!

سرقت مردان عنکبوتی از خانه‌های صادقیه
مهرماه سال 94 بود که خبر سرقت مردان عنکبوتی از خانه‌های صادقیه خبری شد. نکته جالب سرقت‌های آنان، نحوه ورودشان به منازل بود. این دزدان به‌راحتی از دیوار صاف بالا رفته و از طریق بالکن روی دیوار و پنجره‌ها به داخل حیاط یا ساختمان نفوذ کردند. مردان عنکبوتی برای اینکه در بازگشت ناگهانی صاحبخانه‌ها غافلگیر نشوند، اثاثیه‌های سنگین مانند مبل را پشت در ورودی گذاشته و با آرامش به جست‌و‌جوی خانه پرداخته و طلا و پول و اشیای قدیمی و قیمتی را با خود می‌بردند.

این دزدان حرفه‌ای از همان راهی که وارد خانه‌ها می‌شدند، بیرون می‌رفتند و این در حالی بود که احتمال دیده شدن از سوی اهالی منطقه به‌خاطر ساعت خاص سرقت‌ها وجود داشت و به نظر می‌رسد باند مردان عنکبوتی نوچه‌هایی داشته‌اند که نه تنها با زاغ‌زنی، خانه‌های بدون سکنه را شناسایی می‌کردند بلکه دیده‌بانی می‌دادند تا کسی ورود و خروج مردان تبهکار را نبیند.

یکی از مالباختگان در آن زمان گفت: از آنجایی که ساختمان ما جنوبی است، به نظر می‌رسد دزدان در همان دو ساعت که خانه خالی بوده، با کارت در ورودی ساختمان را باز کرده و با وارد شدن به حیاط، وارد بالکن شده‌اند چرا که آنها قفل نرده‌های بالکن را شکسته و سپس در بالکن را که ورودی اتاق‌مان است، باز کرده‌اند و با گذاشتن مبل و وسایل سنگین پشت در ورودی خانه، اموال قیمتی را دزدیده و سپس از همانجا با همان شیوه وارد طبقه دوم و دو ساختمان کناری شده‌اند، اما نمی‌دانیم ابتدا وارد کدام ساختمان شده و نقشه‌شان را عملی کرده‌اند.

هرچه طلا و سکه داشتیم، همراه لپ‌تاپ و سینمای خانوادگی با خودشان برده‌اند که ارزش آن حدود 25 میلیون تومان می‌شد و این در حالی است که دزدان حتی لباس‌های مارک‌دار پسرم را با خودشان برده‌اند. امیدواریم پلیس بتواند دزدان حرفه‌ای را دستگیر کند، زیرا متأسفانه در این منطقه بارها دزدی‌هایی از این قبیل رخ می‌دهد و هیچ‌کس هم پاسخگوی ما نیست و عجیب اینکه این‌بار تنها در دو ساعت به چند خانه در یک محله دستبرد زده‌اند.

ورود به خانه با حضور صاحبخانه!
ماجرای این سرقت عجیب را از زبان مالباخته می‌خوانید: نهم شهریور ماه سال 99 در حالی که در منزل خواب بودم ناگهان سه مرد وارد منزلم شدند و با بستن دست و پایم، تمام اموال باارزش منزلم شامل اسناد و مدارک، ساعت، اموال آنتیک و عتیقه، طلاجات را به ارزش تقریبی پنج میلیارد ریال سرقت کردند.

تیمی از کارآگاهان برای بررسی موضوع به نشانی منزل مالباخته مراجعه کردند اما در تحقیقات میدانی ردپایی از سارقان به دست نیاوردند. تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا اینکه کارآگاهان مطلع شدند شخصی به نام مراد توسط مأموران کلانتری 105 سنایی به اتهام سرقت به عنف دستگیر شده است. شیوه و شگرد به‌کار رفته در سرقت شباهت زیادی به پرونده طرح شده در پایگاه سوم پلیس آگاهی تهران بزرگ داشت؛ در ادامه متهم و پرونده مربوط در اختیار این پایگاه قرار گرفت و مالباخته به محض مشاهده متهم، وی را به عنوان یکی از سارقان منزلش معرفی کرد.

متهم پس از مواجهه حضوری با مالباخته، به جرم ارتکابی به همراه دو همدستش اعتراف کرد.با هماهنگی‌های قضایی دومین متهم پرونده نیز در مخفیگاهش در حوالی بلوار کشاورز دستگیر و در بررسی از مخفیگاهش تعدادی از اموال شاکی کشف شد.بررسی‌های بیشتر نشان داد متهم دستگیری شده سابقه‌دار بود و پیش‌تر 6 مرتبه روانه زندان شده است؛ متهمان عنوان کردند سرکرده باند فردی به نام علیرضا بوده و پس از سرقت اموال شاکی در مخفیگاهش در شمال تهران پنهان شده است.با شناسایی مخفیگاه سرکرده باند در محدوده زعفرانیه، وی در مخفیگاهش که مِلکی خالی از سکنه بود دستگیر شد و به پایگاه سوم پلیس انتقال یافت.

منشی مطب، پشت پرده سرقت از خانه مستند‌ساز
تحقیقات پلیسی در پرونده سرقت مسلحانه که در آن دزدان خشن با حمله به خانه یک مستند‌ساز، دست به سرقت زده و فیلم کوتاه حمله بی‌رحمانه آنها در شبکه‌های مجازی جنجال‌آفرین شده بود، به بازداشت یک زن و 3مرد منجر شد. به گزارش همشهری، ساعت 11:30 دوم اسفند 1399 زنگ خانه‌ای در حوالی پاسداران به صدا در آمد و مردی جوان از پشت آیفون مدعی شد که پیک موتوری است و بسته‌ای برای صاحبخانه آورده است.

وقتی در باز شد، 2مرد جوان که ماسک به‌صورت داشتند و بسته‌ای در دست، مقابل چارچوب در ظاهر شدند. آنها به زور وارد خانه شدند و یکی از آنها با بی‌رحمی گردن زن نظافتچی خانه را گرفت و دیگری با اسلحه شروع کرد به تهدید‌کردن. زن صاحبخانه و فرزندانش به همراه یکی از مهمانانش که او هم فرزند خردسالی داشت، در خانه بودند که با دیدن این صحنه وحشت به جانشان افتاد. 2مرد خشن با تهدید اسلحه دست و پای ساکنان خانه را بستند و به دور دهانشان چسب زدند.

آنها به بچه‌های خردسال هم رحم نکردند و به‌صورت وحشیانه آنها را به داخل اتاقی کشاندند و دست و پای آنها را هم بستند. دزدان خشن سپس اموال باارزش داخل خانه را سرقت کردند و گریختند. پس از فرار سارقان، ساکنان خانه که توانسته بودند دست و پایشان را باز کنند، پلیس را خبر کردند. با حضور ماموران، مشخص شد که دزدان پس از ورود وحشیانه به داخل خانه اموال ارزشمند، ساعت‌های گران‌قیمت و سکه‌های طلا را که حدود یک میلیاردتومان ارزش داشتند دزدیده‌اند.

فیلم حمله خشن دزدان مسلح به این خانه دست به‌دست در شبکه‌های مجازی می‌چرخید و از سوی دیگر کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی تهران تحقیقات ویژه‌ای را برای شناسایی دزدان آغاز کرده بودند. آنها در ادامه به زنی آشنا مشکوک شدند. زن جوان منشی مطب پزشک اطفال بود که زن صاحبخانه از چند سال قبل فرزندانش را به آن مطب می‌برد و در این مدت با خانم منشی ارتباط خوبی پیدا کرده بود. تا جایی‌که خانم منشی از وضعیت زندگی این خانواده آگاهی کامل داشت و خوب می‌دانست که مادر بچه‌ها مستند‌ساز است و همسرش نمایشگاه اتومبیل دارد.

همه شواهد نشان می‌داد این زن در ماجرای سرقت خشن نقش دارد و در ادامه مأموران متوجه شدند یکی از سارقانی که به خانه مالباخته هجوم برده، با خانم منشی در ارتباط است. در این شرایط مأموران به‌صورت نامحسوس منشی مطب را زیرنظر گرفتند و در عملیاتی غافلگیرانه وی را به همراه 3مرد جوانی که در سرقت نقش داشتند، دستگیر کردند. متهمان در بازجویی‌ها به سرقت خشن اعتراف کردند و این در حالی است که با گذشت 2ماه از این سرقت، زن مستندساز و فرزندانش هنوز به زندگی عادی برنگشتند و یکی از فرزندان خردسال او پس از این سرقت خشن دچار لکنت زبان شده است.

زن مستندساز در آن زمان گفت،دزدان طوری پسر کوچک مرا ترساندند که دچار لکنت زبان شده و دکتر می‌گوید ممکن است سال‌ها درمان او طول بکشد. از طرفی دختر خردسالم از آن روز به بعد آنقدر وحشت دارد که حتی نمی‌تواند به دستشویی برود. نظافتچی خانه‌ام که پرستار بچه‌ها هم بود، از ناحیه گردن و مهره آسیب دیده هنوز نمی‌تواند به‌خوبی راه برود. به همین دلیل خواسته‌ام این است که برای سارقان مجازات سنگینی درنظر گرفته شود تا دیگر نتوانند به کسی آسیب برسانند.

حمله خشن 7 مرد نقابدار به خانه‌های خیابان فرشته
سارقان خشن با هجوم به خانه‌ها و بستن دست و پای افراد اقدام به سرقت از خانه‌ها می‌کردند. بهمن سال 94 بود یک مورد سرقت از منزلی ویلایی در خیابان فرشته به کلانتری 101 تجریش اعلام شد. با حضور مأموران کلانتری در محل و انجام تحقیقات اولیه از اهالی منزل مشخص شد که چند مرد با تهدید چاقو و قمه و با صورت پوشیده وارد خانه شده، پس از بستن دست و پای صاحبخانه و همسرش اقدام به سرقت مقداری از طلا و جواهرات داخل خانه به ارزش تقریبی 120 میلیون تومان کردند.

در ادامه دزدان قصد خارج کردن یک گاوصندوق را داشتند، همسایگان و اهالی متوجه حضور آنها در محل شده و به ناچار با رها کردن گاوصندوق از محل گریختند. مالباخته پس از حضور در اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: عصر روز حادثه همراه همسرم در خانه بودیم؛ همسرم داخل آشپزخانه در حال غذا درست کردن بود و بنده نیز در حال تماشای تلویزیون بودم که یکباره درب ورودی منزلمان باز شد و تعداد 4 نفر مرد نقابدار وارد خانه‌ام شدند.

سه نفر از آنها با من درگیر شده و مرا به زمین کوبیدند و دستان و دهانم را بستند و در ادامه به شدت شروع به زدن من کردند و نفر چهارم نیز به سراغ همسرم رفت. آنها با تهدید کشتن من و همسرم، درخواست رمز گاوصندوق را کردند اما من حاضر به دادن رمز به آنها نشدم. در حالی که آنها از گرفتن رمز ناامید شده بودند تصمیم گرفتند تا گاو صندوق را نیز با خودشان ببرند.

به همین علت چند نفر دیگر نیز به آنها اضافه شده و شروع به بردن گاوصندوق به داخل حیاط کردند. آنها قصد داشتند تا گاوصندوق را با خودرو سواری آزرا من از خانه خارج کنند که گاوصندوق داخل ماشین جای نگرفت. در همین زمان تعدادی از همسایگان با مشاهده تعدادی مرد نقابدار داخل حیاط خانه متوجه دزد بودن آنها شدند. سارقان با نامساعد دیدن شرایط صرفا با سرقت مقداری وجه نقد و طلا و جواهرات متعلق به همسرم از محل فرار کردند اما موفق نشدند که گاوصندوق را با خود ببرند.

همزمان با آغاز رسیدگی به این پرونده سرقت، وقوع دزدی مشابه دیگری این بار در خیابان آفریقا به مرکز فوریت‌های پلیسی اعلام شد که با تشکیل پرونده مقدماتی، این پرونده نیز جهت رسیدگی در اختیار اداره پنجم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. این سارقان خشن دستگیر شده و به دلیل ورود به منازل محاکمه شدند. این شاکی همراه همسر و دخترش در زمان وقوع سرقت داخل خانه بوده‌اند.

آخرین تحولاتکاربران ویژه - اسلایدررا اینجا بخوانید.