
هفت صبح| اوایل تیر ماه سال 1400 جسد مردی کارتنخواب به نام داود در حاشیه شهر پاکدشت کشف شد.در حالی که بررسیهای ابتدایی حکایت از این داشت که این مرد 55 ساله با اصابت ضربه چاقو به قتل رسیده است، رسیدگی به موضوع فورا در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت.
تحقیقات اولیه
ماموران جنایی در اولین قدم از تحقیقات متوجه شدند که محل وقوع جنایت پاتوق معتادان و محل خوابکارتن خوابها است.به این ترتیب تعدادی از کارتنخوابهایی که هر شب در آن محل میخوابیدند تحت تحقیقات قرار گرفتند و همگی آنها فردی به نام یاسر را عامل قتل داود معرفی کردند.
یکی از شاهدان عینی ماجرا در شرح ماجرا به ماموران جنایی گفت:«شب حادثه در نزدیکی داود نشسته بودم و او هم در حال خودش بود و با کسی حرف نمیزد.انگار دل و دماغ نداشت.همان موقع بود که یاسر سراغ او رفت و به او گفت فندکت را به من بده.داود گفت فندک ندارم اما یاسر ولکن ماجرا نبود و میگفت دروغ میگویی و میخواهی فندک را به من ندهی! یکدفعه داود فریاد زد و گفت اینقدر به دست و پای من نپیچ! وقتی میگویم که فندک ندارم یعنی ندارم.» این شاهد در ادامه گفت:
«وقتی داود فریاد زد یاسر بیشتر با او لج کرد و چند دقیقه بعد دوباره سراغ داود آمد و این بار با عصبانیت به او گفت این کارتن که تو الان روی آن خوابیدهای کارتن من است و باید آن را به من پس بدهی.همین حرف یاسر باعث شد که بین او و داود دوباره درگیری اتفاق بیفتد. داود باز هم فریاد زد و گفت چه مرگت شده که امشب اینقدر به من گیر میدهی؟ بعد به همدیگر فحاشی کردند و یکدفعه داود یک پایپ برداشت و به سمت یاسر پرتاب کرد. یاسر هم یک چاقو به سمت داود پرتاب کرد و بعد از عرض خیابان رد شد و از محل دور شد.»
با اطلاعاتی که شاهدان عینی ماجرا در اختیار ماموران قرار دادند، یاسر ردیابی و بالاخره دستگیر شد.متهم در همان برخورد ابتدایی با ماموران اقدام به پرتاب چاقو منجر به قتل اعتراف کرد.در حالی که اولیای دم داود شناسایی نشدند، معاون اول قوه قضائیه تقاضای قصاص متهم را کرد و پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارجاع شد.
در دادگاه
در جلسه محاکمه، بعد از قرائت کیفرخواست متهم برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شد و گفت:«آن شب من از داود فندک میخواستم اما او به من نداد برای همین عصبانی شدم.یکدفعه دیدم او کارتنی که روی آن میخوابیدم را برداشته اما حاضر نیست یک آتش سیگار به من بدهد، خیلی کفرم بالا آمد. برای همین به او گفتم که کارتن را پس بده اما او به سمت من یک پایپ پرتاب کرد.من هم چاقویی را که دستم بود به سمت او پرتاب کردم و دیدم که زیر کتفش برخورد کرد اما فکرش را هم نمیکردم که این ضربه باعث مرگ او شود.برای همین راهم را گرفتم و رفتم.» متهم ادامه داد:«من اتهام مباشرت در قتل عمدی را قبول ندارم چون داود آن روز مقدار زیادی قرص خورده بود و از غروب به بعد در حال خودش نبود و حال خوشی نداشت.»
قاضی گفت:«اما پزشکی قانونی اعلام کرده که علت مرگ او ضربه چاقو بوده است.»
متهم گفت:«من اتهامم را قبول ندارم.»
در حالی که کمیسیون تشخیص سلامت متهم اعلام کرده بود که این فرد دارای اختلال روانپریشی است اما قضات دادگاه درحالی که متهم جزئیات جنایت را بارها شرح داده بود، اختلال روانی او را رافع مسئولیت ندانسته و متهم با رای دادگاه به قصاص محکوم شد.




