
هفت صبح| چند روز بیشتر تا شروع سال ۱۴۰۴ نمانده بود. ۲۸ اسفندماه بود و زمستان سال ۱۴۰۳ نفسهای آخرش را میکشید و از قضا شب چهارشنبهسوری هم بود. از چند روز قبل رسانهها در حال هشدار دادن برای رعایت ایمنی در حین جشن و شادی بودند. اما درست در همان روزها بود که رهام و دوستانش بیاعتنا به هشدارها، بهسرعت داشتند تعداد زیادی نارنجک دستی میساختند تا در شب جشن چهارشنبهسوری آنها را منفجر کنند.
شب حادثه
هوا که رو به تاریکی رفت رهام ۲۰ساله و دوستانش در یکی از محلههای نارمک دور هم جمع شدند. آتش بزرگی برپا کرده و دور آن حلقه زدند.
هر نارنجک دستساز که منفجر میشد شیشه پنجرههای اهالی محل میلرزید. جوانها دور آتش شاد بودند و قهقهه میزدند. تصورش را هم نمیکردند که شاید باعث آزردگی اهالی شده باشند و از آن بدتر؛ تصورش را هم نمیکردند که چه فاجعهای در انتظار آنهاست.
رهام و دوستانش نارنجکهایشان را داخل آتش میانداختند. نارنجک در مشت آنها بود و آن را از پایین به بالا با قوس ملایمی داخل آتش میانداختند.
در همان لحظه یک موتورسوار داخل کوچه پیچید. روی موتور سه نفر نشسته بودند. یکی از نارنجک دستیها بهجای اینکه در آتش فرود بیاید، روی سر یکی از ترکنشینان موتور به نام میلاد، فرود آمد.سرنشینان موتور نقش زمین شدند و سر میلاد متلاشی شده بود و در دم جان سپرد. صحنه مرگ میلاد که پدر دو کودک خردسال بود؛ بسیار دلخراش بود.
دو دوست میلاد که در این حادثه بهشدت مجروح شده بودند بهسرعت به بیمارستان منتقل شدند تا تحت معالجه قرار بگیرند.در همین حال رسیدگی به مرگ هولناک میلاد در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و بازپرس کشیک قتل به همراه کارآگاهان پلیس آگاهی برای رسیدگی به موضوع در محل حادثه حاضر شدند.
دستگیری متهم
جسد با دستور بازپرس جنایی برای انجام آزمایشها و معاینات لازم به سردخانه پزشکی قانونی منتقل شد. در ادامه دوربینهای مداربسته موجود در محل بازبینی شد. هر چند لحظه وقوع حادثه به وضوح مشخص نبود؛ اما افراد حاضر در صحنه که دور آتش حلقه زده بودند شناسایی شدند. در همین حال تحقیقات از حاضرین در صحنه آغاز شد و تعداد زیادی از افراد حاضر در صحنه رهام را بهعنوان عامل حادثه معرفی کردند.
بهاینترتیب رهام بهعنوان تنها مظنون پرونده بازداشت شد و در برخورد ابتدایی با مأموران ضمن اعتراف به پرتاب نارنجک دستی منجر به قتل میلاد، گفت: «شب حادثه من در کنار دوستانم دور آتش بودیم و نارنجک پرتاب میکردیم. در لحظه حادثه من یک نارنجک پرتاب کردم؛ اما آن را به سمت شخص یا خودروی خاصی نینداختم. ناگهان آن موتورسیکلت وارد کوچه شد و نارنجک با آن برخورد کرد. من نمیدانستم موتور وارد کوچه میشود و قصد نداشتم که نارنجک را به موتور بزنم.»
بعد از ثبت شهادت شهود و انجام بازسازی صحنه جرم از سوی متهم، تحقیقات پرونده تکمیل شد و با صدور کیفرخواست؛ رهام به اتهام مباشرت در قتل عمدی در شعبه سیزدهم دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت.
در دادگاه
در جلسه رسیدگی به این پرونده، متهم این بار سناریوی جدیدی را مطرح ساخت و با رد اعترافات قبلی خود، در دفاع گفت: «آن شب من و حدود هفت هشت نفر دیگر از دوستانم در حال ترقهبازی بودیم که ناگهان موتورسواران داخل کوچه پیچیدند. همه ما نارنجک دستی داشتیم و در آن لحظه به جز من چندین نفر دیگر هم نارنجک زدند. من نمیدانم در این حین نارنجک کدام یک از ما به سر میلاد اصابت کرد؛ اما از کجا معلوم که نارنجکی که در دست من بود به او اصابت کرده باشد؟» قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.





