
هفت صبح| آذرماه 98 پسر جوانی سراسیمه با مرکز فوریتهای پلیس تماس گرفت و گفت که در مغازه محل کارش یک نفر به ضرب گلوله به قتل رسیده است. با اعلام این خبر بلافاصله رسیدگی به موضوع در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت و ماموران در محل وقوع قتل حاضر شدند. این در حالی بود که جسد مقتول به نام محسن غرق در خون در نیم طبقه بالای مغازه افتاده بود. جوانی که با ماموران تماس گرفته بود در اظهارات ابتدایی خود به ماموران گفت:«من و دوستم به نام سهراب شاگرد این مغازه بودیم و به دلیل اینکه هر دو از شهرستان دور از تهران برای کار به اینجا آمدهایم شبها در مغازه میخوابیدیم. شب قبل من طبقه پایین خواب بودم که متوجه شدم سهراب به همراه دو نفر از دوستانش وارد مغازه شد و به نیم طبقه بالا رفت. من در خواب و بیداری صدای خنده و شوخی آنها را میشنیدم تا اینکه نزدیک صبح بود که ناگهان صدای شلیک گلوله آمد و سهراب و دوستش پا به فرار گذاشتند.» با اطلاعاتی که شاگرد مغازه در اختیار ماموران قرار داد سهراب تحت تعقیب قرار گرفت اما مشخص شد که او پس از وقوع قتل از مهلکه گریخته است.
دستگیری متهم
ردیابی متهم در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت و بالاخره مدتی پس از وقوع جنایت مسلحانه، او دستگیر شد و ادعا کرد که مست بوده و در حال خودش نبوده به همین دلیل اشتباهی به رفیقش شلیک کرده است. اما در ادامه تحقیقات مشخص شد سهراب روز قبل از درگیری با عدهای مقابل مغازهاش درگیر شده بود و مقتول نیز در درگیری حضور داشته. به این ترتیب فرضیه طراحی نقشه انتقامجویانه رقم خورد. با تکمیل تحقیقات جنایی متهم در شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و با درخواست اولیای دم به قصاص محکوم شد. اما قضات دیوانعالی کشور رای صادر شده را نقض کردند و پرونده بار دیگر در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران رسیدگی شد.
در دادگاه
در ابتدای جلسه رسیدگی، پدر و مادر محسن به عنوان اولیای دم بار دیگر تقاضای قصاص قاتل فرزندشان را مطرح کردند. سپس متهم پای میز محاکمه رفت و به تشریح جزئیات جنایت پرداخت و گفت:«شب حادثه من و دو نفر از دوستانم مشروب خورده بودیم، آخر شب به مغازه محل کار من آمدیم و مشغول گپ زدن و شوخی بودیم. من در مغازه اسلحهای داشتم که گمان میکردم دو گلوله در آن است. گلنگدن را کشیدم و دو گلوله را خارج کردم و با تصور اینکه اسلحه خالی شده آن را به شوخی به سمت محسن گرفتم. بعد در حالت مستی دستم روی ماشه رفت و ناخواسته به صورت او شلیک کردم. خیلی ترسیدم، برای همین از آنجا فرار کردم.»
قاضی گفت:«در تمام مراحل رسیدگی به پرونده ادعا کردی به همراه دوستانت مشروب خورده بودید و در حال خودت نبودی اما پزشکی قانونی وجود الکل در بدن مقتول را رد کرده، آیا این جنایت به درگیری شب قبل تو و محسن ارتباطی دارد؟» متهم پاسخ داد:«شب قبل از حادثه مقابل مغازه ما به خاطر جای پارک نامناسب یک خودرو درگیری ایجاد شد و طرفین دعوا شیشه مغازه را شکستند اما این موضوع هیچ ربطی به محسن نداشت. او در درگیری شب قبل نبود.»
در این قسمت از محاکمه وکیل اولیای دم با اعتراض به دفاعیات متهم گفت:«در زمان وقوع حادثه دو نفر از دوستان نزدیک محسن شهادت دادند که متهم قبلا دو بار با مقتول درگیری داشته. اگر شهادت این افراد در پرونده درج شود اثبات میشود که متهم با انگیزه و کینه قبلی اقدام به شلیک کرده است اما حالا با ادعای دروغین سعی دارد قتل را شبه عمد جلوه دهد.»
قضات دادگاه بعد از شنیدن دفاعیات متهم برای صدور رای وارد شور شدند.






