هفت صبح| دوشنبه 11 اسفند ماه امسال در حالی که سه روز از شروع حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به خاک کشور می‌گذشت یکی از نقاطی که هدف حمله قرار گرفت، ساختمانی سه طبقه در خیابان دردشت تهران بود.ساختمانی که نه‌تنها به صورت صد در‌صدی تخریب شد بلکه موج انفجار باعث وارد شدن آسیب به ساختمان‌های مجاور نیز شد.بلافاصله عملیات آوار‌برداری از این ساختمان آغاز شده و کارشناسان آتش‌نشانی اقدامات لازم برای جلوگیری از بروز خطرات بیشتر را آغاز کردند اما حجم آوار به حدی زیاد بود که عملیات آوار‌برداری و نجات محبوس شدگان تا روز بعد طول کشید. عصر روز بعد از حمله نظامی، خبرنگار ما با مراجعه به این خیابان مشاهدات میدانی خود را ثبت کرده و با برخی شاهدان عینی گفت‌وگو کرد.

 

‌ اینجا پُر از خاک بود


از خیابان رسالت که وارد دردشت می‌شویم چیزی از آوار و خاک‌آلودگی دیده نمی‌شود.خیابان دردشت خیابانی عریض و طویلی است که طی کردن طول آن با خودرو در شرایطی که ترافیک نباشد حدود 10 دقیقه‌ طول می‌کشد. از یکی از کسبه محل سوال می‌کنیم ‌ محلی که حمله نظامی در آنجا رخ داد کجاست که او می‌گوید:«تقریبا در میانه خیابان ساختمانی مسکونی سه طبقه که بالای فروشگاه هفت واقع شده هدف قرار گرفت که اگر کمی جلوتر بروید چشم‌تان به آن خواهد افتاد.آوار‌برداری هنوز ادامه دارد.»


این فرد ادامه می‌دهد: «اما اینطوری نگاه نکنید! دیروز تمام این خیابان پر از خاک بود. با اینکه مغازه ما با آنجا فاصله دارد اما به محض اینکه حمله نظامی رخ داد به شدت تکان خوردیم و مغازه‌مان لرزید. صدای انفجار خیلی وحشتناک بود و بعد از آن عابرین جیغ می‌کشیدند.من برای چند لحظه فکرم از کار افتاده بود و نمی‌توانستم هیچ حرکتی انجام دهم.کف مغازه نشستم و فکر می‌کردم هر لحظه ممکن است دوباره انفجار رخ دهد.بعد از چند دقیقه وقتی بلند شدم دیدم کف مغازه پر از خاک است.

 

فکر می‌کردم ساختمان‌های نزدیک ما را هدف قرار داده‌اند و بعد که متوجه فاصله ساختمان هدف با مغازه‌مان شدم باورم نمی‌شد که از این فاصله هم اینقدر لرزش حس کنیم و گرد و خاک وارد شود. من سریع مغازه را بستم و به خانه‌مان رفتم اما در همان حین از کسبه‌های همسایه‌مان می‌شنیدم که می‌گفتند تعدادی از عابرین به خاطر موج انفجار پرتاب شده و مجروح شده‌اند.تعداد زیادی از مغازه‌هایی که نزدیک محل انفجار بودند، شب عیدی تعطیل شده‌اند.کار و کاسبی‌ها کلا رونقی ندارد.»

 

تلی از خاک


قدم‌زنان به سمت ساختمانی که هدف قرار گرفته است، می‌رویم. چشم‌مان به دنبال این است که فروشگاه هفت را ببینیم اما یکدفعه ساختمان آوار شده را می‌بینیم.حجم آوار و خرابی به حدی زیاد است که حتی تابلوی فروشگاه زیر تلی از خاک مدفون شده است.از ساختمان چند آهن‌پاره کج و کوله معلق در هوا باقی مانده است.می‌خواهیم عکس‌برداری کنیم اما ماموران حاضر در صحنه اجازه نمی‌دهند. آقایی میانسال در نزدیکی ساختمان ایستاده و نظاره‌گر عملیات امدادگران است.این فرد که از اهالی محل به نام حیدر رشیدی است، در گفت‌وگو با خبرنگار ما می‌گوید:«خانه ما در نزدیکی این ساختمان است.البته اینقدر نزدیک نیست که دچار تخریب شده باشد اما لرزش را حس کردیم.»


همان موقع یک ماشین سنگین مقدار زیادی خاک در نزدیکی محل آوار خالی می‌کند.آقای رشیدی در ادامه می‌گوید:«از دیروز من بارها به این محل سر زده‌ام.راستش نگران جان هموطنانی هستم که زیر آوار مانده‌اند.چندین ماشین سنگین در نوبت‌های مختلف اینجا خاکریزی کرده‌اند تا تپه‌ای درست شود و جرثقیل‌های آوار‌بردار روی آن بروند تا بتوانند آهن‌های قسمت‌های بالای ساختمان را بردارند.ارتفاع ساختمان بلند است و به جز این کار راهی برای دسترسی جرثقیل به این بالا نیست.»

 

 اینجا مسکونی بود


کمی آن طرف‌تر خانمی روی یک صندلی نشسته و چشم‌های اشکبارش را به ساختمان آوار شده دوخته است و زیر لب ذکر می‌گوید.در کنارش هم مرد جوانی بهت‌زده نگاهش را به آسفالت کف خیابان دوخته و گاهی دو دستش را محکم به صورت خود می‌شد.نزدیک می‌رویم و متوجه می‌شویم این خانم از بستگان محبوس‌شدگان است.گریه امان صحبت به او نمی‌دهد اما لابه‌لای کلمات بریده بریده‌اش می‌گوید:«من ساکن غرب تهرانم و یکی از بستگانم مدتی قبل این ساختمان را اجاره کرده بود.

 

مدت زیادی نبود که اینجا آمده بودند.تنها چیزی که می‌دانم این است که این ساختمان مسکونی بود و اقوام ما طبقه سوم آن را اجاره کرده بودند.» از او می‌پرسیم که اینجا در زمان حمله چند نفر در ساختمان حضور داشتند که او می‌گوید:«نمی‌دانم اما از دیروز روایت‌های مختلفی از همسایه‌ها به گوشم می‌خورد. یک نفر می‌گوید کلا شش نفر اینجا بودند یک دیگر می‌گوید 20 نفر بودند.»

 

 زخمی‌ها سریع منتقل شدند


حیدر رشیدی هنوز در حال قدم زدن در اطراف ساختمان است.او می‌گوید:«وقتی حمله اتفاق افتاد من خیلی سریع خودم را به اینجا رساندم.مقابل ساختمان فروشگاه پر از خاک بود ولی چون فروشگاه در طبقه اول بود، تخریب نشد.فقط آوار طبقه‌های بالا روی آن ریخته شده بود.امدادگران خیلی سریع فروشندگان را بیرون آوردند.انگار یک نفر آنها را در خاک چرخانده بود.سرتا پا سفید بودند اما خوشبختانه آسیب جدی ندیدند.در حدی که کارشناسان اورژانس بعد از معاینه به آنها گفتند به خانه بروید و دوش بگیرید، بعد استراحت کنید تا بهبود پیدا کنید.»


آقای رشیدی در ادامه می‌گوید:«این قسمت از خیابان مغازه‌های زیادی هست که بعد از این انفجار تعداد زیادی از آنها تعطیل شدند.50 متر بالاتر یک فروشگاه زنجیره‌ای کوروش است که آن هم به خاطر موج انفجار تخریب شده و تعطیل است.کمی آن طرف‌تر هم شعبه بانک صادرات است که آن هم تعطیل شده است.» کسبه و اهالی می‌گویند ‌ بلافاصله بعد از وقوع انفجار در حالی که امدادگران کار خودشان را شروع کرده بودند، شهردار منطقه هم شخصا در محل حاضر شده و با بازدید از ساختما‌ن‌های تخریب شده دستور برآورد حجم تخریب در تمامی ساختمان‌ها و انجام اقدامات لازم برای مرمت را داده است.


در این خیابان چند خانه‌ای که به محل وقوع انفجار نزدیک بودند به شدت آسیب دیده و تخریب آنها در حدی است که قابل سکونت نیستند.مغازه‌هایی که هر سال شب عید پر رونق بودند حالا در سکوت و گرد و خاک فرو رفته‌اند.اسفند ماه که می‌شد در این خیابان هیاهوی شب عید برپا بود اما امسال هیچ چیز شبیه ‌ اسفند هر سال نیست.