او زنی است که تا چندی پیش سایه مجازات اعدام به اتهام مشارکت در قتل برادر نانتی رهبر کره شمالی روی سر او بود؛ چند ماه پیش اما بعد از کنار گذاشته شدن ناگهانی پروندهاش به اتهام مشارکت در این قتل در فرودگاه شهر کوالالامپور به کشورش بازگشته و حالا در اولین مصاحبه خود بعد از این اتفاقات از محل روستایش در اندونزی، دسیسه کره شمالی در فریب دادنش به بهانه بازی در فیلمهای شوخی با مردم و کشاندنش به اجرای توطئه قتل برادر ناتنی رهبر این کشور را شرح میدهد.
سیتی آسیه ۲۷ ساله میگوید که مدتها رویای مشهور شدن به عنوان یک بازیگر را داشته و وقتی یک عامل اطلاعاتی کره شمالی در نقش یک فیلمساز به او وعده مشهور شدن با بازی در فیلمهای شوخی با مردم را داد تصور کرد که رویایش دارد به حقیقت میپیوندد. این عامل اطلاعاتی کره شمالی در روز اجرای توطئه قتل کیم جونگ نام برادر ناتنی رهبر کره شمالی به او گفته بود: اگر امروز همه چیز خوب پیش برود تو در دنیا مشهور خواهی شد و میتوانی یک بازیگر سرشناس بشوی.
حرفهای این عامل اطلاعاتی در نقش فیلمساز به او، به نوعی درست از آب در آمد و در نهایت سیتی آسیه در جهان مشهور شد اما نه به خاطر بازیگری بلکه به خاطر مشارکت در قتل برادر ناتنی یکی از مشهورترین دیکتاتورهای جهان یعنی کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی.
کیم جونگ نام، ماه فوریه ۲۰۱۷ بعد از آنکه به دست سیتی آسیه و یک زن فریب خورده دیگر به عنوان همدستش به نام دوئونگ تی هوئونگ به ماده سمی اعصاب مشهور به وی ایکس در فرودگاه بینالمللی شهر کوالالامپور آلوده شد، جان خود را از دست داد.
سیتی و همدستش دوئونگ تی هوئونگ در جریان محاکمه در مالزی با دورنمای مجازات اعدام مواجه شده و بیش از دو سال را در این کشور عمدتا در حبس انفرادی زندانی بودند اما اوایل سال جاری میلادی به شکلی دراماتیک با کنار گذاشته شدن غیر منتظره این اتهام قتل علیه آنها این دو نفر آزاد شدند.
سیتی آسیه از آن زمان تا کنون زندگی کم سر و صدایی را با بازگشت به روستای زادگاهش در مناطق دورافتاده اندونزی در پیش گرفته است اما روزنامه دیلی میل تصمیم گرفت برای مصاحبه او را پیدا کند.
سیتی آسیه در مصاحبه با این روزنامه انگلیسی آنچه برایش اتفاق افتاده را توضیح داده: من اصلا نمیدانستم چه کاری انجام دادهام. آنها به من گفتند که میخواهند مرا یک ستاره مشهور در فیلمها کنند و احساس حماقت میکنم از اینکه اینقدر آسان حرف آنها را باور کردم. من نمیدانستم اصلا کیم جونگ اون چه کسی است و حتی نمیدانستم کره شمالی کجای دنیا است و بسیار از فهمیدن اتفاقی که برای کیم جونگ نام افتاد احساس بدی پیدا کردم و آرزو داشتم اصلا در این پرونده دخیل نبودم و اگر به عقب برگردم هرگز با انجام هیچ یک از کارهایی که کردم موافقت نخواهم کرد.
در ژانویه سال ۲۰۱۷ زمانی که او به عنوان روسپی در هتل فلامینگو در شهر کوالالامپور مشغول به کار بود، با یک راننده تاکسی برخورد کرد که مسیر زندگی او را تغییر داد. سیتی آسیه میگوید: این فرد به من گفت که یک مشتری ژاپنی دارد به که دنبال کسی برای بازی در فیلمهای تلویزیونی مبتنی بر واقعیت میگردد و من شرایط آن را دارم.
او توضیح داد که روز بعد از این ملاقات، با شخصی به نام "جیمز" که در واقع همان مشتری ژاپنی مورد اشاره این راننده تاکسی بود در یک مرکز خرید ملاقات کرد و "جیمز" در این ملاقات به سیتی آسیه خودش را یک برنامهساز ژاپنی معرفی کرد که فیلمهایی را برمبنای شوخی با مردم ساخته و در یوتیوب منتشر میکند.
در واقع جیمز با نام واقعی "ری جی یو" یک مامور اطلاعاتی ۳۰ ساله کره شمالی بوده است. او به سیتی آسیه برای اولین تجربه کاریاش مبلغی به ارزش ۸۰ پوند پیشنهاد داد که برای او که در هتل محل کارش به ازای هر مشتری تنها مبلغی به ارزش چهار پوند عایدش میشد، چشمگیر بود. از او خواسته شد برای اولین نقشش باید به شکل تصادفی به سراغ سه مرد در یک مرکز خرید رفته و روی آنها لوسیون بچه بریزد و بعد از آنکه این افراد را متوجه شوخی انجام شده کرد، از آنها عذرخواهی کند.
سیتی آسیه میگوید که جیمز بعدا از او خواست تا شوخی های مشابه دیگر را در مرکز خریدها و در فرودگاه کوالالامپور نیز انجام دهد تا او از کارش فیلمبرداری کرده و فیلم این اقدامات را منتشر کند.
او چند هفته بعد به کامبوج منتقل و با یک فیلمساز دیگر به نام "آقای چانگ" آشنا شد؛ فردی که میتوانست به زبان بهاسا که زبان مادری سیتی آسیه بود به آسانی صحبت کند. او هم در واقع یک مامور دیگر کره شمالی با نام واقعی "هونگ سونگ هاک" بود.
در پشت صحنه این ماموران کره شمالی در تلاش برای ردیابی کیم جونگ نام بودند که همواره در جابجایی و سفر بود.
سیتی آسیه میگوید: من از چانگ خوشم نیامد. و او زمانی که جدی بود کمی باعث ترس من میشد. با این حال کار او مثل سابق بود و همچنان باید در فیلمهای شوخی با مردم در شهرهای فنوم پنه و کوالالامپور شرکت میکرد.
کمی بعد ماموران اطلاعاتی کره شمالی به هدفشان یعنی کیم جونگ نام نزدیک شده و رد او را حین آمدن به مالزی گرفتند. منابع پلیسی به دیلی میل تایید کردند، کیم جونگ نام در روز به قتل رسیدنش قرار بوده با یک مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا سیا برای دادن یک لپتاپ مملو از اطلاعات در ازای یک کیف پر از ۱۰۰ دلاری دیدار کند.
مامور اطلاعاتی کره شمالی که خودش را فیلمساز جا زده بود، به سیتی آسیه گفت، کار او این بار کمی متفاوت است. به گفته سیتی آسیه این بار مشخص بود که برای این عملیات شوخی یک هدف خاص وجود دارد و در اتفاقی بی سابقه قرار بود که با کمک یک بازیگر دیگر این شوخی را انجام دهد.
به گفته این زن اندونزیایی این مامور اطلاعاتی "فیلمساز" کره شمالی همچون شوخیهای قبلی یک قوطی کوچک از جیبش بیرون آورد و مایعی را روی دستهای او ریخت و هدفش را در فرودگاه کوآلالامپور به او نشان داده و او را در مسیر وی هدایت کرد.
وی توضیح میدهد: آقای چانگ به من گفت این مرد رئیس بزرگی در یک شرکت است و بسیار مغرور بوده و ممکن است از کار من عصبانی شود. بنابراین من باید وقتی با او شوخی کردم با سرعت هر چه تمام تر از محل خارج شوم.
سیتی آسیه اظهار کرد که در آن زمان او به شکلی غیر عادی با وجود آنکه از این توطئه خبری نداشت مضطرب شده و به یاد میآورد زمانی که تنها دو قدم با برادر ناتنی رهبر کره شمالی فاصله داشت همدست او از مسیری متفاوت با او به وی نزدیک شد و دستانش را روی چشمان او گذاشت.
وی توضیح میدهد: بعد از این اتفاق کیم جونگ نام ناراحت و عصبانی شد و من فکر میکردم چون او شبیه یک فرد پولدار است گزارش کار ما را به پلیس خواهد داد.
در این توطئه مقامهای اطلاعاتی کره شمالی در واقع به هر یک از این دو زن یکی از دو بخش یک ماده سمی واحد را دادند که به تنهایی خطری نداشتند اما به هنگام ترکیب با هم تبدیل به ماده سمی ویایکس میشدند. آنها گفتهاند که در ادامه خودشان نیز بعد از انجام این توطئه به این ماده سمی آلوده شدند و نزدیک بود جان خودشان را نیز از دست بدهند.
به گفته سیتی آسیه او زمانی که بر حسب شانس این ماده را در دستشویی از دستانش شست جانش را نجات داده است اما در فاصله کمی از او کیم جونگ نام در حالیکه از شدت درد روی زمین افتاده بود به این ماده آلوده شده بود.
بعدا معلوم شد که کیم جونگ نام در کوله پشتیاش پادزهر ماده ویایکس را نیز داشته اما بعد از ابتلا به درد جانکاهی که او را کور کرده بود دیگر نتوانست به استفاده از آن فکر کند.
به گفته سیتی آسیه مقامهای مالزی بعد از این اتفاق ابتدا او را به دلیل وجود آثار ماده ویایکس روی لباسش به بیمارستان منتقل کردند و کمی بعد اولین دادگاه او به اتهام قتل تشکیل شد.
او توضیح میدهد: من وقتی فهمیدم که ممکن است اعدام شوم شدیدا وحشت کردم و سردرگم بودم و نمیفهمیدم چطور این وضعیت برای من پیش آمده و تا سه ماه هر روز گریه میکردم و فکر میکردم دیگر هرگز دوباره پسرم را نخواهم دید.



