
هفت صبح، رامتین لطیفی | روز شنبه و در میان بحثهای طولانی و گاه تهدیدآمیز میان مقامات آمریکا و اروپا برسر تهدیداتی که گرینلند را محاصره کرده است، جریانهای سیاسی بومی و حاضر در گرینلند با انتشار بیانیه مشترکی در شبکه ایکس، دوباره اعلام کردند که نمیخواهند پرچم آمریکا در این جزیره نصب و این منطقه به خاک ایالات متحده ملحق شود.
این جریانهای سیاسی به نمایندگی از مردم گرینلند با بیانی قاطع و صریح اعلام کردند که «نمیخواهیم آمریکایی شویم.» البته این مسئله موضوعی تازه نیست و طی یک سال گذشته که دونالد ترامپ به اتاق بیضی بازگشته و بارها به انحای مختلف برای الحاق گرینلند به خاک آمریکا تمایل نشان داده است، مردم این جزیره به گواه نتایج نظرسنجیهای مختلف و متفاوت، دست رد به سینه آمریکاییها زدند و گفتند تمایلی به آمریکایی شدن ندارند. ترامپ و دولتش اما اعتنایی به این اظهارنظرها ندارند و همچنان بر خواسته خود پافشاری میکنند.
ترامپ اصرار دارد که رقبا یا به عبارتی دیگر دشمنان اصلی آمریکا یعنی روسیه و چین در این جزیره که همسایه ایالات متحده است، نفوذ کرده و آن را به حیاط خلوت خود تبدیل کردهاند و مشرف بر مرزهای شرقی و شمالی این کشور مشغول به کار جاسوسی و اطلاعاتی هستند. از این رو او تصرف گرینلند را چه با دیپلماسی، چه با پول و چه با زور، برای حفظ و دفاع از امنیت ملی آمریکا ضروری است. ا
ز سوی دیگر، پس از آغاز جنگ در اوکراین که منجر به اعمال تحریمهای گسترده از سوی آمریکا و اروپا علیه روسیه شد، این کشور به دنبال کریدوری امن برای صادرات نفتش میگشت. سرانجام روسیه سراغ گزینه دور و دراز خود در دوران اتحاد جماهیر شوروی رفت و تصمیم گرفت بخشی از ناوگان سایه خود را به کریدور قطب شمال ببرد؛ ناوگانی که از کشتیهای یخشکن اتمی تشکیل شده است.
این ابتکار سبب شد که نظر چین هم به این نقطه از کره زمین جلب شود و فعالیتهای گوناگون برای تصاحب قطب شمال را آغاز کند. حالا آمریکا برای حضور در این منطقه یخزده و عرض اندام در مقابل رقبای سنتی و دیرینه خود، به پایگاهی مطمئن نیاز دارد و چه پایگاهی بهتر و جذابتر از گرینلند؟ از این رو ترامپ و کاخ سفید احتمال استفاده از نیروی نظامی برای تصاحب این جزیره را رد نکردهاند.
پایان ماه عسل آمریکا و اروپا
تهدید فزاینده آمریکا، واکنش مقامات رسمی دانمارک و گرینلند را به دنبال داشت و بر اساس بیانیهای که روز سهشنبه در وبسایت دولت گرینلند منتشر شد، لارس لوکه راسموسن، وزیر خارجه دانمارک و ویویان موتزفلد، همتای گرینلندی او به مارکو روبیو اعلام کردهاند که باید در آیندهای نزدیک دیداری با هم داشته باشند. رهبران فرانسه، آلمان، ایتالیا، لهستان، اسپانیا و انگلیس نیز روز سهشنبه در بیانیهای تأکید کردند که این جزیره متعلق به مردم و ساکنان آن است.
لازم به ذکر است که این ماجرا برای کشورهای اروپایی از دو سو ضرر است؛ از یک سو آمریکا در صورت تصرف گرینلند که متعلق به دانمارک است، به یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا تجاوز میکند و این به معنای پایان یا در کمینهترین حالت، تیره و تار شدن روابط دیپلماتیک بین این کشورها و آمریکا خواهد شد. گفتنی است آمریکا بزرگترین شریک امنیتی و نظامی اروپاست و در صورت برهم خوردن روابط فیمابین آنها، چتر امنیتی آمریکا از روی قاره سبز برداشته خواهد شد و این به معنای تقویت احتمال حمله روسیه به اروپاست.
از سوی دیگر این اتفاق میتواند پیمان دفاعی ناتو را هم به خطر بیندازد. تصور کنید مهمترین و قدرتمندترین عضو یک پیمان نظامی، به مایملک یکی از اعضای دیگر آن حمله نظامی کند؛ با این حساب نمیتوان در صورت تصرف گرینلند توسط ایالات متحده، آیندهای برای این پیمان هم متصور شد. این اتفاق هم در صورت تحقق میتواند بزرگترین هدیه به روسیه و چین باشد که همواره ناتو را یک خطر جدی برای خود میدیدند.
بنبست جنگ نرم
در شرایط عادی، انتخابات پارلمانی گرینلند شاید توجه چندانی جلب نمیکرد؛ چراکه کمتر از ۴۰هزار نفر از بزرگسالان این جزیره وسیع اما کمجمعیت قرار بود تنها ۳۱ نماینده را انتخاب کنند. اما این دوره متفاوت از سایر دورههای پیشین بود. از یک سو، ترامپ و مقامات آمریکایی به این انتخابات چشم دوخته بودند تا اگر حامیان الحاق به آمریکا از صندوق رای بیرون بیایند، با جنگی نرم و از طریق دیپلماسی، مسیر را برای تغییر پرچم در گرینلند آماده کنند و بدون استفاده از زور یا تکدر شرکای اروپایی این جزیره را تصرف کنند.
از سوی دیگر نیز بحث استقلال از دانمارک مطرح بود و ساکنان این جزیره باید از بین حفظ شرایط موجود و تعلق به دانمارک، الحاق به آمریکا یا استقلال و تبدیل به یک کشور جدید، یکی را انتخاب میکردند و بهتبع نمایندگان منتخب خود را با توجه به این سه رویکرد برمیگزیدند. در کنار فشارهای آمریکا، گرینلند با احتمال دخالتهای خارجی در روند انتخابات نیز مواجه بود. سرویس اطلاعات و امنیت ملی دانمارک (PET) اعلام کرد که روسیه در انتشار اطلاعات نادرست برای تاثیر در نتیجه انتخابات در فضای مجازی نقش داشته است.
هرچند این سازمان، منبع دقیق این حسابها را مشخص نکرده است، اما شواهدی وجود دارد که نشان میدهد برخی از آنها به کارزارهای رسانهای روسیه مرتبط هستند. در نهایت نام حامیان استقلال گرینلند از صندوق بیرون آمد و ساکنان این سرزمین یخی امیدوارند این انتخابات بتواند پایهگذار فرآیند جدایی این سرزمین از دانمارک باشد. گرینلند که زمانی مستعمره دانمارک بود، اکنون بهعنوان یک منطقه خودمختار اداره میشود اما هنوز در برخی مسائل اساسی از جمله سیاست خارجی و دفاعی، تابع کپنهاگ است.
کشف شهر اتمی مخفی زیر یخهای گرینلند
دانشمندان سازمان فضایی آمریکا با استفاده از فناوری پیشرفته راداری، یک شهر زیرزمینی را که در عمق ۳۰ متری زیر یخهای گرینلند مدفون بود، کشف کردند. بنابر اعلام ناسا، کمپ سنچری که یک پایگاه نظامی متروکه بهجا مانده از دوران جنگ سرد است، در ماه آوریل توسط یک هواپیمای گلفاستریم ۳ این سازمان شناسایی شد. هواپیمای تحقیقاتی ناسا با خود ابزارهایی راداری را حمل میکرد تا بتواند عمق ورقه یخی گرینلند و لایههای سنگی زیرین آن را ترسیم کند. این پایگاه موشکی که در عمق ۳۰ متری زیر یخهای گرینلند دفن شده است، زمانی به عنوان بخشی از برنامه نظامی جاهطلبانه و پنهان ایالات متحده طراحی شده بود.
کمپ سنچری به عنوان یک «شهر زیر یخ» طراحی شده و قرار بود شامل بیش از ۴۸۰۰ کیلومتر تونل برای مقابله تاکتیکی در جنگ هستهای با اتحاد جماهیر شوروی باشد. این پروژه توسط مهندسان ارتش آمریکا و به دستور رئیسجمهور وقت، دوایت آیزنهاور، در سال ۱۹۵۹ اجرا شد. هدف از این پروژه، حفظ توانایی استفاده از موشکهای هستهای زمینی به عنوان بخشی از استراتژی بازدارندگی هستهای ایالات متحده بود. تصاویر راداری که در پرواز ماه آوریل گرفته شد، ساختارهای این پایگاه عظیم را در زیر یخهای گرینلند نشان میدهد.
این پایگاه قرار بود سه برابر مساحت دانمارک که مالک گرینلند است، باشد و شامل ۸۳ هزار کیلومتر مربع مساحت بشود. پروژهای که به نام «کرم یخی» شناخته میشود، شامل طراحی تونلهایی در عمق ۲۸ متری زمین برای پرتاب ۶۰۰ موشک توسعهیافته موسوم به «آیسمن» در صورت وقوع جنگ هستهای میشد. این موشکها توانایی پرتاب از سطح یخی و تخریب ۸۰ درصد اهداف ایالات متحده در اتحاد جماهیر شوروی و اروپای شرقی را داشتند. این برنامه بهطور کامل از حکومت دانمارک مخفی نگه داشته شد و مقامات آمریکایی این پروژه را به عنوان تحقیق علمی معرفی کردند.
انگیزههای واقعی این پروژه سرانجام در سال ۱۹۹۷ به صورت عمومی فاش شد. به علاوه، گرینلند میتواند پایگاهی برای رادارهای هشدار زودهنگام آمریکا در صورت تحرکات نظامی روسیه باشد و از منظر استراتژیک، نقش مهمی را ایفا کند. البته این اتفاق هم پیشتر در دوران جنگ سرد و رقابت اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده رخ داده بود.
ثروتهای معدنی گرینلند؛ طمع واشنگتن
ترامپ بارها تأکید کرده که کنترل گرینلند میتواند برای امنیت ملی آمریکا حیاتی باشد. پایگاه فضایی «پیتوفیک» که در شمالغرب این سرزمین قرار دارد، از دهه ۱۹۵۰ تاکنون نقشی کلیدی در رصد موشکی و نظارت فضایی ایفا کرده است. در دوران جنگ سرد، این پایگاه که پیشتر «پایگاه هوایی توله» نام داشت، یکی از مراکز اصلی هشدار زودهنگام آمریکا در برابر تهدیدات اتحاد جماهیر شوروی بود. اما علاوه بر اهمیت نظامی، گرینلند دارای ذخایر ارزشمندی از نفت، گاز، طلا، اورانیوم و روی و فلزات کمیاب است.
تغییرات اقلیمی و ذوب تدریجی یخها، استخراج این منابع را در آیندهای نهچندان دور تسهیل خواهد کرد؛ موضوعی که بر اهمیت اقتصادی این منطقه افزوده و موجب شده واشنگتن و دیگر بازیگران بینالمللی نگاه ویژهای به آن داشته باشند. ترامپ در دور نخست ریاستجمهوری خود در سال ۲۰۱۹، پیشنهاد خرید گرینلند را مطرح کرد، اما دولت دانمارک بهسرعت این پیشنهاد را رد کرد. با این حال، او همچنان تمایلات توسعهطلبانه خود را حفظ کرده و علاوه بر گرینلند، مناطقی چون کانادا، کانال پاناما و حتی غزه را نیز در گفتمان سیاسی خود مطرح کرده است. با این اوصاف، نتایج یک نظرسنجی نشان داد که تنها ۶درصد از ساکنان گرینلند خواهان پیوستن به آمریکا هستند، در حالی که ۸۵درصد از مردم با این ایده مخالفاند.
فلزات کمیاب برای چه استفاده میشوند؟
فلزات کمیاب برای تولید تجهیزات فناوری مانند خودروهای الکتریکی، باتریهای لیتیومی، تلویزیونهای الایدی و صفحه نمایش گوشیهای هوشمند و لنزهای دوربین ضروری است. به علاوه، این فلزات موتور محرکه صنایع دفاعی هستند و دستیابی به آنها برای آمریکا در دوران افزایش تنشهای نظامی در جهان، حیاتی است. بر اساس گزارش اندیشکده مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، فلزات کمیاب در ساخت جنگندههای اف-۳۵، زیردریاییهای کلاس ویرجینیا و کلمبیا، موشکهای تاماهاوک، سیستمهای رادار، پهپادهای پریداتور و بمبهای هوشمند استفاده میشوند. علاوه بر این، فلزات کمیاب برای تولید نیمه رساناها که در فناوری هوش مصنوعی به کار میروند، ضروریاند.
استقلال از دانمارک رویای دور یا واقعیت نزدیک؟
در کنار جنجالهای سیاسی و فشارهای خارجی، مردم گرینلند با مسائل داخلی مهمی نیز دستوپنجه نرم میکنند. بحث برسر نحوه بهرهبرداری از منابع معدنی و ایکه کدام کشورها حق استخراج از معادن این منطقه را خواهند داشت، همچنان داغ است. برخی استقلالطلبان استدلال میکنند که درآمد حاصل از معادن میتواند گرینلند را از وابستگی اقتصادی به دانمارک رها کند. این کشور سالانه حداقل ۷۰۰ میلیون دلار برای تأمین هزینههای اشتغال، بهداشت و آموزش گرینلند کمک مالی ارائه میدهد که بیش از نیمی از بودجه این منطقه را شامل میشود.
موتی اِگِده، نخستوزیر گرینلند، پس از سخنرانی ترامپ در کنگره، موضع خود را بهوضوح مشخص کرد و نوشت: «ما نه میخواهیم آمریکایی باشیم، نه دانمارکی. ما کالالیت هستیم. آمریکاییها و رهبرشان باید این را درک کنند. ما فروشی نیستیم و نمیتوانند ما را بگیرند. آینده ما را فقط مردم گرینلند تعیین میکنند.» نظرسنجیها نشان میدهند که اکثر مردم گرینلند خواهان استقلال از دانمارک هستند، اما هنوز درباره زمان و چگونگی تحقق آن تردید دارند. البته این تردید به این زودیها از بین نخواهد رفت. به گفته تحلیلگران، تا زمانی که ایالات متحده گرینلند را هدف قرار داده است، خطر دخالتها و تنشهای سیاسی همچنان پابرجا خواهد بود.






