هفت صبح| در تابستان ۱۴۰۵،  مصرف بنزین در ایران همچنان در اوج ۱۲۵ میلیون لیتر است و ناترازی تولید و مصرف ۱۵ میلیون لیتر است. بنا بر این پای صحبت هر کارشناس که می‌نشینیم، از مصرف بالای بنزین در ایران انتقاد می‌کنند و دولتی‌ها از لزوم افزایش قیمت می‌گویند. اما مشکل ناترازی بنزین کجاست؟ سال گذشته رئیس‌جمهور به صراحت به خودروسازان درباره تولید خودروهای پرمصرف هشدار داد، اما این التیماتوم جدی گرفته نشد و مهم‌تر از آن،  مردم، با وجود آگاهی از آلودگی و مصرف بی‌رویه، همچنان خودروهای تک‌نشین را انتخاب می‌کنند. این مسائل به بحران بنزین دامن می‌زند.


در کنار تغییر فرهنگ استفاده از خودرو، به طور قطع کیفیت و بهره‌وری صنعت خودرو قطعا مصرف سوخت را کاهش می‌دهد، اما خودروسازان فعلا بهانه می‌آورند که فعلا  یا پاسخگوی خسارت‌های ناشی از مصرف بالای بنزین باشید. این هشدار، در شرایطی مطرح می‌شود که میانگین مصرف سوخت خودروهای داخلی حدود ۱۰لیتر در ۱۰۰ کیلومتر است، در حالی که این رقم در خودروهای روز دنیا به زیر ۵ لیتر رسیده است.

 

  دلایل نافرمانی خودروسازان در بهینه‌سازی 


اما اولتیماتوم رئیس‌جمهور برای ضرورت اصلاح صنعت خودرو، مانند بسیاری از هشدارهای قبلی، به سرنوشت فراموشی دچار شد. خودروسازان به جای توسعه خودروهای کم‌مصرف، همچنان بر تولید محصولات قدیمی و پرمصرف اصرار ورزیدند. برخی کارشناسان مانند سعید مدنی در گفت‌وگو با هفت‌صبح «ریشه بی‌توجهی صنعت خودرو به بهینه‌سازی را باید در تضاد منافع صنعت خودرو و همچنین نبود رقابت جدی در بازار دانست. درواقع خودروسازان زیان ده هستند و اعتباری برای تحقیق و توسعه و ارتقای کیفیت محصولات ندارند، به همین دلیل نه‌تنها پلتفرم خودروهای پرمصرف از خط تولید خارج نشدند، بلکه با افزایش قیمت دلار و تورم، تقاضا برای همین خودروها نیز افزایش یافته است.»


وی افزود:« مقصر اصلی ناترازی بنزین، تنها خودروسازان نیستند، بلکه یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش مصرف بنزین، نحوه استفاده مردم از خودروهاست. در کلان‌شهرهایی مانند تهران، کرج و اصفهان، بیش از ۷۰ درصد خودروها در ساعات اوج ترافیک، تنها یک سرنشین دارند. یعنی میلیون‌ها خودرو، با ظرفیت چهار تا پنج نفر، تنها برای جابه‌جایی یک نفر به حرکت درمی‌آیند و این یعنی مصرف سوخت، نه برای جابه‌جایی، که برای رسیدن به مقصد یک نفر انجام می‌شود‌ که از طریق حمل‌ونقل عمومی نیز ممکن است.»


البته در سال‌های اخیر خودروسازان وعده تولید بر مبنای استانداردهای ۸۲ گانه داده‌اند اما اجرای آن نیز برای برخی مدل‌ها نتوانسته بهره‌وری در مصرف سوخت را چندان بهینه کند. این رفتار، نه‌تنها مصرف بنزین را به شدت افزایش می‌دهد، بلکه به معضل آلودگی هوا نیز دامن می‌زند. بر اساس گزارش‌های رسمی، خودروهای تک‌سر‌نشین سهم قابل‌توجهی در انتشار گازهای آلاینده در شهرهای بزرگ دارند. این یعنی مردم با انتخاب یک خودروی شخصی به جای حمل و نقل عمومی، نه‌تنها بر ناترازی سوخت می‌افزایند، بلکه هوایی که تنفس می‌کنند را نیز آلوده‌تر می‌کنند.


با وجود این واقعیت‌ها، دولت همچنان به افزایش قیمت بنزین به‌عنوان یک راهکار فوری می‌اندیشد. این در حالی است که افزایش قیمت، هرچند می‌تواند مصرف را تا حدودی کاهش دهد، اما با توجه به تورم ۶۲ درصدی و کاهش شدید قدرت خرید مردم، می‌تواند به چالش اجتماعی تبدیل شود و فشار مضاعفی بر معیشت خانوارها وارد کند. به‌ویژه که در شرایط فعلی، افزایش قیمت بنزین، مستقیماً بر هزینه حمل و نقل و قیمت کالاها تاثیر می‌گذارد.


 برای حل بحران بنزین، باید سه محور را به طور همزمان دنبال کرد،  اجرای جدی استانداردهای مصرف سوخت در خودروسازی، توسعه حمل و نقل عمومی و ایجاد مشوق‌هایی برای کاهش استفاده از خودروهای شخصی، به‌عنوان مثال، افزایش عوارض تردد در ساعات اوج، توسعه خطوط مترو و اتوبوس‌های برقی و همچنین ارائه تسهیلات برای خرید خودروهای هیبریدی و برقی، می‌تواند به کاهش مصرف بنزین کمک کند.


بنزین در ایران، نه فقط یک منبع انرژی، که بخشی از سبک زندگی مردم است. ارزان بودن آن، باعث شده  که خودرو به جای وسیله حمل و نقل، به یک «عادت» تبدیل شود. برای تغییر این عادت، به یک تغییر فرهنگی و ساختاری نیاز است؛ تغییری که در آن، هم خودروساز به تولید خودروهای کم‌مصرف ملزم شود، هم دولت به توسعه زیرساخت‌های حمل و نقل عمومی بپردازد و هم مردم، با انتخاب‌های هوشمندانه‌تر، از خودروهای تک‌سر‌نشین فاصله بگیرند. در غیر این صورت، نه افزایش قیمت، نه التیماتوم‌های تکراری، نمی‌توانند چراغ‌های قرمز بحران بنزین را خاموش کنند.

 

  جهان در مسیر بهینه‌سازی بنزین 


برای درک عمق شکاف میان صنعت خودروی ایران و استانداردهای جهانی، باید آمار مصرف را مقایسه کنیم، بر اساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، میانگین مصرف سوخت خودروهای سواری در جهان حدود ۷ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر است. این رقم در ایران به‌طور میانگین بین ۹.۲ تا ۱۰ لیتر برآورد می‌شود. به عبارت ساده‌تر، یک خودروی ایرانی برای پیمودن همان مسافتی که یک خودروی معمولی در جهان طی می‌کند، حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد بیشتر بنزین می‌سوزاند. این فاصله زمانی معنادارتر می‌شود که بدانیم استانداردهای روز دنیا، مصرفی حدود ۴ تا ۵.۵ لیتر را هدف گرفته‌اند؛ یعنی خودروهای پیشرو در جهان، با نیمی از سوخت خودروهای داخلی، همان مسافت را طی می‌کنند.


اما این فاصله، یک شبه ایجاد نشده و ریشه‌های آن به چند عامل ساختاری بازمی‌گردد که در هم تنیده شده‌اند. نخستین و مهم‌ترین عامل، عقب‌ماندگی فناوری موتور است. اگرچه  شرکت بازرسی کیفیت و استاندارد ایران اعلام کرده که خودروهای داخلی استانداردهای آلایندگی یورو ۶ را پاس می‌کنند، اما در بخش «مصرف سوخت و توان موتور» با نمونه‌های جهانی قابل رقابت نیستند. صنعت خودروی ایران به دلیل محدودیت در همکاری‌های بین‌المللی، از قافله توسعه موتورهای کم‌مصرف و تکنولوژی‌های نوین مانند تزریق مستقیم سوخت و سیستم‌های هیبریدی عقب مانده است. از این رو موتورهای قدیمی با بازده حرارتی پایین، همچنان در خطوط تولید می‌چرخند و هر لیتر بنزین را به جای حرکت، به گرمای هدررفته تبدیل می‌کنند.


دومین عامل، پلتفرم‌های قدیمی است. بسیاری از خودروهای داخلی، همچنان بر پایه پلتفرم‌هایی ساخته می‌شوند که طراحی آنها به دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی بازمی‌گردد. این پلتفرم‌ها که برای استانداردهای آن دوران طراحی شده‌اند، ذاتاً بازده پایینی دارند و با وجود به‌روزرسانی‌های جزئی در نمای ظاهری و برخی آپشن‌ها، در بخش مصرف سوخت و آیرودینامیک، به استانداردهای روز نمی‌رسند. این پلتفرم‌ها، خودرو را مجبور به مصرف بیشتر برای جابه‌جایی همان وزن می‌کنند.


سومین عامل، به ناوگان فرسوده و الگوی مصرف مربوط می‌شود. بیش از ۷ میلیون خودروی کاملاً فرسوده در کشور تردد می‌کنند که به دلیل فرسودگی موتور، سیستم انتقال قدرت و احتراق ناقص، مصرف سوخت آنها تا ۵۰ درصد بیشتر از خودروهای استاندارد است. این در حالی است که الگوی استفاده از خودرو نیز مزید بر علت شده؛ استفاده گسترده از خودروهای تک‌سرنشین در کلان‌شهرها، یعنی جابه‌جایی یک نفر با خودرویی که برای چهار نفر طراحی شده و این یعنی مصرف سوخت، با کارایی بسیار پایین همراه است. در تهران، بیش از ۷۰درصد خودروها در ساعات اوج ترافیک، تنها یک سرنشین دارند، یعنی میلیون‌ها لیتر بنزین، صرف حرکت صندلی‌های خالی می‌شود.


چهارمین عامل، ناهماهنگی میان کیفیت سوخت و استانداردهای خودروست. اگرچه خودروهای تولیدی از سال ۱۳۹۸ عمدتاً با استاندارد یورو ۵ تولید می‌شوند، اما بنزین توزیعی در کشور عمدتاً با کیفیت یورو ۴ و حتی پایین‌تر عرضه می‌شود. این ناهماهنگی، علاوه بر افزایش آلایندگی، مصرف سوخت را تا ۲۵ درصد افزایش می‌دهد؛ چراکه موتور برای جبران کیفیت پایین سوخت، باید بیشتر کار کند و در نتیجه، بنزین بیشتری مصرف کند. این یعنی خودروی استاندارد، با سوخت غیراستاندارد، هرگز به راندمان طراحی‌شده خود نمی‌رسد و این شکاف را بیش از پیش عمیق می‌کند.


بنابراین ریشه ناترازی بنزین در سه دهه بی‌برنامگی دارد. راهکارهای مقطعی مانند افزایش قیمت یا تهدید خودروسازان، اگرچه در کوتاه‌مدت ممکن است اثری داشته باشند، اما در بلندمدت نه تنها گره‌گشا نیستند، که با توجه به شرایط معیشتی مردم، می‌توانند به بحرانی اجتماعی تبدیل شوند.


واقعیت تلخ این است که صنعت خودروی ایران، با وجود سال‌ها حمایت دولتی، همچنان در چرخه تولید پلتفرم‌های قدیمی و موتورهای کم‌بازده گرفتار است و نه توانایی رقابت با استانداردهای جهانی را دارد و نه اراده‌ای برای تغییر. در سوی دیگر، الگوی مصرف شهری نیز به شدت ناکارآمد است .


تنها راه برون‌رفت از این بن‌بست، عبور از راهکارهای جزیره‌ای و حرکت به سمت یک بسته جامع اصلاحی است که در آن همزمان، استانداردهای تولید خودرو، کیفیت سوخت، توسعه حمل‌ونقل عمومی و فرهنگ مصرف شهروندان، به صورت هماهنگ و هدفمند اصلاح شوند. تا زمانی که این چهار ضلع به هم نرسند، حتی اگر قیمت بنزین را نیز دو برابر کنیم، باز هم چراغ‌های قرمز بحران، خاموش نخواهند شد؛ چرا که مسئله، فقط بنزین نیست؛ مسئله، سبک زندگی شهری و ساختار تولیدی است که برای دهه‌ها در مسیر اشتباه حرکت کرده است.