هفت صبح| ‌ بازار طلا این روزها حال‌وهوایی دارد که برای بسیاری از فعالان قدیمی هم ناآشناست. ویترین‌ها همچنان پرنورند، سکه‌ها برق می‌زنند و ترازوی طلافروشان بی‌وقفه کار می‌کند، اما در پس این ظاهر آرام، نوعی تردید عمیق جریان دارد. خریدارانی که زمانی با هر نوسان قیمت به بازار هجوم می‌آوردند، حالا قدم‌هایشان را حساب‌شده‌تر برمی‌دارند و بیشتر نظاره‌گرند تا بازیگر. در مقابل، فروشندگانی ایستاده‌اند که انگار تصمیم‌شان را گرفته‌اند؛ تبدیل طلا به نقدینگی، حتی اگر به معنای پذیرش زیان باشد. این تغییر رفتار، فراتر از یک واکنش ساده به نوسان قیمت‌ها  و در واقع نشانه‌ای از یک تغییر عمیق‌تر در ذهنیت بازار است. ترکیبی از جنگ، نااطمینانی اقتصادی، افت قیمت جهانی طلا و نوسان‌های شدید نرخ ارز، فضایی ساخته که در آن پیش‌بینی آینده، دشوارتر از همیشه شده است.

 

‌ طلا پناهگاه یا دارایی پرریسک؟


در ادبیات اقتصادی، طلا همواره به‌عنوان «پناهگاه امن» شناخته می‌شود. دارایی‌ای که در زمان بحران، سرمایه‌ها به سمت آن سرازیر می‌شود. اما آنچه این روزها در بازار دیده می‌شود، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. به نظر می‌رسد این بار، بخشی از سرمایه‌ها، مسیر دیگری را انتخاب کرده‌اند.بازارهای انرژی، نفت و پتروشیمی، در سایه تحولات جهانی و منطقه‌ای، جذابیت بیشتری برای سرمایه‌گذاران پیدا کرده‌اند. همین جابه‌جایی، فشار مضاعفی بر بازار طلا وارد کرده و باعث شده برخلاف انتظار، قیمت‌ها در مسیر نزولی قرار بگیرند.


در داخل کشور نیز وضعیت به همین اندازه پیچیده است. کاهش قدرت خرید خانوارها و محدود شدن نقدینگی، تقاضای مؤثر را به‌شدت کاهش داده است. در نتیجه، حتی کاهش قیمت‌ها هم نتوانسته انگیزه کافی برای ورود خریداران جدید ایجاد کند. حتی برخی بازاریان برای پاس کردن چک‌های برگشتی خود به دلیل رکود فروش نوروزی، طلاهای خود را از پستو بیرون کشیده و می‌فروشند. بازاری شکل گرفته که در آن، عرضه بر تقاضا پیشی گرفته و این عدم تعادل، قیمت‌ها را پایین می‌کشد.

 

  نقش تعیین‌کننده دلار


در اقتصاد ایران، طلا بدون دلار معنا ندارد. هر تغییر در نرخ ارز، بلافاصله در قیمت طلا بازتاب پیدا می‌کند. در ماه‌های اخیر، دلار مسیر پرنوسانی را طی کرده است. در شرایط معمول، چنین افزایشی در نرخ ارز می‌توانست به رشد قابل توجه قیمت طلا منجر شود. اما این بار، افت همزمان اونس جهانی و ضعف تقاضای داخلی، اثر آن را تا حد زیادی خنثی کرده است. نتیجه، بازاری است که در آن نیروهای متضاد به‌طور همزمان عمل می‌کنند؛ از یک سو فشار افزایشی دلار و از سوی دیگر، نیروی کاهشی ناشی از افت تقاضا و قیمت جهانی.این تضاد، پیش‌بینی را دشوار کرده و باعث شده فعالان بازار، با احتیاط بیشتری تصمیم‌گیری کنند.

 

روایت یک فعال صنفی


برای درک دقیق‌تر آنچه در بازار می‌گذرد، سراغ یکی از فعالان صنفی رفتیم. «سید رضا اخلاقی شریعت» عضو کمیسیون تخصصی طلا و جواهر اتاق اصناف ایران، تصویری از درون بازار ارائه می‌دهد که با مشاهدات میدانی همخوانی دارد.او در گفت‌وگو با هفت‌صبح می‌گوید: «با توجه به شرایط فعلی جنگ و همچنین وضعیت اونس جهانی طلا که تا محدوده‌های پایین‌تری آمده، ما شاهد ریزش چنددرصدی طلا بوده‌ایم. از طرف دیگر، با کاهش نقدینگی در جامعه، بیشتر مردم فروشنده هستند تا خریدار.» این توصیف، به‌خوبی نشان می‌دهد که بازار در حال حاضر بیشتر تحت تأثیر فشار عرضه است تا تقاضا.

 

سایه تردید بر آینده


پرسش اصلی این است که این روند تا کجا ادامه دارد؟ به‌گفته فعالان بازار، پاسخ به عوامل متعددی بستگی دارد که بسیاری از آنها خارج از کنترل بازار داخلی است. اخلاقی شریعت در این‌باره معتقد است: «اگر روند اونس جهانی ادامه‌دار باشد، احتمال ریزش بیشتر وجود دارد. حتی این امکان هست که اونس به محدوده ۱۳۰۰ دلار برسد و دلار هم در بازه ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان نوسان داشته باشد.»این پیش‌بینی، اگرچه قطعی نیست، اما نشان‌دهنده انتظارات محتاطانه‌ای است که در میان فعالان بازار شکل گرفته است.

 

جنگ؛ متغیر پنهان اما تعیین‌کننده


هیچ‌کدام از تحلیل‌ها بدون در نظر گرفتن عامل جنگ کامل نیست. تحولات سیاسی و نظامی، به‌طور مستقیم بر رفتار بازارها تأثیر می‌گذارد و طلا نیز از این قاعده مستثنا نیست.در شرایطی که آینده این تحولات نامشخص است، بازار طلا در حالت انتظار قرار گرفته است. اخلاقی شریعت در این زمینه می‌گوید: «با توجه به شرایط جنگی، فعلاً تقاضای قوی در بازار شکل نمی‌گیرد و روند نزولی می‌تواند ادامه پیدا کند. اما اگر شرایط تا اواخر فروردین یا اوایل اردیبهشت تغییر کند، ممکن است ابتدا ریزش داشته باشیم و بعد با ورود نقدینگی، قیمت‌ها دوباره افزایش پیدا کند.»
به بیان دیگر، آینده بازار طلا بیش از هر زمان دیگری به زمان‌بندی پایان یا کاهش تنش‌ها وابسته است.

 

بازارهای آنلاین؛ فرصت یا تهدید؟


در سال‌های اخیر، پلتفرم‌های آنلاین خرید و فروش طلا رشد قابل توجهی داشته‌اند. این پلتفرم‌ها با وعده سهولت و سرعت، توانسته‌اند بخشی از بازار را جذب کنند. اما همزمان، نگرانی‌هایی نیز درباره عملکرد آنها مطرح شده است.اخلاقی شریعت در این‌باره هشدار می‌دهد: «توصیه جدی ما این است که مردم به پلتفرم‌های برخط اعتماد نکنند. بسیاری از این سامانه‌ها طلای فیزیکی تحویل نمی‌دهند و عملاً خالی‌فروشی انجام می‌شود.»این هشدار، به‌ویژه در شرایطی که نااطمینانی اقتصادی بالاست، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. از دست رفتن سرمایه در چنین فضایی، می‌تواند تبعات سنگینی برای خانوارها داشته باشد.

 

‌توصیه به خریداران


در چنین شرایطی، ورود به بازار طلا نیازمند دقت و آگاهی بیشتری است. به گفته عضو کمیسیون تخصصی، خریداران باید چند نکته را جدی بگیرند: «حتماً از واحدهای دارای پروانه کسب و شناسه صنفی خرید کنند و استعلام لازم را بگیرند تا از صحت عیار و وزن مطمئن شوند.»این توصیه، اگرچه ساده به نظر می‌رسد، اما می‌تواند از بسیاری از ریسک‌های احتمالی جلوگیری کند.

 

‌تغییر رفتار بازار


یکی از مهم‌ترین نشانه‌های وضعیت فعلی بازار، تغییر رفتار مردم است. طلا که تا پیش از این به‌عنوان ابزاری برای حفظ ارزش دارایی شناخته می‌شد، اکنون برای بسیاری به منبعی برای تأمین نقدینگی تبدیل شده است.فروش‌های خرد و تدریجی افزایش یافته و این روند، فشار عرضه را بیشتر کرده است. در مقابل، خریداران بالقوه ترجیح می‌دهند منتظر بمانند تا تصویر روشن‌تری از آینده به دست آورند.این تغییر رفتار، نشان می‌دهد که بازار وارد فاز جدیدی شده است. فازی که در آن، بقا مهم‌تر از سودآوری است.

 

  چشم‌انداز بیم و امید


بازار طلا اکنون در نقطه‌ای ایستاده که می‌توان آن را «تعلیق» نامید؛ نه سقوط کامل و نه بازگشت به رونق. همه چیز به متغیرهایی وابسته است که خارج از کنترل فعالان این بازار قرار دارد. اگر تنش‌ها کاهش یابد و نقدینگی دوباره به بازار بازگردد، می‌توان به احیای تدریجی قیمت‌ها امیدوار بود. اما در صورت تداوم شرایط فعلی، احتمال ادامه رکود و حتی افت بیشتر قیمت‌ها وجود دارد. در این میان، آنچه بیش از همه به چشم می‌آید، احتیاط است. احتیاطی که هم در رفتار خریداران دیده می‌شود و هم در تحلیل فعالان بازار. بازار طلا، این روزها بیش از هر زمان دیگری، آینه‌ای از شرایط کلی اقتصاد است. بازاری که در آن، هر نوسان قیمتی، روایتی از نااطمینانی، انتظار و تلاش برای بقا در دل یک اقتصاد پرتنش را بازگو می‌کند.