
هفت صبح| تا چند دهه پیش، طلا و مس واژههایی متعلق به جهان معدن و فلزات بودند. البته گاهی نیز کیمیاگران، ادعای تبدیل مس به طلا را مطرح میکردند. دهه ۸۰ وقتی کتاب سهجلدی «طلا در مس» نوشته رضا براهنی منتشر شد، این ترکیب استعاری، به واکاوی شعر، زبان و جهان شاعران ایرانی پرداخت. روایتی ادبی از نسبت درخشش و سختی. امروز اما در غیاب کیمیاگران و آن منقتد ادبی معاصر، ترکیب «طلا و مس» معنایی تازه پیدا کرده است. مفهومی که از شیمی نامتعارف، نقد ادبی و فرآوردههای معدنی، وارد میدان سیاست و اقتصاد جهانی شده و حالا نسبت میان ترس و توسعه را توضیح میدهد.
طلا میترسد، مس منتظر است
نمودارهایی که این روزها میان تحلیلگران بازارهای جهانی دستبهدست میشود، شاید در ظاهر مقایسهای میان دو دارایی قدیمی یعنی طلا و مس است. اما در عمق خود، روایتی بزرگتر از وضعیت جهان امروز را فریاد میزند. روایتی درباره ترس، آینده، جنگ، تکنولوژی و اقتصاد جهانی. طلا طی سه سال اخیر جهشی خیرهکننده را تجربه کرده و بازدهی آن از 128 درصد عبور کرده است. درحالیکه مس با وجود رشد، فاصله زیادی با طلا دارد و حدود 66 درصد بالا آمده است. همین فاصله، برای بسیاری از اقتصاددانها و مدیران سرمایه، معنایی بسیار مهم دارد. جهان هنوز در وضعیت اضطراب زندگی میکند.
سالهاست که نسبت «مس به طلا» یکی از شاخصهای مهم فهم اقتصاد جهانی محسوب میشود. مس، فلز توسعه است. فلزی که در سیمکشی ساختمانها، شبکه برق، خودروهای برقی، باتریها، دیتاسنترها، توربینهای بادی و تقریبا تمام زیرساختهای صنعتی حضور دارد. هر زمان اقتصاد جهانی وارد فاز رونق و توسعه میشود، مصرف مس بالا میرود و قیمت آن رشد میکند.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران به مس لقب «دکتر مس» دادهاند. فلزی که بیماری یا سلامت اقتصاد جهان را تشخیص میدهد. در نقطه مقابل، طلا قرار دارد. دارایی سنتی ترس و نااطمینانی. هر زمان جنگی آغاز میشود، تنش ژئوپلیتیک بالا میگیرد، تورم اوج میگیرد یا سرمایهگذاران به آینده بدبین میشوند، پول به سمت طلا حرکت میکند. طلا پناهگاه است. جایی برای فرار از ریسک.حالا جهان در موقعیتی عجیب قرار گرفته است. جایی که همزمان هم طلا قدرتمند مانده و هم تقاضای بلندمدت برای مس درحال انفجار است. این دوگانه، شاید مهمترین تصویر اقتصادی دهه جدید باشد.
جهانی میان ترس و توسعه
در سالهای گذشته، اقتصاد جهان وارد دورهای از بیثباتی کمسابقه شد. جنگ روسیه و اوکراین، بحران انرژی اروپا، تنش چین و آمریکا، درگیریهای خاورمیانه، بحران بدهی دولت آمریکا و نگرانی درباره رکود جهانی، همگی سرمایهها را به سمت داراییهای امن سوق دادند. نتیجه طبیعی چنین فضایی، رشد شدید قیمت طلا بود. اما همزمان، موجی بزرگتر درحال شکلگیری است.
موجی که به زیرساخت، برق و فلزات صنعتی نیاز دارد. انفجار هوش مصنوعی، ساخت عظیم دیتاسنترها، گسترش خودروهای برقی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و بازسازی شبکه برق کشورها، همگی مصرف مس را به شکلی بیسابقه بالا میبرند. یک دیتاسنتر هوش مصنوعی، چندین برابر یک ساختمان معمولی مس مصرف میکند. خودروهای برقی نسبت به خودروهای بنزینی، نیاز بسیار بیشتری به سیمکشی و قطعات مسی دارند. توسعه شبکه برق نیز بدون مس عملا ممکن نیست. حتی پروژههای انرژی خورشیدی و بادی، وابستگی سنگینی به این فلز دارند. اقتصاد جهانی وارد عصری شده که برق، مهمترین زیرساخت آن است. و قلب شبکه برق، مس است.
چرا مس هنوز جهش جدی نکرده؟
سوالی که بسیاری از معاملهگران مطرح میکنند همین است. اگر آینده متعلق به مس است، چرا قیمت آن هنوز انفجاری نشده؟ پاسخ را باید در فضای روانی اقتصاد جهانی جستوجو کرد. بازارها هنوز از آینده مطمئن نیستند. سرمایهگذاران میدانند تقاضای آینده برای مس عظیم خواهد بود، اما در کوتاهمدت، ترس همچنان غالب است. طلا هنوز جذاب مانده چون جهان هنوز وارد وضعیت باثبات نشده است.
درواقع بازار در دو زمان متفاوت زندگی میکند. ذهن کوتاهمدت آن نگران جنگ و بحران است، اما ذهن بلندمدت آن آیندهای مبتنی بر زیرساخت و تکنولوژی را میبیند. همین تضاد باعث شده نسبت مس به طلا به محدودهای تاریخی برسد. چنین وضعیتی معمولا پایدار نمیماند. یا ترس جهانی عمیقتر میشود و اقتصاد وارد رکود شدید میشود، یا پس از آرامتر شدن فضای سیاسی، سرمایهها به سمت داراییهای ریسکیتر و صنعتی حرکت میکنند. جایی که مس ستاره اصلی بازارها است.
مس؛ نفت دهه آینده؟
برای دههها نفت مهمترین کالای استراتژیک جهان بود. جنگها، اتحادها و حتی ساختار اقتصاد جهانی حول محور نفت شکل میگرفت. اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند در دهه آینده، فلزات صنعتی بهویژه مس، جایگاهی شبیه نفت پیدا میکنند.دلیل آن روشن است. جهان درحال برقیشدن است. اگر قرن بیستم با موتورهای احتراق داخلی تعریف میشد، قرن بیستویکم با برق، داده و هوش مصنوعی تعریف خواهد شد.
این تحول، مصرف مس را به سطحی میرساند که بسیاری از معادن فعلی توان پاسخگویی به آن را ندارند. حتی این روزها نیز هشدارهایی درباره کمبود عرضه مس مطرح میشود. راهاندازی معدن جدید، فرآیندی زمانبر و بسیار پرهزینه است. از زمان اکتشاف تا استخراج، گاهی بیش از ۱۰ سال زمان لازم است. همین مسئله باعث شده بسیاری از موسسات مالی بزرگ، درباره « ابرچرخه جدید فلزات» صحبت کنند.در چنین شرایطی، کشورهایی که ذخایر بزرگ مس دارند، اهمیت ژئوپلیتیک بیشتری پیدا خواهند کرد. آمریکای لاتین، آفریقا و برخی کشورهای آسیایی ممکن است در دهه آینده، نقش پررنگتری در اقتصاد جهانی بازی کنند.
ایران و فرصت پنهان مس
برای ایران نیز ماجرای مس، فراتر از یک موضوع بورسی یا صادراتی است. ایران یکی از دارندگان ذخایر مهم مس در منطقه است و در صورت توسعه زیرساختهای معدنی، سهم بیشتری از بازار جهانی به دست میآورد. در سالهایی که اقتصاد ایران تحت فشار تحریم و محدودیتهای ارزی قرار داشته، صنایع معدنی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند. مس، بهدلیل تقاضای جهانی رو به رشد، در آینده به یکی از مهمترین منابع درآمدی کشور تبدیل میشود.افزایش قیمت جهانی مس، روی صنایع داخلی نیز اثر مستقیم خواهد گذاشت. از کابل و تجهیزات برق گرفته تا ساختمانسازی و تولید لوازم صنعتی. اگر موج جهانی افزایش قیمت مس آغاز شود، بازار داخلی نیز با تغییرات گسترده روبهرو خواهد شد.
چه زمانی حرکت اصلی آغاز میشود؟
بسیاری از تحلیلگران معتقدند حرکت بزرگ مس زمانی آغاز میشود که بخشی از ترسهای جهانی فروکش کند. یعنی دورهای که نرخ بهره آمریکا به ثبات برسد، بازار نفت روی آرامش ببیند، تنشهای سیاسی کمی آرامتر شوند و بازارها دوباره به آینده اقتصادی امیدوار شوند.در آن مرحله، سرمایهها بهتدریج از داراییهای امن فاصله میگیرند و وارد فاز ریسکپذیری میشوند. تجربه تاریخی نشان میدهد در چنین دورههایی، فلزات صنعتی رشدهای بسیار سنگینی را تجربه میکنند.برخی تحلیلگران تکنیکال حتی محدوده ۸ دلار را حداقل هدف میانمدت مس میدانند. عددی که در صورت تحقق، بسیاری از شرکتهای معدنی و صنایع وابسته را وارد دورهای طلایی میکند.
کدام بازارها بیشترین سود را میبرند؟
اگر سناریوی رشد بزرگ مس فعال شود، اثر آن به بازار فلزات محدود نخواهد بود. شرکتهای معدنی، صنایع مرتبط با استخراج، تولیدکنندگان کابل، تجهیزات برق، باتریسازها و حتی برخی شرکتهای حوزه انرژیهای تجدیدپذیر از این موج منتفع میشوند. بازار سهام کشورهایی که اقتصاد معدنی دارند نیز ممکن است رشد چشمگیری را تجربه کند. بسیاری از صندوقهای سرمایهگذاری جهانی از هماکنون درحال افزایش وزن فلزات صنعتی در سبدهای خود هستند. حتی صنعت ساخت دیتاسنتر و زیرساخت هوش مصنوعی نیز بهشدت به روند قیمت مس وابسته خواهد شد. هرچه پروژههای هوش مصنوعی گستردهتر شوند، نیاز به شبکه برق و تجهیزات انتقال انرژی بیشتر میشود و این یعنی مصرف بالاتر مس.
چرا خرید فیزیکی مس منطقی نیست؟
باوجود چشمانداز مثبت، خرید فیزیکی مس برای اغلب مردم انتخاب مناسبی محسوب نمیشود. مس برخلاف طلا، نگهداری دشوار، حجم بالا و نقدشوندگی محدودتری دارد. حملونقل و انبارداری آن نیز هزینهبر است.به همین دلیل، سرمایهگذاران حرفهای معمولا از مسیرهای غیرمستقیم وارد این بازار میشوند. از سهام شرکتهای معدنی گرفته تا صندوقهای کالایی و ابزارهای مالی مرتبط با فلزات صنعتی.در بسیاری از کشورها، صندوق قابل معامله مرتبط با مس یا شرکتهای استخراجکننده، اصلیترین ابزار سرمایهگذاری روی این فلز هستند. چنین ابزارهایی امکان مشارکت در رشد قیمت مس را فراهم میکنند، بدون آنکه دردسر نگهداری فیزیکی وجود داشته باشد.








