هفت صبح| شش هفته از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران می‌گذرد و تنگه هرمز، این شاهراه حیاتی انرژی جهان، همچنان به دست ایران بسته است و حالا یکی از شروط اصلی آتش‌بس و پایان جنگ شده چون تنها اثرش به کشورهای منطقه برنمی‌گردد بلکه تمام جهان طعم تورم ناشی از محدودیت تجارت در تنگه هرمز را چشیده‌اند، اما واقعیت این است که تأثیر این بسته شدن روی کشورهای مختلف منطقه اصلاً یکسان نیست. بعضی از کشورهای خاورمیانه به خاطر وابستگی مطلق به این آبراه، بیشتر آسیب دیده‌اند، در حالی که بعضی دیگر با استفاده از مسیرهای جایگزین یا موقعیت جغرافیایی خاصشان، توانسته‌اند خودشان را از این بحران نجات بدهند.

 

‌بحرین آسیب‌پذیرترین کشور منطقه


بحرین بدون شک، آسیب‌پذیرترین کشور منطقه در برابر بسته شدن تنگه هرمز است. این کشور جزیره‌ای کوچک در خلیج فارس، تقریباً به طور کامل برای صادرات نفتش به این آبراه وابسته است و هیچ راه جایگزینی برای صادرات ندارد. طبق تحلیل موسسه مالی و کالایی مارکس، اگر تنگه هرمز سه ماه بسته بماند، حساب جاری بحرین از مازاد ۳.۸ درصدی تولید ناخالص داخلی به کسری ۳.۲ درصدی سقوط می‌کند و کسری بودجه‌اش هم از ۹.۹ درصد به ۱۲.۲ درصد از تولید ناخالص داخلی می‌رسد.

 

این اعداد نشان می‌دهد که بحرین اصلاً توانایی جبران خسارت‌های این بحران را ندارد و به شدت به حمایت‌های خارجی وابسته است. از طرف دیگر، بحرین میزبان مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست و همین موضوع آن را به هدف مستقیم حملات ایران تبدیل کرده است. حملات پهپادی و موشکی ایران به تجهیزات ارتباطی این پایگاه، خسارت‌های سنگینی به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی بحرین وارد کرده است. این کشور که از نظر اقتصادی هم حسابی شکننده است، حالا با فشار مضاعف جنگ هم دست و پنجه نرم می‌کند.
 

کویت ثروتمند اما گرفتار در تله وابستگی


کویت هم مثل بحرین، تقریباً به طور کامل برای صادرات نفتش به تنگه هرمز وابسته است و راه جایگزین قابل توجهی برای صادرات ندارد. با وجود ثروت عظیم نفتی، این کشور به شدت در برابر اختلال در این آبراه آسیب‌پذیر است. طبق تحلیل موسسه مارکس، اگر تنگه هرمز سه ماه بسته بماند، مازاد بودجه کویت از ۴.۵ درصد تولید ناخالص داخلی به کسری ۱۳.۹ درصد سقوط می‌کند. این یکی از شدیدترین کاهش‌ها در میان کشورهای منطقه است و نشان می‌دهد که حتی ثروتمندترین کشورها هم در برابر این مسئله مصون نیستند. صادرات نفت کویت از ابتدای جنگ تا حالا طبق گزارش مرکز تحقیقات سیاست‌ها و استراتژی‌های انرژی ترکیه، نصف شده است. این کاهش، میلیاردها دلار ضرر به اقتصاد کویت زده است. با این حال، کویت می‌تواند از صندوق ثروت ملی بزرگش برای جبران بخشی از این خسارت‌ها استفاده کند.

 

قطر درگیر بحران گاز و نفت 


 قطر، بزرگ‌ترین صادرکننده گاز طبیعی مایع جهان، یکی دیگر از قربانیان اصلی این مسئله است. این کشور تقریباً به طور کامل برای صادرات گازش به تنگه هرمز وابسته است و راه جایگزین قابل توجهی ندارد. طبق تحلیل موسسه مارکس، مازاد حساب جاری قطر که قبل از جنگ حدود ۱۰.۲ درصد تولید ناخالص داخلی بود، اگر تنگه هرمز سه ماه بسته بماند به حدود ۲.۱ درصد سقوط می‌کند. این کاهش ۸۰ درصدی، عمق وابستگی را برای اقتصاد قطر نشان می‌دهد. علاوه بر این، حملات ایران به تأسیسات راس لفان، بزرگ‌ترین مجتمع تولید گاز مایع جهان، تولید گاز قطر را عملاً متوقف کرده است. این تأسیسات حدود ۲۰ درصد از ظرفیت جهانی مایع‌سازی گاز طبیعی را تأمین می‌کرد و تعطیلی آن، بازارهای جهانی گاز را با شوک بی‌سابقه‌ای مواجه کرده است. قطر با ۵۸۰ میلیارد دلار دارایی در صندوق ثروت ملی‌اش، می‌تواند تا مدتی در برابر این بحران مقاومت کند، اما هر روز که جنگ ادامه پیدا می‌کند، هزینه‌ها سنگین‌تر می‌شود.

 

وابستگی ۹۰ درصدی نفت به نفت


عراق که حدود ۹۰ درصد از درآمدهای دولتی‌اش را از نفت تأمین می‌کند، یکی از آسیب‌پذیرترین کشورهای منطقه در برابر محدودیت صادرات نفت است. این کشور روزانه حدود ۳ میلیون بشکه نفت از طریق بنادر خلیج‌فارس صادرات می‌کند و فقط حدود ۱۰ درصد از صادراتش را می‌تواند از طریق خط لوله کردستان-جیهان به ترکیه بفرستد. کسری حساب جاری عراق در صورت بسته شدن تنگه هرمز به حدود ۷.۹ درصد تولید ناخالص داخلی می‌رسد و کسری بودجه‌اش هم به ۱۳.۹ درصد افزایش پیدا می‌کند. این اعداد، عراق را در کنار بحرین و کویت جزو آسیب‌پذیرترین کشورهای منطقه قرار می‌دهد. طبق گزارش وود مکنزی، عراق از شروع جنگ تا حالا حدود ۴.۵ میلیارد دلار ضرر کرده است. این رقم با ادامه جنگ، هر روز بیشتر می‌شود و فشار مضاعفی روی اقتصاد شکننده این کشور می‌آورد. عراق برخلاف کویت و قطر، صندوق ثروت ملی قابل توجهی ندارد و توانایی کمتری برای جبران این خسارت‌ها دارد.

 

خسارت عربستان سعودی کمتر است


عربستان سعودی برخلاف بقیه کشورهای منطقه، از مزیت خط لوله شرق-غرب بهره می‌برد که می‌تواند نفت را از میادین شرقی به پایانه‌های دریای سرخ منتقل کند. ظرفیت این خط لوله حدود ۵ میلیون بشکه در روز است و می‌تواند حدود ۳۵ درصد از صادرات نفت عربستان را از تنگه هرمز عبور بدهد.  عربستان به لطف این خط لوله، فقط حدود یک‌درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش را در اثر بسته شدن تنگه هرمز از دست می‌دهد. این رقم در مقایسه با بحرین و کویت که با کاهش‌های دو رقمی روبه‌رو هستند، خیلی پایین‌تر است. علاوه بر این، عربستان از افزایش قیمت جهانی نفت هم سود می‌برد. طبق تحلیل موسسه مطالعات انرژی آکسفورد، عربستان می‌تواند با فروش نفتش از طریق خط لوله شرق-غرب، سود خالص قابل توجهی به دست بیاورد. با این حال، صادرات عربستان از طریق دریای سرخ هم در معرض تهدید است، چون حوثی‌های یمن می‌توانند کشتی‌های عبوری از باب‌المندب را هدف قرار بدهند.

 

آسیب امارات متوسط با مسیر جایگزین


امارات متحده عربی هم مثل عربستان، از خط لوله جایگزین بهره می‌برد. خط لوله ابوظبی به فجیره با ظرفیت ۱.۵میلیون بشکه در روز، می‌تواند حدود ۴۰ درصد از صادرات نفت امارات را از تنگه هرمز عبور بدهد. طبق تحلیل مارکس، امارات در کوتاه‌مدت حدود یک درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش را از دست می‌دهد، اما در بلندمدت و با افزایش قیمت نفت، حتی می‌تواند سود کند. با این حال، امارات هم از حملات مستقیم ایران در امان نمانده است.

 

میدان گازی الحصن، مجتمع گازی حبشان و میدان باب، همه هدف حملات قرار گرفته‌اند و خسارت‌های قابل توجهی به زیرساخت‌های انرژی این کشور وارد شده است. علاوه بر این، صنعت گردشگری امارات که در سال‌های اخیر به یکی از ارکان اصلی اقتصاد این کشور تبدیل شده بود، با رکود بی‌سابقه‌ای روبه‌رو شده است. همچنین دبی که یکی از مقاصد اصلی گردشگری در جهان است، با کاهش ۷۰ درصدی ورود گردشگران مواجه شده و هتل‌ها، مراکز خرید و مراکز تفریحی‌اش با کاهش شدید درآمد دست و پنجه نرم می‌کنند.

 

افزایش درآمد صادراتی ایران از نفت


ایران  کنترل تنگه هرمز را در دست دارد و از بسته شدن آن  ضرر نمی‌بیند. صادرات نفت ایران که قبل از جنگ حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز بود، عملاً به ۲ میلیون بشکه رسیده است. طبق برآوردها، هر روز که تنگه هرمز بسته بماند، حدود ۳۰۰ میلیون دلار بیشتر نفت ایران صادرات می‌کند. با این حال، ایران از این بحران به عنوان یک اهرم فشار راهبردی استفاده می‌کند. ایران با بستن تنگه هرمز، نه تنها اقتصاد دشمنانش را تحت فشار قرار داده، بلکه توانسته کشتی‌های بعضی کشورها را با هماهنگی خودش عبور بدهد و از این راه هم درآمدهایی به دست بیاورد.

 

گزارش‌ها حاکی از آن است که برخی کشورها از جمله هند و ژاپن قبول کرده برای عبور کشتی‌هایش از تنگه هرمز، به ایران به ازای هر بار عبور ۲ میلیون دلار پرداخت کند. علاوه بر این، ایران با هدف قرار دادن تأسیسات انرژی متحدان آمریکا در منطقه، هزینه جنگ را برای آنها حسابی بالا برده است. حملات به تأسیسات قطر، عربستان، امارات و کویت، نشان داده که ایران توانایی ضربه زدن به هر نقطه از منطقه را دارد و هیچ کشوری در امان نیست.


بنابراین بسته شدن تنگه هرمز، کشورهای منطقه را به دو دسته تقسیم کرده است. در یک طرف، بحرین، کویت، قطر و عراق به عنوان بزرگ‌ترین بازندگان قرار دارند. این کشورها به خاطر وابستگی مطلق به این آبراه و نداشتن راه جایگزین، میلیاردها دلار ضرر کرده‌اند و با کسری بودجه‌های بی‌سابقه‌ای روبرو هستند. در طرف دیگر، عربستان سعودی و امارات به لطف خطوط لوله جایگزین، توانسته‌اند آسیب را به حداقل برسانند و حتی از افزایش قیمت نفت خسارت را جبران کنند.

 

با این حال، صنعت گردشگری امارات و تأسیسات انرژی هر دو کشور حسابی آسیب دیده است.  عمان هم به عنوان تنها برنده روشن این بحران، با قرار گرفتن خارج از منطقه درگیری و بهره‌مندی از ترانزیت مجدد کشتی‌ها از طریق بنادرش، مازاد حساب جاری‌اش را افزایش داده است.
در روزهایی که تنگه هرمز به دست ایران بسته است و اقتصاد منطقه در آتش جنگ می‌سوزد، شاید مهم‌ترین درس این باشد که کشورهای منطقه نباید با آمریکا علیه ایران همکاری کنند وقتی یک نقطه ضعف استراتژیک دارند. هرچند کشورهایی که برای تنوع‌بخشی به مسیرهای تأمین انرژی سرمایه‌گذاری کرده‌اند، امروز نتیجه آن را می‌بینند. کشورهایی که غافل بوده‌اند، هزینه سنگینی می‌پردازند.