هفت صبح| فولاد مبارکه فقط یک کارخانه بزرگ در دل اصفهان نیست. این مجتمع عظیم صنعتی، برای بخش بزرگی از اقتصاد ایران نقشی شبیه «قلب» دارد. قلبی که وقتی برای مدتی از کار افتاده است، علاوه بر صنایع پایین‌دستی، سفره میلیون‌ها بازنشسته هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این گزارش از زاویه‌ای متفاوت به این مجتمع عظیم نگاه می‌کند. نقشی که ساختار سهامداری آن در تأمین حقوق بازنشستگان ایفا می‌کند.

 

غول ورق‌سازی منطقه


در میان مجموعه‌های فولادی خاورمیانه، نام فولاد مبارکه برجسته‌تر از همه است. مجتمع عظیمی که از دهه ۷۰ خورشیدی آغاز به کار کرد و امروز بخش بزرگی از نیاز کشور به ورق‌های فولادی را تأمین می‌کند. محصولاتی که بعداً تبدیل می‌شوند به بدنه خودرو، یخچال و لباسشویی، سازه‌های صنعتی، خطوط انتقال نفت و گاز و ده‌ها محصول دیگر.ظرفیت تولید فولاد خام در فولاد مبارکه و زیرمجموعه‌های آن، طی سال‌های اخیر به حدود ۱۰ تا ۱۲ میلیون تن رسیده است. برخی برنامه‌های توسعه‌ای نیز افقی بالاتر را نشانه گرفته‌اند و می‌گویند ظرفیت این گروه می‌تواند در آینده نزدیک به ۲۰ تا ۲۵ میلیون تن نیز برسد.


در اقتصاد ایران که تولید فولاد یکی از مهم‌ترین پایه‌های صادرات غیرنفتی به شمار می‌رود، اهمیت این ارقام روشن‌تر می‌شود. در برخی سال‌ها، صادرات زنجیره فولاد و معدن ایران به بیش از ۶ تا ۸ میلیارد دلار رسیده که فولاد مبارکه سهم بزرگی در آن داشته است.


اهمیت پنهان یک کارخانه در زندگی روزمره مردم


شاید در نگاهی گذرا، صحبت از خط نورد و کوره قوس برقی، گفت‌وگوهایی تخصصی به شمار آید. اما نقش اقتصادی این کارخانه به شکل مستقیم در زندگی مردم دیده می‌شود. توقف تولید فولاد مبارکه، مسائلی مانند کمبود ورق برای خودروسازان، تأخیر در پروژه‌های نفت‌وگاز و افزایش هزینه تولید لوازم خانگی را در پی دارد. در شرایطی که بسیاری از صنایع پایین‌دستی به دلیل کیفیت بالا و تنوع محصول، انتخاب دیگری جز اتکا به فولاد مبارکه ندارند، این مجتمع نقش یک ستون صنعتی را برای کشور ایفا می‌کند.

 

زنگ خطری که جدی گرفته شد


در روزه‌های اخیر، فولاد مبارکه دو بار هدف حملات نظامی قرار گرفت. حملاتی که در مرحله اول، نیروگاه و برخی تجهیزات جانبی را هدف گرفت و در مرحله دوم، این مجتمع را برای مدتی از کار انداخت. انتشار اخباری از توقف خطوط و تخلیه اضطراری مذاب نشان داد که چنین حملاتی، تهدیدی برای سلامت کارکنان و پایداری تولید است. اهمیت این حملات از یک زاویه دیگر هم قابل توجه است. در جهان امروز، هدف قرار دادن یک مجتمع فولادی بزرگ به ایجاد اختلال فنی محدود نمی‌شود و پیام روانی و اقتصادی نیز دارد. فولاد مبارکه نماد قدرت صنعتی ایران است و آسیب‌پذیری آن، پیامی مستقیم به افکار عمومی و صنایع پایین‌دستی می‌فرستد.

 

بازنشستگان؛ سهامداران خاموش


اما بخشی از اهمیت فولاد مبارکه در جایی دیگر پنهان شده است. در ساختار سهامداری آن. بخش قابل توجهی از سهام این شرکت در اختیار نهادهایی است که بازنشستگان کشوری و تأمین اجتماعی از آنها حقوق می‌گیرند. صندوق‌هایی مانند تأمین اجتماعی و برخی هلدینگ‌های وابسته به صندوق بازنشستگی کشوری، از سهامداران اصلی فولاد مبارکه هستند.این یعنی بخش مهمی از سود سالانه این شرکت که صد‌ها هزار میلیارد تومان است، تبدیل می‌شود به بخشی از منابع پرداخت حقوق بازنشستگان. برای صندوق‌هایی که سال‌هاست با کسری منابع دست‌وپنجه نرم می‌کنند، سهامی مثل فولاد مبارکه حکم ستون فقرات مالی را دارد.کاهش سود، حاشیه امن بازنشستگان را کمتر می‌کند. افت قیمت سهام، ارزش دارایی صندوق‌ها را پایین می‌آورد. هر تکانه در تولید یا فروش فولاد مبارکه، دیر یا زود به دخل و خرج صندوق‌های بازنشستگی سرریز می‌شود.

 

از اتاق کنترل تا سفره بازنشستگان


زنجیره اثر حملات چنین ترسیم می‌شود. یک اختلال کوچک یا بزرگ اعم از توقف یا کاهش تولید به توقف یا کاهش فروش، افت سود، کاهش سود تقسیمی و در نهایت فشار بیشتری برصندوق‌های بازنشستگی تبدیل می‌شود. شاید در نگاه اول این پیوند عجیب به نظر برسد‌ اما ساختار اقتصاد ایران، آن را تبدیل به واقعیتی اجتناب‌ناپذیر کرده است.وقتی یک صندوق بازنشستگی سود کمتری از سهامش دریافت می‌کند یا ارزش دارایی‌اش کاهش می‌یابد، ناچار است یا از دولت کمک بگیرد یا فشار بیشتری را بر بودجه خود وارد کند و همه اینها در نهایت بر کیفیت زندگی بازنشستگان اثر می‌گذارد.


فولاد مبارکه امروز در نقطه تلاقی صنعت و رفاه اجتماعی قرار دارد. از یک سو موتور تولید ورق فولادی در کشور است و از سوی دیگر، منبعی مهم برای تأمین مالی حقوق بازنشستگان. دو حمله اخیر، اهمیت تدابیر حفاظت از چنین مجموعه‌ای را بیش ‌از پیش آشکار کرد. امنیت فولاد مبارکه، چتری است بالای سر اقتصاد ایران و میلیون‌ها نفری که هر ماه چشم به حقوق بازنشستگی دارند.