هفت صبح| در حالی که آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و آمریکا از  بیستم فروردین ۱۴۰۵، برقرار شده و مذاکرات صلح در جریان است، اما بازار ارز رفتار متفاوتی نسبت به قبل نشان نداده است. در اوج جنگ رمضان، قیمت دلار برخی روزها تا مرز ۱۴۰ هزار تومان پایین آمده بود، اما با اعلام آتش‌بس، دلار که به ۱۶۰ هزار تومان رسیده بود، تنها تا محدوده ۱۵۲ هزار تومان کاهش یافت و سپس دوباره به ۱۵۵ هزار تومان بازگشت. این رفتار متناقض، این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا با وجود پایان جنگ، دلار سقوط نکرده است؟ 


در اوج جنگ رمضان و در روزهایی که تنگه هرمز به دست ایران بسته بود و تنش‌ها به اوج خود رسیده بودند، قیمت دلار در بازار آزاد نوسان کمی داشت و برخی روزها تا مرز ۱۴۰ هزار تومان نیز پایین آمد. این کاهش غیرمنتظره در شرایطی رخ داد که انتظار می‌رفت جنگ باعث جهش قیمت ارز شود. اما به دلیل افزایش عرضه ارز از سوی صادرکنندگان و بانک مرکزی و همچنین کاهش تقاضا به دلیل رکود اقتصادی و اختلال در تجارت خارجی، دلار مسیر نزولی در پیش گرفت.

 

البته برخی نیز برای تأمین نیاز ریالی خود مجبور بودند دلارها را عرضه کنند. هرچند نباید فراموش کرد که بخشی از نوسانات بازار ارز در ایران تحت تاثیر انتظارات تورمی است و عمدتا قیمت‌ها بر اساس اخبار تغییر می‌کنند. در زمان جنگ به‌دلیل اینکه خبرهای درباره بازار ارز چندان رصد نمی‌شد قیمت‌ها نیز نوسان رو به بالا نداشتند.با اعلام آتش‌بس انتظار می‌رفت قیمت دلار سقوط بیشتری را تجربه کند و حداقل به ۱۴۰ هزار تومان برسد، با این حال، واقعیت میدان چیز دیگری را نشان داد. این رفتار نشان می‌دهد که بازار ارز به ثبات نسبی رسیده، اما نه در سطوح پایین‌تر. از طرف دیگر همچنان ریسک از سرگیری مذاکرات وجود دارد.

 

کاهش تقاضا و افزایش عرضه در زمان جنگ


یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش قیمت دلار در زمان جنگ، افزایش عرضه و کاهش همزمان تقاضا برای ارز بود. در شرایط جنگی، بسیاری از مردم و کسب‌وکارها برای تأمین نیازهای اولیه خود و حفظ نقدینگی، دارایی‌های ارزی خود را به فروش رساندند. این افزایش عرضه، همراه با کاهش تقاضا برای واردات (به دلیل اختلال در تجارت خارجی و بسته شدن تنگه هرمز)، باعث شد قیمت دلار مسیر نزولی در پیش بگیرد. این پدیده که می‌توان آن را نیاز به نقدینگی در شرایط بحران تفسیر کرد، یکی از عوامل کلیدی در کاهش قیمت دلار در زمان جنگ بود. مردم و کسب‌وکارها برای تأمین هزینه‌های جاری خود، ارزهای ذخیره‌شده را به فروش رساندند و همین موضوع فشار نزولی بر قیمت دلار ایجاد کرد.


اما با اعلام آتش‌بس، شرایط کمی تغییر کرده زیرا کسب‌وکارها که در دوران جنگ واردات را متوقف کرده بودند، حالا برای جبران کمبودها و بازسازی موجودی خود، به دنبال ارز برای واردات کالا هستند. این افزایش تقاضا، یکی از دلایل اصلی عدم سقوط بیشتر دلار پس از آتش‌بس است. علاوه بر این، با کاهش ریسک‌های ژئوپلیتیکی، تقاضا برای دلار نیز افزایش یافته است. فعالان اقتصادی که در دوران جنگ از خرید ارز خودداری می‌کردند، حالا با اطمینان نسبی به بازار بازگشته‌اند و احتمالا واردات از سر گرفته می‌شود و این موضوع نیز به تثبیت قیمت دلار در سطوح بالاتر کمک کرده است.

 

نقش انتظارات تورمی و نقدینگی


عامل دیگری که از سقوط بیشتر دلار جلوگیری کرده است، انتظارات تورمی است. تورم نقطه به نقطه در بهمن‌ماه به ۶۸.۱ درصد رسید و قیمت مواد غذایی نسبت به سال قبل ۹۹ درصد افزایش یافته است. این تورم بالا، انتظارات را برای ادامه افزایش قیمت‌ها تقویت کرده و مردم را به سمت حفظ دارایی‌های ارزی سوق می‌دهد. حجم بالای نقدینگی در کشور نیز از دیگر عوامل فشار بر نرخ ارز است.

 

بر اساس گزارش بانک مرکزی، نقدینگی در اسفند ۱۴۰۴ به بیش از ۸,۵۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این حجم بالای پول در جستجوی بازارهای امن برای سرمایه‌گذاری است و دلار همچنان یکی از گزینه‌های اصلی محسوب می‌شود. در شرایط آتش‌بس، اگرچه ریسک سیستماتیک کاهش یافته، اما نگرانی‌های ساختاری همچنان پابرجاست و سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بخشی از دارایی خود را به ارز نگهداری کنند.

 

مقایسه با تجربه جنگ ۱۲ روزه


در جنگ ۱۲ روزه پس از پایان درگیری، قیمت دلار ابتدا کاهش یافت، اما به سرعت به سطوح پیشین بازگشت. الگوی فعلی نیز شباهت زیادی به آن تجربه دارد. در آن زمان نیز کاهش قیمت دلار عمدتاً ناشی از افزایش عرضه ارز از سوی صادرکنندگان و کاهش تقاضا به دلیل رکود بود. اما با بازگشت شرایط به حالت عادی، تقاضا مجدداً افزایش یافت و قیمت‌ها تثبیت شد. تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که در شرایط کنونی نیز، حتی با فرض موفقیت مذاکرات و کاهش تنش‌ها، دلار در بهترین حالت تا محدوده ۱۳۰ هزار تومان بیشتر کاهش نخواهد یافت.

 

این سطح، پایین‌ترین قیمتی است که در جنگ برای بازار مبادله‌ای ثبت شد و به نظر می‌رسد حمایت روانی مهمی برای بازار ارز باشد. عبور از این سطح نیازمند عواملی مانند کاهش چشمگیر انتظارات تورمی، کنترل نقدینگی و افزایش واقعی عرضه ارز از طریق بهبود تراز تجاری است که تحقق آنها در کوتاه‌مدت دور از انتظار به نظر می‌رسد. البته بانک مرکزی در ماه‌های اخیر توانسته است با تزریق ارز و مدیریت بازار، از جهش‌های ناگهانی نرخ ارز جلوگیری کند، اما این اقدامات نمی‌تواند به تنهایی قیمت دلار را به زیر ۱۴۰ هزار تومان برساند. برای کاهش پایدار نرخ ارز، نیاز به اصلاحات ساختاری در اقتصاد، کنترل نقدینگی، افزایش تولید و صادرات غیرنفتی و بهبود فضای کسب‌وکار وجود دارد.

 

در کوتاه‌مدت، انتظار می‌رود دلار در محدوده ۱۵۰ هزار تومان نوسان داشته باشد. هرگونه خبر مثبت از مذاکرات می‌تواند قیمت را تا سطوح پایین‌تر بیاورد، اما ماندگاری در این سطوح نیازمند تداوم اخبار خوب و بهبود شاخص‌های اقتصادی است. بررسی نوسانات دلار در زمان جنگ و آتش‌بس نشان می‌دهد که قیمت ارز در بهترین حالت توافقات اولیه احتمالاً تا محدوده ۱۳۰ هزار تومان بیشتر کاهش نخواهد یافت.

 

یکی از مهم‌ترین دلایل کاهش قیمت دلار در زمان جنگ، افزایش عرضه و کاهش تقاضا برای دلار به دلیل نیاز مردم به نقدینگی بود. این الگو در شرایط غیر جنگ متفاوت است و با بازگشت تدریجی تقاضا، قیمت دلار در سطوح بالاتر تثبیت شده است. در زمان آتش‌بس انتظارات تورمی، حجم بالای نقدینگی و عدم قطعیت‌های سیاسی و اقتصادی از عواملی هستند که از سقوط بیشتر دلار جلوگیری کرده‌اند. با این حال، برای کاهش پایدار نرخ ارز، اصلاحات ساختاری عمیق‌تری در اقتصاد کشور لازم است.