
هفت صبح، مهدی خاکیفیروز| ساری شهری نیست که اقتصادش را بشود با یک عدد یا نمودار توضیح داد. برای بررسی اقتصاد اینجا باید از اتومبیل پیاده شده و با قدم زدن در پیادهروها و کنجکاوی در صحبتهای مردم و مغازهداران، از وضعیت اقتصادی شهر، سر درآورد. قدمهایی شمرده و آرام از میدان ساعت که هنوز برای خیلیها محل قرار است تا خیابان جمهوری که نبض خریدهای روزمره در آن میزند، تا خیابان قارن و فرهنگ که خدمات شهری را به صف کردهاند. ساری مرکز استان است، اما اقتصادش نه مرکزگراست و نه قدرتمند؛ بیشتر شبیه شهری است که همزمان بار مدیریت، مهاجرت، مصرف و سنت را به دوش میکشد، بدون آنکه ابزار کافی برای جهش داشته باشد.
جایی که اقتصاد خودش را لو میدهد
میدان ساعت فقط یک نشانه شهری نیست؛ جایی است که حالوهوای اقتصاد ساری در آن دیده میشود. اطراف میدان، دستفروشها، مغازههای کوچک، طلافروشیها و فروشگاههای قدیمی کنار هم نشستهاند. اینجا اولین جایی است که فروشندهها میفهمند مردم دستشان بازتر شده یا نه. وقتی خریدها نقدی است، وقتی چک کمتر ردوبدل میشود، یعنی اوضاع کمی بهتر شده. وقتی همه دنبال خرید قسطیاند، یعنی فشار اقتصادی بالا رفته است. اقتصاد ساری در میدان ساعت، اقتصادی آرام اما دلنگران است.
اقتصاد بقا در خیابان جمهوری تا ۱۸دی
در خیابان جمهوری و امتدادش تا خیابان ۱۸دی، مغازهها بیشتر با فروشهای خرد سرپا هستند. پوشاک، کفش، لوازم خانگی کوچک و خردهریزها بیشترین سهم را دارند. فروش هست، اما سود کم است. بسیاری از مغازهدارها میگویند اگر اجارهها کمی پایینتر بود، نفس راحتتری میکشیدند. اینجا کمتر کسی به فکر توسعه است؛ بیشتر به فکر دوام آوردن است. اقتصاد این محدوده، اقتصاد بقاست.
دماسنج واقعی معیشت در بازار مرکزی و نرگسیه
بازار مرکزی ساری. بازار روز نرگسیه و بازار ترکمنها، جایی است که اقتصاد خانوار بدون واسطه خودش را نشان میدهد. برنج طارم و هاشمی، پرتقال و نارنگی، ماهی سفید و کفال، سبزیهای محلی و محصولات لبنی، همه چیز در این بازارها حرف میزنند. وقتی مردمی که تا دو سه سال قبل برای نیاز سال خود، چند گونی برنج را یکجا میخریدند تا اکنون که برای خرید یکی دو کیلو برنج چندبار قیمت میپرسند و گاه چانه میزنند، یعنی دخلوخرج به هم نمیخورد. بازار شلوغ است، اما شلوغیاش همیشه نشانه رونق نیست. گاهی نشانه اضطراب است.
راسته خدمات در شهر
خیابان قارن، فرهنگ و اطراف میدان امام حسین، تصویر واضحی از اقتصاد خدماتمحور ساری است. کافهها، آموزشگاههای زبان، مطبها، آرایشگاهها، فروشگاههای موبایل و مراکز خدماتی یکی پس از دیگری صف کشیدهاند. رقابت شدید است و هزینهها بالا. اجارهها بخش بزرگی از درآمد را میبلعد. خیلی از این کسبوکارها با حاشیه سود بسیار کم کار میکنند. تعطیلی یک واحد صنفی، سریع با واحدی متفاوت جایگزین میشود. نشانهای از اشباع بازار و نبود برنامه توسعه.
ستون ناپیدای اقتصاد غیررسمی
دستفروشان میدان ساعت، مشاغل خانگی در محلههایی مثل آبانبارنو و پهنهکلا، بخشی جدی از اقتصاد واقعی شهرند. این اقتصاد دیده نمیشود، اما نبودش فاجعه است. امنیت شغلی ندارد، اما انعطافپذیر است.
کارفرمایی که همه به آن چشم دوختهاند
ادارات کل مستقر در خیابان فرهنگ، بلوار آزادی، قارن و حوالی میدان امام، نقش تعیینکنندهای در اقتصاد شهر ساری دارند. بخش زیادی از جمعیت شاغل ساری حقوقبگیر دولتاند. این یعنی بازار مصرف شهر به شدت به پرداختهای دولتی وابسته است. هر تاخیر یا کاهش، مستقیم به بازار منتقل میشود. این وابستگی، اقتصاد ساری را محتاط و کمریسک کرده است و کمتر کسی حاضر است سرمایهگذاری بلندمدت کند.
آینده نامطمئن ستون قدیمی
اگر از ساری به سمت تجنجار، قادیکلا، لاریم، اسبوکلا، دودانگه و چهاردانگه بروی، کشاورزی هنوز دیده میشود. حتی یکی دو زمین شالیراز هم در داخل شهر مقاومت میکنند. شالیزارها و باغهای مرکبات بخشی از هویت اقتصادی منطقهاند. اما کشاورزی دیگر شغل مطمئن نیست. هزینه نهادهها بالا رفته، آب محدود شده و سود نهایی پایین آمده است.
بسیاری از زمینها در مسیر ساری - نکا و ساری - کیاسر بیش از آنکه محل تولید باشند، گزینه سرمایهگذاریاند. تغییر کاربری آرامآرام کشاورزی را عقب میراند. روستاهایی مثل فرحآباد، پهنهکلا، لاریم و اسبوکلا دیگر صرفا روستا نیستند. بسیاری از ساکنانشان صبحها برای کار به شهر میآیند و عصر برمیگردند. کشاورزی درآمد مکمل شده است. این تغییر، هم فشار بر زمین را بیشتر کرده و هم ساختار معیشت را شکنندهتر.
رونق بدون رفاه
در محلههایی مثل کوی شهید بهشتی، بلوار کشاورز، اطراف میدان خزر و کمربندی، ساختوساز ادامه دارد. اما این رونق به معنی رفاه نیست. خانهها ساخته میشوند، اما خریدار مصرفی ندارند. قیمت زمین در فرحآباد و روستاهای اطراف بالا رفته و جوانان بومی از بازار جا ماندهاند. مسکن در ساری بیش از آنکه پاسخ نیاز باشد، ابزار حفظ ارزش پول شده است.
شهر گردشگران عبوری
ساری با وجود نزدیکی به جنگل و دریا، هنوز مقصد گردشگری نیست. مسافران از میدان خزر رد میشوند، شاید ناهاری بخورند و بروند. رستورانها و کافههای خیابان فرهنگ و قارن در تعطیلات شلوغ میشوند، اما این رونق کوتاهمدت است. شهر نتوانسته روایت گردشگری خودش را بسازد.
موتور کمتوان صنعت
شهرکهای صنعتی اطراف ساری بیشتر میزبان واحدهای کوچک و متوسطاند. بسیاری با ظرفیت پایین کار میکنند. صنعت نتوانسته موتور اشتغال پایدار باشد. جوانان تحصیلکرده یا جذب دولت میشوند یا به شهرهای دیگر مهاجرت میکنند. آمل با صنایع پررونق خود، یکی از مقاصد مهم این مهاجرتها است.
جمعیت بیشتر، فشار بیشتر
ورود بازنشستگان و خانوادههای غیربومی، مصرف را بالا برده اما تولید را نه. فشار بر مسکن، درمان و آموزش بیشتر شده. ساری بزرگتر شده، اما اقتصادش عمیقتر نشده است.




