
هفت صبح| یک زمانی خانوادهها موقع خواستگاری درباره اخلاق، نجابت، شغل و اصالت خانوادگی حرف میزدند، حالا اما خیلی از گفتوگوها از مبحث سکه طلا شروع میشود. تعداد سکهها، هزینه تالار، قیمت رهن خانه، وام ازدواج، خرج جهیزیه و حتی هزینه احتمالی طلاق، همه چیز شبیه یک جدول مالی بزرگ شده که دو نفر وسط آن قرار گرفتهاند. دو نفری که قرار است در صورت غلبه بر حواشی اقتصادی، زندگی مشترک بسازند. بازار ازدواج در ایران طی سالهای گذشته آرامآرام تغییر کرده است.
تورم، گرانی مسکن، افزایش قیمت طلا و نااطمینانی اقتصادی باعث شده ازدواج برای بسیاری از جوانها به تصمیمی سنگین و پراسترس تبدیل شود. در چنین شرایطی، بعضی خانوادهها همچنان با معیارهای سالهای دور جلو میروند. معیارهایی که با دخل و خرج نسل امروز فاصله زیادی دارد. کافی است چند دقیقه در خیابانهای اطراف دفترخانهها، مزونها و تالارها بایستید تا بفهمید ازدواج حالا یک صنعت پرهزینه است. صنعت بزرگی که از لباس عروس و آتلیه تا طلافروشی و مشاوره خانواده، همه از آن سهم دارند.
سکههایی که از زندگی جلو زدند
این روزها وقتی صحبت مهریه میشود، کمتر کسی از اعداد معمولی حرف میزند. مهریههای چند صد سکهای و حتی هزار سکهای دیگر عجیب به نظر نمیرسند. بعضی خانوادهها رقمهایی تعیین میکنند که پرداختش برای یک کارمند یا جوان تازهکار تقریباً غیرممکن است. عماد میروهابی وکیل دادگستری که سالها در پروندههای خانواده حضور داشته، میگوید بخش زیادی از این اعداد از واقعیت زندگی فاصله دارند.
او میگوید: «گاهی مهریهها به شکلی تعیین میشوند که خود خانوادهها هم در تمام عمرشان آن حجم سکه را ندیدهاند. بیشتر شبیه یک عدد نمادین شده تا چیزی که با توان واقعی آدمها تناسب داشته باشد.» به گفته او، بسیاری از اختلافات بعدی دقیقاً از همینجا آغاز میشود. جایی که مهریه از یک پشتوانه عاطفی و حقوقی خارج و تبدیل به ابزار فشار میشود. افزایش قیمت سکه هم ماجرا را پیچیدهتر کرده است. خانوادهای که چند سال پیش با تصور قیمت آن روزها مهریه تعیین کرده بود، حالا با عددی روبهروست که گاهی از قیمت یک خانه هم بیشتر میشود.
وقتی عشق وارد راهروی دادگاه میشود
بخش تلخ ماجرا جایی آغاز میشود که زندگی مشترک به بنبست میرسد. آنجا دیگر فقط احساسات وسط نیست. پای پول، مهریه، نفقه، حضانت و دهها دعوای حقوقی هم باز میشود. عماد میروهابی میگوید پروندههای خانواده به مرور پیچیدهتر و فرسایشیتر شدهاند. او معتقد است که روند طولانی طلاق، در عمل فشار زیادی به زوجها وارد میکند. به گفته او، یک زن و شوهر ممکن است همزمان چند پرونده علیه هم داشته باشند. از مطالبه مهریه و نفقه گرفته تا تمکین، حضانت فرزند، استرداد جهیزیه و اجرتالمثل. او میگوید: «بعضی زوجها سه چهار سال درگیر پروندههای مختلف میشوند. این مسیر آنقدر خستهکننده است که بسیاری از آدمها بعد از پایانش دیگر حاضر نیستند دوباره وارد ازدواج رسمی شوند.»
خیلیها به فرایند مشاوره اجباری امیدی ندارند
در سالهای اخیر، پیش از ثبت طلاق، زوجها باید دورههای مشاوره را بگذرانند. هدف این جلسات، ایجاد سازش میان زن و شوهر عنوان میشود. با این حال بسیاری از وکلای خانواده معتقدند این روند در بخش زیادی از پروندهها تاثیر محسوسی ندارد. میروهابی میگوید: «خیلی وقتها زوجین تمام مسیرهای آشتی را رفتهاند. خانوادهها پادرمیانی کردهاند و اختلافها به مرحلهای رسیده که دیگر تصمیم نهایی گرفته شده است. طولانی شدن روند بیشتر حالت فرسایشی پیدا میکند.» او اعتقاد دارد مجموعه این رفتوآمدها فقط هزینه مالی و روانی پروندهها را بیشتر میکند.
حقوقی که خیلیها موقع عقد فراموش میکنند
در میان بحث مهریه، موضوع مهم دیگری وجود دارد که کمتر دربارهاش صحبت میشود؛ شروط ضمن عقد. میروهابی میگوید بسیاری از دختران و خانوادهها موقع عقد فقط روی تعداد سکه تمرکز میکنند، در حالی که حقوق مهمتری هم وجود دارد. او توضیح میدهد: «حق تحصیل، حق اشتغال، حق خروج از کشور یا حق تعیین محل زندگی میتواند در آینده بسیار تعیینکننده باشد. خیلی از اختلافاتی که بعدها به دادگاه میرسد، اگر این موارد از ابتدا شفاف ثبت شده بود، شکل نمیگرفت.» به گفته او، پروندههایی وجود دارد که زن پس از ازدواج برای ادامه تحصیل یا کار دچار مشکل شده است. بعضی اختلافها هم بر سر محل زندگی شکل میگیرد. مثلاً زمانی که مرد تصمیم میگیرد به شهری دیگر برود و همسرش مجبور به همراهی میشود. موضوع حضانت فرزندان هم یکی از مهمترین نقاط اختلاف در پروندههای طلاق است؛ مسئلهای که معمولاً فشار عاطفی زیادی به دو طرف وارد میکند.
بازار پرهزینه طلاق برای زوجهای خسته
عماد میروهابی معتقد است بخش مهمی از بحران خانواده در ایران به ساختار پرهزینه و طولانی دعاوی خانوادگی برمیگردد. ساختاری که به گفته او، خودش به یک چرخه اقتصادی بزرگ تبدیل شده است. او میگوید بسیاری از زوجها پیش از رسیدن به دادگاه، ماهها در مسیرهای مختلف رفتوآمد میکنند. از جلسات مشاوره اجباری گرفته تا شورای حل اختلاف و مراحل متعدد دادرسی. به گفته این وکیل دادگستری، در عمل هر پرونده طلاق به مجموعهای از پروندههای مالی تبدیل میشود. مطالبه مهریه، نفقه، اجرتالمثل، استرداد جهیزیه، حضانت فرزند و اعسار از پرداخت محکومبه.
هرکدام از این پروندهها هزینه جداگانه، حقالوکاله جدا و زمان طولانی خودشان را دارند. میروهابی اعتقاد دارد بخشی از این فرایند، عملاً بازار بزرگی برای خدمات پیرامون طلاق ایجاد کرده است. او میگوید در بسیاری از موارد، زوجین زمانی به مرحله طلاق میرسند که خانوادهها و اطرافیان تمام تلاششان را برای سازش انجام دادهاند و ادامه این روند فقط فشار مالی و روانی بیشتری ایجاد میکند. او همچنین به مسئله اعسار اشاره میکند. پروندههایی که افراد برای ناتوانی در پرداخت هزینهها یا محکومیتهای مالی تشکیل میدهند. به گفته او، حجم بالای این دعاوی نشان میدهد اقتصاد خانواده تا چه اندازه زیر فشار قرار گرفته و اختلافهای خانوادگی چگونه به بحران مالی تبدیل شدهاند.
پول وام ازدواج سریع آب میشود
وام ازدواج قرار بود بخشی از فشار اقتصادی جوانها را کم کند، ولی در عمل بخش زیادی از آن صرف هزینههای اولیه زندگی میشود. بعضی زوجها تمام وام را برای رهن خانه خرج میکنند و برخی دیگر بدهی مراسم یا خرید لوازم را با آن میپردازند. اقتصاددانها میگویند مشکل اصلی فقط کمبود وام نیست. مسئله اصلی فاصله شدید درآمدها با هزینه زندگی است. وقتی قیمت اجاره خانه، طلا و لوازم خانگی مدام بالا میرود، طبیعی است که وام هم اثر کوتاهمدتی داشته باشد. حالا با افزایش هزینههای مرتبط با طلاق، شاید بد نباشد که وام طلاق هم تعریف شود تا زوجین بتوانند با آسودگی مالی بیشتری از هم جدا شوند تا این که بخواهند به مسیرهای فرسایشی یا روابط موازی کشانده شوند.
ازدواجی میان ترس و امید
ازدواج در ایران امروز بیش از هر دوره دیگری با مسائل اقتصادی گره خورده است. از لحظه خواستگاری تا احتمال جدایی، پول و مسائل حقوقی در همه مراحل حضور دارند. خانوادهها میان سنت، عرف، فشار اجتماعی و واقعیت اقتصادی گرفتار شدهاند. در این میان، بسیاری از کارشناسان حقوقی و اجتماعی معتقدند مهمترین راه، واقعبینی است؛ چه در تعیین مهریه، چه در هزینه مراسم و چه در تصمیمهایی که پای دفتر عقد گرفته میشود. شاید زندگی مشترک بیشتر از هر چیز به آرامش، امنیت روانی و تفاهم نیاز داشته باشد؛ چیزهایی که در هیچ قرارداد مالی و هیچ تعداد سکهای پیدا نمیشود.





