هفت صبح| یکی از تکان دهندهترین بخشهای طلاق، موضوع «پنهان کاری» است. دکتر شریفی یزدی، روان شناس، در تحلیل خود در این زمینه به نکته بسیار مهمیاشاره میکند. او میگوید در بسیاری از خانوادههای قدیمیو سنتی، طلاق هنوز یک تابو و خط قرمز تلقی میشود. همین نگاه سختگیرانه باعث میشود فرزندان، وقتی تصمیم به جدایی میگیرند یا طلاق میگیرند، این موضوع را از والدین خود پنهان کنند. تصور کنید فردی که در حال تجربه یکی از سختترین ضربههای عاطفی زندگیاش است، مجبور باشد در برابر خانواده و اقوام خود «ادا در بیاورد» و وانمود کند که زندگیاش همچنان در شرایط طبیعی جریان دارد. این پنهان کاری، فشار روانی فرد را چندین برابر میکند. او نه تنها باید با غم جدایی بجنگد، بلکه باید هر روز نقش یک همسر خوشبخت را بازی کند تا مورد قضاوت قرار نگیرد. این تظاهر مستمر، فرد را در یک زندان عاطفی قرار میدهد که راه فراری از آن ندارد و باعث میشود دوره بهبودی و گذار از طلاق، بسیار سختتر و طولانیتر شود.
مرز باریک میان حمایت و دخالت خانواده
اما وقتی این راز فاش میشود یا فرد تصمیم میگیرد حقیقت را بگوید، وارد مرحله دوم چالشها میشود که همان «رابطه با خانواده» است. شریفی یزدی تاکید میکند در این دوران، خانواده باید بین «حمایت» و «دخالت» تعادل برقرار کنند. واقعیت این است که والدین نیز از طلاق فرزندشان آسیب میبینند و دچار شوک میشوند. اما مشکل اینجاست که این آسیب دیدگی در والدین، گاهی به شکل «گیر دادنهای اضافی» خودش را نشان میدهد.
بکن و نکنهای مداوم، حضور و غیابهای سختگیرانه، مرزبندیهای غیرمنطقی و نظارتهای شدید، همگی از کارهای غلطی است که والدین از روی دلسوزی اما به شکل اشتباه انجام میدهند. این رفتارها باعث میشود فرزند جدا شده، به جای اینکه در خانه خود احساس امنیت کند، با واکنشهای تند و رفتارهای غیرمنطقی پاسخ دهد. توصیه متخصصان این است که والدین باید یاد بگیرند با فرزندشان به گونهای رفتار کنند که او از گفتن حرف دلش واهمه نداشته باشد. حتی پیشنهاد میشود که والدین خودشان با اجازه فرزندشان با یک مشاور صحبت کنند تا یاد بگیرند چگونه بدون پیرسالاری و کدخدامنشی، راهنمایی درستی به فرزندشان بکنند.
تله «من هنوز خواستنی هستم؟»
یکی از حساسترین نقاط دوران پس از طلاق، بحث «جذب شدن به روابط جدید» است. شریفی یزدی به تلهای اشاره میکند که مخصوصا ذهن خانمها را درگیر میکند. وقتی زنی از یک زندگی مشترک خارج میشود، یک سوال ویرانگر در ذهنش شکل میگیرد: «آیا من هنوز خواستنی هستم یا نیستم؟» این پرسش ریشه در کاهش اعتماد به نفس و ضربه خوردن به زنانگی و جایگاه فردی دارد. به همین دلیل، بسیاری از افراد برای فراموش کردن سریع گذشته یا برای پاسخ دادن به این سوال که «آیا هنوز جذاب هستم؟»، بلافاصله بعد از جدایی وارد یک رابطه عاطفی جدید میشوند. اما هشدار روانشناس این است که در این شرایط، ضریب خطا بسیار بالاست.
چرا به مشاور نیاز داریم؟
اما در این میان راهکار چیست؟ دکتر شریفی یزدی توصیه میکند که افراد جدا شده خیلی سریع برای برقراری ارتباط اقدام نکنند. اگر تصمیم به شروع رابطه جدید دارند، این ارتباط حتما باید «هدفمند» و دارای «چارچوب و قاعده» باشد. اما مهمترین توصیه، بهرهگیری از یک مشاور است. مشاور در این دوران، نقش ترمز را ایفا میکند تا فرد در تلاطم احساسات، تصادفی نکند که بازسازی آن سالها زمان ببرد. بدون این راهنما، فرد ممکن است سالها در چرخهای از روابط اشتباه و آسیب زا گرفتار بماند.
پایان یک فصل، نه پایان زندگی
در نهایت باید گفت که طلاق، هرچند یک اتفاق تلخ است، اما میتواند نقطه شروعی برای یک زندگی آگاهانه باشد، به شرطی که فرد اجازه دهد زمان کار خودش را بکند. عجله برای پر کردن جای خالی همسر سابق، فقط زخمها را عمیقتر میکند. بازسازی شخصیت و بازیابی سلامت روان، نیازمند صبر، پذیرش و کمک متخصص است. جامعه و خانوادهها باید یاد بگیرند که به جای قضاوت و تحمیل استانداردهای قدیمی، به مطلقها کمک کنند تا دوباره با خودشان دوست شوند و یاد بگیرند که ارزش یک انسان، به وضعیت تاهل او نیست، بلکه به آرامش و سلامت روان اوست. طلاق پایان زندگی نیست، بلکه پایان یک فصل اشتباه و فرصتی برای بازگشت به خویشتن است.




