
به گزارش هفت صبح، آمریکا با حمله به آبشیرینکن جزیره قشم، خط قرمز تازهای را در مناقشات نظامی جهان گشود؛ خطی که تا پیش از این هرگز از آن عبور نشده بود. تأمین آب ۳۰ روستا قطع شد و ایران در پاسخ، پایگاه آمریکا در بحرین را هدف گرفت. اما این تازه اول ماجراست. در جهانی که آب به طلای آبی تبدیل شده، حمله به تأسیسات آبشیرینکن میتواند جنگی تمامعیار را رقم بزند. اگر ایران تصمیم بگیرد در تلافی، زیرساختهای آبی اسرائیل را هدف قرار دهد، چه بر سر سرزمینی خواهد آمد که ۷۵ تا ۹۰ درصد آب شرب خود را از همین تأسیسات تأمین میکند؟
در منطقهای که خشکسالی و کمآبی هزاران سال است با زندگی مردم عجین شده، آب همواره فراتر از یک کالای معمولی بوده است. اما حمله ۷ مارس ۲۰۲۶ به آبشیرینکن قشم، این کالای حیاتی را به یک «هدف نظامی» تبدیل کرد. اقدامی که وزیر خارجه ایران آن را «جنایت آشکار» و «حرکتی خطرناک با پیامدهای سنگین» توصیف کرد. این حمله یک «پیشنگر» خطرناک ایجاد کرد. حالا دیگر هیچ تأسیسات آبی در منطقه از گزند موشکها در امان نیست. قشم شاید اولین قربانی باشد، اما اگر دامنه انتقامگیری گسترش یابد، اسرائیل با شبکه گسترده و حیاتی آبشیرینکنهای خود، آسیبپذیرترین هدف خواهد بود.
شیرینیسازی حدود ۷۵ تا ۹۰ درصد از آب شرب و صنعتی اسرائیل
اسرائیل طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاری بر روی فناوری شیرینسازی آب دریا، خود را از بحران مزمن آب رهانیده است. امروز این کشور یکی از پیشگامان صنعت آبشیرینکنی در جهان است و وابستگی شدیدی به این تأسیسات دارد. بر اساس آخرین گزارشها، حدود ۷۵ تا ۹۰ درصد از آب شرب و صنعتی اسرائیل از طریق شیرینسازی آب دریا تأمین میشود. این وابستگی، ستون فقرات آبی اسرائیل را به تار مویی باریک تبدیل کرده است. پنج تأسیسات بزرگ در امتداد ساحل مدیترانه، مثل مهرههای یک زنجیر، امنیت آبی این کشور را تضمین میکنند. اگر یکی از این مهرهها بشکند، زنجیره حیات میلیونها نفر گسسته خواهد شد.
این پنج تأسیسات که ستون فقرات آبی اسرائیل را تشکیل میدهند، در معرض یک تهدید بزرگ قرار دارند: موقعیت مکانی آنها. تقریباً تمامی این تأسیسات درست در کرانه دریای مدیترانه و نزدیک به شهرهای بزرگ و مراکز جمعیتی قرار گرفتهاند. این یعنی آنها در دسترسترین اهداف برای حملات موشکی دوربرد هستند. آبشیرینکن سورک، بزرگترین و مهمترین تأسیسات اسرائیل، در ۱۵ کیلومتری جنوب تلآویو واقع شده است. این تأسیسات با ظرفیت ۱۵۰ میلیون مترمکعب در سال، به تنهایی حدود ۲۰ درصد از آب شرب کشور را تأمین میکند. انهدام آن به معنای محرومیت یک پنجم جمعیت از آب سالم است. آبشیرینکن عسقلان در جنوب و نزدیکی نوار غزه واقع شده و با ظرفیت ۱۱۸ میلیون مترمکعب در سال، حدود ۱۵ درصد از آب شرب را تأمین میکند.
این تأسیسات یکی از قدیمیترین و بزرگترینهاست و پس از توسعه، ظرفیت آن تا ۲۲۰ میلیون مترمکعب افزایش خواهد یافت. آبشیرینکن هادرا در ۵۰ کیلومتری شمال تلآویو، با ظرفیت ۱۲۷ میلیون مترمکعب در سال، یکی دیگر از منابع اصلی تأمین آب است. آبشیرینکن اشدود با ظرفیت ۱۰۰ میلیون مترمکعب در سال، یک ششم از تولید کل آبشیرینکنی کشور را به خود اختصاص داده است. آبشیرینکن پالماخیم با ظرفیت ۹۰ میلیون مترمکعب در سال، در نزدیکی همان منطقه ساحلی واقع شده است.
تلآویو و جنوب اسرائیل با بحران فوری آب مواجه میشوند
تصور کنید که ایران در پاسخ به حمله به قشم و دیگر حملات اسرائیل و آمریکا، تصمیم به هدف قرار دادن همزمان چند تأسیسات آبشیرینکن اسرائیل بگیرد. با توجه به تعدد این تأسیسات در امتداد ساحل و دقت موشکهای بالستیک ایران، چنین سناریویی دور از ذهن نیست. با از کار افتادن تنها دو تأسیسات بزرگ مانند سورک و عسقلان، نزدیک به ۳۵ درصد از آب شرب کشور ناگهان قطع میشود. این یعنی میلیونها نفر در منطقه تلآویو و جنوب با بحران فوری آب مواجه میشوند. آبشیرینکنها تنها تأسیسات منفرد نیستند.
آنها به شبکه سراسری آب (خطالنقل ملی) متصل هستند و آب را از شمال به جنوب پمپاژ میکنند. با از کار افتادن منابع اصلی تولید، کل شبکه توزیع با مشکل مواجه میشود و حتی اگر آب در شمال باشد، پمپاژ آن به مرکز و جنوب ممکن نخواهد بود. در یک سناریوی جنگی طولانیمدت، نبود آب آشامیدنی سالم میتواند به یک فاجعه انسانی منجر شود. کمبود آب به سرعت به شیوع بیماریهای منتقله از آب، ناآرامیهای اجتماعی و موجی از مهاجرت از مناطق آسیبدیده دامن میزند. بخش بزرگی از آب بازیافتی و تصفیهشده اسرائیل که از پسابهای شهری تأمین میشود، در نهایت به مصارف کشاورزی میرسد. با قطع آب شرب، تولید این پسابها نیز متوقف میشود و کشاورزی که ۴۰ درصد از آب کشور را مصرف میکند، با بحران جدی مواجه خواهد شد.
حمله به آبشیرینکن قشم و پاسخ ایران به پایگاه آمریکا در بحرین، دریچه تازهای را در مناقشات خاورمیانه گشوده است. این اقدام نشان داد که از این پس، زیرساختهای حیاتی غیرنظامی نیز در تیررس حملات قرار دارند. ایران با این پاسخ، پیام روشنی فرستاد: هر جا که ضربه بخورد، در همان نقطه پاسخ خواهد داد. این چرخه جدید از انتقامگیری میتواند به سرعت به یک درگیری تمامعیار با اهداف استراتژیک تبدیل شود. دیگر جنگ فقط بر سر پایگاههای نظامی نیست. جنگ بر سر آب، بر سر انرژی و بر سر زندگی روزمره میلیونها انسان است.
اسرائیل با وجود قدرت نظامی و فناوری بالا، در یک نقطه به شدت آسیبپذیر است؛ تمرکز زیرساختهای آبی در امتداد یک نوار ساحلی باریک. ایران با تجربه موفق در هدفگیری دقیق پایگاههای نظامی در سراسر منطقه، قطعاً این نقشه آسیبپذیری را به خوبی میشناسد. اگر جنگ کنونی به سمت هدفگیری زیرساختهای حیاتی سوق داده شود، اسرائیل بیش از هر کشور دیگری در منطقه بهای سنگینی خواهد پرداخت. تأسیساتی که نماد پیشرفت و غلبه بر طبیعت بودند، میتوانند به نقطه اتکایی برای فروپاشی تبدیل شوند. جنگی که با موشک بر فراز تهران آغاز شد، ممکن است با بحران آب در تلآویو به نقطه بازگشتناپذیری برسد. خط قرمز تازهای که آمریکا با حمله به قشم شکست، حالا میتواند به پرتگاهی برای اسرائیل تبدیل شود.






