
هفت صبح| بیست و سوم اسفند ۱۴۰۴ فرا رسیده و نزدیک به سه هفته از آغاز حملات نظامی اسرائیل و آمریکا علیه ایران میگذرد. یکی از مهمترین تبعات این جنگ که حالا دارد خودش را به وضوح نشان میدهد، جهش بیسابقه هزینههای حملونقل دریایی و هوایی در سراسر جهان است. تنگه هرمز که شاهراه حیاتی انرژی جهان محسوب میشد، حالا بسته شده و این موضوع نه تنها بازار نفت و گاز را به هم ریخته، بلکه زنجیره تأمین کالاها را از مواد اولیه صنعتی گرفته تا پوشاک و قطعات الکترونیکی با چالش جدی مواجه کرده است. در این گزارش نگاهی میاندازیم به ابعاد مختلف این بحران و پیامدهایی که برای اقتصاد جهانی به همراه دارد.
شوک به صنعت حملونقل دریایی
شرکتهای بزرگ کشتیرانی واکنش فوری به این بحران نشان دادهاند. بر اساس گزارشهایی که منتشر شده، بسیاری از خطوط کشتیرانی دریافت محموله به مقصد خاورمیانه را متوقف کردهاند و کشتیها در بنادر منطقه معطل ماندهاند. مسیرهای دریایی سرخ و کانال سوئز که به تازگی شاهد بازگشت محتاطانه برخی اپراتورها مانند مرسک بود، دوباره تعطیل شده و کشتیها مجبور شدهاند مسیرشان را به دور دماغه امید نیک در جنوب آفریقا تغییر بدهند.
در حال حاضر کشتیهایی که از خاورمیانه حرکت میکنند، به سمت سواحل غربی هند هدایت میشوند و این موضوع باعث ازدحام شدید در بنادر آن منطقه میگردد. آن دسته از کشتیهایی هم که مجبور به دور زدن آفریقا میشوند، ۱۰ تا ۱۵ روز بیشتر در راه خواهند بود. بنادر آمستردام در هلند و هامبورگ در آلمان که دو بندر بزرگ ترانشیپمنت اروپا هستند، همین حالا هم با مشکل ازدحام مواجه شدهاند و این وضعیت حدود ۵ تا ۱۰ درصد از ظرفیت حملونقل جهانی را تحت تأثیر قرار داده است.
افزایش هزینههای حملونقل از چند مسیر اتفاق افتاده است. نخست اینکه شرکتهای بیمه با فعال شدن بندهای ریسک جنگی، حقبیمه را به شدت بالا بردهاند. دوم اینکه مشتریان مجبور شدهاند انواع «هزینههای اضافه اضطراری» و «هزینههای اضافه ریسک جنگ» را پرداخت کنند. سوم اینکه طولانی شدن مسیرها و کاهش ظرفیت موجود کشتیها، کرایهها را بالا برده است. کرایههای حمل کانتینری که پیش از این رو به کاهش بود، حالا انتظار میرود به شدت افزایش پیدا کند. نرخ کرایه خطوط نزدیک و همچنین مسیرهای شرق آمریکا همگی تحت تأثیر این موج صعودی قرار گرفتهاند.
جهش ۴۵ درصدی کرایهها
صنعت حملونقل هوایی هم از این بحران در امان نمانده است. بسته شدن حریم هوایی منطقه و تعطیلی فرودگاههای دبی و دوحه به عنوان دو قطب مهم ترانزیت هوایی جهان، دهها هزار مسافر را سرگردان کرده و خطوط هوایی را مجبور به لغو حدود ۴۰ هزار پرواز کرده است. این بزرگترین اختلال در صنعت سفر از زمان همهگیری کووید-۱۹ به حساب میآید.
در بخش بار هوایی، کاهش پروازهای باری اروپا به دلیل جنگ، ظرفیت حمل را در مناطق دیگر پایین آورده است. شرکت حملونقل جکسون اعلام کرده که این مسئله حدود ۳۰ درصد از صادرات هوایی تایوان را تحت تأثیر قرار داده است. قیمت پروازهای بین آسیا و اروپا به شدت افزایش یافته و برخی خطوط هوایی مثل ویز ایر و لوفتهانزا مجبور به تغییر مسیر شدهاند.
قیمت سوخت جت که دومین هزینه بزرگ خطوط هوایی بعد از نیروی انسانی است، از زمان آغاز درگیریها دو برابر شده و فشار مضاعفی بر شرکتها وارد کرده است. کرایه حمل بار هوایی از آسیا به اروپا از زمان آغاز درگیریها ۴۵ درصد افزایش پیدا کرده که این رقم بیش از دو برابر افزایش مسیرهای آسیا به آمریکا است. در تایوان، بازار نقدی حمل بار هوایی با کمبود شدید فضا مواجه شده و برآورد میشود که کرایهها ۲۰ تا ۳۰ درصد افزایش پیدا کند. زمان رزرو بار هم به طور کلی یک تا دو هفته به تأخیر افتاده است.
فشار بر زنجیره تأمین جهانی و صنایع مختلف
صنعت آلومینیوم به شدت از این بحران آسیب دیده است. کارخانه ذوب آلومینیوم قطالوم در قطر عملیات خود را متوقف کرده و شرکت آلومینیوم بحرین (آلبا) اعلام کرده که محمولههایش را متوقف میکند و به دلیل عدم امکان جابهجایی مواد از طریق تنگه هرمز، فرضیه فورس ماژور را اعلام کرده است. منطقه خلیج فارس حدود ۸ درصد از عرضه جهانی آلومینیوم را تأمین میکند. قیمت آلومینیوم در بورس فلزات لندن بلافاصله جهش کرد و حقبیمههای فیزیکی در اروپا و آمریکا به بالاترین سطح چند ساله رسید. تولیدکنندگان نیکل در اندونزی که برای تأمین ۷۵درصد از گوگرد مورد نیازشان به خاورمیانه وابسته هستند، با خطر کاهش تولید مواجه شدهاند.
در صنعت پوشاک هم اوضاع خوب نیست. محصولات شرکتهایی مثل ایندیتکس که صاحب برند زاراست و سایر خردهفروشان بزرگ در فرودگاههای بنگلادش و هند سرگردان ماندهاند، چون درگیری ظرفیت پروازهای باری را محدود کرده است. جنوب آسیا که قطب تولید پوشاک جهان محسوب میشود و برندهای مد سریع برای تأمین مداوم تیشرت، لباس و شلوار جین به کارخانههای بنگلادش، هند و پاکستان متکی هستند، حالا با این بحران دستبهگریبان شده است. این بحران به بخش کالاهای لوکس که پیشتر هم با کاهش تقاضا مواجه بود، فشار بیشتری وارد کرده است.
در صنعت نیمههادیها هم نگرانیهایی وجود دارد. مقامات کره جنوبی هشدار دادهاند که تداوم بحران میتواند عرضه مواد اولیه کلیدی برای تولید نیمههادیها را مختل کند. هلیوم که از خاورمیانه تأمین میشود و جایگزینی برای آن وجود ندارد، برای تولید تراشهها ضروری است.
در بخش کشاورزی و مواد غذایی هم افزایش هزینههای انرژی و حملونقل به سرعت به هزینههای نهادههای کشاورزی منتقل میشود. اگر بحران خاورمیانه بیش از آنچه دونالد ترامپ انتظار دارد طول بکشد، قیمت مواد غذایی در بسیاری از نقاط جهان افزایش پیدا خواهد کرد.
پیامدهای تورمی و فشار بر اقتصادهای واردکننده
افزایش قیمت نفت و گاز و جهش هزینههای حملونقل، تورم وارداتی را در کشورهای مصرفکننده تشدید کرده است. اقتصاددانان معتقدند که شاخص قیمت عمدهفروشی که نسبت به قیمتهای جهانی کالاها حساسیت بیشتری دارد، اولین و شدیدترین ضربه را دریافت خواهد کرد. مادهان سابناویس، اقتصاددان ارشد بانک بارودا، تخمین میزند که اگر افزایش قیمت سوخت دائمی باشد، شاخص قیمت عمدهفروشی میتواند ۱.۵ درصد بالا برود. این افزایش عمدتاً از دو مسیر اتفاق میافتد: یکی تأثیر مستقیم افزایش قیمت سوخت که هر ۱۰ درصد افزایش، شاخص قیمت عمدهفروشی را یک درصد بالا میبرد، و دیگری افزایش هزینههای لجستیک، حمل و نقل و بیمه.
تأثیر مستقیم بر تورم مصرفکننده از طریق قیمت بنزین و گازوئیل قابل مهار است، اما افزایش هزینه سوخت بر هزینههای تولید در همه بخشها اثر میگذارد. قیمت گاز مایع در هند اخیراً ۷درصد افزایش پیدا کرده که حدود ۱۴ واحد پایه به تورم خردهفروشی اضافه خواهد کرد.
کشورهای آسیایی به دلیل وابستگی به واردات انرژی و نزدیکی جغرافیایی به منطقه درگیری، آسیبپذیرترین اقتصادها محسوب میشوند. موریس آبستفلد، اقتصاددان ارشد سابق صندوق بینالمللی پول، هشدار میدهد که این کشورها بیشترین ضربه را از این بحران خواهند خورد. بسیاری از اقتصادهای آسیایی در هفتههای آینده با کمبود نفت مواجه خواهند شد، چون بیشتر نفت حملشده از طریق تنگه هرمز به مقصد آسیا میرود.
بانک توسعه آسیایی هشدار داده که اگر بحران خاورمیانه کمتر از یک ماه طول بکشد، تأثیر آن بر اقتصادهای آسیایی نسبتاً اندک خواهد بود، اما هرچه درگیری طولانیتر بشود، خسارت به اقتصادهای آسیایی بیشتر خواهد شد. اقتصاددانان نسبت به بازگشت «رکود تورمی» هشدار میدهند؛ وضعیتی که در آن رشد اقتصادی کند میشود، اما تورم همچنان بالا میماند و بانکهای مرکزی به دام میافتند.اگر زنجیره تأمین به تدریج به حالت عادی برمیگردد. با این حال، خسارتهای وارده به شبکه حملونقل و هزینههای بیمه ماهها در سطوح بالاتر باقی میماند.
اگر بحران تا سه ماه ادامه پیدا کند، کارشناسان هشدار میدهند که با «بحران دریای سرخ ۲.۰» مواجه خواهیم شد. در این سناریو، مشکلات از تغییر مسیر و ازدحام بنادر به اختلال در زنجیره تأمین داخلی هم کشیده میشود و کمبود کانتینر در چین هم محتمل است. زنجیره تأمین که معمولاً ۳۰ روزه بود، به ۴۵ روز افزایش پیدا میکند.
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، موجی از افزایش هزینههای حملونقل را در سراسر جهان به راه انداخته است. از توقف کشتیها و جهش کرایهها در حملونقل دریایی گرفته تا کاهش ظرفیت و افزایش ۴۵ درصدی کرایهها در حملونقل هوایی، همه و همه زنجیره تأمین جهانی را زیر فشار شدیدی بردهاند.
صنایع مختلف از آلومینیوم و نیمههادیها گرفته تا پوشاک و مواد غذایی با اختلال در تأمین و افزایش هزینهها دستبهگریبان شدهاند. کشورهای آسیایی به عنوان وابستهترین واردکنندگان انرژی، در خط مقدم آسیبپذیری قرار دارند و تورم وارداتی فشار فزایندهای روی اقتصادشان میآورد.
بانکهای مرکزی که تازه از بحران تورم بعد از همهگیری نفس راحت میکشیدند، حالا با موج جدیدی از تورم ناشی از افزایش هزینههای انرژی و حملونقل روبهرو هستند. آینده اقتصاد جهانی به شدت به تحولات میدانی وابسته است و هر روز که آتش جنگ شعلهورتر میشود، چشمانداز بهبود اقتصادی هم تیرهتر میگردد. در این میان، کشورهای در حال توسعه و فقیر که کمترین توان را برای مقابله با این شوکها دارند، شدیدترین ضربهها را تحمل خواهند کرد.





