
هفت صبح: بهمن امسال برای بازار سرمایه ایران، تنها گردشی از روزهای تقویم نبود؛ روایتی بود از رنجی که بر چهره بورس تهران نشست. در روزهایی که فضای عمومی کشور از اخبار نگرانکننده و التهاب سیاسی سنگین شده بود، تالار شیشهای نیز شاهد نبردی خاموش اما عمیق بود. نبردی میان دو نیروی متضاد وجود داشت از یک سو، ارزش ذاتی و بنیاد محکم شرکتها که مانند تکیهگاهی استوار، نوید آینده میداد. از سوی دیگر، سایه شوم جنگ و تنش که همچون ابری تیره، هر امیدی را محو میکرد. در چنین فضایی، معاملهگر نه با درصد سود و زیان، که با دلشوره و اضطراب دستوپنجه نرم میکرد که هنوز هم رهایش نکرده و بازار را در مشت خود گرفته تا جایی که شاخص کل بورس را به مرز 4 میلیون واحد کاهش داده است و تنها برخی تک نمادهای از گروه غذایی و زراعتی مثبت شده اند.
صعودی که اتفاق نیفتاد
در آغاز بهمن ماه، رفتار بازار برای بسیاری تعجببرانگیز بود. شاخص کل روندی صعودی در پیش گرفته بود، گویی از التهاب سیاسی بیرون جدا افتاده بود. اما به یکباره با خبر تنش های سیاسی شرایط بازار سرمایه تغییر کرد این پدیده حاصل شش عامل است که مانند تارهای نامرئی، حرکت بازار را هدایت میکردند. نخست، جدایی از جریان خبری به دلیل اختلال اینترنت که معاملهگران را از اخبار سیاسی و اقتصادی دور نگه داشته است. دوم، انکار افزایش تنش های بین المللی توسط گروهی که باور داشتند تنشها کنترلشده خواهد ماند. سوم، امید به حمایت نهادهای بزرگ و باور به وجود «دستهای پنهان» حامی بازار. چهارم، جذابیت قیمتها با وجود همه نااطمینانیها. پنجم، امیدواری به تغییر سیاستهای اقتصادی و چشمداشت گزارشهای مالی بهتر. و ششم که از همه مهمتر بود، ارزندگی انکارناپذیر شرکتها بر پایه گزارشهای سودآوری، به ویژه در گروههای صادراتمحور.
وقتی ترس تعادل را بلعید
اما این تعادل شکننده ناگهان در هم شکست. روزی رسید که ترس از جنگ، نه یک احتمال دور، که تهدیدی قریبالوقوع شد و تمام فضای معاملات را درنوردید. به گفته سادات، در نبرد این روزها، «ریسک سیاسی» بر «ارزندگی بنیادی» پیروز شد. خریداران جسور دیروز عقبنشینی کردند و فروشندگان چه برای حفظ سودهای گذشته و چه برای فرار از ریزش بیشتر بر صحنه مسلط شدند. این واکنش، تنها یک تعدیل عددی نیست؛ بازتاب یک هراس جمعی است.
شبح امروز و سایه فردا
برای درک این هراس، باید دو لایه خطر را از هم جدا کرد. لایه اول، ریسک کوتاهمدت یا همان «شبح جنگ» است که میتواند در یک لحظه همه معادلات بنیادی را بر هم زند. وحشت ناشی از آن، به دلیل ماهیت نامعلوم و گستره احتمالی درگیری، بیسابقه است. لایه دوم، ریسک بلندمدت یا «چالش اقتصاد بیمار» است. بحران سیاسی میتواند سرمایه اجتماعی را فرسوده و فضای لازم برای اصلاحات ساختاری که تنها راه نجات اقتصاد از رکود تورمی است را نابود کند. در این شرایط، خطر سیاستهای شتابزده و آسیبزا به جای اصلاحات عقلانی، آینده را تهدید میکند.
نشانههای امید در دل تاریکی پیدا می شود؟
با وجود همه این دشواریها، بازار در بحران نشانههایی از بلوغ و تابآوری نیز بروز داد. ثبات نسبی نرخ ارز در اوج تنشها، نویدبخش کنترل اوضاع خواهد بود. قدرت گزارشهای مالی شرکتهای صادراتمحور، همچون چراغی در تاریکی، مسیر ارزندگی را روشن نگه داشت و باعث شده حتی در روزهای منفی، برخی نمادها تقاضای خود را حفظ کنند. همچنین، تغییر ذائقه سرمایه و چرخش آن از سهام بزرگ شاخصساز به سوی شرکتهای متوسط با پتانسیل رشد، نشان از جستجوی هوشمندانه فرصت، حتی در شرایط سخت داشت.
واقعیت این است که بازار سرمایه ایران امروز در برزخ بلاتکلیفی گرفتار آمده است. از یک سو، کوهی از ارزندگی انکارناپذیر در گزارشهای مالی نهفته که خرید را توجیه میکند و از سوی دیگر، ابر سیاهی از ریسکهای سیاسی، افق را تار کرده است. تصمیمگیری در این فضا، بیش از هر چیز آزمونی برای تحمل ریسک و بینش سیاسی هر سرمایهگذار است. آنچه در آینده نزدیک رقم خواهد خورد، نه در تالار شیشهای بورس، که در عرصه سیاست و امنیت بینالمللی تعیین میشود. بازار تنها آیینهای است که این تحولات را با زبان اعداد و هیجان جمعی بازمیتاباند. فعالان بازار باید هوشیار باشند؛به ترسهای بهجا توجه کنند، اخبار را دقیق رصد نمایند، اما هرگز چشم بر روی واقعیتهای بنیادی قدرتمند بسیاری از شرکتها نبندند. تاریخ اقتصاد بارها نشان داده که پس از سختترین توفانها، آنچه سر بلند میکند و مسیر پیشرفت را تعیین مینماید، ارزش ذاتی و توان سودآوری بنگاههاست. عبور از این بحران، نیازمند صبر، تحلیل گامبهگام و پرهیز از تصمیمهای احساسی است؛ چه افراط در خوشبینی و چه تفریط در هراس. روند کنونی که در آن بازار چشم بر ارزندگی بسته و تنها به ریسکهای سیاسی خیره شده، دیر یا زود به تعادل خواهد رسید. زیرا سرمایه ذاتاً به دنبال فرصت است و دیر یا زود، جذابیت سودهای واقعی، دوباره آن را به چرخه معاملات بازخواهد گرداند.




