
هفت صبح| بازار برنج در ایران این روزها تصویری از سکون و انتظار را پیش چشم فعالان این بخش قرار داده است. بازاری که در سالهای گذشته بارها طعم جهشهای قیمتی و افتوخیزهای ناگهانی را چشیده، حالا در وضعیتی ایستاده که نه نشانی از رونق پرتقاضا در آن دیده میشود و نه نشانهای روشن از ریزش قیمت. این وضعیت تعلیق، بیش از هر چیز به متغیرهای کلان اقتصادی گره خورده و در رأس آن، نرخ ارز نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.
بررسی میدانی از قیمت فروشهای عمده در بازار شهرهای شمالی نشان میدهد که قیمت برنج ایرانی در حال حاضر در بازهای میان ۳۷۰ تا حدود ۴۰۰ تا ۴۰۵ هزار تومان در هر کیلو نوسان دارد. این دامنه قیمتی طی هفتههای اخیر تغییر محسوسی نداشته و به تعبیر فعالان بازار، «استپ» شده است. یعنی همانطور که دلار در یک محدوده مشخص متوقف مانده، بازار برنج هم از حرکت باز ایستاده است. این همبستگی مستقیم میان قیمت برنج و نرخ ارز، موضوع تازهای نیست؛ سالهاست که حتی برنج داخلی نیز از نوسانات ارزی تأثیر میپذیرد، چه در بخش نهادههای تولید و چه در رفتار انتظاری بازار.
کاهش حجم خرید
در چنین فضایی، یکی از مهمترین شاخصهایی که بهخوبی رکود فعلی را نشان میدهد، کاهش حجم خرید از سوی تجار است. بسیاری از فعالان عمده بازار ترجیح دادهاند دست نگه دارند و منتظر روشنتر شدن وضعیت بمانند. خرید نکردن در این مقطع، بیشتر یک تصمیم احتیاطی است تا نشانهای از کمبود نقدینگی یا ضعف ساختاری. آنها میدانند که هر حرکت ناگهانی در بازار ارز، معادلات قیمت را بهکلی تغییر میدهد.
در همین زمینه، گفتوگویی داشتیم با دکتر علیرضا اسلامی، از تجار باسابقه برنج که سالها در این حوزه فعالیت کرده و از نزدیک تحولات بازار را رصد میکند. او در توضیح شرایط کنونی میگوید: «در حال حاضر بازار در بلاتکلیفی قرار دارد. تاجر خرید نمیکند و منتظر است ببیند چه اتفاقی در سطح کلان میافتد. فقط برخی شرکتها مثل طبیعت بهصورت محدود خرید دارند، آن هم بیشتر برای تأمین نیازهای جاری.»
او با اشاره به نقش تعیینکننده نرخ ارز ادامه میدهد: «معمولاً قیمت برنج با بالا رفتن یا پایین آمدن دلار تغییر میکند. الان که دلار حرکت خاصی ندارد، برنج هم متوقف شده. یعنی نه افزایش قابل توجهی داریم و نه کاهش جدی.»به گفته اسلامی، از نظر عرضه، مشکل خاصی در بازار دیده نمیشود. برنج ایرانی به اندازه کافی در بازار موجود است و نگرانی از بابت کمبود وجود ندارد. با این حال، نکته مهم در سمت تقاضاست؛ جایی که افت خرید بهوضوح احساس میشود. او در این باره توضیح میدهد: «برنج هست، کمبودی نداریم، اما خریدار کم شده. مردم با احتیاط خرید میکنند و مصرف هم تا حدی کاهش پیدا کرده.»
رکود به دلیل تورم
این کاهش تقاضا را میتوان در بستر شرایط کلی اقتصاد خانوار تحلیل کرد. افزایش هزینههای زندگی، فشار تورمی و کاهش قدرت خرید باعث شده که حتی کالاهای اساسی نیز با نوعی مدیریت مصرف مواجه شوند. برنج که همواره یکی از اقلام اصلی سفره ایرانی بوده، حالا با رقابت شدیدتری از سوی سایر مواد غذایی ارزانتر روبهرو است. در عین حال، نگاه فعالان بازار، به وضعیت فعلی محدود نمیشود.
آنها بیش از هر چیز به آینده چشم دوختهاند؛ آیندهای که بهشدت به تحولات سیاسی و اقتصادی وابسته است. اسلامی در این خصوص دیدگاهی قابل تأمل دارد: «اگر توافقی در سطح بینالمللی صورت نگیرد، به خاطر بسته بودن پتروشیمیها و افزایش هزینههایی مثل کود و دستمزد کارگر، احتمال افزایش قیمت وجود دارد. البته این افزایش به نظر من بعد از فصل برداشت خودش را نشان میدهد.»
او زمان احتمالی این تغییر را هم مشخص میکند: «احتمال دارد بعد از آذرماه شاهد افزایش قیمت باشیم. چون آن زمان اثر هزینههای تولید بیشتر در بازار دیده میشود.»
این تحلیل نشان میدهد که بازار برنج در حال حاضر در یک وضعیت دوگانه قرار دارد؛ از یکسو، عرضه کافی و ثبات نسبی قیمتها باعث شده که نگرانی فوری وجود نداشته باشد، از سوی دیگر، مجموعهای از عوامل بالقوه در حال شکلگیری است که میتواند در ماههای آینده بازار را به سمت گرانی سوق دهد.
افزایش هزینههای تولید
یکی از این عوامل، هزینههای تولید است. کشاورزان در سالهای اخیر با افزایش قابل توجه قیمت نهادههایی مانند کود، سم و همچنین دستمزد نیروی کار مواجه بودهاند. این افزایش هزینهها، بهصورت مستقیم بر قیمت تمامشده برنج تأثیر میگذارد. هرچند این اثر معمولاً با یک فاصله زمانی در بازار نمایان میشود، اما نمیتوان آن را نادیده گرفت.
عامل مهم دیگر، وضعیت صنایع مرتبط مانند پتروشیمی است که در تأمین برخی نهادههای کشاورزی نقش دارند.
هرگونه اختلال در این بخش میتواند زنجیره تأمین را تحت تأثیر قرار دهد و در نهایت به افزایش هزینه تولید منجر شود.در کنار اینها، نباید از نقش انتظارات تورمی غافل شد. حتی اگر در عمل تغییری در عرضه یا هزینهها رخ ندهد، صرف انتظار برای افزایش قیمت میتواند رفتار بازار را تغییر دهد. تجار ممکن است خریدهای خود را به تعویق بیندازند یا برعکس، در مقطعی خاص بهصورت ناگهانی وارد بازار شوند و همین امر باعث نوسانات قیمتی شود.
احتیاط جمعی بازار
در حال حاضر، آنچه بیش از هر چیز به چشم میآید، نوعی احتیاط جمعی در میان بازیگران بازار است. این احتیاط، اگرچه از بروز نوسانات شدید جلوگیری کرده، اما در عین حال به رکود نسبی نیز دامن زده است. بازار در وضعیتی قرار دارد که همه منتظر یک سیگنال قوی هستند؛ سیگنالی که میتواند از سمت سیاست خارجی، نرخ ارز یا حتی سیاستهای داخلی در حوزه کشاورزی و تجارت صادر شود.
در چنین شرایطی، نقش سیاستگذار نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. ایجاد ثبات در بازار ارز، حمایت از تولیدکنندگان داخلی و مدیریت واردات میتواند به تعادلبخشی بازار کمک کند. همچنین شفافسازی در مورد سیاستهای آینده، از شدت بلاتکلیفی میکاهد و فعالان بازار را به تصمیمگیریهای منطقیتر سوق میدهد. در نهایت، میتوان گفت که بازار برنج ایران در یک نقطه حساس قرار گرفته است.
نقطهای که در آن، گذشته پرنوسان و آینده نامطمئن به هم رسیدهاند. فعلاً خبری از کمبود نیست و قیمتها در یک محدوده مشخص در حال نوساناند، اما زیر این سطح آرام، نیروهایی در حال شکلگیریاند که میتوانند در ماههای آینده جهت بازار را تغییر دهند.آنچه مسلم است، اینکه سرنوشت این بازار بیش از هر زمان دیگری به متغیرهای کلان اقتصادی گره خورده و تا زمانی که این متغیرها به ثبات نرسند، نمیتوان انتظار داشت که بازار برنج نیز از این حالت تعلیق خارج شود.



