هفت صبح، آزاد کلهر | ونزوئلا با در اختیار داشتن بزرگ‌ترین ذخایر نفتی متعارف و فوق‌سنگین جهان، سال‌هاست در مرکز رقابت‌های ژئوپلیتیک قرار دارد. روایت ساده‌انگارانه‌ای که گاه در رسانه‌ها مطرح می‌شود البته اینکه «آمریکا برای تصاحب نفت به ونزوئلا حمله کرده» تنها بخشی از واقعیت را بازتاب می‌دهد. ماجرا پیچیده‌تر از این است و ریشه آن را باید در ترکیبی از تحریم‌ها، ساختار صنعت نفت ونزوئلا، نیاز پالایشگاه‌های آمریکا و اروپا و ویژگی‌های خاص نفت این کشور و حتی حضور قوی چین در ونزوئلا جست‌وجو کرد.

 

در فضای رسانه‌ای، این تصور رایج است که آمریکا به دلیل «مالکیت تاریخی» یا «حق طبیعی» به دنبال نفت ونزوئلاست. برخی مقامات آمریکایی نیز در گذشته ادعا کرده‌اند چون شرکت‌های آمریکایی نخستین بار نفت ونزوئلا را کشف کردند، پس سهمی در آن دارند. اما این ادعا از نظر حقوق بین‌الملل و قراردادهای نفتی کاملا بی‌اعتبار است.

 

شرکت‌هایی مانند اکسون و شورون صرفا پیمانکار اکتشاف و تولید بودند و مالکیتی بر مخازن نداشتند. ونزوئلا بعدها صنعت نفت خود را ملی کرد و مالکیت میادین را به شرکت ملی PDVSA منتقل کرد. بنابراین، نظریه «مال ما بوده» از اساس مردود است. با این حال، این به معنای نبود منافع آمریکا در نفت ونزوئلا نیست، بلکه این منافع در قالب نفوذ، دسترسی، قراردادهای بلندمدت و کنترل جریان انرژی توسط کاخ تعریف می‌شود، نه مالکیت مستقیم.

 


ونزوئلا زمانی یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت جهان بود و در اواخر دهه ۱۹۹۰ تولید آن به حدود ۳.۴ میلیون بشکه در روز می‌رسید. اما فساد گسترده، سوءمدیریت، فرسودگی زیرساخت‌ها و تحریم‌های شدید آمریکا باعث شد تولید این کشور در سال ۲۰۲۰ به حدود ۴۰۰ هزار بشکه سقوط کند. طی سال‌های اخیر، با کاهش نسبی برخی محدودیت‌ها و همکاری محدود با شرکت‌های خارجی، تولید دوباره افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ به حدود یک میلیون هزار بشکه در روز رسیده است.

 

صادرات نفت خام نیز در همین سال حدود ۵۵۰ هزار بشکه تا ۸۰۰  هزار بشکه در روز بوده و نزدیک به 7 میلیارد دلار درآمد ایجاد کرده است. بخش عمده این صادرات راهی بازارهای آسیایی، به‌ویژه چین، می‌شود. آمریکا که زمانی خریدار اصلی نفت ونزوئلا بود، پس از تحریم‌های ۲۰۱۸ واردات خود را تقریبا متوقف کرد، اما در دوره بایدن برخی محدودیت‌ها به‌طور مشروط کاهش یافت تا بخشی از نفت ونزوئلا دوباره وارد بازار جهانی شود. به طور خلاصه، ونزوئلا دیگر غول ۳ میلیون‌بشکه‌ای گذشته نیست، اما همچنان یکی از بازیگران مهم بازار نفت سنگین در منطقه کارائیب به شمار می‌آید.


چرا نفت ونزوئلا مهم است؟


نفت ونزوئلا ویژگی‌هایی دارد که آن را از بسیاری از نفت‌های جهان متمایز می‌کند. بخش بزرگی از ذخایر این کشور در کمربند «اورینوکو» قرار دارد که نفت‌ها فوق‌سنگین و دارای گوگرد بالا هستند. این نوع نفت بدون فرآیندهای پیچیده و پرهزینه مانند ارتقا، کک‌سازی یا اختلاط، قابل استفاده گسترده نیست.

 

هرچند ونزوئلا از نظر حجم ذخایر اثبات‌شده در صدر جهان قرار دارد، اما «زیاد بودن ذخیره» با «قابل‌تولید بودن اقتصادی» تفاوت دارد. بهره‌برداری از این نفت نیازمند سرمایه‌گذاری عظیم، فناوری پیشرفته و پالایشگاه‌های مخصوص است که نقش آمریکا و اروپا پررنگ می‌شود. به بیان ساده، نفت ونزوئلا بدون تکنولوژی و سرمایه ارزش اقتصادی بسیار کمتری دارد.


منافع آمریکا در نفت ونزوئلا ترکیبی از اقتصاد، امنیت انرژی و ژئوپلیتیک است. پالایشگاه‌های خلیج مکزیک در تگزاس و لوئیزیانا سال‌ها بر پایه نفت‌های سنگین ونزوئلا، مکزیک و کانادا طراحی شده‌اند. کاهش واردات نفت سنگین، این پالایشگاه‌ها را با چالش خوراک مواجه کرده است و دسترسی حتی  محدود به نفت ونزوئلا می‌تواند سودآوری و انعطاف آنها را افزایش دهد.

 

از منظر ژئوپلیتیک نیز ونزوئلا در«حیاط‌خلوت» آمریکا قرار دارد و واشنگتن نمی‌خواهد این منبع عظیم انرژی کاملا در اختیار چین یا روسیه قرار گیرد. علاوه بر این، بازگشت یا عدم بازگشت نفت ونزوئلا به بازار جهانی می‌تواند بر قیمت نفت، توازن اوپک‌پلاس و قدرت چانه‌زنی کشورهایی مانند عربستان، روسیه و ایران اثر بگذارد. تحریم‌ها و سپس کاهش مشروط آنها نیز ابزار فشار آمریکا بر دولت مادوروست، در واقع نفت در اینجا ابزار چانه‌زنی است، نه غنیمت جنگی.

 

سهم اروپایی‌ها از نفت ونزوئلا


اروپا نیز پس از جنگ اوکراین و محدود شدن دسترسی به نفت روسیه، به دنبال تنوع‌بخشی به منابع انرژی خود است. برخی پالایشگاه‌های اروپایی که پیش‌تر نفت سنگین روسیه را مصرف می‌کردند، اکنون به دنبال جایگزین‌هایی مانند نفت ونزوئلا هستند. علاوه بر این، شرکت‌های اروپایی مانند توتال، انی و رپسول سابقه طولانی در پروژه‌های نفتی ونزوئلا دارند و هرگونه کاهش تحریم‌ها می‌تواند فرصت بازگشت و افزایش نفوذ اقتصادی اروپا در آمریکای لاتین را فراهم کند.


از این رو باید گفت ونزوئلا دارای ذخایر عظیم نفت فوق‌سنگین است که بهره‌برداری اقتصادی از آن بدون سرمایه و فناوری خارجی دشوار است. تولید این کشور از اوج بیش از ۳ میلیون بشکه به حدود یک‌سوم کاهش یافته، اما همچنان در بازار نفت سنگین نقش‌آفرین است. آمریکا و اروپا به نفت ونزوئلا علاقه دارند، نه به دلیل مالکیت، بلکه به دلیل نیاز پالایشگاه‌هایشان، جلوگیری از نفوذ چین و روسیه و استفاده از نفت به‌عنوان ابزار فشار سیاسی. بنابراین روایت «حمله برای غارت نفت» تصویری ساده‌شده از واقعیتی پیچیده‌تر است؛ واقعیتی که در آن قراردادها، تحریم‌ها، نفوذ و توازن قوا نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

 

 تفاوت نفت ونزوئلا و ایران


نفت فوق‌سنگین ونزوئلا و نفت ایران اگرچه رقیب مستقیم یکدیگر در بازار جهانی محسوب نمی‌شوند، اما در چند نقطه کلیدی به‌ویژه در بازار آسیا، در ساختار اوپک‌پلاس و در معادلات ژئوپلیتیکی انرژی به‌طور جدی به هم گره می‌خورند. به همین دلیل، هرگونه افزایش یا کنترل صادرات نفت ونزوئلا توسط آمریکا می‌تواند پیامدهای ملموسی برای ایران داشته باشد و بر جایگاه نفتی کشور اثر بگذارد.


نخست باید به شباهت‌ها و تفاوت‌های نفت دو کشور توجه کرد. نفت ایران عمدتا سنگین و ترش است، اما سنگینی و میزان گوگرد آن به اندازه نفت فوق‌سنگین ونزوئلا نیست. نفت ونزوئلا، به‌ویژه نفت کمربند اورینوکو، بسیار غلیظ و پرگوگرد است و برای استفاده گسترده نیازمند فرآوری پیچیده و پرهزینه است. با وجود این تفاوت‌ها، ایران و ونزوئلا در بازارهای مشترکی رقابت می‌کنند؛ از جمله بازار نفت‌های سنگین آسیا، پالایشگاه‌های پیچیده چین و هند و حتی بخشی از بازار اروپا در صورت رفع تحریم‌ها. به همین دلیل، ورود هر بشکه نفت ونزوئلا به بازار، فضای رقابتی ایران را تنگ‌تر می‌کند.


 تلاش آمریکا برای کنترل نفت ونزوئلا


دلیل اصلی تلاش آمریکا برای کنترل نفت ونزوئلا تصاحب مستقیم منابع نیست، بلکه مدیریت جریان عرضه جهانی است. اگر آمریکا بتواند صادرات ونزوئلا را افزایش دهد، قیمت جهانی نفت کاهش می‌یابد، فشار تورمی داخلی آمریکا کم می‌شود و وابستگی پالایشگاه‌های این کشور به نفت سنگین کانادا و خاورمیانه کاهش پیدا می‌کند. این روند همچنین قدرت چانه‌زنی اوپک‌پلاس، از جمله ایران را محدودتر می‌کند و فضای مانور ایران در بازار جهانی نفت را کاهش می‌دهد.


رقابت ایران و ونزوئلا در بازار آسیا نیز اهمیت زیادی دارد. هر دو کشور تحت تحریم بوده‌اند و هر دو نفت خود را با تخفیف‌های قابل توجه به چین می‌فروشند؛ کشوری که بزرگ‌ترین خریدار نفت تحریمی جهان است. اگر آمریکا اجازه دهد ونزوئلا آزادانه‌تر نفت بفروشد، چین می‌تواند نفت این کشور را با ریسک کمتر خریداری کند. در نتیجه، ایران ناچار می‌شود تخفیف‌های بیشتری ارائه دهد تا سهم خود را حفظ کند و همین موضوع درآمد نفتی کشور را کاهش می‌دهد، حتی اگر حجم صادرات ثابت بماند.


بازگشت ونزوئلا به بازار جهانی نفت همچنین بر ساختار اوپک‌پلاس اثر می‌گذارد. ونزوئلا عضو اوپک است و افزایش تولید آن می‌تواند سهمیه‌بندی اوپک را پیچیده‌تر کند. این وضعیت فشار بیشتری بر سایر اعضا، از جمله ایران، وارد می‌کند و قدرت چانه‌زنی ایران در مذاکرات را کاهش می‌دهد. در واقع، حضور فعال‌تر ونزوئلا وزن ایران را در اوپک‌پلاس کمتر می‌کند.


افزایش صادرات ونزوئلا بر قیمت جهانی نفت نیز اثرگذار است. افزایش عرضه جهانی معمولا به کاهش قیمت‌ها منجر می‌شود و این موضوع برای ایران که تحت تحریم است، هزینه فروش بالایی دارد، مجبور به ارائه تخفیف است و با دشواری در انتقال پول مواجه است، ضربه‌ای مستقیم به درآمدهای دولت محسوب می‌شود.

 

 بازگشت ونزوئلا به بازار جهانی پیامدهای مهمی دارد


در سطح ژئوپلیتیکی نیز بازگشت ونزوئلا به بازار جهانی پیامدهای مهمی دارد. کنترل یک منبع بزرگ نفت سنگین در آمریکای لاتین توسط آمریکا می‌تواند نفوذ چین و روسیه را در این کشور کاهش دهد. در چنین شرایطی، ایران دیگر تنها صادرکننده بزرگ نفت تحریمی نخواهد بود و اهرم فشارش در مذاکرات منطقه‌ای و جهانی کاهش می‌یابد. به بیان ساده، هرچه گزینه‌های آمریکا برای تامین نفت بیشتر شود، ارزش استراتژیک نفت ایران کمتر خواهد شد.


بنابراین می‌توان گفت نفت فوق‌سنگین ونزوئلا و نفت ایران در چند محور کلیدی به هم مرتبط‌اند. رقابت مستقیم در بازار چین و آسیا، اثرگذاری بر قیمت جهانی نفت، کاهش وزن ایران در اوپک‌پلاس، کاهش اهمیت ژئوپلیتیکی نفت ایران برای آمریکا و اروپا و افزایش نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین از جمله پیامدهای احتمالی افزایش صادرات ونزوئلاست. این تغییرات می‌تواند به‌طور غیرمستقیم بر موقعیت ایران در بازار جهانی انرژی اثر بگذارد و فضای رقابتی کشور را محدودتر کند.