
بازنشستگان سازمان تأمین اجتماعی که سالها بخشی از درآمدشان را به امید داشتن دوران کهولت آبرومندانه به این صندوق پرداختهاند، حالا با ارقامی مواجهاند که حتی از تورم ماهانه هم جا مانده است. در اقدامی اعتراضآمیز، اما توأم با ادب و درخواست، جمعی از این مستمریبگیران طی نامهای خطاب به هیأت امنای تأمین اجتماعی، خواستار بازنگری اساسی در دو آیتم کلیدی «کمک هزینه جانبی» و «حق مسکن» شدهاند.
در این نامه که نسخهای از آن در اختیار پایگاه خبری سرگرمی روز قرار گرفته، بازنشستگان بدون هیچ حاشیهای مستقیماً به نقطه درد اصلی اشاره کردهاند. آنها تأکید دارند که مبلغی که تحت عنوان حق مسکن دریافت میکنند، عملاً در برابر واقعیتهای بازار اجاره مسکن چیزی شبیه به یک شوخی تلخ است.
متن عینی این بخش از نامه به شرح زیر است:
«همانطور که مستحضرید، حق مسکن پرداختی به بازنشستگان در سال گذشته مبلغ ۲۷۰ هزار تومان بوده که متأسفانه در سال ۱۴۰۴ هیچگونه افزایش منطقی و متناسب با تورم نداشته است. همچنین، حق معیشت به مبلغ ۶۰۰ هزار تومان، علیرغم تمامی پیگیریها و ضرورتهای اقتصادی، همچنان بدون تغییر باقی مانده است.»
اما هشدار جدیتری در این نامه به چشم میخورد که برای هر زن و مرد شاغل ۳۰ تا ۵۰ ساله که نگران آینده بازنشستگی خود است، یک زنگ خطر واقعی به حساب میآید. نویسندگان این درخواست به صراحت اعلام کردهاند که بخش بزرگی از جامعه بازنشستگان، نزدیک به ۸۰ درصد آنها، عملاً از طرح موسوم به «متناسبسازی» که امسال کلی سر و صدا به پا کرد، هیچ سهم واقعی نبردهاند.
باز هم عین نقل قول از این نامه:
«ذکر این نکته ضروری است که بخش بزرگی از جامعه بازنشستگان (نزدیک به ۸۰ درصد)، از طرح متناسبسازی امسال عملاً سهمی نبردهاند. در شرایطی که تورم کالاهای اساسی و هزینههای اجارهبها بهطور روزانه در حال افزایش است، تداوم پرداخت ارقام ثابت سالهای گذشته (که عملاً قدرت خرید خود را از دست دادهاند) با هیچ منطق اقتصادی و انسانی سازگار نیست.»
در ادامه این نامه سرگشاده، بازنشستگان با حفظ رویکرد انتقادی اما محترمانه، دو درخواست شفاف از اعضای هیأت امنای سازمان تأمین اجتماعی مطرح کردهاند. اول اینکه با نگاهی فراتر از بخشنامههای خشک اداری، مبلغ حق مسکن و حق معیشت را بازنگری کرده و حداقل به اندازه افزایشی که برای کارگران شاغل در نظر گرفته میشود، این ارقام را بالا ببرند.
دوم اینکه، از آنجا که این مبالغ ناچیز حتی پاسخگوی بخش کوچکی از ضروریترین هزینههای یک زندگی ساده هم نیست، هر چه سریعتر برای افزایش آنها تصمیم بگیرند. تأکید پایانی نامه این است که این حداقل انتظار جامعهای است که سالها در اوج جوانی و توانایی، حق بیمه خود را برای روزهای سخت پیری و ازکارافتادگی پرداخت کرده، اما حالا با ارقامی مواجه میشود که ارزش واقعی خود را کاملاً از دست دادهاند.






