روزنامه هفت صبح، مرتضی كليلی | با قاب تاريخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته ميكنيم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر كمتر ديده شدهاي استفاده شده که تماشاي آنها خالی از لطف نيست. عكسهايي از مشاهير تاريخ معاصر ايران، شهرهاي ايران، خودروهای نوستالژیک، عكسهاي فوتبالي و… براي ديدن تصاوير و شرح آن ادامه مطلب را بخوانيد.
قاب مشاهیر 1
داستان اولین خلبان تاریخ ایران که باج نمیداد؛ هنگامی که قوامالسطنه از حکومت خراسان برکنار شد، فهرست اموالش را بررسی کردند. ماموران از خانه او سکههای طلا و ارز خارجی زیادی پیدا کردند. قوام همچنین حدود یکصد راس اسب و چند خودرو داشت اما وقتی کلنل داستان ما در جنگ با شورشیهای کُرد که به تحریک خود قوام صورت گرفت، کشته شد و فهرست اموال او را وارسی کردند، دیدند او فقط چند استکان، یک قوری چینی بندزده، چند صندوق پر از کتاب، یک دست لباس و یک قالیچه دارد و ۲۷۰ تومان پول… ایرنا نوشت: پسیان اولین خلبان تاریخ ایران بود.
در آلمان درس پرواز خوانده بود. ۳۳ پرواز موفق داشت تا از ارتش آلمان، جواز پرواز بگیرد. کامیابی پسیان تا حدی ناشی از سفارش ژنرال هیندربورگ، فرمانده مشهور آلمانی است. او که وصف دلاوریهای پسیان در ایران را شنیده بود، از پسیان خواست که در ارتش آلمان بماند و خدمت کند. این سردار جوان ایرانی جذب ارتش ژرمنها شد. پسیان درکنار تقویت روحیه نظامیگری، از غنای کتابخانههای ژرمنها بهره برد و به مطالعه کتابهای تاریخی و سیاسی پرداخت.
پسیان همچنین کتاب سرگذشت یک جوان وطنپرست که در واقع زندگینامه خودش بود و جنگ مقدس از بغداد تا ایران که آموختههای او در غرب کشور در جنگ اول جهانی بود را نگاشت. او که در نوجوانی زبانهای فرانسه، آلمان، عربی و روسی را فراگرفته بود، به یادگیری موسیقی پرداخت تا شاید روح خسته خود از خشونتهای نظامیگری را ترمیم کند. دو سال بعد از اقامت در آلمان در سال ۱۲۹۹ شمسی راهی وطن شد و با درجه کلنلی یا همان سرهنگی به استخدام نیروهای نظامی سلطنت قاجار درآمد.
طولی نکشید که حکم فرماندهی ژاندارمری خراسان در دولت مشیرالدوله به نام او خورد. مدتی بعد که در تهران کودتا و سیدضیاء طباطبایی نخستوزیر شد، پسیان هم به درجه والیگری خراسان رسید. او کمیسیونی را برای بازبینی وضعیت مالیاتی افراد گردن کلفت خراسان برپا کرد. طبق نظر این کمیسیون، قوامالسلطنه مالیات سنگین عقب افتاده خود را نپرداخته بود. کمیسیون همچنین دستگیری مقامات ارشد حرم امام رضا(ع) به دلیل اختلاسهای سازمان یافته از محل درآمدهای حرم را در دستور کار قرار داد.
پسیان، قوامالسلطنه را سبب بحران اقتصادی معرفی کرد که خراسان با آن درگیر بود. همین از اسباب کینه قوام از پسیان شد. همچنین اشخاص سرشناسی که عادت به پرداخت مالیاتهای واقعی نداشتند، سر به مخالفت با او گذاشتند. این سرهنگ ۳۰ ساله ایرانی قیمت ارزاق عمومی به ویژه نان را پایین آورد. یک بیمارستان موقت در مشهد راه انداخت. کنترل بیماریهای واگیر را آغاز کرد. مدارس مدرن را احداث کرد. برای اولین بار هم انبار ذخیره گندم را ساخت و آن را پر کرد تا مردم دستخوش قحطی و مرگ ناشی از آن نشوند.
او کنسرتی برگزار کرد تا با پول آن آرامگاه حکیم فردوسی را ترمیم کند و… اما بخت با سرهنگ همراه نبود و عمر دولت سیدضیاء سه ماه بیشتر نبود. با سقوط دولت سیدضیاء، قوام دشمن پسیان از زندان آزاد و نخستوزیر شد. قوام که از حسن شهرت پسیان آگاه بود، او را از والیگری خراسان برداشت اما ژاندارمری را از او نگرفت. اما نجدالسلطنه که با توصیه قوام، استانداری خراسان را بردوش گرفت، از پس کار برنیامد و استعفا داد.
قوام سپس صمصامالسلطنه را به والیگری خراسان گذاشت که او اصلا به مشهد نیامد. صدراعظم که اقتدار خود را در خراسان از دست داده بود، کوشید خوانین خراسان را به مقابله نظامی با سربازان پسیان راضی کند. خانهای جنوب خراسان چندان میلی به سرنگونی پسیان نداشتند اما همتاهای شمالیشان درصدد نابودی پسیان برآمدند.
وقتی پسیان به توصیه خانهای جنوب برای مذاکره عازم گناباد شد، خوانین شمال از مجال به دست آمده بهره بردند و ژاندارمری شهرهای فاروج، شیروان و قوچان را به تصرف خود درآوردند. کلنل ملاقاتش را ناتمام گذاشت و به مشهد بازگشت. به سرعت با بخشی از نیروهای خود راهی قوچان شد.او در جعفرآباد قوچان به جنگ شورشیان کُرد رفت. پسیان که سلاح و فشنگ کافی نداشت، تنی چند از نیروهای خود را برای آوردن تجهیزات نظامی به مشهد فرستاد.
اما آنها به کلنل خیانت کردند و سرهنگ پسیان با عده قلیلی با کُردها جنگید. معروف است که پسیان تا آخرین گلولهاش جنگید و پس از پایان فشنگ به ضرب گلوله از پای درآمد. شورشیان سر او را از بدن جدا کردند، با آن عکس یادگاری گرفتند و برای گرفتن پاداش نزد قوامالسلطنه رسیدند. کلنل پسیان (نفر اول از راست)
قاب تاریخ
قاجارزادهای که از نخستوزیری دوران سقوط پهلوی گریخت؛ علی امینی که در سال 1340 به مدت یک سال نخستوزیر ایران بود، در این مدت تلاش زیادی کرد تا اختیارات شاه را کاهش دهد که البته با مقاومت شاه روبهرو شد. تاریخ ایرانی نوشت: او که فرزند محسنخان امینالدوله (داماد مظفرالدینشاه) و فخرالدوله، دختر مظفرالدین شاه بود، در سال 1284 در تهران به دنیا آمد و در سال 1312 با بتول وثوق دختر وثوقالدوله، رئیسالوزرای دوره قاجار ازدواج کرد که حاصل آن یک فرزند پسر به نام ایرج است.
او در 16 اردیبهشت 1340 به دنبال استعفای شریفامامی از سمت نخستوزیری با حمایت جان اف کندی رئیسجمهور وقت آمریکا به عنوان نخستوزیر جدید انتخاب شد. آزادی فعالیت احزاب سیاسی از جمله جبهه ملی، اصلاحات ارضی و مبارزه با فساد او تلاش برای کاهش نقش شاه در اداره امور کشور از جمله اقدامات او بود که خیلی زود با مقاومت و مخالفت محمدرضا پهلوی و عدم همراهی اپوزیسیون به شکست انجامید.
امینی پس از کنار رفتن از نخست وزیری به دلیل عدم اعتماد شاه مدتها از صحنه سیاسی دور بود تا اینکه در سال 1357 محمدرضا جهت رهایی از بحران سیاسی و جلوگیری از انقلاب مردمی با او وارد مذاکره شد و او را برای نخستوزیری در نظر گفت اما امینی این پیشنهاد را نپذیرفت و قبل از پیروزی انقلاب به اروپا رفت.امینی پس از انقلاب در فرانسه زندگی کرد و سرانجام در روز 21 آذر1371 در سن 87 سالگی در پاریس درگذشت و همان جا به خاک سپرده شد. در عکس هم علی امینی (نفر اول از راست) را در کنار خانواده میبینید.
قاب مشاهیر 2
کتک زدن و بازداشت رانندهای که آهسته میراند! در دوره پهلوی برخی رجال و چهرههای ذینفوذ، خود را فراتر از قانون دانسته و بعضاً برخوردهایی غیرقانونی با مردم داشتند. در سندی که کافه تاریخ منتشر کرده، آمده است: گزارش خبر/ تاریخ 7/5/1348 - موضوع : مذاکرات احسان نراقی با دکتر شهنواز.
ضمن مذاکره با شخصی به نام دکتر شهنواز اظهار نمود که با مهندس قطبی رئیس تلویزیون ایران صحبت کرده و قرار شده ترتیب مصاحبهای با شهردار تهران داده شود تا نامبرده در تلویزیون طی مصاحبهای راجع به تعریض خیابان پهلوی توضیح دهد. دکتر شهنواز با اشاره به اینکه راجع به تعریض خیابان مزبور در جراید چاپ نشده، اضافه کرد: «چند روز قبل آقای اردشیر زاهدی در جاده نیاوران رانندهای را که آهسته میرانده و به بوق زدنهای او توجه نکرده، به قصد کشت، کتک زده و بعد چون حالش بد شده، وی را شخصاً به بیمارستان رسانده و بعد به سازمان امنیت تلفن کرده و از طرف سازمان امنیت شخص مضروب جلب گردیده است.»
دکتر شهنواز همچنین اظهار داشت که روز گذشته از بیمارستان به او تلفن کردند که حال یکی از بیماران وخیم است و او با عجله به بیمارستان حرکت کرده و در راه دو نفر مرد و زن در اتومبیل دیگری با وی کورس گذاشته و بعد در محوطه بیمارستان از اتومبیل خود پیاده و دکتر شهنواز را به علت اینکه از آنها جلو زده، مضروب کرده و یک دندهاش را شکستهاند و پزشک قانونی یک و ماه و نیم به وی استراحت داده.
بعد تیمسار رحیمی به نامبرده مراجعه و تحت عنوان اینکه یکی از این دو نفر پسرعموی آقای اردشیر زاهدی هستند از او خواسته که رضایت بدهد ولی او گفته اگر اعدامش هم بکنند، صرفنظر نخواهد کرد و سرانجام صبح روز 6/5/48 که نامبردگان اسامی آنها پرویز زاهدی و ایرج بیگلری بوده، به زندان دادسرا تحویل داده شدهاند. دکتر شهنواز در خاتمه این مطلب به دکتر نراقی توصیه کرد که به آقای نخست وزیر بگوید که «ما به دوره احمدشاه برگشتیم.» در تصویر، اردشیر زاهدی را به همراه همسرش شهناز پهلوی دختر ملکه فوزیه میبینید.
قاب نوستالژی
تهران - تابستان سال 1380. عکس از کاوه کاظمی



