روزنامه هفت صبح، مرتضي كليلي | با قاب تاريخ به ایران قدیم سفر و یادی از گذشته ميكنيم. در تهیه این مجموعه، از تصاویر كمتر ديده شدهاي استفاده شده که تماشاي آنها خالی از لطف نيست. عكسهايي از مشاهير تاريخ معاصر ايران، شهرهاي ايران، خودروهای نوستالژیک، عكسهاي فوتبالي و… براي ديدن تصاوير و شرح آن ادامه مطلب را بخوانيد.
قاب نوستالژی
پرتره چند تن از بازیکنان تیم ملی فوتبال چند ماه قبل از جامجهانی 2006 آلمان که در استادیوم آزادی توسط بهروز مهری ثبت شده است. آندرانیک تیموریان، یحیی گلمحمدی، جواد نکونام، علی دایی، وحید طالبلو، حسین کعبی، رسول خطیبی و مجتبی جباری. از این جمع مجتبی جباری به دلیل مصدومیت از همراهی تیم ملی به آلمان بازماند.
قاب مشاهیر
قسمتهایی از کتاب کاخ تنهایی، خاطرات ثریا اسفندیاری (قسمت هفدهم)؛ تربیتی که یافته بودم مانع میشد تا قولی به کسی بدهم که نمیشناسمش، ولو اینکه طرف شاه باشد. پرنسس شمس که معنای خنده مرا نفهمید، به گمان اینکه خندهام از فرط ذوقزدگی است، خود را در بهدست آوردن نخستین مرحله پیشنهادش پیروز احساس کرد و خندهکنان گفت: «میدانید که برادرم هرروز از تهران با من تماس میگیرد؟ و میخواهد شما را ببیند؟ او بیصبرانه مشتاق است و بیوقفه از شما صحبت میکند». بعد، شمس نامهای از کیفش بیرون آورد و باز کرد و خواند:
«ثریا دختر جوانی است که همانندش کم است و این دختر نهتنها… تعریف پشت تعریف … چیزی کم ندارد… چشمانش مثل … برگشت لبانش مانند… روش و خرامش او همچون…» شمس که بعد از خواندن نامه و انشایش راضی به نظر میآمد، چشمانش را به سوی من برگرداند تا اثر جملات و کلمات ساخته و پرداختهاش را که در نامه نوشته بود، در چهره من ببیند. من که منگ شده بودم، گفتم:« شما… شما، امیدوارم این نامه را برایش نفرستاده باشید!؟» . « حتما، چراکه نه، این اولین نامه من درباره شما نیست …» و بعد ادامه داد: « ثريا شما جای خوبی در قلب من باز کردهاید.
اگر همسر برادرم بشوید، من بهترین دوست شما خواهم ماند. در دوران ملکه فوزيه من رنج زیادی را در دربار متحمل شدم. فوزیه خواهرم اشرف را به من ترجیح میداد.» شمس لحظهای سکوت کرد تا تعادل اثر سخنانش را در من ارزیابی کند و چگونگی نتیجهاش را به دست آورد، سپس با صدایی آرام گفت: «شما باید از خواهرم بپرهیزید، او خصلت جاهطلبی دارد…» فهمیدم شمس میخواهد به هر قیمتی است مرا به سوی خود بکشاند تا با او همدست شوم و امیدوار باشد که با بردن من به سوی شاه، اشرف را مات میکند. چه پیروزی بزرگی بر خواهر، اگر موفق شود از من يك (ملكه) برای برادرش بسازد.
خلاصه خیلی مایل است «پیگماليون» من باشد. او به من یاد میدهد چگونه «رورانس» کنم. عکسهایی از والدینش و شخصیتهای مهم دربار را نشان میدهد و گوشههایی از خصلتهایشان را برایم شرح میدهد و سعی میکند که نام آنها در حافظه من بماند و روشی را که باید در برابر آنها داشته باشم، برایم توضیح میدهد:«با این یکی زیاد مهربانی نکنید، با آن دیگری لازم است با لطف رفتار کنید و …» عجیب اینکه عکسهایی از برادرش نیاورده که نشانم دهد، آیا ترسیده همه چیز ضایع شود، یعنی من از او خوشم نیاید؟ چون چنین امکانی را محتمل میداند. ادامه دارد…
قاب تاریخ 1
جت مسافری ایران را چگونه ربودند و به بغداد بردند؛ در نخستین روز تیر 1349، نخستین هواپیماربایی تاریخ ایران اتفاق افتاد. در آن حادثه سه ایرانی به نامهای علی ملازاده، حسن ملازاده و مسعود حمیدی در اقدامی مسلحانه یکی از هواپیماهای بوئینگ هواپیمایی ملی ایران را ربودند. این پرواز با ٩۴ مسافر از فرودگاه مهرآباد عازم آبادان بود که دقایقی پس از برخاستن از فرودگاه تهران، به سمت عراق تغییر مسیر داد. این سه هواپیماربا پس از مذاکرات چندساعته با مقامات عراقی موفق به گرفتن پناهندگی سیاسی از دولت این کشور شدند.
سرانجام این هواپیما پس از توقف یکروزه در فرودگاه بغداد، مجداد به سمت تهران پرواز کرد و همه مسافران و خدمه آن سالم به ایران بازگشتند. این حادثه به عنوان نخستین هواپیماربایی کشور سرآغاز چند حادثه مشابه در همان سالها شد. شهریور همان سال نیز، دومین هواپیماربایی از ایران انجام گرفت و یک فروند هواپیمای مسافربری هواپیمایی ملی ایران توسط سه ایرانی به کشور عراق برده شد و سه هواپیماربا از دولت عراق پناهندگی سیاسی گرفتند. این هواپیماربایی به اعضای سازمان مجاهدین خلق (منافقین) ربط داشته که میخواستند از عراق به لبنان بروند. دی ماه 49 نیز سومین هواپیمای مسافربری ایران توسط 6 نفر ربوده و به عراق برده شد، هواپیماربایان در عراق تحت تعقیب قرار گرفته و برای محاکمه به ایران منتقل شدند.
قاب تاریخ 2
بازار داغ وامهای سفارشی ـ امنیتی؛ چه کسانی در اولویت دریافت وام مسکن قرار داشتند؟ موضوع فعالیت بانک رهنی که در سال ۱۳۱۷ به عنوان نخستین بانک تخصصی در امر مسکن و ساختمان بنیان گذاشته شد، اعطای تسهیلات مسکن، در قبال رهن اموال غیرمنقول بود اما یکی از مدیران این بانک، ضمن اشاره به لیست 250نفرهای، دلایل ناتوانی بانک در اعطای این وام را بیان کرده است:
«اینقدر به ما تحمیلات به عمل میآید که پول در اختیار نداریم؛ مثلا یک نامه بلندبالا از سازمان امنیت به ما رسید که اسامی 250 نفر را به ما داده و دستور هم داده که لازم است به این اشخاص مبلغ 400ریال وام به هریک از آنها بدهید و منتهای تسهیلات را هم در کارشان به عمل آورید. حالا حساب کنید که ما چگونه میتوانیم از اجرای دستور سازمان امنیت سرپیچی کنیم!» (موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران)
شرح عکس: هوشنگ نهاوندی هنگام بازدید از بانک رهنی ایران
قاب تاریخ 3
تلفن تهران ۹۶ ساله شد؛ این وسیله ارتباطی باورود به خانهها، اسباب رعب و وحشت مردم را فراهم کرد. به گزارش همشهری آنلاین، در سال ۱۳۰۵ برای اولین بار در ایران یک رشته سیم تلفن بین تهران و شاهزاده عبدالعظیم توسط «بوآتال بلژیکی» که امتیاز راهآهن ری را داشت، کشیده شد و تلفنخانه تهران ۳۰ مهرماه ۱۳۰۵ آغاز به کار کرد. جعفر شهری در کتاب «تهران در قرن سیزدهم» درباره ورود تلفن به تهران آورده است:
غش و قلب گرفتگی… «تلفن در بدو امر، دستگاهی پر ابهت درخور تعجب و ترساننده که بیگانگان با آن را دچار وحشت میکرد، چنانچه اجبار شده با (آل) و جن برخورد بکنند در آن حد که حتیالامکان خود را از او کنار کشید، در تلفن زدن صدای خود را دزدیده، در آن حد ترس که اکثرا قادر به مکالمه نمیشدند. در این زمینه چه بسا ناآشنایان با آن و مخصوصا شهرستانیها و دهاتیها که به مرکز مخابرات آمده پول تلفن داده رابطهشان وصل شده اما جرات مکالمه نکرده، بدون روای حاجت خارج میشدند و با شنیدن صدای طرف آنچنان وحشتزده میشدند که دچار غش و قلب گرفتگی میگشتند، به این عقیده که غیر جن و پری نمیتواند در جعبه دو سه وجبی جا گرفته حرف زده غیرشیاطین نمیتواند نقل صدا بکند.»
کار دشوار تلفنچیها … «تهران دارای 2200 نمره تلفن شده بود. در تلفنخانه تهران 12 تلفنچی و 24 عضو که هر هفت ساعت یک مرتبه تعویض شده، کارسازی میکردند و ساعت کارشان از 7 صبح تا ۲ بعدازظهر و از ۲ تا ۹ بعدازظهر و دو تلفنچی که برای شب کشیک میدادند. حقوق این تلفنچیها در ماه از 12 تا 15 تومان بود.» از دیگر لوازم تلفنچیگری، از حفظ داشتن حداقل از 500 تا 1000 شماره بود که از مابهتران را معطل و بیاحترامی به گفتن شماره مورد نظر نکند مانند وزارتخانهها و ادارات و مؤسسات دولتی و همچنین گاراژها و بعضی از خانهها و دکانهای مورد نیاز، چه به غیر از متوقعین اکثریت با تلفن سر و کاردارها هم عادت به شماره نداشته، اسم محل میگفتند.
شرح عکس: به جای عکس تلفخانه تهران، این عکس مربوط به افتتاح تلفنخانه در خیابان هشت بهشت اصفهان به سال 1311 را تماشا کنید.



