
هفت صبح| خصوصیسازی در ایران به جای کارآمدی، به ورشکستگی بنگاهها انجامیده. این گزاره شاید تلخترین نقدی باشد که این روزها بر عملکرد چند دهه اقتصاد ایران وارد میشود. آنچه در دهه هفتاد با شعار افزایش بهرهوری و رقابتپذیری آغاز شد، در عمل به واگذاری داراییهای دولتی به گروههای خاص و ایجاد یک طبقه اقتصادی نوکیسه انجامید؛ طبقهای که به جای رقابت سالم، بر رانت و ارتباطات تکیه زد.
حالا سالهاست که حاصل این فرایند را در صورتهای مالی بانکهای خصوصی زیانده، شرکتهای ورشکسته واگذار شده به مدیران سابق و نفوذ بیحساب الیگارشها بر ساختار قدرت میبینیم. محمدرضا یزدیزاده، اقتصاددان، در گفتوگو با «هفت صبح» روند خصوصیسازی در ایران را نه یک اصلاح اقتصادی، که یک پروژه از پیش طراحی شده برای تغییر طبقه سرمایهدار و تسهیل فساد میداند. از نظر او، غرب با تجویز خصوصیسازی برای ایران، به دنبال ایجاد طبقهای بود که بتواند منافعش را در منطقه تأمین کند؛ طبقهای که بلد باشد «بخورد و بخوراند». نتیجه این فرایند را امروز در تورم افسارگسیخته، فرار سرمایه و ناکارآمدی نظام بانکی میبینیم. در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
محمدرضا یزدی زاده اقتصاددان با تاکید بر اینکه نئولیبرالیسم و اقتصاد آزادی که در ایران مطرح میشود، در غرب جرم است و زندان دارد، گفت: «غربیها ترویج میکنند اما اجرا نمیکنند. در نئولیبرالیسم میگویند شما به هیچ وجه نباید در اصول اقتصاد دخالت کنید، اما اوج زیبایی نئولیبرالیسم این است که دولت دخالت کند در جهت منافع همان پولدارها. نئولیبرالیسم یک نژادپرستی طبقاتی است. میگوید کسی که میتواند در اقتصاد اخلال کند، کسی است که مازاد درآمد دارد؛ یعنی یک طبقه خاص. آزادی اقتصادی یعنی با این طبقه خاص نباید کار داشته باشیم. این برتری نژادی طبقاتی است.»
وی با اشاره به اینکه «جلسهای با آقای پزشکیان داشتم وقتی ارز ۵۰ تومان بود، نیما ۴۴ تومان و بازار ۵۸ تومان» تصریح کرد: «به آقای پزشکیان گفتم قبل از انقلاب سال ۵۶، ۸۰ درصد مردم غارنشین بودند. ۷۵ درصد مردم در روستاهایی زندگی میکردند که نه آب بود نه برق، هیچ امکاناتی نبود. گفتم به نظرت الان وضع اقتصادی بهتر است یا آن موقع؟ گفت معلوم است الان. گفتم نه معلوم نیست چون من دارم میگویم آن زمان ارزش دلار ۷ تومان بود، الان ۶۰ هزار تومان است یعنی ۹ هزار برابر. وضع اقتصادی بدتر شده است. هیچ عقل سلیمی این را نمیپذیرد، اما شماها دستوری ارزش پول من را داغون کردهاید.»
یزدیزاده با بیان اینکه آقای همتی دارد همان روال رشد را ادامه میدهد گفت: « ارز وسیله تسهیل مبادله خارجی است. کسی باید ارز تقاضا کند که یا واردکننده است یا مسافر خارج از کشور. سرمایهگذاری در پول خارجی فینفسه یکی از جنبههای سرمایهگذاری است، اما تو نمیتوانی بگویی من از تولید مالیات میگیرم اما از این نمیگیرم. باید با نام باشد، بینام بودنش نیست. برای ارز تقاضاهای دیگری ایجاد کردهاید چون بینام است سالانه ۳۰ تا۴۰ میلیارد دلار قاچاق داریم.
ارز و سکه مسیر قرار مالیاتی
یزدیزاده با بیان اینکه «یک تقاضای ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلاری به بازار ارز اضافه کردهای» گفت: «آن ۱۰۰ میلیارد دلاری هم که برنگشته، میتواند در خدمت قاچاق باشد. من میخواهم معاملهای با شما انجام بدهم، فرار مالیاتی کنم، نمیخواهم معاملهام در بانک باشد. میگویم ارز یا سکه بده. شما هزار تا جنبه جدید تقاضا برای کالا ایجاد کردهاید، قیمت هر کدام تحت شرایطی میرود بالا.»
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه «کاریکاتور اقتصاد اینجاست که به من میگویند از دستگاه خودپرداز ۲۰۰ هزار تومان میتوانی برداشت کنی، اما دلار و طلا هر چقدر خواستی بخر» افزود: « این اتفاقات میافتد چون تصمیمگیرها الیگارش هستند، ولی نماینده الیگارش تصمیم میگیرد. ارز در کشور من قیمتش چند برابر واقعی رشد کرده. شاخص جهانی دلار نسبت به ۵۰ سال پیش ۹۷ درصد ارزشش را از دست داده، یعنی ۳۳ برابر ارزانتر شده، اما برابری آن با ریال رفته بالا.»
ابزار کنترل مبادله پول باید دست دولت باشد
وی با اشاره به اینکه «اقتصاد یعنی رفتار انسان و مدیریت رفتار با قیمتهاست» تصریح کرد: «برای اینکه من بتوانم اقتصاد را مدیریت کنم، باید یک وسیله مبادله فقط در کشور وجود داشته باشد، آن هم صددرصد در کنترل دولت. این اساس علم اقتصاد است. وقتی شما دارایی مالی بینام پذیرفتی، یعنی پذیرفتی نتوانی مدیریت اقتصادی کنی، یعنی پذیرفتی مملکت به باد برود.»
یزدیزاده با بیان اینکه «تمام زندگی مردم، ثبات اقتصادی، ثبات اجتماعی و ثبات سیاسی حاکمیت را بستهاید به یک بازار به اسم بازار ارز» گفت: «تعیین نرخ ارز را دادهاید دست یک عده در اربیل و هرات و امارات. ۱۸ دی به خاطر همین نوسانات اتفاق افتاد، یک طرفش را از خارج مهندسی کردند، یک طرفش را از داخل به وسیله فشار اقتصادی. کودتای اول را آقای همتی انجام داد. بانک مرکزی را خصوصی کرد. ارزش پول ملی را واگذار کرد به چند تا صادرکننده، گفت شما بروید تعیین کنید قیمت توافقی ارز را.»
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه «اگر میخواهید سیاست قابل کنترل باشد، شرط اولش این است که مریض صددرصد در کنترل شما باشد» افزود: «به آقای پزشکیان گفتم شما جراح هستید، مریض را میخواهید ببرید اتاق عمل. شرط اولش این است که مریض در کنترل شما باشد. آیا اقتصاد ایران در کنترل شماست؟ اگر مریض را نمیتوانی کنترل کنی، میخواهی بکشیش، نه اینکه جراحیاش کنی. قصد قتل داری.»
طراحی استراتژی کشور نباید دست قوه مجریه باشد
وی با اشاره به اینکه «اشتباه اصلی این است که طراحی استراتژی کشور نباید دست قوه مجریه باشد» تصریح کرد: «اسم قوه مجریه، اجراکننده است. شما استراتژی میدهید به یک مدیرعامل. خودت استراتژی بنویس، خودت هم خودارزیابی کن، خودت به خودت بگو بارکالله، به قبلی هم فحش بده. چرا در بحث نظامی و اتمی به جایی رسیدیم؟ چون استراتژی داشت، ۴۰ سال هدفگذاری کرده رفته جلو، اما اقتصاد استراتژی ندارد. مدیرعامل بعدی میآید میگوید کاری به قبلی نداشته باش، هر جور دوست داری برو جلو. این که نمیشود.»
اجرای سیاستهای کلی یعنی داشتن استراتژی
یزدیزاده با بیان اینکه «سازمان برنامهریزی کشور باید از قوه مجریه جدا شود، قانون اساسی هم همین را میگوید» گفت: «بانک مرکزی هم همین طور باید مستقل باشد. جالب است که قانون اساسی این را میگوید، اما اجرا نمیشود.متأسفانه بانک مرکزی ما الان از قوه مجریه جدا نیست، همه کارهایمان کاریکاتور است، اگر میخواهیم کشور درست شود، باید نظام برنامهریزی کشور طبق قانون اساسی طراحی شود، سیاست کلی یعنی استراتژی و باید فرا قوه باشد، در این صورت میتوانید استراتژی داشته باشید، میتوانید برنامهریزی کنید، میتوانید اقتصاد مقاومتی را اجرا کنید. با نفوذیهایی که در ۴۰ سال گذشته مخالف اقتصاد مقاومتی بودند، نمیتواند تحقق پیدا کند. سر خودمان کلاه نگذاریم. ثبات اقتصادی را نمیتوانید با کسانی که دنبال نتیجه کار خودشان هستند به دست بیاورید.»
خصوصیسازی در ایران مصادره اموال دولت است
وی با اشاره به اینکه سال ۷۸ در زمان دولت آقای خاتمی، بحث خصوصیسازی بانکها افتاد تصریح کرد: «دستورات اقتصادی غرب به کشورها آنقدر مهم است که همین اخیراً آمریکاییها به کوباییها گفتند یا حمله میکنیم یا اصلاحاتی که ما میگوییم اجرا میکنید. اصلاحات جایگزین جنگ است. از سال ۶۸ بحث خصوصیسازی را راه انداختند، اما خصوصیسازی در ایران شد مصادره اموال دولت. چون سرمایهداری سنتی ایران به درد ابزار غرب و جاسوسی و براندازی نمیخورد. باید یک طبقه نوکیسه فاسد درست میکردند.»
یزدیزاده با بیان اینکه نظام خصوصیسازی ما ایجاد طبقه فاسد اقتصادی برای کنترل قدرت سیاسی بود، تصریح کرد: «این یک برنامهریزی آمریکایی و اسرائیلی بود در کشور ما. مجریاش هم سازمان برنامه ما شد در آن زمان. هر کسی میخواهد رئیسجمهور باشد، اقتصاد یک خط مهلکی را که در ۴۰ سال گذشته میرود، اصلاً اجازه نمیدهد جابهجا شود.»
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه «بحث اصل ۴۴ را داشتیم» افزود: «آقای خامنهای ابتدای کار مقاومت کرد در برابر واگذاریها. آنقدر فشار آوردند تا نهایتاً... آقای هاشمی بانکداری خصوصی را مولود همان اصل ۴۴ کرد. این یک دو استقامته است؛ یکی به دیگری میدهد، دیگری میگیرد میدهد به بعدی. بحث ایجاد مافیای فساد، یک دو امدادی است.»
وی با اشاره به اینکه سرمایهدار سنتی ما ریشهدار بود، حاضر به ایجاد فساد نبود تصریح کرد: «آنها کسانی را لازم داشتند که فساد ایجاد کنند؛ کسی که بلد باشد بخورد و بخوراند، بلد باشد نماینده مجلس بخرد، وزیر بخرد. در همین راستا واگذاریهایی که در زمان آقای هاشمی اتفاق افتاد، کارخانهها را به مدیرانشان قسطی واگذار کردند مدیری که حقوق بگیر بود.»
یزدیزاده با بیان اینکه «تمام شرکتهای بهدردبخور در دوره سازندگی واگذار شد به اعضای باند مافیای فساد» گفت: «مدیر مورد نظرشان را گذاشتند، آن مدیر آمد شرکت را زیانده کرد در فاصله ۸، ۹ ماه، بعد گفتند حالا شرکت زیانده است، واگذار کنید. حالا هم میگویند برویم سراغ اصل ۴۴، شرکتهای دیگر را هم بخوریم. اول تکلیف آنهایی که واگذار کردید مشخص کنید.»
توجیه بانکداری خصوصی در ایران
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه «توجیه بانکداری خصوصی این بود که رقابت میکند با بانک دولتی و کارایی میآورد» افزود: «امروز تریبونهایی که اقتصاد اسمی و اقتصاد بازار را تبلیغ میکنند در اختیار الیگارشهاست.» یزدیزاده با تاکید بر اینکه بانکداری خصوصی را با توجیه رقابت راه انداختند، اما مجوز خلق نقدینگی را فروختند افزود: «مجوز بانک را اول با ۵ میلیارد تومان میدادند، بعد شد ۲۰ میلیارد تومان و...، بانک دستگاه چاپ نقدینگی است، خلق پول میکند. در حال حاضر چنان فاسد شدهاند که خود دستگاه خلق پول یعنی بانکها میگوید من زیان کردم. اینها برای ادامه و رشد مافیای فساد، سیستم بانکی خصوصی را راه انداختند.آقای خامنهای جلوی خصوصیسازی را گرفتند،»
وی با اشاره به اینکه در آمریکا بخش نظارتی فدرال رزرو از افبیآی بزرگتر و قویتر است تصریح کرد: «بانک مرکزی شما که داری بانک خصوصی میدهی، بخش نظارتیات چقدر است؟ ما یک معاونت نظارت داریم، خودش یک دیپلمه، یک صرافی هم برای پسرش گرفته. خودشان با کارمندانشان کلاً ۹ نفرند. بانکداری خصوصی فینفسه بد نیست، اما وقتی تو نمیخواهی نظارت کنی، میشود این.»
یزدیزاده با بیان اینکه قوه قضاییه نمیتواند بگوید من مخالف فساد هستم اما جلوی دارایی مالی بینام را نگیرد گفت: «در قانون اساسی وظیفه قوه قضاییه پیشگیری از جرم است. تو را درست کردهاند که در قوه مجریه دخالت کنی. شأن وجود و نزول قوه قضاییه، دخالت در قوای دیگر است. برو وظایف قوه قضاییه را در قانون اساسی بخوان.»
یزدیزاده با بیان اینکه قوه قضاییه باید وزرا را هر روز صدا بزند که چه کار میکنید اظهار کرد:
«حفاظت از منافع عمومی بحث شما نیست؟ کسی که دارد نقدینگی بدون پشتوانه چاپ میکند، دارد از جیب مردم دزدی میکند. کسی که ارزش پول ملی را میآورد پایین، دارد از جیب ۹۰ درصد مردم پول درمیآورد میدهد تو جیب وفاقیون خودش. کجایی؟ کسی که در اوج اعتراضات دوباره قیمت را میبرد بالا، دارد کشور را آشوب میکند. قوه قضاییه باید بنشیند کنار؟ این خبرا نیست.»
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه در همه بخشها، از تورم بگیر تا فساد تا مشکلات سیاستهای مالی، برمیگردد به داستان بانکی افزود: «ما به این نتیجه رسیدیم که جهشهای تورمی برمیگردد به سیاستهایی که منافع الیگارش دارد دنبال میکند. یا به شکل ارز جهش ایجاد میکند، یا به شکل نقدینگی.»
وی با اشاره به اینکه آقای وزیر اقتصاد یکدفعه گفت میخواهم از بورس دفاع کنم، ۶۰ همت تزریق کرد به بورس تصریح کرد: « به بانکها گفتید اضافهبرداشت کنند، تورم ایجاد کنند در جامعه. به قول خودشان فقط نقدینگی بردید بالا که یک عده سهام بفروشند. چه کسانی بودند؟ چه کسانی فروختند؟ یک نفر قرار است یک عدهای پولشان را نقد کنند، آن پول الان برای ایجاد تخریب در جای دیگر لازم است، مثل بازار ارز. قدم به قدم دارد برای تخریب مهندسی میشود.»
چرا ارز دوباره گران شد؟
یزدیزاده با بیان اینکه آقای رئیسجمهور میگفت میخواهم ارز را تک نرخی کنم به خاطر همین ۱۵۰ تومان، شد گفت: «تک نرخی که نشده، چون وقتی از ارز صحبت میکنیم، راجع به دو تا کالا داریم حرف میزنیم. یکی وسیله تسهیل مبادله خارجی که تقاضایش برای واردات است و ارزشش ناشی از صادرات است. یکی دارایی مالی بینام برای رشوه، فرار سرمایه، قاچاق، مواد مخدر. این دو تا یک جنس دارند. شما میخواهی این دو تا را با هم ادغام کنی؟ کجای اقتصاد گفته تو دو تا بازار که این ماهیت را دارند ادغام کنی؟»
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه نمیتوانی خیار و پرتقال را پیوند بزنی بعد بگویی تک نرخی کردم افزود: « قبلا مذاکره شد و موفق نبودند. تو چه حسابی این کار را کردی؟ مگر دولت میگفت یارانهای که میدهم مردم مرغ را ۶۰ هزار تومان میخرند، توش فساد است، زیرا مرغ را کردی ۴۵۰ هزار تومان واصابت کرد. تو برای ایجاد آشوب وظیفهات را درست انجام دادی، حالا تو میگویی یک میلیون تومان کالابرگ دارم میدهم. تو با یک میلیون تومان، مرغ ۶۰ تومنی را کردی ۴۵۰ تومنی، برنج ۱۵۰ تومنی را کردی ۶۰۰ تومنی، روغن ۲۰۰ تومنی را کردی دو میلیون تومنی. خیلی قشنگ است، خیلی قشنگ است.»
یزدیزاده با بیان اینکه من مشکل کمبود نقدینگی ندارم، مشکل مدیریت نقدینگی دارم گفت: «نقدینگی مثل آبی است که شما در زمین ول میکنید. این زمین اگر یک جای گود باشد و یک جای بلند، آن جا که بلند است هیچ وقت آب نمیخورد، له له میزند. آن جا که گود است میگندد، لجن درمیآید که پدر همه را درمیآورد. نقدینگی را باید مدیریت کرد.
این اقتصاددان با تاکید بر اینکه باید بازار خودرو، ارز، طلا و مسکن را مدیریت کنیم، چون کالاهای ضروری مردم جنبه غیرضروری پیدا کردهاند اظهار کرد: «مسکن کالای ضروری است، اما جنبه احتکار و بورسبازی پیدا کرده، مورد تقاضای اضافی قرار گرفته و من تقاضای اضافیاش را شناسایی و خارج میکنم از بازار، پول میرود آن جا که باید برود.»








