روزنامه هفت صبح، مرتضی کلیلی، مصطفی آرانی | نوروز، وقت خوبی برای مطالعه تاریخ است. تاریخ را البته می‌شود به طور کلاسیک خواند. از میان سطور کتاب‌های قطوری که بیشتر به اوضاع پادشاهان و حکومت‌ها می‌پردازند ولی شاید این نحوه مطالعه تاریخ چندان برای ایام عید، برای همه، جالب نباشد. این بود که تصمیم گرفتیم بریده‌هایی از تاریخ و گزارش‌هایی از رویدادهایی که در ایام عید، از سال 1352 تا همین سال گذشته یعنی 1401، یعنی پنجاه سال اخیر را با هم مرور کنیم. طبیعتا رویدادهای دیگری هم در نوروز اتفاق افتاده ولی رسالت این سه صفحه که پیش چشم شماست؛ گزارش تاریخی نبوده بلکه قصه‌گویی بوده از حکایاتی که در این پنجاه سال رخ داده است. البته که با مرور همین روایت‌ها هم می‌توان درکی کلی از این دوره تاریخی پیدا کرد.

نوروز 52؛ هژبر پلاسکو را خرید
روایت عمومی این است که ساختمان پلاسکو توسط حبیب‌الله القانیان، سرمایه‌دار یهودی، رئیس انجمن کلیمیان تهران و مالک شرکت پلاسکو، از بزرگترین صنایع پلاستیک‌سازی ایران، ساخته‌ شد. این روایت درست است ولی تصور عمومی مبنی بر اینکه این ساختمان تا پایان هم متعلق به او بوده است درست نیست. کار ساخت پلاسکو از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ جریان داشت و در سال ۱۳۴۱ افتتاح شد و با ارتفاع ۴۲ متر در هنگام گشایش بلندترین ساختمان تهران بود تا اینکه در سال ۱۳۴۲ ساختمان بورس تهران با ارتفاع ۶۸ متر عنوان بلندترین ساختمان پایتخت را از پلاسکو گرفت.

اما طبق اطلاعیه‌ای که در نوروز سال 1352 منتشر شد. هژبر یزدانی با قیمت کمتر از 20 میلیون تومان این ساختمان را از القانیان خرید.
بعد از ماجرای ساختمان پلاسکو هم برخی گفتند که دختر حبیب القانیان صاحب آن بوده ولی رسانه‌هایی مثل فارس در گزارش‌هایی نوشتند: برخلاف تصور موجود، ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومنیوم از حبیب القانیان، سرمایه‌دار کلیمی مصادره نشده بودند. هژبر یزدانی، سرمایه‌دار بهایی، هر دو این ساختمان‌ها را در سال ۱۳۵۴ از القانیان خریده بود - پلاسکو با قیمت ۲۰ میلیون تومان آن‌زمان معامله شد - که این معاملات خالی از اتهامات رانت و فساد نبودند.چندی بعد از کنار رفتن هویدا از نخست‌وزیری و تضعیف لابی بهایی‌ها و به دستور نخست‌وزیر وقت ارتشبد ازهاری، هژبر یزدانی یکی از کسانی بود که به اتهام اختلاس و فساد اقتصادی بازداشت شد و زمان پیروزی انقلاب از زندان قصر گریخت.

نوروز 53؛ سریال نوروزی علی حاتمی
علی حاتمی پس از ساختن 3 فیلم «قلندر»، «خواستگار» و «ستارخان» در سال‌های 1351 و 1352 به‌دلیل عدم توفیق فیلم‌هایش در گیشه، موقتا از ساخت فیلم در سینمای ایران كنار رفت و در همان سال‌ها از سوی برخی دوستانش كه در تلویزیون مسئولیت‌هایی داشتند، به كار دعوت شد. نخستین تجربه‌اش، سریال «داستان‌های مولوی»- كه با تكیه بر مضامین كهن ادب پارسی، حكایات ایرانی را به تصویر كشیده بود. این سریال در سال ۱۳۵۲ ساخته شد و در نوروز ۱۳۵۳ از شبکه‌ اول تلویزیون ملی ایران پخش شد.

هر قسمت از این سریال تلویزیونی ۶ قسمتی، قصه‌ای از داستان‌های مثنوی معنوی را موضوع خود قرار داده بود. این قصه‌ها عبارت بودند از:‌ «سلطان و کنیزک»، «پیر چنگی»، «قاضی و زن جوحی»، «خلیفه و اعرابی»، «طوطی و بازرگان»، «صوفی». از بازیگران این سریال می‌توان به جمشید مشایخی، بهروز به‌نژاد، سعید امیرسلیمانی، آتش خیر، عباس مغفوریان، اکبر ارکان، غلامرضا ادهمی و حسین حاتمی اشاره کرد. موسیقی این کار هم برعهده فریدون ناصری بود. ‌تعداد قسمت‌ها ‌۶ قسمت ‌و در مجموع ۳۶۰ دقیقه بود. بعد از آن بود که حاتمی، مهم‌ترین تجربه تلویزیونی خود پیش از انقلاب یعنی سلطان صاحبقران را آغاز کرد. سریال در خصوص ناصرالدین شاه قاجار که به نظر برخی از منتقدان می‌توان نام شاهکار بر آن نهاد و یکی از ماندگارترین سریال‌های تلویزیونی ایران است.

نوروز 54؛ روایت زندان و هفت روز عزای عمومی
محمد‌علی عمویی ‌از زندانیان قدیمی حزب توده ‌‌از نوروز 1354 تجربه متفاوتی دارد: «از پاییز 51 که به زندان عادل‏آباد انتقال یافته‌ام، تنها یک بار شادی فرارسیدن نوروز را مزه‌مزه کرده‌ایم. در بعضی از اتاق‌ها مختصر جنب و جوشی آغاز شده و بشقاب‌های سبزه عدس و گندم جوانه زده است. اتاق‌ها هنوز دربسته است. ناچار مراسم تحویل و تدارک سبزه و سفره هفت‌سین جداگانه است‌ اما امسال، هر‌چند وضع بند غیرعادی و اتاق‌ها در بسته‌اند، امکانات بیشتر است و ماموران رفتاری دوستانه دارند. علاوه بر ما چند اتاق دیگر نیز به استقبال نوروز رفته، سبزه‌ای ترتیب داده‌اند. با تعجب می‌بینیم که در قفل نیست. دیگر اتاق‌ها هم قفل ندارند. شماری از دوستان به اتاق ما می‌آیند. سدشکنی می‌شود و پس از دو سال، رفت و آمد و نشست و برخاستی افزون بر اهالی اتاق انجام می‌گیرد. محبت و اشتیاق دیدارکنندگان نوروزی وصف ناشدنی است. تنها همین باز بودن اتاق و امکان رفت و آمد آزادانه را پیروزی و دستاوردی ارزشمند به حساب می‌آورند.»

۷ روز عزای عمومی در ایران به خاطر مرگ شاه عربستان!
تیتر یک ‌جلد روزنامه اطلاعات به مرگ ملک‌فیصل اشاره دارد؛ «سرنوشت قاتل ملک‌فیصل در پرده ابهام است» در این صفحه به شکل کامل به نحوه ترور و مرگ ملک‌فیصل و سرنوشت قاتل اشاره شده است.‌ اما نکته جالب اعلام عزای عمومی در ایران به دستور محمدرضا پهلوی به مناسبت مرگ ملک فیصل (پادشاه عربستان) است؛ آن هم در ایام عید نوروز‌‌ یعنی 6 فروردین 1354.

نوروز 55؛ وقتی مثلا تاریخ عوض شد
در آبان 1345 ‌ امیر اسد‌الله‌ علم‌ عریضه‌‌ای به محمد‌رضا پهلوی نوشت که تاریخ‌ هجری شمسی را که از فروردین 1304 رسمیت یافته و جا افتاده‌ بود، عوض کنند و مبدأ گاه‌شماری رسمی ایران را به جای هجرت‌ پیامبر، تاریخ تأسیس شاهنشاهی هخامنشی قرار دهند. اما برای این که‌ ناموجه بودن این «شبه تحقیقات» مسلم شود، باید گفت، همین‌ دانشمندان محترم، سال 1350 را «دو هزار و پانصدمین سال» تأسیس شاهنشاهی ایران قلمداد کرده بودند و بنابراین سال 1355 باید سال 2505 می‌شد.

اما حضرات ،پنج سال بعد از برگزاری‌ جشن‌های 2500 ساله، 30‌سال سلطنت محمد‌رضا ‌‌را نیز بر آن تاریخ افزودند و سال را 2535 کردند!‌در ۲۴ اسفند ۱۳۵۴‌در پی جلسه‌ مشترک مجلس شورای ملی و مجلس سنا، به عنوان تقویم رسمی کشور ایران اعلام شد.‌ ‌در کتاب تاریخ سال چهارم آموزش متوسطه‌ مدارس زمان محمدرضا پهلوی نوشتند: «در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۵۴ خورشیدی، با تصویب مجلسین شورای ملی و سنا، مقرر شد تاجگذاری کورش در سال ۵۵۹ پیش از میلاد مسیح، مبدأ سال خورشیدی و سرآغاز تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران قرار گیرد. به همین مناسبت اول سال ۱۳۵۵ هجری خورشیدی آغاز سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی، سال رسمی کشور شاهنشاهی ایران اعلام شد.»

حسن روشن مهمان رئال مادرید
حسن روشن پیشکسوت استقلال گفت: نوروز 1355 را مهمان رئال مادرید بودیم و دیدیم تمبر تیم ملی در موزه مادریدی‌هاست. به مناسبت سالگرد تاسیس باشگاه رئال مادرید به اسپانیا دعوت شده بودیم، در آنجا تمامی بزرگان فوتبال دنیا نظیر سانتیاگو برنابئو و پوشکاش حضور داشتند.

نوروز 56؛ یک - یک با قهرمان
ملی‌پوشان در نوروز 1356 عازم اسپانیا شدند تا در مسابقات بزرگداشت هفتادوپنجمین سالگرد تاسیس باشگاه رئال مادرید شرکت کنند. آنها ‌ فروردین 1356 در ورزشگاه سانتیاگو برنابئوی رئال مادرید مقابل آرژانتینی‌ها در طول 90 دقیقه یک گل زدند و فقط یک گل دریافت کردند. گرچه در ضربات پنالتی 4 بر یک مغلوب ‌شدند. ملی‌پوشان با واگذار کردن بازی در ضربات پنالتی به دیدار رده‌بندی این جشنواره راه یافتند و با تیم مولودیه الجزایر قهرمان جام باشگاه‌های آفریقا ‌‌مواجه شدند که در آن بازی پس از تساوی یک - یک (با گل غفور جهانی)، ایران در ضربات پنالتی قهرمان آفریقا را شکست داد و به مقام سوم این جشنواره دست یافت. ترکیب تیم ملی ایران در بازی با آرژانتین که حشمت مهاجرانی هدایت آن را بر‌عهده داشت، به این شرح بود: بهرام مودت (ناصر نبوی از دقیقه 40)، حسن نظری، حسین کازرانی، نصرالله عبداللهی، آندرانیک اسکندریان، علی پروین (کاپیتان)، محمد صادقی، ابراهیم قاسم‌پور، حسن روشن، غفور جهانی و رضا عادلخانی.

حشمت مهاجرانی، سرمربی وقت تیم ملی درباره دیدار خاطره‌انگیز ایران و آرژانتین گفته: اگر بازیکنان آرژانتین را بگویم شاید هیچ‌کس به یاد نداشته باشد. برتونی، پاسارلا، لوپکه، آردیرار و پاسارلا بودند و حریف تقریبا همه ستاره‌هایش را در زمین و روی نیمکت در اختیار داشت. سزار منوتی مربی بسیار بزرگ و صاحب نامی بود که هدایت آرژانتین را بر عهده داشت. موقعی که این بازی در سال ۱۹۷۷ برگزار و مساوی شد، منوتی مورد حمله قرار گرفت که تیم فوتبال ایران چه مکانی در دنیا دارد؟ شما که مدعی جام جهانی هستید، چرا برابر این تیم مساوی کردید؟

نوروز 57؛ عیدی که تحریم شد
یکی از ابتکارات امام خمینی‌ که نتیجه تجربیات تحریم عید نوروز سال 1342 بود، اعلام عزای عمومی در نوروز 57 بود که نقش بسزایی در تداوم حرکت مردم ایفا کرد. در هفته‌های پایانی سال 56 صحبت‌هایی مبنی بر تحریم عید نوروز و اعلام عزای عمومی بود تا اینکه در روز 4 فروردین 57 انتشار پیام امام‌ که مردم را به برپایی باشکوه مراسم چهلم شهدای 29 بهمن تبریز دعوت می‌کرد شور تازه‌ای به مبارزات انقلابی مردم در سراسر کشور داد. در بخشی از این پیام که خبر از اعلان عزای عمومی می‌داد آمده بود: «با فرا رسیدن اربعین مقتولین مظلوم تبریز غم‌های ملت غیرتمند تجدید می‏‌شود.

ملت مظلوم ایران باید در هر چند صباحی پرچم‌های سیاه افراشته کنند و در سوگ بنشینند برای جوانان عزیز و عزیزان اسلام که به دست عمال آمریکا و به امر شاه در خاک و خون کشیده شدند و هنوز چشم‌ها گریان و دل‌ها بریان است برای یک قتل عمومی که دست آمریکا و سایر اجانب از آستین شاه بیرون آمده و ملت را به عزای دیگر می‌‏نشاند…مصیبت‌های ما گر چه یکی دو تا نیست و در این کشورِ آزاد مردان و آزاد زنان! ـ به منطق شاه! ـ و جریان عدالت اجتماعی و حرکت به سوی تمدن بزرگ، به اصطلاح کارتر ـ شاه، ملت باید همیشه در عزا باشد. لکن مصیبت بزرگی را که بر برادران تبریزی ما وارد شد، اربعین آن را در سوگ هستیم و ملت ایران نیز در آن روز با عزای عمومی خود به ملت‌های آزاد جهان بفهمانند که ما با چه شرایطی زندگی می‏‌کنیم.»

نوروز 58؛ نخستین نوروز بدون تاج و تخت
نوروز بی‌تاج و تخت با همه نوروزهای گذشته متفاوت بود… در تهران اما گوینده تلویزیون از مردم می‌خواست به پیام نوروزی «امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران» گوش فرا دهند. از شاه و خانواده سلطنتی و دعای تحویل سال توسط شیخ حسین علی راشد دیگر خبری نبود. دو تن دیگر نیز برای اولین و آخرین بار در آغاز سال نو و به صورت رسمی از تلویزیون سراسری پیام فرستادند. یکی آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری و دیگری مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت موقت انقلاب اسلامی. ‌خانم گوینده تلویزیون سراسری که بینندگان را به شنیدن پیام‌های نوروزی فرامی‌خواند و برنامه‌ها را اعلام می‌کرد، بدون حجاب و البته بی‌آرایش و با پوشش بیشتر نسبت به دوران گذشته بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و هنوز «صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» خوانده نمی‌شد و به نام قدیم، همچنان «رادیو تلویزیون ملی ایران» بود.

سرپرست موقت آن - صادق قطب‌زاده - البته برای برنامه‌های کودک گویندگان نوجوانی را انتخاب کرده بود که روسری یا مقنعه به سر داشتند و این دختران نوجوان، اولین گویندگان با حجاب تلویزیون پس از انقلاب به حساب می‌آیند.این را هم در جریان باشید بد نیست که ساعت ۷ و ۲۵ دقیقه بعدازظهر روز شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۵۸، یعنی کمتر از یک هفته بعد از تعطیلات 13 روزه نوروز، امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر ۱۳ ساله رژیم پهلوی در پی شش و نیم ساعت محاکمه، با شلیک گلوله‌ای‌ که مشخص نشد دقیقاً از جانب چه کسی، کشته شد.

نوروز 59؛ تصویب تعطیلی نوروز
این را هم اگر بدانید جالب است که شورای انقلا‌ب جمهوري اسلامي ايران در جلسه مورخ 21/ 12/ 58 تصويب کردند كه تعطيلات عيد در سال 1359 از 1/ 1/ 59 تا پايان 5 / 1/ 59 خواهد بود و علاوه بر اين در سال جاري روز 29 اسفند (روز ملي شدن صنعت نفت) و روز 30 اسفند ماه نيز تعطيل خواهد بود. ترتيب فوق براي كليه دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزش عالي و مدارس نيز مراعات خواهد بود. این مصوبه به امضای سيد ابوالحسن بني‌صدر رئيس‌جمهور رسیده و جالب است که تا این روزها نیز به همین شکل باقی مانده است.

نوروز 60؛ عملیات اچ 3
عملیات H3 یکی از عملیات‌های هوایی مهم نیروی هوایی ارتش ‌‌ایران در جنگ ایران و عراق بود. از این عملیات به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و بزرگ‌ترین عملیات‌های هوایی دنیا که به نام فانتوم‌ها ثبت شده‌است، یاد می‌شود‌. طی این عملیات، فانتوم‌های نیروی هوایی ارتش ایران در تاریخ ۴ آوریل ۱۹۸۱ (۱۵ فروردین ۱۳۶۰) پایگاه‌های هوایی اچ-۳ را در عمق ۱۰۰۰ کیلومتری عراق و در غربی‌ترین نقطه عراق، در مرز مشترک عراق و اردن بمباران کردند و آنها را منهدم ساختند.‌ در این عملیات، به نیروهای ایرانی هیچ خسارتی وارد نشد‌ اما در مقابل بیش از ۴۸ هواپیمای عراقی که بیشتر آنها بمب‌افکن‌های روسی (‌میگ-۲۳، سوخو-۲۰، توپولف-۱۶، توپولف-۲۲) بودند از بین رفتند‌. از این رو، از این عملیات به عنوان یکی از موفق‌ترین عملیات‌های تاریخ جنگ‌های هوایی نام برده می‌شود. سه روز پس از این عملیات، در تاریخ 18/1/1360 بدون هیچ تشریفاتی، کلیه خلبانان شرکت‌کننده در این عملیات به حضور امام خمینی رفتند.

نوروز 61؛ خانواده هاشمی مهمان قذافی
اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطره روز نخست سال 61 نوشته است:
ساعت‌ دو بامداد برای‌ دیدن‌ مراسم‌ تحویل‌ سال‌ از تلویزیون‌، به‌ اتاق‌ پایین‌ آمدم‌. بچه‌ها را هم‌که‌ پای‌ تلویزیون‌ به‌ خواب‌ رفته‌ بودند، بیدار کردم‌. قبل‌ از تحویل‌ سال‌، سخنان‌ آیت‌الله‌ منتظری‌ پخش‌ شد. سپس‌ پیام‌ امام‌، رئیس‌‌جمهور، رئیس‌ دیوان‌عالی‌ کشور، رئیس‌ مجلس‌ و نخست‌وزیر و سرودی‌. صبح‌ پس‌ از نماز و صبحانه‌، عفت‌ و فاطی‌ و مهدی‌ و یاسر‌ برای‌ رفتن‌ به‌ لیبی‌ به‌ فرودگاه‌ رفتند؛ با جمعی‌ از دوستان‌ برای‌ سالگرد انقلاب‌ لیبی‌ دعوت‌ شده‌اند.

مشغول‌ مطالعه‌ شدم‌؛ گزارش‌ برگزاری‌ مراسم‌ بزرگداشت‌ سالگرد انقلاب‌ در پاریس‌ و چند شهر دیگر فرانسه‌ و برخورد باضد انقلاب‌ را می‌خواندم‌. اخوی‌ محمد آمد و از اوضاع‌ صداوسیما گفت.برای‌ زیارت‌ امام‌ به‌ بیت‌ ایشان‌ رفتم‌. [اعضای‌] دولت‌، شورای‌ نگهبان‌، شورای‌ [عالی‌] قضایی‌ و نمایندگان‌ مجلس‌ و… هم‌ بودند. حسینیه‌ پر از جمعیت‌ بود. اول‌ رئیس‌جمهور عید را به‌ امام‌ تبریک‌ گفتند. سپس‌ امام‌ صحبت‌ کردند و در اظهاراتشان‌ تذکر به‌ آیت‌الله‌ گلپایگانی‌ و سایر کسانی ‌بود که‌ انتظارهای‌ غیر عملی‌ از جمهوری‌ اسلامی‌ دارند‌. تا ظهر در دفتر امام‌ نشستیم‌. ظهر به‌ خانه ‌آمدم‌. همشیره‌ زاده‌ نصرت‌ و بچه‌هایش‌ آمده‌ بودند. ناهار نداشتیم‌، از بیرون‌ تهیه‌ کردیم‌. عصر با رئیس‌‌جمهوری‌ تلفنی‌ صحبت‌ کردم‌ و درباره‌ مسائل‌ مهمی‌ که‌ داریم‌ ـ از جمله‌ نماز جمعه‌ ـ مذاکره ‌کردیم‌.

نوروز 62؛ به روایت حسین علیزاده
قطعات نوروز 62 و 63 از ساخته‌های حسین علیزاده از قطعات پیشرو در تاریخ گروه نوازی سازهای ملی است. نوآوری در وزن، شیوه جدید سازبندی (ارکستراسیون) و چند صدایی ویژگی این دو قطعه است که آنها را از دیگر قطعات ساخته شده در آن دوران متمایز می‌کند.
قطعه نوروز 62 پر هیجان و مملو از فراز و فرودهای ناگهانی و پاساژهای فراوان و همین‌طور نوآنس‌های قوی است که این همه حاکی از انرژی جوانی علیزاده در آن سال‌ها می‌باشد. این قطعه در اثر نینوا در همان سال منتشر شد.
همچنین در بهار ۱۹۹۰ در شهر کلن آلمان، این قطعه با تغییراتی در سازبندی (اضافه شدن سرنا و دُهُل) مجددا اجرا شد و پنج سال بعد در قالب آلبوم «نوروز» توسط شرکت ورلد نتورک در خارج از کشور منتشر شد. ساز «سُرنا» اگرچه در این اجرا در خدمت قطعه است اما حضور آن در کنار « دُهُل» فضا را به سمت موسیقی محلی می‌برد.

حسین علیزاده درباره این قطعات گفته است: در کارهایم دو قطعه هست که اشاره به نوروز دارد؛ یکی هم قطعه «نوروز» است که در آلبوم شورانگیز اجرا شد. یکی هم قطعه‌ای به نام «نوروز 62» که در سال 62 ساخته شد. سال 62 برای من سال خاصی بود. شرایط روحی خوبی نداشتم. یعنی سال ضبط نینوا. در همان سال برای چهار سال از ایران رفتم. سیزده بدر سال 62 در خیابان ایستاده بودم و فکر می‌کردم الان همه مردم مثل من غمگین‌اند؛ اما مردم سبزه‌هایشان را گذاشته بودند روی ماشین‌هایشان، بوق می‌زدند و شاد بودند. با خودم گفتم پس چرا مردم شادند؟ در آن سال تعدادی از دوستانم را از دست داده بودم. این تضاد را که دیدم شروع کردم با سوت ملودی قطعه را زدن که در عین فضای نجواگونه‌ای که دارد، پُرحرکت و شاد است.

نوروز 63؛ پیامی بعد از پیام امام
یکی از رزمندگان به نام عبدالکریم فضیلت‌پور می‌گوید:
بعد از عملیات خیبر بود و اواخر سال ۱۳۶۲. هنوز تب و تاب عملیات خیبر ادامه داشت و تیپ ما جهت سازماندهی مجدد میان جاده اهواز-خرمشهر و کارون اتراق کرده بود. صبح یکی از روزها گروهی از صداوسیما به من مراجعه کرده و گفتند که: قرار است هنگام تحویل سال، پس از پیام امام خمینی(ره) از جبهه‌ها یک پیام خطاب به مردم ایران پخش شود که از طرف لشکر، شما را معرفی کرده‌اند من بعد از لحظاتی تامل، گفتم:

حال که قرار است پیامی از طرف رزمندگان خطاب به همه ملت ایران باشد، من «سید جمشید صفویان» فرمانده گردان بلال را به شما معرفی می‌کنم که هم بیان گیرایی دارد و هم بسیار مسلط سخنرانی می‌کند.جواب دادند : از طرف لشکر، شما را که فرمانده تیپ هستید، معرفی کرده‌اند، باز شما ما را به دیگری حواله می‌دهید.من گفتم: ببینید برادران، من سید جمشید را می‌شناسم، او بهتر از من حق مطلب را ادا خواهد کرد، خلاصه از ما اصرار و از آنها انکار، بالاخره پیشنهاد دادم: خوب شما هم صحبت مرا ضبط کنید، هم صحبت سید را، هر کدام بهتر بود ، همان را پخش کنید، از قضا با همین حرف قانع شدند و پذیرفتند.
بعد از این حادثه گاهی اوقات سید با وجود وقار و متانتی داشت به شوخی می‌گفت : بابا آقا روح الله که خودش تهران است و بخشی از کارها را به عهده گرفته! مابقی کارها به دوش منه! مگر من چقدر وقت دارم؟ من بجنگم؟ من پیام تبریک عید بگم؟ گاهی اوقات هم دوستان به شوخی به ایشان «قائم مقام امام» می‌گفتند چونکه پس از امام و پیش از رئیس جمهور وقت (رهبر انقلاب) پیام داده بودند.

نوروز 64؛ انتقاد محسن رضایی از صیاد شیرازی
هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز 4 فروردین 64 خود نوشته:
‌بعد از نماز، به آقای [کمال]خرازی رئیس ستاد تبلیغات جنگ گفتم، اعلامیه‏ای بدهد که به خاطر دست برداشتن عراق از زدن شهرها و کشتی‏ها که در اثر توان مقابله به مثل ما در 24 ساعت گذشته صورت گرفت، ما هم شهرهای عراق را از دیشب نزده‏ایم و تا صدام تجدید شرارت نکند، در آینده نخواهیم زد.‌نخست‏وزیر اطلاع داد که عراق مدعی است در کردستان - جبهه شمال - دو پاسگاه را از ما اشغال کرده است. از قرارگاه پرسیدم. آقای ‌محسن رضایی خبر را تأیید کرد و گفت که در‌صدد پس گرفتن آنها هستیم. ‌عفت از مدینه تلفن کرد ولی چون من در حیاط منزل بودم تا آمدم، تلفن قطع شده بود.‌

سرهنگ ‌مصطفی ترابی ‌مسئول دفتر مشاورت امام در ارتش‌، تلفنی تذکر داد که چون قدرت موشکی ما برتری هوایی عراق را از او گرفته، ممکن است که در جنوب و در منطقه خلیج‏فارس فتنه‏ای به پا کند تا در مقابل موشک ما بتواند موشک‏های دوربرد تازه‏ای بگیرد. نامه‏ای از آقای ‌محسن‌ رضایی رسید که در آن، برنامه آینده خودش را در جبهه‏ها گفته و از برنامه آقای صیاد ‌شیرازی‌ انتقاد کرده است.‌شب گزارش‌ها را آوردند. معلوم شد که عراق امروز دو کشتی را با موشک زده و هواپیماهایش به چند شهر نزدیک شده‏اند‌ اما این حملات دفع شده است. پس از مشورت با احمدآقا و رئیس‏جمهور تصمیم گرفتیم که فردا یک موشک به ‌ساختمان‌ رادیو و تلویزیون بغداد بزنیم. دستور این حمله ابلاغ شد. با دکتر ولایتی هم صحبت کردم که تلاشش را برای تهیه موشک بیشتر قوی‏تر کند. به آقای صیاد هم گفتم که برنامه‏اش را به تهران بیاورد؛ آقای ‌آیت‏الله‌ خامنه‏ای هم بر این نکته تاًکید داشتند. سرشب احمدآقا آمد و راجع به جنگ و مسائل دیگر صحبت شد.

نوروز 65؛ یک عکس یادگاری
حاج اکبر اسماعیلی، از رزمندگان جنگ هشت ساله می‌گوید:
نوروز سال ۱۳۶۵ بود.‌ بچه‌های گردان (حضرت علی‌اکبر) به مرخصی رفته بودند و فقط چند نفر مانده بودیم. از جمله: مهدی زمانیان، علی یونسی، جمشید شاه‌محمدی (راننده تدارکات گردان)، مسلم اسدی، من و چند نفر دیگر…بچه‌ها آمدند به چادر اصلی گردان و پیشنهاد کردند که «بیایید ما هم همین جا عید بگیریم» اول قبول کردیم، ولی کمی که فکر کردیم و سری به این طرف و آن طرف چرخاندیم، دیدیم هیچ چیز از وسایل مربوط به عید را نداریم. بی‌خیال شدیم و گفتیم «ولش کنید، ما که چیزی نداریم با آن عید بگیریم» کمی دیگر فکر کردیم…
گفتیم: «درست است چیزی نداریم، ولی عکس که می‌توانیم بگیریم!…» کنار هم ایستادیم و یک عکس یادگاری گرفتیم. آن عکس شد یادگار نوروز ۱۳۶۵…
شرح عکس: ایستاده از چپ: شهیدان مسلم اسدی و محسن ایوبی

نوروز 66؛ یادداشت‌ نوروزی یک ژنرال
شهید غلامرضا صالحی‌‌ سال 1337در نجف‌آباد متولد شد و‌ به تاریخ 22 تیر ‌‌سال 1367 (پنج روز پیش از پذیرش قطعنامه 598) در تنگه ابو‌قریب بر اثر اصابت ترکش گلوله توپ به شهادت رسید. سردار‌‌، قائم‌مقام لشکر‌27 محمد‌رسول‌الله(ص) به شمار می‌رفت.
او در یادداشت‌های فروردین 1366‌‌‌ خود نوشته: صبح امروز‌،‌‌ به مناسبت اولین روز سال جدید‌‌ به اتفاق خانواده بر‌مزار شهدای اسلام حضور یافته و عرض ادب نمودیم. ‌دوم فروردین‌‌ 1366: صبح به اتفاق برادر ایزدی به منزل حجت‌الاسلام نادی‌، نماینده مجلس شورای اسلامی رفتیم.‌ ایشان در مورد آینده جنگ‌، نیازمندی‌های اصولی جنگ با توجه به محدودیت‌های مالی کشور سوالاتی داشتند‌.

سوم فروردین 1366‌‌: بعدازظهر به اتفاق برادرم و اهل خانواده، به دیدار خویشان و آشنایان و صله‌رحم حرکت کردیم. ابتدا به دیدار […] رفتیم. او به اتفاق شوهر بیمار و پدر پیر خود، کما‌فی‌السابق در خرابه‌ای که حتی یک کشاورز حاضر نیست گوسفندان خود را ‌‌در آنجا جای دهد، زندگی می‌کنند. وضع زندگی آنان به حدی آشفته است که قادر به بیان آن نیستم.‌ به برادرم پیشنهاد نمودم بهترین صواب این است که ما حداقل یک ماشین شن و ماسه بیاوریم و یک روز کف اتاق و ایوان و حیاط آنان را سیمان کنیم تا لااقل آنها بتوانند تکه‌کهنه‌های مندرس خود را به جای لحاف و تشک استفاده می‌کنند‌، روی خاک‌ها‌ی گل‌آلود نیندازند. ‌‌پس از چند دقیقه دیدار سرپایی‌، با مقداری کمک پولی از آنها خداحافظی کردیم.

نوروز 67؛ دو روایت از جنگ موشکی
روزنامه انگلیسی گاردین به تهران زیر موشک‌های رژیم بعث اشاره می‌کند. خبرنگار این روزنامه انگلیسی برای تهیه گزارشی درباره وضعیت کشور ما در آن مقطع از جنگ، یعنی اواخر سال 66 و نوروز 67 به تهران آمده بود. او جلوی فرودگاه سوار تاکسی شد و در مسیر چند جمله‌ای با راننده صحبت کرد. راننده جایی از مسیر سرعتش را کم کرد، محلی را که ‌‌موشک‌‌ عراقی‌ها به آنجا اصابت کرده بود به مسافرش نشان داد و گفت «تمام اینها نشان می‌دهد که نیروهای ما در جبهه بسیار خوب عمل کرده‌اند و صدام از دست آنها عصبانی است.» طبق اعلام خود عراقی‌ها، آن روزها سی‌ویکمین حمله موشکی آنان به تهران انجام شده بود. ‌البته ایران هم با حمله موشکی متقابل به شهرهای بغداد و خانقین و العماره و ام‌القصر به حمله عراقی‌ها پاسخ داد.

خبرگزاری فرانسه در روایتی از این تبادل آتش نوشت: «ایران و عراق اعلام کردند مجموعا 225 موشک به‌سوی خاک یکدیگر شلیک کرده‌اند. ‌ به‌طور متوسط‌ روزانه 10‌فروند موشک شلیک شده است. در دور جدید جنگ شهرها پس از ترک مخاصمه 48 ساعته در اواخر هفته گذشته (یعنی آخرین هفته سال 66) ایران تأکید کرده 125‌موشک و عراق 100‌موشک به خاک یکدیگر شلیک کرده‌اند. در میان 125‌موشک ایران، 34 موشک به بغداد و 91‌موشک به دیگر شهرهای عراق شلیک شده است.» این خبرگزاری ‌ برخی شک و تردیدها را پیش می‌کشید و هم اطلاعات دیگری را به مخاطبانش عرضه می‌کرد. ‌ آمار موقتی که ‌توسط مقامات ایرانی در پایان اصابت موشک یا بمب‌باران‌ها منتشر می‌شود، حاکی از 585‌کشته و ‌زخمی است. از یکصد موشکی که عراق اعلام کرده به سوی خاک ایران شلیک نموده، 90 فروند به‌سوی تهران، 8‌فروند به قم و 2‌فروند به اصفهان بوده است. عراق تأیید کرده که 26 موشک ایران به بغداد اصابت کرده است.»

نوروز 68؛ پایان کار آیت‌الله منتظری در حاکمیت
بریده نامه امام خمینی در موافقت با استعفای آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری را بخوانید:
همان‌طور که نوشته‌اید رهبری نظام جمهوری اسلامی کار مشکل و مسئولیت سنگین و خطیری است که تحملی بیش از طاقت شما می‌خواهد. و به همین جهت، هم شما و هم من از ابتدا با انتخاب شما مخالف بودیم، و در این زمینه هر دو مثل هم فکر می‌کردیم. ولی خبرگان به این نتیجه رسیده بودند؛ و من هم نمی‌خواستم در محدوده قانونی آنها دخالت کنم. از اینکه عدم آمادگی خود را برای پست قائم مقامی رهبری اعلام کرده‌اید پس از قبول، صمیمانه از شما تشکر می‌نمایم.

همه می‌دانند که شما حاصل عمر من بوده‌اید؛ و من به شما شدیداً علاقه‌مندم. برای اینکه اشتباهات گذشته تکرار نگردد، به شما نصیحت می‌کنم که بیت خود را از افراد ناصالح پاک نمایید؛ و از رفت و آمد مخالفین نظام، که به اسم علاقه به اسلام و جمهوری اسلامی‌ خود را جا می‌زنند، جداً جلوگیری کنید. من این تذکر را در قضیه «مهدی هاشمی» (1) هم به شما دادم. من صلاح شما و انقلاب را در این می‌بینم که شما فقیهی باشید که نظام و مردم از نظرات شما استفاده کنند. از پخش دروغ‌های رادیو بیگانه متأثر نباشید. مردم ما شما را خوب می‌شناسند و حیله‌های دشمن را هم خوب درک کرده‌اند که با نسبتِ هر چیزی به مقامات ایران کینه خود را به اسلام نشان می‌دهند.
طلاب عزیز، ائمه محترم جمعه و جماعات، روزنامه‌ها و رادیو - تلویزیون، باید برای مردم این قضیه ساده را روشن کنند که در اسلام مصلحت نظام از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم. جنابعالی ان‌شاء‌الله با درس و بحث خود حوزه و نظام را گرمی می‌بخشید. والسلام علیکم.

نوروز 69؛ اولین عید با پیام رهبر جدید
سنت نام‌گذاری سال‌ها توسط رهبر انقلاب اگرچه به طور رسمی از سال 1378 آغاز شده ولی پیش از آن هم می‌توان تاکیداتی در پیام رهبری پیدا کرد. مثلا در سال 69 که نوروز همزمان با رمضان بود، رهبر انقلاب بر تحول درونی و اصلاح امور تاکید کردند. در بخشی از پیام رهبری آمده است:چه‌قدر مناسب و بجاست که با تحول سال و با ورود در آستانه‌ ماه مبارک رمضان - که ماه رحمت و مغفرت الهی است - ما هم از کاستی‌ها و کجی‌ها و زشتی‌ها و بدی‌ها در درون و وجود خودمان روبرگردانیم؛ یعنی استغفار کنیم. استغفار و توبه، یعنی برگشتن به خدا، یعنی پشت کردن به بدی‌ها، یعنی همین ایجاد تحول…استغفار و برگشتن به خدا و اصلاح درونی در وجود خود ما، موجب خواهد شد که خدای متعال فضل و رحمت و برکت و قوّت و عزت خود را بیش از پیش بر ما نازل کند. همه‌ قشرها، چه امثال من و کسانی که مسئولیتی دارند - که ما بیش از دیگران باید به خودمان برگردیم و در خود تجدیدنظر کنیم و حاکمیت هوی‌ و هوس را در وجود خویش از بین ببریم - و چه آحاد مردم، به این برگشت و اصلاح نیاز دارند.

آن کسانی که باید برای خدا و انقلاب کاری می‌کردند و نکردند، آن کسانی که در جهت مخالف راه خدا و راه انقلاب کاری انجام دادند که باید انجام نمی‌دادند، باید آنچه را که گذشته است، اصلاح کنند و از آنچه که صادر شده، استغفار نمایند. حتّی کسانی که در مقابل انقلاب قرار داشتند و قرار دارند، اگرچه اقلیت کوچکی هستند، اما آنها هم بندگان خدایند؛ چنانچه هنوز در آنها مایه و بقیه‌‌ای از وجدان الهی و انسانی باقی است - که ان‌شاءاللَّه باقی است - در رفتار خود تجدیدنظر کنند و راه خدا و این نظام الهی و قرآنی را با همه‌ وجود تقویت نمایند.

نوروز 70؛ نظر رهبری درباره تلاقی عید و نوروز
گزیده بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار مدیران مراکز سازمان صدا و سیما در استان‌ها:امسال ایام ماه رمضان با عید نوروز هم همراه است؛ پارسال هم این مسئله را داشتیم. سال گذشته آقایان صدا و سیما آمدند و ما قدری راجع به تلفیق عید نوروز و ماه رمضان با هم بحث کردیم. عید نوروز هم حقیقتی است. ما با عید نوروز موافقیم. کسی خیال نکند که عید نوروز از لحاظ اسلامی چیز بدی است؛ هرکس چنین تصوری بکند، واقعاً اشتباه کرده است. اسلام عید نوروز را رد نکرده است. البته ممکن است در زمان خلفای اول، عده‌‌ای تحت تأثیر تفکرات خاصی قرار گرفته باشند و نسبت به این قضیه به‌عنوان یک تهاجم فرهنگی برخورد کرده باشند و احتمالاً در بعضی از روایات رد شده باشد - که البته آن هم مسلّم نیست - اما امروز عید نوروز چیز خوبی است؛ اولِ بهار است و مردم عادت کرده‌اند که این ایام را عید بگیرند و تعطیل باشند و شادی کنند و به دیدن یکدیگر بروند و به هم عیدی بدهند و قهرها آشتی کنند و دورها نزدیکی کنند؛

این چیز بسیار خوبی است و بنده صددرصد با عید نوروز و با جشن گرفتن این ایام موافقم.هر کاری هم که در این ایام به جشن مردم کمک کند و آن را معنا ببخشد، خیلی خوب است و هیچ ایرادی ندارد؛ یعنی کسی که دارد برای عید نوروز برنامه‌ریزی می‌کند، نباید احساس گناه و جرم و کمبودی بکند؛ منتها شاد کردن مردم یک چیز است، مبتذل کردن فضا یک چیز دیگر است. من گاهی می‌بینم که به‌عنوان شاد کردن مردم، فضا را مبتذل می‌کنند! مثلاً اگر می‌خواهند جوک و لطیفه‌ای بگویند، لات‌بازی می‌کنند! لات‌بازی بد است؛ هرجا باشد، بد است؛ در تلویزیون هم بد است، در رادیو هم بد است. تیپ‌های متین و شسته و رُفته می‌توانند همان مقصود را به شکل‌های خوب کاملاً برآورده کنند؛ لزومی ندارد که در این زمینه آدم به پَستی گرایش پیدا کند. بنابراین، عید نوروز را شاد کنید؛ منتها چون ماه رمضان است، در تلفیق بین این دو، هنری لازم است. مانعی ندارد که شما سحرها را کلاً رمضانی باشید؛ اما شب‌ها رمضانی و نوروزی با همدیگر.

نوروز 71؛ رمضان و نوروز به روایت هاشمی
خاطره هاشمی رفسنجانی در روز يك فروردین 1371:
ماه رمضان است. مطابق معمولِ سحرهاى ديگر، با زنگ ساعت بيدار شدم. سماور را روشن و غذا را گرم كردم. سپس ياسر را بيدار نمودم. مقدارى از دعاى ابوحمزه [ثمالي] را خواندم. ياسر سفره را چيد، سحري خورديم. بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نيم خوابيدم. سپس به مطالعة گزارش‌ها و انجام كارهاى مانده از آخر سال گذشته پرداختم. چند نفر از بستگان براى ديدار عيد آمدند. آقاى ‌منوچهر‌ متكى، ‌معاون بين‌الملل وزارت امور خارجه‌، تلفنى در مورد صليب سرخ پرسيد. قرار شد كارشان را به خاطر تجاوز از وظايف و اختيارات‌شان، معلق نماييم و به آنها بفهمانيم كه برخورد ناصواب اردو‌گاه غرب با مسئلة حقوق بشر و سوءاستفاده از اين مسائل در جهت تبليغات مغرضانه، اعتماد ما را سلب كرده است.

آقاى ‌محمدحسين‌ زرندى، امام جمعه باختران [‌كرمانشاه]، تلفنى از تركيب هيأت نظارت شوراى نگهبان در استان شكايت و تقاضاى رسيدگى داشت. آقايان ‌غلامعلي‌ شهركى و ‌فخرالدين‌ رضازهى، نمايندگان زابل و سراوان، براى مشكلى كه براى آقاي رضازهى در انتخابات پيش آمده است، استمداد كردند؛ قبل از انتخابات، رضازهى عضو انجمن شهرستان بوده و اصلاح اخير قانون انتخابات در مجلس، او را از حق انتخاب شدن محروم كرده است. عصر و شب هم بستگان آمدند. بيشتر وقت صرف مطالعة گزارش‌ها شد. آتش‌بسي كه به ابتكار ايران در منطقة قره‌باغ، ‌ميان جمهوري آذربايجان و جمهوري ارمنستان‌ برقرار شده است، نسبتاً مراعات مى‌شود‌ ولى رسانه‌هاى غربى مايل نيستند آن را به‌نام ايران مطرح كنند. اعلان تعليق فعاليت سازمان صليب‌سرخ جهاني در ايران، انعكاس وسيعى يافته است و انتظار مى‌رود سر و صداى زيادي راه بيندازند.

نوروز 72؛ ظهور مهران مدیری
در اولین روایت از نوروز 72؛ بازدید رهبر انقلاب از ششمین نمایشگاه کتاب تهران را مشاهده می‌کنید. در سال 1372 ‌ اولین چاپ کتاب صلح امام حسن (ع) با ترجمه آیت‌الله خامنه‌ای منتشر شده که در ‌ تصویر به چشم می‌خورد. در عکس علی لاریجانی هم دیده می‌شود.


هم‌چنین در این سال، سریال نوروز 72 از تلویزیون پخش شد. این مجموعه در اسفند ۱۳۷۱ ضبط شده بود و نخستین برنامه‌ تلویزیونی طنز آیتمی بود که بعدها در مجموعه‌های مشابهی مانند «ساعت خوش» و … متداول شد. بازیگران آن علی عمرانی، مهران مدیری، فریبا متخصص، داریوش موفق، ارژنگ امیرفضلی، حمید لولایی، اردشیر منظم، غلامرضا نیکخواه، نعیمه نظام‌دوست، عبدالخالق میراحمدی، رضا ایمانی و علی‌اکبر طوفان‌پناه بودند. کارگردانی و نویسندگی کار را داریوش کاردان، علی عمرانی و مهرداد خسروی‌ به عهده داشتند و تهیه‌کننده هم ابوالفضل جهانی‌مقدم بود.

نوروز 73؛ شجریان در تلویزیون
علی لاریجانی، رئیس پیشین مجلس شورای اسلامی،‌ از ۲۴ بهمن ۷۲ تا سوم خرداد ۸۳، ریاست سازمان صداوسیما را برعهده داشت. آن روز‌ها برخلاف امروز صدا و سیما ‌ هرازگاهی تصویر ساز‌هایی هم از جعبه جادویی پخش می‌شد. خالی از لطف نیست اگر در همین رابطه سری بزنیم به خاطرات «10 سال مدیریت صدا و سیما» (دفتر نشر فرهنگ اسلامی‌) علی لاریجانی ‌ شنبه ۲۱ اسفند ۷۲ که در آن از دعوت شجریان به تلویزیون برای تحویل سال نو روایت می‌کند: گزارش روابط عمومی نشان می‌داد مردم از پخش فیلم سینمایی دیروز ابراز رضایت کرده‌اند. جلسه‌ای با مدیران سیما داشتم و برنامه‌های عید را از آنان جویا شدم. توصیه کردم حجم فیلم‌های سینمایی را در روز عید که مردم اوقات فراغت دارند زیاد کنند؛ آنها هم ناله از کمبود فیلم! قرار شد با مسئول بنیاد فارابی، آقای محمد بهشتی، صحبت کنم تا در این زمینه کمک کند.

آقای ابطحی که مشاور رئیس سازمان بود، با من صحبت کرد و پیشنهاد داد آقای شجریان برای شب عید یا سال تحویل به برنامه تلویزیون دعوت شود، نظر او را پسندیدم. به آقای فریدزاده گفتم این کار را بکند. خودم هم با آقای شجریان قرار گذاشتم. معلوم است که فردا قطعا عید سعید فطر است. بعد از اخبار، موسیقی مفصلی در شبکه یک گذاشتند. محتوای موسیقی خوب و ارزشمند بود؛ ولی در نشان دادن آلات موسیقی زیاده‌روی کردند؛ مخصوصا با نوازندگان زن که فیلمبردار از نزدیک تصویربرداری کرده بود. موسیقی که پخش می‌شد، احساس کردم این کار واکنش خواهد داشت.

نوروز 74؛ هاشمی در کیش
خاطره روز یک فروردین 1374 هاشمی رفسنجانی:
بعد از نماز صبح با تلويزيون مشغول شديم؛ براى قبل از لحظه تحويل سال، مراسمى از مرقد امام پخش می‏کرد. سپس پيام آيت‌الله خامنه‌اى و به دنبال آن، پيام من پخش شد. بعد از صبحانه به مطالعه بولتن‌ها پرداختم. به كسانى كه مى‌خواستند به عيد ديدنی بيايند، گفته شد، برنامه ديدار نداريم. عفت هم براى تسليت اولين عيدشان، به منزل امام رفت. گفت از برنامه‌هاى شاد ديشب تلويزيون شكايت داشته‌اند. عصر به مرقد امام رفتيم. حسن‏آقا ‌خميني‌ و ‌محمدعلي‌ انصارى و ‌محمود‌ بروجردی و… منتظرمان بودند. فاتحه‌اى در داخل ضريح خواندم و مقدارى بر مزار احمدآقا و امام نشستيم. مردم جمع شدند، با ابراز احساسات.

از آنجا به گلزار شهدا و سپس به منطقه شهداى هفت‏تير رفتيم. آنجا هم با موج احساسات مردم مواجه شديم. با بعضى از پدران شهدا صحبت كردم. به فرودگاه ‌مهرآباد‌ رفتيم و بلافاصله به سوى كيش پرواز كرديم. عفت و ياسر و بعضى از بستگان و محافظان همراه بودند. غروب رسيديم. باران خوبى در كيش باريده و هوا بسيار مطبوع است. در تهران و بيشتر نقاط ايران هم، در اين دو سه روز باران داشتيم. بعد از نماز، مقدارى در ساحل دريا قدم زديم. بچه‌ها جمع شدند و دسته جمعى براى شام رفتيم. آشپزخانه را خوب ساخته‌اند و براى اداره رستوران، يك آدم وارد از گچسر آورده‌اند؛ سابقاً مدير هتل گچسر بوده و ماست و مرغ بومى آورده بود. با آقاى ‌محمود‌ واعظى، ‌معاون وزیر امور خارجه‌، محسن و مهدى و… دربارة وضع درياى خزر و مخازن نفت و قرارداد كنسرسيوم و وضع داخلى افغانستان مذاكره كرديم. بعد از شام به بچه‌ها عيدى دادم و خاطراتم را نوشتم.

نوروز 75؛ مرگ تذهیب کار ارمنی
کلارا آبکار مینیاتورساز و تذهیب‌کار ارمنی‌تبار، متولد 1294 بود. او نخستین زن مینیاتوریست ایرانی بود که در خانواده‌ای از ارامنه اصفهان متولد شد. در مدرسه‌ ارامنه‌ «داوتیان» (که بعدها کوشش نامیده شد) به تحصیل پرداخت.‌ کلارا ‌ در دوران مدرسه، نقاشی را نزد مارکار قرابگیان (دِو) و هاکوپ وارتانیان می‌آموزد‌. در تهران نزد استاد محمد مهروان طراح بزرگ تمبر ایران‌، نگارگری ایرانی و مینیاتور را فرا گرفت‌. در تابلوهای مینیاتورش مناظر اسب‌سواری، طبیعت بی‌جان، گل‌ها، آرامگاه خیام، عطار، شیخ احمد و همچنین برج‌های فیروز‌آبادی و علی‌آباد کاشان جایگاه ویژه‌ای داشت و ویژگی دیگرش این بود که هیچگاه آثار خود را به معرض فروش نگذاشت. سرانجام کلارا در آذرماه ۱۳۷۴ ‌ بیمار شد و در بیمارستان الوند که نزدیک منزلش بود، بستری شد. او پس از سه ماه در بامداد اول فروردین ۱۳۷۵ ‌در بیمارستان آریا درگذشت‌‌ و در قبرستان ارامنه به خاک سپرده شد.

نوروز 76؛ وقتی منتقد شدم
مهرزاد دانش، روزنامه نگار و منتقد سینما روایتی از مجله فیلم ویژه نوروزی سال 1376 دارد:
شماره 201 ماهنامه فیلم، نوروز 1376، درست 21 سال قبل: مجله را از دکه خریده بودم و مثل همیشه، در بین راه، سرم را تا گردن داخل صفحات فرو برده بودم تا قبل از رسیدن به خانه و خزیدن در گوشه دنجی برای مطالعه سیرش، مروری مقدماتی بر مطالبش کرده باشم.
اما این بار، یک جایش فرق می‌کرد. به آن صفحه خاص که رسیدم یک دفعه مکث کردم و وسط پیاده رو ایستادم؛ عین فیلم‌ها که یک دفعه شخصیت داستانش شوکه می‌شود و بی‌حرکت تا لحظاتی باقی می‌ماند. خواندمش؛ یک بار دیگر، دو بار دیگر، …بله! واقعی بود. اسم من در کنار اسم چند نفر دیگر (یکی شان مازیارخان فکری ارشاد عزیز بود که اگر صلاح بداند با بیان شیرین خودش در این باره توضیح خواهد داد) در کادری مستطیلی جهت دعوت به همکاری با ماهنامه فیلم چاپ شده بود. قبل از آن، یک سالی بود که برای مجله چیزهایی می‌نوشتم که یک بارش هم در صفحه نقد خوانندگان چاپ شده بود؛ چیزی درباره سلام سینمای مخملباف. منتها فکرش را نمی‌کردم که چنین دعوتنامه‌ای را ببینم. مانده بودم چه کار کنم. به راهم ادامه دهم و بروم خانه؛ یا همین الان راهی دفتر مجله شوم!

عقل ناقصم حکم داد که قبل از رفتن به مجله، تلفن کنم و از قبل هماهنگی داشته باشم! تماس گرفتم؛ کی؟ یک روز مانده به تعطیلات! آن موقع منشی مجله فکر کنم خانم الادینی بود که البته آن موقع هنگام تماس نمی‌شناختمش. هول زده گفتم که من فلانی‌ام و برای همکاری با مجله دعوت شده‌ام؛ الان بیایم؟ می‌شود حدس زد که چهره خانم الادینی از شنیدن این جملات احمقانه، چه وضعیتی پیدا کرد. منتها خیلی مودبانه یادآوری کرد که دو ساعت دیگر دفتر تعطیل می‌شود و الان هم کسی نیست پذیرای این موضوع باشد و حضورتان بماند برای بعد از تعطیلات. باز با نبوغی سرشار پرسیدم که منظورتان بعد از پنجم فروردین است؟ و باز هم همان لحن مودبانه که خیر؛ نیمه دوم فروردین تشریف بیاورید!

نوروز 77؛ ماجرای دیدار حسین و منیژه
در نوروز 77، سرلشگر حسین لشگری بعد از هجده سال اسارت به ایران بازگشت.
لشگری با شروع جنگ ایران و عراق پس از انجام ۱۲ مأموریت، سرانجام مجبور به ترک هواپیمایش که مورد اصابت موشک قرار گرفته بود، شد و در خاک عراق به اسارت درآمد. دولت عراق مدعی بود هواپیمای وی ۱۹ شهریور ۵۹ و قبل از حمله عراق به خاک ایران ساقط شده‌ است؛ برای همین او را به عنوان سند برجسته‌ای که نشانگر آغاز جنگ توسط ایران بود حتی پس از قطعنامه نگه داشتند.
از آغاز جنگ تا زمستان ۱۳۵۹ در سلول انفرادی بود و پس از آن در مدت ۸سال با حدود ۶۰نفر دیگر از همرزمان در یک سالن عمومی و دور از چشم صلیب سرخ جهانی نگهداری شد. پس از پذیرش قطعنامه، لشگری را از سایر دوستانش جدا کردند و قسمت دوم دوران اسارتش ۱۰ سال طول کشید.

روایت همسر او از لحظه آزادی‌اش را بخوانید: «حسین نزدیک شد؛ خیلی نزدیک. همه فامیل و دوست و آشنا دور او ریخته بودند و ماچش می‌کردند. یکی آویزانش می‌شد، یکی دستش را می‌گرفت، یکی به پایش افتاده بود. کاملاً احساس می‌کردم که حسین از بالای سر همه آنها دنبال کسی می‌گردد. فقط به او خیره شده بودم. صدایی بلند گفت: لطفاً برید کنار! اجازه بدید همسرش اون رو ببینه! دریای جمعیت کنار رفتند و برای من راه باز کردند. خبرنگارها با دوربین‌هایشان دویدند. روبه‌روی هم قرار گرفتیم. دست مرا گرفت و گفت: حالت چطوره؟ گفتم: خوبم! پیشانی‌ام را بوسید و یک‌دفعه سیل جمعیت من و حسین را از هم جدا کرد. در همین دقایق، خبرنگارها چند بار دورم جمع شدند؛ تلق تلق عکس می‌انداختند.

پرسیدند: خانم لشگری، در این لحظه احساستون چیه؟ جوابی ندادم؛ فقط سکوت کردم. چقدر این سؤال برایم رنج‌آور بود. خسته شده بودم. سرگیجه و سردرد داشتم. به این نوع شلوغی‌ها عادت نداشتم. سال‌های سال زندگی ساکت و خلوتی داشتم. ما سه نفر انگار در یک تصادف شدید ضربه سختی خورده باشیم و بعد از هجده سال از کُما بیرون آمده باشیم. فقط احتیاج داشتیم ساعت‌ها بنشینیم و به یکدیگر نگاه کنیم؛ ببینیم از لحاظ ظاهری چه تغییری کرده‌ایم تا یخمان آب شود و بعد تازه بتوانیم با هم صحبت کنیم. تعجب می‌کردم در آن جماعت انبوه هیچ‌کس این را نمی‌فهمید …»

نوروز 78؛ پاکسازی شهر از 20 میلیون تراکت تبلیغاتی
گزیده روایت ایرنا را بخوانید از ترجمه یک گزارش خارجی در خصوص حال و هوای ایران در آستانه نوروز 78:
ایرانی‌ها این روزها در تدارک استقبال ازنوروز و سال 1378 هستند. رفت‌وآمدها در خیابان‌ها و مراکز خرید زیاد شده است و بازار فروشندگان به ویژه آن‌ها که لباس و سایر نیازهای عمومی را می فروشند، گرم است.گرچه مردم از قیمت بالای اغلب کالاها شکایت دارند اما با این وجود میل به خرید در میان آنها زیاد است و مغازه‌ها به ویژه در آغاز شب که خانواده‌ها فرصت بیشتری دارند، شلوغ است.روز چهارشنبه درتهران نمایشگاه وفروشگاه بزرگ پوشاک ودیگرنیازهای مصرفی گشایش یافت که تا نوروز بر پا خواهد بود و گفته شده است که در آن کالاها با تخفیف قابل ملاحظه فروخته می‌شود.

شرکت‌های خدمات گردشگری در ایران از ماه‌ها قبل و با درج اعلان گشت‌های نوروزی خود در روزنامه‌ها و دعوت از گردشگران برای شرکت در گشت‌های عموما خارجی به استقبال از سال نو رفتند. بیشترین تعداد گشت‌های خارجی که از ترتیب یافتن آنها برای نوروز 78 خبر داده شده به مقصد کشورهای اروپایی و در مرحله بعد کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای دور است.مدیر یک شرکت خدمات گردشگری گفت که بیشترین تعداد گشت‌های آن شرکت به مقصد کشورهای حوزه خلیج فارس به فروش رفته و اطلاع دارد که گشت‌های تدارک شده توسط دیگر شرکت‌ها نیز به فروش رفته است.در تهران و دیگر شهرهای ایران زودتر از خانم‌های خانه دار، شهرداری‌ها با پاک کردن سیمای شهرها از تصاویر تبلیغاتی نامزدهای اولین دوره انتخابات شوراهای اسلامی، به خانه تکانی پرداخته‌اند که سنت خانواده‌های ایرانی در استقبال از سال نو است و این امر در تهران که گفته شده در طول مبارزات انتخاباتی بیش از 20 میلیون نسخه اعلان تبلیغی به در و دیوار آن چسبانده شد، همچنان ادامه دارد.

نوروز 79؛ یک روایت از متولد و متوفی فروردین
نعمت‌الله گرجی متولد ۹ فروردین ۱۳۰۵ در تهران بود و در ۱۷ فروردین ۱۳۷۹ به دلیل بیماری ریوی درگذشت‌. به‌ همین مناسبت به ذکر خاطره‌ای از ایشان می‌پردازیم. ‌احمد قدیریان معاون دادستان انقلاب در دهه 60 در گفت‌وگو با رجانیوز با ذکر خاطره از چگونگی آزادی فرزندان نعمت‌الله گرجی هنرپیشه سینما با دستور امام‌خمینی یاد کرده است، متن این خاطره بدین شرح است: گاهی اوقات امام دستور آزادی برخی از زندانیان را صادر می‌کردند و سید (لاجوردی) هم طبیعتاً سمعاً و طاعتاً می‌پذیرفت. یادم هست در سال‌های اولیه بعد از انقلاب سریالی از تلویزیون پخش ‌شد که مرحوم نعمت‌‌الله گرجی در آن نقش جالبی را بازی می‌کرد. ظاهراً حضرت امام سریال را دیده و به احمدآقا گفته بودند که: «آقای گرجی خیلی خوب نقشش را ایفا کرد. یک روز ایشان را بخواه که اینجا بیاید تا از او تقدیر کنیم.» مرحوم حاج احمدآقا زنگ زده و آقای گرجی را دعوت کرده بود. او هم هاج و واج مانده بود که با من چه کار دارند؟ ایشان به دفتر امام رفته و با حالتی میان شوخی و جدی پرسیده بود:

«می‌خواهند اعدامم کنند؟» احمدآقا خندیده و گفته بود: «نه! آقا می‌خواهند از شما تقدیر کنند.» آقای گرجی نزد امام رفته و امام از او تفقد کرده بودند. آقای گرجی هم بسیار تحت تأثیر قرار گرفته و به امام عرض کرده بود: «آقا! من دو تا از فرزندانم به گروهک‌هایی وابستگی داشتند و الان در زندانند. اگر حضرتعالی می‌خواهید به بنده لطفی بکنید، دستور بدهید بچه‌های مرا آزاد کنند. من تعهد می‌کنم که اینها دیگر وارد هیچ گروه و دسته‌ای نشوند و هیچ کار خلافی هم انجام ندهند.» امام فوراً به حاج احمدآقا دستور دادند که بگویید بچه‌های ایشان را آزاد کنند. حاج احمدآقا به آقای لاجوردی زنگ زد و ایشان هم روزی را تعیین کرد که آقای گرجی بیاید و بچه‌هایش را تحویل بگیرد. من هیچ وقت آن صحنه یادم نمی‌رود که ایشان آمد و با هیجان و وجد عجیبی آنها را برد. بعد هم ظاهراً فرزندانش به خارج از کشور رفتند.
نوروز 80؛ داستان شب دهم
به فردین خلعتبری گفتند: این خود جنس است!
شب دهم نام سریالی به کارگردانی حسن فتحی است که در سال ۱۳۸۰ ساخته و به مناسبت ماه محرم در نوروز از شبکۀ یک پخش شد. موسیقی این مجموعه ساخته فردین خلعتبری و خواننده تیتراژ آن علیرضا قربانی است. شعر این آهنگ را هم افشین یداللهی گفته است.
مرحوم افشین یداللهی هم اسفند ماه سال ۱۳۹۶ بود که در گفت‌وگو با ماهنامه «هنرموسیقی» درباره نحوه حضورش در پروژه «شب دهم» توضیح داده بود: «یک بار که من همراه فردین خلعتبری بودم و آقای فتحی هم حضور داشتند صحبت از ترانه سریال شد و اینکه چه شعری برایش انتخاب کنند. پیش از آن حسن فتحی سریال «پهلوانان نمی میرند» را با آهنگسازی بابک بیات ساخته بود که شعر آن از مولانا بود… برای این سریال هم اعتقاد داشتند باید شعری از قدما پیدا کنیم که مناسب کار باشد. من به ایشان گفتم چرا برای این سریال یک شعر تهیه نمی‌کنید؟

گفتند چطور و چگونه؟ من هم پیشنهاد دادم که خودم یک ترانه برای این سریال بنویسم. درواقع خودم به خودم سفارش دادم.
همان شب که از منزل آقای خلعتبری بیرون آمدم بخش زیادی از ترانه را نوشتم و با ایشان تماس گرفتم و برایشان خواندم. فردای آن شب ایشان تماس گرفتند و گفتند این شعر خوب است اما می‌خواهم که یک مطلع خوب هم برای کار بنویسی. من هم تا ظهر بیت «مرز در عقل و جون باریک است / کفر و ایمان چه به هم نزدیک است» را نوشتم.
در حقیقت در آن ترانه آخرین بیتی که سروده شد همین بیت بود. شعر که تکمیل شد آن را نزد آقایان حسن فتحی و حسن بشکوفه (تهیه‌کننده) سریال بردند و آن طور که فردین خلعتبری نقل قول می‌کند هر دوی آنها گفته بودند: این خود جنس است! و اصلاً همین را می‌خواستیم و همین را استفاده خواهیم کرد.

نوروز 81؛ شعری از سپانلو
یک شعر از محمدعلی سپانلو با عنوان نوروز 81 بخوانید تا کمی هم تنوع باشد:
به هر چه شرح ندادیم واژه‌ها
اصیل‌تر ماندند
به هر چه کمتر گفتیم بیشتر تفاهم داشتیم
گناه لغت‌نامه نیست
نه اشتباه خروسی که در کمد اتاق خوابت
می‌خواند
درست نیست که اندوهگین شوی
و یا بپرسی‌: کدام خروسی‌؟
نگاه کن ! کودک در خواب به رنگین کمان لبخند می‌زند
طلوع پرچم بر چهره‌اش‌: سه رنگ قشنگ
شبیه « آب » گفتن ماهی طلایی در تنگ عید
حواست کجاست‌؟ زیبایی می‌گوید آب
همین زمان‌، در تقارنی
شگفت انگیز
کاغذ‌های پراکنده مشق به خورشید لبخند می‌زنند
در آفتاب پنجره تو که مشرف به آسایشگاه است
حتی دیوانگان نیز دریافته اند
که هر چه کنتر گفتیم بیشتر تفاهم داشتیم
نخستین عشق تو کجا رفت ؟
بگو سلام به خورشید‌، روی کاغذ مشق
که بر
نقش کودکانه خود کنجکاو می‌نگرد
ببند چشمت را ، بگذار روی گونه تو بگذرند
خطوط بچه گانه رنگین کمان
حرارت شعرهای دیوانگان
و ماهی طلایی
در روز اول بهار

نوروز 82؛ موسیقی عاشورایی فریدون شهبازیان
سریال «معصومیت از دست رفته» رفتیم که بهار سال ۱۳۸۲ برای اولین بار در قالب یک مجموعه ویژه محرمی پیش روی مخاطبان قرار گرفت و همان گونه که انتظار می‌رفت با استقبال مخاطبان مواجه شد. مجموعه‌ای که به نوعی مقدمه‌ای برای ساخت سریال مختارنامه شد.
موسیقی تیتراژ «معصومیت از دست رفته» تولید یک محتوای موسیقایی ماهرانه‌ای بود که فریدون شهبازیان بسیار متبحرانه مانند بسیاری از مقاطع دیگر از عهده طراحی آن برآمد و اثری را علاوه بر موسیقی متن قابل تامل سریال پیش روی مخاطبان قرار داد که بی تردید می‌توان از آن به عنوان یکی از ماندگارترین تیتراژهای سریال‌های و مجموعه‌های تلویزیونی و نمایشی کشور یاد کرد. فضایی به روز شده هم تراز با سلیقه شنیداری مخاطبان آن سال‌های تلویزیون که هم دربرگیرنده مولفه‌های جذب مخاطب در حوزه موسیقی بود و هم دارای چارچوبی ارزشمند به لحاظ محتوایی بود.

به نظر می‌آید آنچه از موسیقی تیتراژ مجموعه تلویزیونی «معصومیت از دست رفته» در ذهن تداعی می‌کند، فهم درست آهنگساز از منویات ذهنی کارگردانی چون داود میرباقری برای ارائه یک ملودرام در دل یک مفهوم مذهبی ملهم از نهضت عاشورا و آزادگی حضرت سیدالشهدا در قابی متفاوت است که اگرچه در پروژه‌های دیگرش برای همکاری با فریدون شهبازیان تداوم نداشت، اما نشان داد وقتی دو ذهن خلاق و پویا در چارچوب یک نگاه متفاوت در کنار هم قرار گیرند چه کارهای خارق العاده ای را می‌توان انجام داد. کما اینکه در همین چارچوب محمد اصفهانی به عنوان یک خواننده ماهر و مولف در بسیاری از کارهای پرطرفدارش از هوشمندی‌های موسیقایی فریدون شهبازیان بهرهمند شده و این‌چنین هم در تیتراژ سریال «معصومیت از دست رفته» شکوفا شد.

نوروز 83؛ آغاز دوره اصولگرایی
اسفند 1382 انتخابات مجلس هفتم برگزار شده بود و اصولگرایان توانستند به لطف ردصلاحیت گسترده، بعد از فتح شورای شهر تهران، مجلس را هم تصرف کنند و به طور رسمی دوره اصولگرایی در سیاست ایران آغاز شود. این تصویری است از دومين همايش منتخبان هفتمين دوره‌ مجلس شوراي اسلامي که حداد عادل و احمد توکلی و داود دانش جعفری در آن دیده می‌شوند.

نوروز 84؛ تراژدی در آزادی
5 فروردین 1384 و در ایام نوروز 1384، تیم ملی فوتبال ایران در مسابقه‌ای مهم و سرنوشت ساز در ورزشگاه آزادی میزبان تیم ملی ژاپن بود. دیداری که برتری در آن می‌توانست صعود به جام جهانی 2006 را تا حدود زیادی ممکن سازد. در آن مسابقه که با حضور پرشور و پرتعداد هواداران در استادیوم آزادی برگزار شد، ایران توانست با دو گل وحید هاشمیان با نتیجه 2-1 از سد سامورایی‌ها بگذرد و شاگردان برانکو گام بلندی را به سوی جام جهانی آلمان بردارند.
با این حال اما شادی این برد چندان به طول نینجامید چرا که پس از پایان این دیدار و هنگام خروج هواداران از ورزشگاه، ازدحام بیش از اندازه تماشاگران (و البته برخی بی‌تدبیری‌ها) باعث شد تا 7 نفر از افراد حاضر در ورزشگاه آزادی زیر دست و پا جان خود را از دست بدهند و عده زیادی هم مصدوم شوند. اتفاقی تلخ که یکی از بدترین نوروزهای ایرانیان را رقم زد.

نوروز 85؛ عید با «وفا»
در نوروز 1385 احتمالاً بر اثر آماده نبودن یک کار طنز دیگر و نه بر اساس برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری طولانی مدت، مجموعه «وفا» در شب‌های عید پخش شد و طرفداران بسیاری برای خود دست و پا کرد. مجموعه‌ای به کارگردانی محمدحسین لطیفی که در آن سال‌ها یکی از برگ‌های برنده سریال‌سازی تلویزیونی بود و تلویزیون برای ساخت یک مجموعه پرخرج که بخش مهمی از داستانش در فضای لبنان اتفاق می‌افتاد، به او اعتماد کرده بود، مجموعه‌ای در مایه‌های سیاسی/ جنایی و در بستر مضمونی درگیری‌های امنیتی ایران و رژیم صهیونیستی که به لحاظ کیفی مجموعه‌ای حرفه‌ای و قابل دفاع بود و بار دیگر ثابت کرد که برای سرگرم کردن مخاطبین تلویزیون در شب‌های عید تنها نباید از نردبان طنز بالا رفت و می‌توان گزینه‌های متنوع دیگری را هم آزمود هر چند که این تجربه متفاوت هم نتوانست به تغییر رویکرد مدیران تلویزیون نسبت به مقوله مهم سریال‌های نوروزی بینجامد و تا پایان دهه 80 سریال‌های طنز ریز و درشت دیگری که چندان هم خاطره‌ساز نبودند، در ایام نوروز روی آنتن رفتند.

نوروز 86؛ زیر آب احمدی‌نژاد را می‌زدم
پرویز کاظمی، اولین وزیر مستعفی کابینه احمدی‌نژاد در ویژه‌نامه نوروزی نسیم بیداری نوشته: در نوروز 86 و در مواجهه با اقوام و آشنایان در توضیح علت کناره‌گیری از وزارتخانه، زیرآب رئیس‌جمهور را می‌زده است. این خاطره را بخوانید:
اتفاق دیگر نوروز 86 هم چیزی نبود غیر از اینکه در سال 85 از دولت کنار رفته بودم و با اینکه برای من خیلی فرق نمی‌کرد که وزیر باشم یا نباشم مجبور بودم که به همه میهمانان و میزبانان در طول تعطیلات درباره دلیل آن اتفاق توضیح بدهم و به قول معروف زیر آب احمدی‌نژاد را بزنم البته خانواده‌ام رضایت داشتند و می‌گفتند که نوروز 86 به مراتب بهتر از نوروز 85 بود در نوروز 85 من چند ماه بود که به عنوان وزیر رفاه جزئی از دولت بودم و از آن جایی که برنامه‌های زیادی مخصوصا قشر مستضعف داشتم به روستاهایی از ایران سفر کردم و از نزدیک با مشکلات و کمبودهای اهالی روستا آشنا شدم و تصمیم گرفتم تا طرح بیمه روستایی‌شان را راه بیندازم که خوشبختانه انجام شد تا آن ها مشکلات دارو و درمان نداشته باشند.‌

نوروز 87؛ مرد هزار چهره
این بخشی از مصاحبه مهران مدیری با مجله «فیلم» درباره سریال «مرد هزار چهره» است که سریال نوروزی تهیه شده توسط او برای نوروز سال 1387 بود.
*مرد هزار چهره در تعطیلات نوروزی توفانی از بازتاب‌های متفاوت برپا کرد، ولی به نظر می‌رسد که ما نتوانستیم در این سریال جا بیندازیم که می‌شود با قشر‌های مختلف جامعه شوخی کرد بدون اینکه لطمه‌ای به وجهه و حیثیت آنها وارد شود.
*در طرح اولیه قرار بود که پایان داستان همین گونه باشد و بعد از دادگاه در قسمت آخر، مسعود شصتچی به خاطر جنبه حقوقی جرم، مدتی به زندان برود و بعد که بیرون می‌آید، دوباره با یک نفر اشتباه گرفته شود حال اینکه این یک نفر چه کسی باشد خیلی فکر کردیم به افراد مختلف از جمله فیروز کریمی، علی پروین، علی دایی و خیلی افراد دیگر. انتخاب اولمان آقای پروین بود که نتوانست بیاید به علی دایی و فیروز کریمی هم فکر کردیم و این که اگر اینها نشدند یک کارگردان بیاید و مسعود شصتچی را با مهران مدیری اشتباه بگیرد که دست آخر هم رسیدیم به رضا رشیدپور و پایانی که دیدید.
*شوخی کردن با یک قشر به معنای اجحاف کردن به آنها یا ضعیف نشان دادنشان نیست. اتفاقا آنهایی که دارند چهار نفر آدمی را که معتادند و به هیچ دردی نمی‌خورند و حتی نمی‌توانند یک شعر خوب را از فهرست خرید تشخیص دهند با روشنفکران قیاس می‌کنند به جامعه روشنفکران توهین می‌کنند. یعنی کسی که این مقایسه را می‌کند معتقد است جامعه روشنفکری ما فرق شعر خوب و فهرست خرید را نمی‌داند.

نوروز 88؛ روایتی از همسر امام
اول فروردین 1388، خانم خدیجه ثقفی، همسر امام خمینی دار فانی را وداع گفت. این بخشی از مصاحبه خانم صدیقه مصطفوی درباره اوست:
خانم قبل از ازدواج در خانواده‌ای زندگی می‌کردند که هم اشرافی و متجدد بودند و هم پدر ایشان از روحانیون محسوب می‌شدند، و ایشان تحصیلات علوم جدید را در زمانی که ازدواج نکرده بودند فرا گرفتند، در آن مقطع زمانی ایشان زبان فرانسه را فرا گرفتند. البته نمی‏گویم تسلط کامل به این زبان داشتند، تا حدودی این زبان را بلد بودند. البته به یاد دارم این مسئله را دنبال کردند. من خودم هم به یاد دارم که تا مقطع پنج را در مکتب درس خواندم بعد از آن تا کلاس هفتم را نزد خانم فرا گرفتم و در آن دوره خانم به من مقداری زبان فرانسه یاد دادند.

بعد از ازدواج نیز با علاقه‌ای که به دروس علمی‌(حوزوی ) داشتند این علوم را نزد آقا (امام) فرا گرفتند و حتی دوره‌ای که در نجف بودند مرتب کتاب‌های مربوط به علوم (حوزوی) را خواندند و خیلی خوب عربی صحبت می‌کردند. ایشان البته شاعر هم بودند و کتاب شعر داشتند، و اشعار زیادی از حافظ، سعدی و پروین اعتصامی‌را حفظ بودند. علاقه و تسلط خانم به اشعار حافظ در حدی بود که اواخر در بیمارستان اشعار حافظ را پرستار برای ایشان می‌خواند، وقتی پرستار بیت اول را می‌خواند خانم بقیه شعر را ادامه می‌دادند و با خواندن اشعار حافظ به آرامش خاصی می‌رسیدند.خانم علاقه زیادی به کتاب و کتاب‌خوانی داشتند و تا اواخر عمر ایشان این روند ادامه داشت و در این اواخر که قدرت بینایی ایشان به تحلیل رفت پرستاری که خدمت ایشان بود هر شب برای ایشان کتاب می‌‌خواند. علاقه خانم به کتاب بیشتر از رادیو و تلویزیون بود.

نوروز 89؛ جشن جهانی، ایده‌ای که ادامه پیدا نکرد
۸ مهر ۱۳۸۸، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، به عنوان میراث جهانی، به ثبت جهانی رسید؛ و بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸، ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشه ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از سه هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.
پس از آن نخستین دوره «جشن جهانی نوروز» در روز ۷ فروردین ۱۳۸۹ در تهران برگزار شد. در این جشن، روسای جمهور ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و عراق؛ وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان و معاون نخست‌وزیر ترکیه حضور داشتند. علاوه بر این سفیران کشورهای صاحب نوروز نیز در این همایش شرکت کردند. این مطلب مربوط به روزگاری است که احمدی‌نژاد اصرار داشت هویت ایرانی دولت خود را پررنگ نشان دهد.

دومین دوره این جشن قرار بود در شیراز انجام شود که به دلیل مخالفت‌هایی انجام نشد و این دوره در ۷ فروردین ۱۳۹۰ در سعدآباد تهران برگزار شد. در این نشست مقر دبیرخانه نوروز در تهران تشکیل شد و قرار شد سند جشن جهانی نوروز تا افتتاحیه دوره بعد آماده شود. در این جشن رئیسان جمهور ایران، تاجیکستان، عراق، افغانستان، ارمنستان و ترکمنستان، معاون اول، رئیس دفتر و مشاور ارشد رئیس‌جمهور ایران، رئیس مجلس پاکستان، معاون رئیس‌جمهور زنگبار، معاونین نخست وزیران ترکیه و آذربایجان، وزرای خارجه لبنان و عمان، وزیر بهداشت، رفاه و خانواده هند، وزیر فرهنگ قرقیزستان، معاون رئیس مجلس قزاقستان، دبیرکل سازمان اکو و سفیران ازبکستان و سنگاپور حضور داشتند.

نوروز 90؛ آغاز دوران پایتخت
فروردین 1390، زمانی بود که پخش سریال پایتخت از تلویزیون آغاز شد. سریالی که تا شش فصل ادامه پیدا کرد تا بتوان به آن لقب موفق‌ترین سریال نوروزی را داد.
این بخشی از مصاحبه سیروس مقدم، کارگردان این سریال با روزنامه اعتماد در خصوص این سریال است.
هنگامی که ما «پایتخت یک» را می‌ساختیم، هرگز فکر نمی‌کردیم که سال بعد باید پایتخت 2 و بعد قسمت‌های دیگر آن را بسازیم. «پایتخت یک» براساس طرح یک‌صفحه‌ای از محسن تنابنده و تورج اصلانی با نامی دیگر خریداری شد و شکل گرفت. قصه خانواده‌ای که از حاشیه تهران، به داخل تهران نقل مکان می‌کنند و سپس مجبور می‌شوند مدتی را پشت کامیون‌ حامل بارهای‌شان زندگی کنند. محسن تنابنده آن طرح یک صفحه‌ای را با خلاقیت و نبوغ منحصر به فردش تبدیل به پایتخت و شخصیت‌های نقی، ارسطو، هما، باباپنجعلی و دختران‌شان خلق کرد.
فکر و ایده اصلی پایتخت و همچنین ایده‌های اصلی دیگر پایتخت‌ها متعلق به محسن تنابنده است. بعد از شکل‌گیری ایده اولیه توسط تنابنده، نویسندگان اضافه می‌شدند. در فصل اول مرحوم خشایار الوند از نیمه‌های کار به تنابنده اضافه شد. در «پایتخت 2» کوروش نریمانی و حسن وارسته در کنار تنابنده قرار گرفتند و مرحوم خشایار، اساسا نقشی در قصه‌ گنبد و گلدسته نداشت. در «پایتخت 3 و 4» ایده اصلی توسط تنابنده شکل گرفت و سپس مرحوم خشایار و حسن وارسته اضافه شدند. در پایتخت 5، ایده اصلی و نگارش 6 قسمت اول توسط تنابنده انجام شد و بعد از آن مرحوم خشایار اضافه شد. بنابراین نویسندگان با آنکه زحمات زیادی کشیده‌اند ولی سرپرستی و هدایت تنابنده سمت و سوی فیلمنامه‌ها را تعیین می‌کند.

نوروز 91؛ شکست رضویان
شبکه یک در نوروز 91 سریالی به نام چه کسی خوابه را به کارگردانی جواد رضویان روی آنتن می‌برد که به عقیده همکاران ما در بخش تلویزیون یک شکست مطلق برای رضویان بوده است. آن‌ها بعد از تعطیلات در مورد رضویان و کارش نوشتند:
جواد رضویان که سال‌های اخیر در بازی و کارگردانی فیلم‌های به اصطلاح خودش شونه تخم مرغی ید طولایی پیدا کرده نوروز امسال با تجربه متفاوت به تلویزیون آمد تا بلکه بتواند جایگاه از دست رفته‌اش را دوباره احیا کند…اما رضویان در این سریال از فرمول‌های تکراری و نخ نما مثل شوخی با شبکه‌های ماهواره‌ای و شب شعر و … آن هم بدون کمترین نوآوری استفاده کرد.

نوروز 92؛ رکوردزنی پردردسر یک بستنی
دوازدهم فروردین ماه ایستگاه یک توچال مکانی بود که انبوهی از مردم حضور پیدا کرده بودند تا شاهد مراسم رونمایی از بزرگترین بستنی جهان باشند. خشایار باهری - رئیس هیات مدیره مجموعه غذایی چوپان درباره طرح فوق به هفت صبح توضیح می‌دهد: «از حدود چهار ماه پیش بود که نتیجه گیری کردیم می‌توانیم چنین پروژه‌ای را به مرحله عملی شدن برسانیم. پس از مکاتبات مختلف با مسئولان گینس از دو ماه پیش مراحل تولید این بستنی آغاز شد. برای انجام این پروژه قسمت‌های مختلف کار به گروه‌های مختلفی سپرده شد. ساخت ماکت و ظرف بستنی تولیدشده به ابعاد سه و نیم متر طول و ۵۲۰۰ کیلوگرم وزن و ساخت سردخانه سیار منفی ۲۵ درجه‌ای، از مهمترین قسمت‌های پروژه بود که طرح و سفارش ساخت آن به خارج از کشور داده شد و در ایران به مرحله اجرا رسید.»

افراد مشتاقی که در بام تهران حضور پیدا کرده بودند تا بستنی رونمایی شده را امتحان کنند از عدم توزیع این بستنی در میان مردم به شدت گلایه داشتند و معتقد بودند که سر آنها کلاه رفته است. در برخی موارد اعتراض‌ها حتی به سر دادن شعار و برخی درگیری‌ها نیز انجامید.
رئیس هیات مدیره مجموعه غذایی چوپان در پاسخ به این انتقاد که چرا این بستنی پس از انتقال به بام تهران در میان مردم توزیع نشد؛ اینگونه توضیح می‌دهد: «به دلیل استقبال پرشور و بی‌نظیر مردم برای جلوگیری از صدمه و آسیب میهمانان در توزیع بستنی، از توزیع بستنی ۵ تنی جلوگیری و از طریق کامیون‌های موجود بستنی‌های خود را میان مردم توزیع کردیم. متاسفانه برخورد برخی از میهمانان با توزیع کنندگان بستنی‌ها اصلا مناسب نبود و در این زمینه دچار ناهماهنگی‌هایی شدیم.»

نوروز 93؛ غم جمشید
در ۱۷ بهمن ماه سال ۱۳۹۲ به ناگاه خبری مبنی بر ربایش ۵ مرزبان جمهوری اسلامی توسط گروه‌های تروریستی در رسانه‌ها منتشر شد.
فضای احساسی به وجود آمده پس از درج خبر باعث شد تا خیلی زود کمپین‌هایی برای آزادی این ۵ مرزبان ایرانی که متشکل از ۴ سرباز وظیفه و یک گروهبان بودند، تشکیل شود و این موج رسانه‌ای با واکنش‌های پی‌درپی گروه تروریستی و همچنین اخبار ضد و نقیض در خصوص آزادی یا شهادت مرزبانان، در نوروز سال 1393 فضای رسانه‌ای کشور را پر کرد و غصه‌ای فراگیر در تعطیلات نوروز به وجود آورد.

در همین زمان گروهی که مسئولیت اقدام را برعهده گرفته بود با انتشار اخباری ضد و نقیض سعی در ایجاد فضای عملیات روانی علیه ایران را داشت و متأسفانه در داخل کشور هم برخی افراد خبر از شهادت و برخی از زنده بودن شهید دانایی‌فر می‌دادند!
البته باید در نظر داشت که حادثه ربایش ۵ مرزبان ناجا مستقیماً توسط اعضای جیش‌العدل صورت نگرفت بلکه در واقع یکی از اشرار منطقه در ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ به نام «عمر شاهوزهی» که سابقه شرارت در جنوب شرق کشور را داشت آنان را ربود و بنا بر همکاری اشرار با یکدیگر این ۵ مرزبان را در قبال گرفتن مبلغی به گروهک تروریستی جیش العدل فروخت.

بعد از تحویل مرزبانان ایرانی به افراد تروریست جیش‌العدل، گروگان‌ها به عمق خاک پاکستان منتقل شدند و در چند شهر این کشور به نام‌های «تربت» و «پنج گور» و نهایتاً در ارتفاعات منطقه موردنظر مستقر شدند. آخرین منطقه استقرار آن‌ها ارتفاعاتی در پاکستان بود که در نزدیکی سراوان بود.
با رایزنی ریش سفیدان استان سیستان و بلوچستان ۴ سرباز در مورخه ۱۷ فروردین ۱۳۹۳ به آغوش گرم خانواده بازگشتند، ولی خبری از شهید دانایی فر نبود. بالاخره با تلاش ماموران وزارت اطلاعات در پلیس امنیت کشور پیکر شهید دانایی فر در تاریخ اول فروردین ۱۳۹۴ از خاک پاکستان به کشور بازگشته و در تاریخ چهارم فروردین در زادگاهش به خاک سپرده شد.

نوروز 94؛ نبرد لوزان
مهرداد خدیر در عصر ایران نوشته:
نوروز 1394 خورشیدی را می‌توان سیاسی‌ترین نوروز تاریخ معاصر دانست. حتی سیاسی‌تر از سال 58 که همه پرسی تغییر نظام سیاسی از پادشاهی به جمهوری اسلامی در روزهای 10 و 11 فروردین برگزار شد یا نوروز 67 که موشک باران تهران نیز مانع برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی نشد. همچنین نوروز 82 که صدام حسین با عملیات مشترک آمریکا و بریتانیا برافتاد.

تمام نوروز 94 را هیات ایرانی به سرپرستی محمد جواد ظریف در هتل بوریواژ لوزان سوییس به سر بردند تا مذاکرات هسته‌ای با نمایندگان 5 عضو دایم شورای امنیت سازمان ملل به اضافه آلمان را درباره مناقشه هسته‌ای به نتیجه برسانند.

مذاکرات نفسگیر چند بار تمدید شد و روزهای 11 تا 13 فروردین را می‌توان وقت اضافه دانست. کار به روز 13 رسید و ایرانیان در دشت و دمن هم گوش به اخبار داشتند و جالب این که یک شبکه ماهواره ای خبری فارسی زبان بیشتر پوشش می‌داد تا تلویزیون رسمی کشور که مدیران آن چندان دل در گرو توافق نداشتند.

سرانجام در 13 فروردین 1394 توافق مقدماتی و کلی حاصل شد و وزیر خارجه ایران در بیانیه خود اصطلاحی را به کار برد که تا آن زمان کسی نشنیده بود: برجام.

مراد از «برجام» برنامه جامع اقدام مشترک بود. واژه‌ای که به پربسامدترین کلمه در طول سال بدل شد. توافق انجام پذیرفت اما ثبت آن به تابستان موکول شد. باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده به رادیو ملی آمریکا گفت: « توافق لوزان با ایران مانند قولنامه خرید خانه است که طرفین هنوز به محضر نرفته اند اما بر سر اصل معامله به توافق رسیده‌اند هر چند که نه خریدار هنوز قطعا صاحب خانه شده و نه فروشنده همه پول خود را دریافت کرده است. با این حال قول و قرارها را گذاشته‌اند.»

نوروز 95؛ توئیت دردسرساز هاشمی
بریده‌ای از گزارش روزنامه خودمان درباره توئیت مشهور هاشمی در خصوص موشک‌ها
هشتاد و دو سالگی هاشمی رفسنجانی توفانی شروع شده است. سیاستمدار کهنه کار که سال قبل را در اوج موفقیت از سر گذراند و تمهیدانش در ارائه یک لیست انتخاباتی اصولگرایان را حداقل در تهران غافلگیر ساخت. در ابتدای سال در گیر ماجرایی شده است که حالا باید تلاش فراوانی برای ترمیم این اتفاق انجام دهد. داستان یک توئیت سیاسی در پنجمین روز سال که آن طور که سایت‌های نزدیک به هاشمی رفسنجانی می‌گویند توسط یکی از طرفدارانش منتشر شده هر چند اصولگرایان این ادعا را قبول ندارند و آن را برگرفته از دیدگاه‌های خود آیت‌الله هاشمی می‌دانند. اتفاق کمی بعد از نیمه شب روز ۵ فروردین رخ داده است. همان روزهایی که هاشمی مطابق خیلی دیگر از نوروزها به کیش سفر کرده بود.

یک حساب کاربری که در قسمت معرفی یا BIO خود نوشته «حساب رسمی پایگاه اطلاع رسانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی» توئیتی با این مضمون منتشر کرد: دنیای فردا، دنیای گفتمان‌هاست نه موشک‌ها»؛ این توئیت در همان روز خیلی دیده شد(نشانه‌اش هم اینکه تاکنون ۵۸۸ بار فیو خورده معادل لایک در توئیتر و ۹۸ بار ریتوئیت شده است اما در خلسه تعطیلات نوروزی و توقف فعالیت مطبوعات گم شد. با این حال هفت روز بعد باز هم همه نگاه‌ها به این توئیت جلب شد. وقتی که رهبر انقلاب در دیدار جمعی از مداحان با ایشان فرمودند: «جمهوری اسلامی هم باید خودش را آماده کند از همه ابزارها استفاده کند و بعد از آن در تببین این سخن بیان کردند:

«اینکه بعضی‌ها بیایند بگویند فردای دنیا فردای مذاکره است فردای موشک نیست. این حرف اگر از روی ناآگاهی گفته شده باشد، خب ناآگاهی است اگر از روی آگاهی گفته شده باشد، خیانت است. چطور چنین چیزی ممکن است؟… وقتی اینها آزمایش‌های موشکی سپاه انجام می‌گیرد ما بیاییم این‌ها را بکوبیم و بگوییم آقا! امروز دیگر روز موشک گذشته نه روز موشک نگذشته… اول انقلاب که همین اف چهارده‌های ما را می‌خواستند بفروشند و می‌خواستند پس بدهند، بنده نگذاشتم… امروز هم بعضی‌ها همین آهنگ را پیش گرفته‌اند که موشک چیست، موشک می‌خواهیم چه کار کنیم روزگار روزگار موشک نیست پس روزگار چیست آقا؟ امروز روزگار همه چیز است.»

نوروز 96؛ ثبت‌نام شورای شهر

در حالی که تعطیلات نوروزی توام بود با انتخابات شورای شهر، قالیباف، شهردار وقت تهران با کنایه‌ای آشکار درباره محسن هاشمی‌گفت: «شمایی که 13 سال مسئولیت مترو را بر عهده داشتید و ادعا می‌کنید که این کاره هم بودید و حتی 5 سال در دوره مدیریت ما و زیر نظر ما مسئولیت مترو را بر عهده داشتید، حداقل این 5 سال که زیر نظر ما بودید را با آن 8 سال مقایسه کنید و ببینید در آن 8 سال چه کارهایی صورت گرفت و در مقابل، این 5 سال پیشرفت چگونه بود؟» محسن هاشمی ‌مدیرعامل اسبق مترو در یک نامه به این اظهارات قالیباف پاسخ محترمانه‌ای داد و نوشت: «همانگونه که بارها در مصاحبه‌ها و سخنان خود تأکید کرده‌ام، اقدامات صورت گرفته در طول دوره مدیریت جنابعالی در شهرداری تهران در حوزه ساخت شبکه مترو، مستوجب تقدیر است و اظهاراتی از سوی اینجانب که سخنان شما پاسخ به آن تلقی می‌شود، اساسا وجود نداشته است. بنده در طول حضور ۱۸ ساله در هیات مدیره و مدیرعاملی مترو تهران، یک سوم این زمان را در دوره شهرداری جنابعالی سپری کرده‌ام و طی این مدت نیز همانند قبل از آن دستاوردهای چشمگیری در توسعه مترو ایجاد شد و مهم‌تر از همه زیرساخت‌های توسعه پایدار مترو به شکلی بنیان گذاشته شد که این روند با طراحی خطوط، خرید تجهیزات و راه‌اندازی دستگاه‌های حفار (TBM) و برطرف‌کردن موانع ریشه‌ای توسعه مترو موجب گردید تا این فرآیند در پنج سال سپری شده پس از جدایی اینجانب نیز ادامه یابد.»

نوروز 97؛ درگذشت داریوش شایگان

درگذشت داریوش شایگان

در روز دوم فروردین داریوش شایگان متفکر برجسته ایرانی متولد 1313 درگذشت. او تا 34 سالگی در فرانسه تحصیل کرده بود و عمده پژوهش‌های او در زمینه ادیان شرقی است. فعالیت‌های داریوش شایگان از چند بُعد حائز اهمیت است؛ اول اینکه او در دوران تحصیل و ابتدای دوران کاری خود در حوزه هندشناسی مشغول می‌شود. موضوعی که با وجود رد پای جالب توجه ایرانیان در این منطقه مغفول مانده است. دومین وجه تمایز شایگان با جریان اصلی روشنفکری در ایران روشن می‌شود. شایگان با وجود اینکه در غرب تحصیل کرده بیش از هر چیز رویکرد شرقی دارد. در نهایت اینکه شایگان یک متفکر شناخته شده ایرانی در سطح بین‌المللی و به خصوص در فرانسه است و نشان عالی دولت فرانسه با امضای رئیس جمهور این کشور به او اهدا شد. او تنها نویسنده‌ای است که توانسته در کتاب‌های درسی فرانسه جایی برای خود بازکند زیرا فرانسوی‌ها نثر شایگان به فرانسه را بهترین نثر می‌دانند. جالب است بدانید که بسیاری از کتبی هم که از او در حال حاضر در بازار ایران وجود دارد در حقیقت ترجمه‌ای از نسخه فرانسوی این آثار است. از این جهت است که شاید بتوانیم او را با عباس کیارستمی ‌مقایسه کنیم هر چند که او در میان سینماگران، بیش از هر کسی به داریوش مهرجویی نزدیک است. در مراسم خاکسپاری او چهره‌های مختلف سیاسی و فرهنگی حضور داشتند. از سیاسیون علی یونسی و غلامحسین کرباسچی حضورشان جالب توجه بود و چهره‌های فرهنگی مشهوری از جمله بهمن فرمان‌آرا و آیدین آغداشلو حضور داشتند.

نوروز 98؛ زنده می‌مانیم

روایت محمد درویش، فعال محیط‌ زیستی را بخوانید از سیل سهمگین سال 98؛ کانون بحث درویش فیلم کوتاهی است که در آن در لرستان یک اتومبیل 405 در آخرین لحظه از ریزش جاده و سقوط در رودخانه نجات پیدا می‌کند. متن زیبای درویش را اینجا برایتان نقل می‌کنیم:

شاید میلیون‌ها بار تاکنون این تصویر دیده شده و همچنان در خبرگزاری‌ها و شبکه‌های اجتماعی دارد دست به دست شده و دیده می‌شود. چیزی جز معجزه برای نجات جان سرنشینان این خودرو سواری که در محور درمعرضِ ویرانی روستای بلیلوند به خرم‌آباد تردد می‌کنند تا خود را از خطر طغیان رودخانه خروشان رهایی بخشند، نمی‌‌توان گفت. احتمالاً اگر راننده خودرو بعداً این صحنه‌ها را ببیند، از ترس سنگ‌کوب کند. اما چرا این نجات معجزه‌آسا نمادِ مهمی‌است؟

یکی از خسارت‌بارترین سیل‌های تاریخ معاصر ایران رخ داده است. هزاران خانه مسکونی، زیرساخت‌های فراوان و ده‌ها هزار هکتار از اراضی کشاورزی با سیل یکسان شده و اینک از شمال‌خاوری تا جنوب‌باختری میهن، هموطنان پرشماری در سخت‌ترین دوره حیات خود به‌سر برده و آشکارا نیازمند کمک‌های آنی هستند. حتی شدت بارندگی ناشی از جریان غیرعادی و استثنایی جت‌استریم به حدی بود که در رخدادی کم‌نظیر، نامِ چهار شهر ایران، برای دو بار در طول هفته نخست آغاز سال نو، در سیاهه 10شهر پربارش‌ِ جهان جای گرفت.

برگردیم به تصویر نخست؛ همه شواهد حکایت از آن داشت که باید شاهد سقوط خودرو و مرگی تراژیک برای سرنشینانش باشیم…اما ما چون نیمه دوم بازی تاریخی با استرالیا در آوردگاه ملبورن به بازی برمی‌گردیم و نشان خواهیم داد با تکیه بر هوش، قدرت تطابق‌پذیری، ایثار، شجاعت، صلح‌طلبی و درایت.

نوروز 99؛ کار عجیب بنیامین

بریده‌ای از یادداشتی در روزنامه خودمان درباره بازخوانی بوی عیدی فرهاد توسط بنیامین:هنوز گیج کار بنیامین هستیم. آخر چطور می‌‌تواند به خودش اجازه دهد و یک ترانه قشنگ و پرمعنی و پر از زیبایی را این‌گونه در حد خواسته‌های دخترکان تین ایجر پایین بیاورد. بوی عیدی بوی تو! بوی تپش قلب تو !

ترانه کار را شهیار قنبری سروده‌. ترانه‌سرای نابغه اما پرخاشگر دهه 50 موسیقی ایران و یکی از آن سه ترانه‌سرای اصلی پیش از انقلاب‌، با اردلان سرافراز و جنتی عطایی. او هم مثل جنتی عطایی سال‌های پس از انقلابش را پای محدودیت‌ها از یکسو و مواضع سیاسی شتابزده‌اش تلف کرد و هنوز پشتش به همان کارنامه خوب پیش از انقلابش گرم است. موسیقی کار از اسفندیار منفردزاده است. با همان تم و سازبندی که از او در موسیقی فیلم‌های قیصر و رضا موتوری دیده و شنیده بودیم.

بعد بنیامین از نسل باهوش‌های موسیقی پاپ ایران چنین اجرای مورمور کننده‌ای را به دست شنوندگان می‌رساند. و تو حیرتزده که خواننده محبوب و میلیاردر ما چرا باید این کار را بکند؟‌این حجم از بدسلیقگی و ندانستن شما را نمی‌ترساند؟

نوروز 1400؛ آغاز کلاب هاوس و پایان ظریف

عید پرکاری بود برای محمد‌جواد ظریف. از آن روز شنبه که وزیر خارجه چین آمد به ایران تا توافقنامه را امضا کند، تیم وزارت خارجه تحت شدیدترین فشارها قرار گرفتند. بخشی از فشارها به خاطر این بود که علی لاریجانی در طراز ظریف قرار گرفته بود و برخی از بی‌اختیاری ظریف حرف می‌زدند ولی اصل ماجرا علیه این موافقتنامه و اصل امضای سند راهبردی با چین بود.

ظریف اما برای پاسخگویی به انتقادات، روشی کاملا غیرمعمول را پی گرفت. به ابتکار فرید مدرسی، از روزنامه‌نگاران قدیمی اصلاح‌طلب که حالا نزدیک به دولت است او در یک جلسه مجازی در شبکه اجتماعی تازه تاسیس کلاب هاوس حضور پیدا کرد. شبکه اجتماعی که در آن اتاق‌هایی تشکیل می‌شود و افراد در آن به گفت‌وگو می‌پردازند. ظریف در این اتاق، به طور عملی از موافقتنامه دفاع کرد و گفت خودش آن را نوشته و درباره لاریجانی هم گفت که خود، او را به رهبری پیشنهاد داده و گفت که در شرایطی که آمریکا از برجام خارج می‌شود و اروپا بدعهدی می‌کند و در مقابل 120 شرکت چینی به خاطر ما تحریم می‌شوند و دختر رئیس هوآوی به خاطر ما در کانادا بازداشت است؛ چرا نباید با چینی‌ها قرارداد ببندیم. او البته گفت که این یک سند راهبردی است و تعهدی در آن وجود ندارد و البته برخی اوقات آن رگ آمریکایی‌اش در دیپلماسی هم بیرون زد و مثلا گفت نگاه خود چین هم به غرب است، پس نگاه به شرق یعنی چه.

کار ظریف، عملا رقیب جدیدی برای صداوسیما تراشید و البته کمی هم منتقدان درون سیستم را آرام کرد. با این حال اصولگرایان از او شاکی شدند به خاطر بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره گاندو2 که ظریف در آن گفت اول تا آخر این سریال دروغ است و حتی از شعبانی، مشاور رسانه‌ای تیم مذاکره کننده که در سریال به عنوان موسی پور دیده و به جاسوسی متهم می‌شود دفاع کرد.

نوروز 1401؛ قتل عام در بوشهر

محمد كرملا چعب، 24 ساله اهل اهواز فكرش را هم نمي‌كرد به دليل مسخره شدن از سوي هم‌قطارانش در اولين روز قرن جديد تبديل به قاتل شود! حالا طبق گفته منبعي آگاه اين فرد در اعترافاتش گفته است اين سربازها چندماه قبل با يكديگر در يك جا نگهداري مي‌شدند اما به دليل اختلافاتي كه با يكديگر داشتند از همديگر جدايشان مي‌كنند‌. قاتل گفته چون مرا مسخره مي‌كردند با هم درگير بوديم. اما روز حادثه موقع تعويض پست باز با يكديگر مواجه مي‌شوند و او گفته باز هم مرا مسخره كردند و ديگر كنترل خود را از دست داده و اول به يكي از آنها و بعد بقيه‌شان شليك كردم. دقيقا روز اول فروردين در فضاي مجازي، ماجراي قتل چهار سرباز به دست هم‌قطارشان منتشر شد. او اين چهار سرباز را در پادگان نیروی دریایی بوشهر به رگبار مي‌بندد. اگرچه اعلام شد ماجرا خصومت شخصي بوده و اين نكته كه براي گرفتن مرخصي اقدام كرده و به نتيجه نرسيده كذب است، اما منبعي غيررسمي كه نامش را فاش نمي‌كند، مي‌گويد او چون نتوانست مرخصي بگيرد عصبي شد! اگرچه اين ماجرا تكذيب شد.
قاتل صبح اول فروردين‌ماه ابتدا چهار هم‌قطار خود را با شليك گلوله، به قتل مي‌رساند، بعد با گروگان گرفتن يك شهروند به سمت كوه‌هاي ديلمان در استان بوشهر مي‌رود تا بتواند خودش را به خوزستان برساند. ماجرا از اين قرار بوده كه او حين تعويض پست دست به اين اقدام مي‌زند. قاتل پس از ارتکاب جرم با تهدید دژبانی، به بیرون از پادگان فرار کرده و در حین فرار راننده خودروی سمند کنار پادگان را گروگان گرفته و متواری می‌شود. بلافاصله همسر این راننده با پلیس تماس گرفته و با دادن مشخصات خودرو، پلیس وارد عمل می‌شود. نیروهای ایستگاه راهور شهید موسوی دیلم اقدام به توقف خودرو کرده که در این حین قاتل با پلیس درگیر شده و با خودروی دیگر متواری می‌شود. اين سرباز تحت تعقيب بود و در كوه‌هاي اطراف ديلم بالاخره دستگير مي‌شود.

برای پیگیری اخباراجتماعیاینجا کلیک کنید.