
هفت صبح، هلیا برزویی| قطعی اینترنت، بازار پررونق کسبوکارهای اینستاگرامی را به یک متروکه تبدیل کرده است. این گروه از آنجایی که بهصورت غیررسمی در سایه اقتصاد ایران فعالیت میکنند، همواره از نخستین قربانیان خاموشی اینترنت به شمار میآیند و قدرت چانهزنی با دولت برای جبران خسارت ندارند. فروشندگان اینستاگرام به عنوان بخشی از بدنه اقتصاد دیجیتال، از روی ناچاری و برای فرار از ورشکستگی مطلق، به پلتفرمهای داخلی کوچ کردهاند اما نتوانستهاند به فروش پیش از جنگ دست یابند.وضعیت امروز فروشندگان آنلاین، مانند جنگیدن در دو جبهه است؛ یکی جبهه تامین کالا در سایه جنگ و جبهه دیگر، حفظ مشتری در عصر قطع ارتباط. گزارش پیشرو، روایتی است از این بنبست دیجیتال و تلاش برای بقا در فضای مجازی ایران.
بازگشت به روشهای پیشاتکنولوژی برای بقا
رضا که در اینستاگرام صفحه فروش قهوه بهصورت عمده و خرد دارد میگوید تا پیش از قطع اینترنت، روزانه ۶۰ تا ۷۰ مرسوله به سراسر کشور ارسال میکرد؛ از بستههای خانگی ۲۵۰ گرمی تا بارهای ۳۰ کیلویی برای کافهداران.رضا به «هفتصبح» میگوید: «گردش مالی ما روزانه بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان بود، اما با قطع اینترنت، ارسالیهای ما به ۲ یا ۳ عدد در روز رسید. کافهها یا به دلیل جنگ تعطیل شدهاند یا زیر بمباران آسیب دیدهاند.» او در مقایسه میزان فروش خود در وضعیت پیش و پس از جنگ بیان میکند: « به دلیل قطع اینستاگرام و گوگل، فروش مصارف خانگی به شدت پایین آمده است. فروش ماهانه ۴ تا ۶ میلیارد تومانی ما به کمتر از یک میلیارد تومان سقوط کرد؛ این برای ما به معنای مرگ کسبوکارمان است.»
صدقی درباره نتیجه کوچ به پلتفرمهای داخلی میگوید: «برای دور زدن قطعی اینترنت مجبور شدیم از پیامرسانهای داخلی استفاده کنیم که به هیچ عنوان قابل مقایسه با پلتفرمهای خارجی نبود. هیچکدام جایگزین مناسبی برای پلتفرمهای خارجی نیستند. این پلتفرمها ضعیف هستند و امکانات کمی دارند.» او برای بقای کسبوکار خود مجبور به بازگشت به روشهای پیشاتکنولوژی شده است: «راهکاری که ما به کار گرفتیم این بود که مجبور به تماس تلفنی با مشتریان کافهدار شدیم. یعنی ما مشتریان خانگی که در ماه مصارف 1 تا 5 کیلو داشتند را از دست دادیم و فقط با کافهداران ارتباط داشتیم. درواقع اگر 4 تا 5 هزار مشتری ثابت داشتیم، توانستیم با حدود 400 نفر از آنها بصورت تلفنی ارتباط بگیریم.»
صدقی میگوید برای انجام تماس تلفنی هم مجبور به استخدام نیرو شد که آن هم هزینه مضاعفی را در پی داشته ولی بازهم به بنبست خوردهاند: «به دلیل جنگ بیشتر کافهداران تمایلی به خرید نداشتند و با هر کدام که تماس گرفتیم، میگفتند شهر ما را بمباران کردهاند و کافه ما تعطیل است. بنابراین راهکار جایگزین ما که اضافه کردن نیرو برای گرفتن تماس تلفنی شد، نتیجه مثبتی نداشت ولی مجبور به ادامه دادن شدیم.»
بحران در گلوگاه تامین کالا
بخش دیگری از بحران در گلوگاه واردات رخ داده است. رضا میگوید بسته شدن مرزهای کشور باعث شده تا بار جدید را با قیمتهای نجومی تهیه کنند: «وقتی جنس گران میشود، فروش پایین میآید و ما دوباره متضرر میشویم. تامین کالا در شرایط جنگی بسیار کار طاقت فرسایی است چراکه حجم بار و متقابلا حجم فروش کم میشود. با توجه به اینکه بیش از 50 روز از جنگ و قطعی اینترنت میگذرد همچنان برای تامین کالا مشکل داریم چراکه بیشتر واردکنندهها یا بار نمیفروشند یا قیمت بسیار بالایی را اعلام میکنند. معدود همکارانی که خرید عمده دارند به درخواست ما اپلیکیشن داخلی نصب میکردند تا بتوانند سفارش دهند. به همین دلیل روند ارسال، ثبت سفارش و باقی مراحل بسیار کُند پیش میرود.»
پارادوکس اتصال بدون درآمد
در حالی که طبق آخرین آمارها، معیشت حدود دو و نیم میلیون نفر بهطور مستقیم به اینستاگرام گره خورده است، بحرانهای اخیر زنگ خطر تعطیلی گسترده را به صدا درآورده است. رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی، در پاسخ به اینکه در این مدت چند درصد از این فروشگاهها تعطیل شدهاند، به هفت صبح میگوید:
«عدد دقیق و رسمی از تعطیلی کامل این فروشگاههای آنلاین وجود ندارد اما برآوردهای میدانی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از صفحات فروش در اینستاگرام، کسبوکارشان به حالت تعطیل و نیمه تعطیل در آمده و فروششان صفر بوده است از این رو این حوزه هم با پدیده بیکاری مواجه خواهد شد.»
او بیان میکند که کسبوکارهایی که در اینستاگرام صفحه دارند، شاید بتوانند با فیلترشکنهای گران وصل شوند ولی عملا درآمدی ندارند چراکه مشتریانشان به اینترنت دسترسی ندارند.
تلاش کسبوکارها برای بقا نه توسعه
الفتنسب در ادامه به خسارتهای پنهانی اشاره میکند که قابل شمارش نیست ولی بسیار مهم است: «تمام آسیبها قابل شمارش نیستند و بسیاری از آنها پنهان است. مانند اینکه مشتری از دست میرود، اعتماد کاهش پیدا میکند و صاحب کسبوکار از این بازار خروج پیدا میکند.» رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی معتقد است آنچه امروز به عنوان تابآوری دیده میشود، صرفا تلاش برای بقاست نه توسعه. او درباره راهکارهایی که کسبوکارها در این شرایط برای ادامه حیات خود به کار گرفتند، توضیح میدهد: «استفاده همزمان از چند کانال فروش، تکیه بر مشتریان وفادار و کوچک کردن ناچار ابعاد کسبوکار، از جمله راهکارها برای تابآوری کسبوکارهاست اما این موارد راهکارهایی برای بقا هستند، نه رشد.»
الفتنسب در پاسخ به اینکه آیا در میزان آسیبپذیری فروشگاههای اینستاگرامی، تفاوتی میان تهران و شهرهای مختلف وجود داشته است؟ میگوید: «درباره این موضوع هم آمار دقیقی وجود ندارد اما تصور این است که برای کسبوکارهایی که در پایتخت هستند، امکان بیشتری وجود دارد که محصولاتشان را در پلتفرمهای دیگر بگذارند و سریعتر خود را تطبیق دهند. علت این است که کسب و کارهای بزرگتری که این امکان را برای کسب و کارهای خرد فراهم میکنند در تهران هستند و روند تطبیق و جابهجایی احتمالا بیشتر است. روند تطبیق دادن در شهرستان کمتر است. افزون بر این، اکوسیستم اقتصاد دیجیتال که رمق و سن زیادی ندارد، طی سالیان گذشته در تهران شکل گرفته است.
پلتفرمهای داخلی، راهکار موقت برای فرار از فروش صفر
او همچنین در پاسخ به این پرسش که باتوجه به کوچ کاربران و صفحات فروش آنلاین به پلتفرمهای داخلی، آیا این سکوها توانستهاند کارکرد پلتفرمهای خارجی را ایفا کنند؟ بیان میکند: «در طول سالهای گذشته به خصوص سال 1404، توصیه ما به کسبوکارهای مجازی این بوده است که در کنار اینستاگرام در پلتفرمهای داخلی هم صفحه داشته باشید.
پلتفرم مشابه اینستاگرام در داخل وجود دارد ولی نکته مهم حجم ترافیک و اعتمادی است که باید به آن پلتفرم در داخل وجود داشته باشد. برخی از کسبوکارها اعتمادی به سکوهای داخلی ندارند ولی به باور من یک فرصتی است که این کار را انجام دهند چراکه مشخص نیست این وضعیت تا چه زمانی قرار است ادامه پیدا کند و چه خواهد شد. از اینرو دستکم در شرایط فعلی فروششان صفر نمیشود.»
رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی با تاکید بر اینکه کوچ به پلتفرمهای داخلی برای اکثر فروشندگان یک راهکار موقت است، میگوید: «مسائلی مثل مقیاس مخاطب، ابزارهای بازاریابی و زیرساخت، موضوعات مهمی هستند که پلتفرمهای داخلی باید آنها را تامین کنند.» الفتنسب در پایان نسبت به ادامه وضعیت کسبوکارهای مجازی هشدار میدهد: «بسیاری از کسبوکارها تلاش زیادی میکنند اما تحت فشار هستند. ادامه این وضعیت میتواند به اتفاقات ناگواری مانند تعدیل نیرو منجر شود. امیدواریم این اتفاقات رخ ندهد و هرچه سریعتر جنگ به نفع ایران به پایان برسد.»








