
هفت صبح، حدیث ملاحسینی| روزهای آخر اسفند امسال در فرهنگ ایران زمین با تکاپوها و دوندگیهای شیرین پیش از عید نوروز گره خورده است. اما نوروز امسال به دلیل تهاجم آمریکا و اسرائیل به کشورمان متفاوت است؛ به شکلی که فصل شادی و امید با صدای انفجار و اضطراب درهم آمیخته و بوی سبزه و سنبل در کنار بوی باروت جان گرفته است. حالا در چنین شرایطی، شاید به نظر برسد که دیگر زندگی و امید متوقف شده است و به هر سو که میرویم چیزی جز غبار مرگ به چشم نمیآید.
اما با نگاهی به تاریخ کهن و پر فراز و نشیب ایران زمین، متوجه میشویم که مردمان این مرز و بوم با وجود همه مشقتها و دردها، سنتهای امیدبخشی که مظهر هویت ایرانی هستند را هرگز از یاد نبردهاند و کنار نگذاشتهاند. نمونهاش همین نوروزی است که تا یکی دو روز دیگر قرار است توپ نو شدن آن در شود. با این حال در این روزها هم که حال کشورمان حال خوبی نیست، ما شاهد این هستیم که مردم با کارهایی کوچک و در سکوت تلاش میکنند نوروز را که نمادی از امید و زندگی است را گرامی بدارند تا از این طریق اندکی از بار دردهایشان را فراموش کنند.
نوروز سالهای گذشته را با شلوغی مطبوع خیابانها و بوی عطر گل و سبزه میشناختیم. روزهایی که سرتاسر خیابانها با قرمزی ماهیهای پرجنب و جوش داخل تشتها و آکواریومها و سبزی سبزههایی که در روز سیزدهبهدر برای خوششانسی و بختگشایی گره زده میشدند، آذین بسته میشد.
آسمان از باقی ماههای سال آبیتر بود و آفتاب اسفند ماه با خنکی ته ماندههای روزهای زمستان قاطی میشد و بیش از هرچیز حس امید و شادابی را در آدم زنده میکرد. حالا اما نوروز امسال حال و هوایی متفاوت دارد و آسمان ایران به رغم آبی بودنش، این مدت میزبان جنگندهها، موشکها و پهپادهای آمریکایی و اسرائیلی بوده و هست. میزبانی که چیزی جز اضطراب و ترس را برای شهروندانش به ارمغان نیاورده است.
نوروز امسال خاکستری است. خبر چندانی ازفروشندههای گل و سبزه و ماهی در اکثر شهرها و بهخصوص تهران نیست. مردمِ درد کشیده کمتر در خیابانها حضور دارند ولی همچنان به آینده امید دارند. با همه این احوال، تابآوری و تلاش برای ساختن معنا و امید در شرایط بغرنج گویی با ذات ایرانیان عجین شده است. به همین دلیل، نوروز امسال گرچه شاید کمرنگ باشد اما کماکان مثل شعلههایی کوچک حضور دارد و ایرانیها را به فصلی جدید دلگرم میکند.
ریشه و تاریخچه جشن نوروز
جشن نوروز از آن دست جشنهایی است که ریشه در ایران باستان دارد و مراسمی است کهن با تاریخچهای غنی که از دوران قدیم برای ما به یادگار مانده و نماد پیوند اقوام مختلف با یکدیگر است. نوروز در فرهنگ ایران نوید دهنده سال جدید، شروع رستاخیر طبیعت، موعد رویش و تولد نباتات است. همچنین این باور وجود دارد که همگام با طبیعت، ما هم باید روزگار نو و تازهای را با روح و روان تازه و پوشیدن لباسی جدید و نو آغاز کنیم. عید نوروز فقط در کشور ایران گرامی داشته نمیشود، بلکه در ممالکی همچون افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و... جشن گرفته میشود.
منشا و تاریخ پیدایش نوروز به درستی تعریف نشده است. براساس برخی از افسانهها سه هزار سال قبل در چنین روزی جمشید پس از بیرون آمدن از کاخ خود در جنوب دریاچه ارومیه تحت تاثیر آفتاب سوزان و درخشانی قرار میگیرد و آن روز را نوروز مینامد و تصمیم میگیرد که همه ساله در چنین روزی آیین و مراسمهای خاصی تدارک ببیند و برگزار کند و این همان آیینی است که امروز ما از آن به عنوان نوروز یاد میکنیم.
نکته تاریخی دیگری که در این زمینه وجود دارد، این است که بر مبنای برخی اسناد، نخستین پادشاهی که موجب رسمیت پیدا کردن نوروز شد کوروش کبیر بود. گفته میشود که او پیش از میلاد مسیح و در سال ۵۳۸ دستور پاکسازی محیط زیست، ترفیع نظامیان و عفو مجرمان را به ایام نوروز موکول میکرد. گفتنیست که نوروز در دوره هخامنشان، اشکانیان و ساسانیان هم گرامی داشته میشد.
درنهایت ایران زمین با تاریخ بلند بالایش و جنگها و ستیزهایی که به چشم دیده، عید نوروز را همچون گوهری ارزشمند حفظ کرده و این میراث ارزشمند را به آیندگان هدیه کرده، به شکلی که با حمله مغول، تهاجم اعراب و... این رسم کماکان پابرجا بوده است کمااینکه نباید فراموش کرد که کشور ما هشت عید نوروز را در جنگ تحمیلی هشت ساله پشت سر گذاشته و مردمان این مرز و بوم با نجابت و متانت همچنان این جشن گرانقدر را با وجود همه سختیها برگزار کرده بودند.
مصائب نوروز در سایر سرزمینها
همانطور که گفته شد، جشن نوروز نه تنها در ایران بلکه در ممالک و کشورهای دیگری هم گرامی داشته میشود و جزو رسوم و سنتهای مهم آنان به حساب میآید. و اما مسئلهای که در این رابطه وجود دارد، این است که این آیین در سایر سرزمینها هم دچار فراز و نشیبهایی بوده. فراز و نشیبهایی که فقط منحصر به جنگ و تهاجم بیگانه نیست. بلکه در مواردی هم بیمهری دولتها و حکومتها باعث شده که جشن نوروز در مقاطعی تنگناهایی را تجربه کند. با همه این احوال، این جشن که پیام و مضمونی جز روشنایی و زندگی ندارد، حتی در زیر چکمه زورگویان و مستبدان نیز همچون جوانهای ظریف و لطیف به حیات خود ادامه داده است.
به عنوان مثال در کشوری همچون افغانستان جشن نوروز ریشهای عمیق و پیشینهای طولانی دارد. اما ما شاهد آن هستیم که در دوره حکومت طالبان برگزاری این جشن به دلیل مشروعیت نداشتن از نظر اسلام و جایگزین شدن و رسمیت پیدا کردن تقویم قمری بهجای تقویم خورشیدی ممنوع اعلام شد. اما به گفته بسیاری از کارشناسان افغانستانی، این ممنوعیت نه تنها نوروز را به محاق نبرد، بلکه باعث شد که این آیین با هیجان، احساسات و تعمق بیشتری جشن گرفته شود.
منع برگزاری این جشن باستانی صرفا به افغانستان ختم نمیشود. بلکه در کشورهایی همچون قرقیزستان و قزاقستان در دورانی که جزو اتحاد جماهیر شوروی بودند، بهجا آوردن این مراسم با ممنوعیتهایی روبهرو بوده است. این ممنوعیتها به انگیزههای مختلف و گاه متضادی اعمال میشد. یکی از این دلایل عجیب این بود که رژیم کمونیست شوروی آیین نوروز را یک آیین اسلامی تلقی میکرد و به همین دلیل نسبت به آن روی خوشی نشان نمیداد. اما نکته جالب توجه این است که این مردمان نسبت به جشن نوروز وفادار بودند و به صورت پنهانی و به دور از نگاههای عبوس حاکمیت، به جشن و پایکوبی میپرداختند. باری، جشن نوروز به دلیل جایگاه ویژه آن در بین اقوام و ملل مختلف و غنای درونی آن، بر همه تاریکیها و ناملایمات فائق آمده و به حیات خود ادامه داده است.
هفت سین در شرایط جنگ
نوروز دارای نمادها و رسومی است که از روزگاران قدیم به زندگی امروز ما وارد شده است. یکی از این سنتها پهن کردن سفره هفت سین است که هر یک از عناصر آن نماد و فلسفهای را در درون خود دارد. سین اول سیب است که آن را نمادی از سلامتی به حساب میآورند، سنجد نمادی از فرزانگی و زایش، سمنو نماد برکت و روزی و سبزه نماد حیات، زایش و طراوت است. سین پنجم و ششم سرکه و سیر هستند که هر دو در آیین زرتشت نمادی از سلامتی و رعایت بهداشت و دوری از گناه انگاشته میشوند.
در آخر سماق و سکه هستند که هر کدام به ترتیب نماد صبر و بردباری و ثروت هستند. در آخر، تنها عنصر جاندار سفره هفت سین که با حرف سین شروع نمیشود ماهی قرمز است که نماد زایش و تکاپو است. همه این عناصر معنا و مفهومی جز امید به زندگی و نور و روشنایی را در درون خود ندارند. حال در شرایطی که کشور ما مورد تهاجم قرار گرفته و بسیاری از هموطنانمان کشته شدهاند چطور میتوان به آیینی که سراسر شادی است پرداخت؟ واقعیت این است که تاریخ نشان داده مردمان ما در طول تاریخ با همه مشقتها و دردها این سنت را حفظ کرده و اکنون با نیم نگاهی به احوالات شهروندان، متوجه میشویم که مردم با وجود بیمها و اضطرابها، کماکان برای زندگی و امید میجنگند.
بوی عیدی زیر سایه هواپیماهای جنگی
حالا باز خانوادههای ایرانی امسال، شیوه نوینی از «نوروز» را پیش رو دارند. خانواده «حسین» حدود یک هفته پس از شروع جنگ از تهران به یکی از شهرهای شمالی کشور پناه بردهاند. او که نگران حال دو دختر کوچکش بود، تصمیم گرفت که واپسین روزهای سال را به همراه خانوادهاش به دور از صدای مداوم بمبارانهای پایتخت و در جایی که کمتر بوی جنگ به مشام میرسد و بیشتر بوی عیدی میدهد، بگذراند.
دختران او که حالا خاطری آسودهتر پیدا کردهاند و اندکی از صدای جنگندهها فاصله گرفتهاند، ذوق آن را دارند که به بازارکوچک شهر بروند تا وسایل سفره هفت سین بخرند. آنها تهران را ترک کردهاند ولی میدانند که روح بهار و نوروز حتی در تهران رنج کشیده هم خودش را در قالب قدمهایی کوچک اما زیبا نشان میدهد؛ همانگونه که همسایه حسین فیلم کوتاهی از کاشت گلهای بنفشه در باغچه کوچک جلوی آپارتمان برایش ارسال میکند و او با لبخندی آن را تماشا میکند و زیر لب میگوید: «دمش گرم!»
«الهه» زن جوانی است که به رغم شنیدن خبرهای ناراحت کننده و دلهرهآور جنگ تلاش کرده است که روحیهاش را حفظ کند و سرش را به خانهتکانی و خریدهای کوچک عید گرم کند. او ساکن یکی از شهرهای استان مرکزیست و به گفته خودش، تا پیش از حمله پهپادی دیشب، همه مردم این شهر زندگی عادیشان را میکردند و از ترکشهای جنگ به دور بودند. اما در روزهای اخیر، با بیشتر شدن حملات آمریکا و اسرائیل به شهرهای کوچک کشور، اهالی آن شهرها هم دچار ترس شدهاند و طعم تلخ و زهرآلود جنگ را در زیر زبانشان احساس میکنند: «بعد از حمله دیشب حالم بد شد، اما اجازه نمیدهم که این حال بد بر من غلبه کند و حال خوب عید را از من بگیرد.
من به شکوفههای گیلاس و هوای بارانی بهار دل خوش کردهام.» و اما تهران با همه زخمهایی که جنگ بر پیکرش زده و دردهایی که در دل ساکنانش به وجود آورده، همچنان با نفسهای بریدهاش سعی میکند تا حال و هوای سال نو را، هرچند کمرنگ و مختصر، حفظ کند. «علی» به«هفت صبح» میگوید که نگران آینده نامعلوم شغلش است که مشخص نیست پس از جنگ به چه سرنوشتی گرفتار شود.
اما او از فرصت تعطیلات عید برای پیشبرد برنامههای دیگرش استفاده میکند: «این روزها عکسهایی که با دوربینم گرفتهام را ادیت و مرتب میکنم، به امید آن که در سال جدید عکسهایم را در مسابقات بینالمللی شرکت دهم.» علی از مرد ماهی فروشی در محلهشان صحبت میکند که این روزها با وجود صداهای دهشتناک ادوات جنگی، به رسم هر سال انبوهی از ماهیهای قرمز را در تشت سفید رنگی ریخته و چشم انتظار مشتریانش مینشیند: «دیدن این صحنه یک امیدی را در دلم زنده کرد، انگار هنوز زندگی جریان دارد و سال نویی را در پیش داریم.»
حفظ روتین، کلید دوام
در شرایط جنگی که بسیاری از هموطنان ما از نظر روانی تحت فشار هستند و ممکن است سطح بالایی از اضطراب و ناامیدی را تجربه کنند، بدیهی است که مانند سالهای قبل چندان دل و دماغ و شوقی برای نوروز و به جا آوردن رسومات آن نداشته باشند. اما در این میان کسانی هستند که با قدمهای کوچک تلاش میکنند در این وضعیت دشوار تاب بیاورند و اندک امیدی را به خود و اطرافیانشان در روزهای منتهی به نوروز تزریق کنند.
«المیرا گلپروری» روانشناس و رواندرمانگر درباره ضرورت پرداختن به کارهای کوچک و حفظ روتین زندگی در دوره نوروز توام با جنگ به «هفتصبح» میگوید: «وقتی شما به کارهای کوچکی مثل انداختن سفره هفتسین ساده و کوچک، رسیدگی به یک گلدان یا حتی تمیز کردن حتی یک پنجره به نیت خانهتکانی میپردازید، کمکم احساس میکنید که بر شرایط تسلط و اشراف دارید. همین کارهای در ظاهر پیش پا افتاده باعث میشود که مغزتان فرمان بگیرد که برخی چیزها را تحت کنترل دارد و در نتیجه استرستان کم میشود و کارهای بعدی را خود به خود راحتتر انجام میدهید. افرادی که با وجود دلهره جنگ این اقدامات را انجام میدهند قطعا از نظر روانی آسیب کمتری میبینند.»
این روانشناس در ادامه توضیح میدهد که اگر ما هیچ کاری جهت استقبال از نوروز انجام ندهیم و همچنان در حالت خمودگی به سر ببریم، رفته رفته همان احساس خمودگی و انفعال بر ما غالب میشود. بنابراین، با انجام هر فعالیتی هرچند کوچک، به مغز فرمان میدهیم که کمتر در حالت جنگ و گریز باقی بماند و به تکاپو بیفتد. حتی اگر هم در چنین شرایطی حوصله و میلی به انجام کاری نداریم، گاهی باید به خودمان فشار بیاوریم و جسم و ذهنمان را به حرکت واداریم: «همین تکاپوی سال نو و خانهتکانی و تهیه وسایل هفت سین باعث میشود که آدمها فکرشان را به کار بیندازند و در این مسیر شاید راه حلهای جدیدی برای برون رفت از این شرایط سخت در ذهنشان خلق شود. این مسئله افراد را به این باور میرساند که همچنان صاحب اراده و اختیار هستند.»
گلپروری درخصوص اهمیت خلق معنا در شرایط بحرانی با اشاره به کتاب آموزنده «انسان در جست و جوی معنا» نوشته ویکتور فرانکل که خود نویسنده از بازماندگان اردوگاههای کار اجباری است تاکید میکند: «براساس این کتاب، کسانی در اردوگاه زنده ماندند و دوام آوردند که روتین زندگیشان را فراموش نکردند و از خلال همین فعالیتهای روزمره، دست به خلق معنا در زندگی زدند. واقعیت این است که وقتی در زندگی معنایی را خلق میکنیم، لزومی ندارد که آن معنا یک هدف خیلی خارقالعاده و بزرگی باشد.» بنابراین از نظر او، کسانی که در این شرایط در تلاشند تا رسوم سال نو و سایر روتینهای زندگی را هرچند مختصر و خلاصه، بجا بیاورند این شانس را دارند تا در برابر رنج جنگ بهتر تاب بیاورند و خود را از دام ناامیدی و احساس پوچی نجات دهند.
این رواندرمانگر معتقد است که پایبندی به سنتهای نوروز، مثل سنت دید و بازدید عید باعث میشود که بعد اجتماعی انسان ارضا شود. او در این باره به «هفت صبح» توضیح میدهد: «انسان موجودی است که چهار بعد دارد: بعد فیزیولوژیکی، روانشناختی، معنوی و اجتماعی. در وضعیت جنگی همین معاشرتها به آدم حس زنده بودن میدهد و از این طریق جریان زندگی را در ذهنمان تداعی میکنیم و در نهایت بهداشت روانمان حفظ میشود.»
نوروز و پاسداری از هویت ملی
این چالش را میتوان از بعد اجتماعی آن نیز بررسی کرد. جایی که نوروز بهانهای میشود برای مردم یک کشور درگیر جنگ و دلهره ناشی از آن تا به آینده خانواده، شهر و وطنشان همچنان دلخوش باشند. «امانالله قرائی مقدم» جامعهشناس و استاد دانشگاه، بر این باور است که جشن عید نوروز که یادگار عهد باستان به حساب میآید و در فرهنگ ما از جایگاه والایی برخوردار است، در شرایط کنونی که سرزمینمان مورد تهاجم آمریکا و اسرائیل قرار گرفته باید بیش از پیش به آن توجه شود.
از نظر او، جامعهای که به دلیل این ناملایمات به شدت دلشکسته، آزرده و دلمرده شده میتواند از جشن نوروز به عنوان ابزاری برای اتحاد، همدلی، همبستگی و مقاومت در برابر فشارهای روحی و روانی جنگ استفاده کند. در این میان نقش رسانهها و حاکمیت در پاسداری از این عید باستانی بسیار حائز اهمیت است. او در گفتوگو با «هفت صبح» میگوید: «در چنین وضعیتی که مردم روحیهشان تضعیف شده و دل و دماغی برای برگزاری این جشنها ندارند، رسانههای کشور و مسئولان به خصوص وزارت فرهنگ و میراث فرهنگی بایستی که نوروز را با شکوهتر برگزار کنند و پاسداری جدیتر و محکمتری از آن به عمل بیاورند.
چرا که این اقدام باعث دلگرمی و التیام زخمهای روحی و روانی مردم میشود.» این جامعهشناس به این مسئله اشاره میکند که اگر حاکمیت از این جشن ملی حمایت کند و برای آن ارزش قائل شود، به تدریج یک نوع اعتماد بین مردم و مسئولان شکل میگیرد: «ما دو نوع اعتماد داریم، اعتماد افقی که بین مردم و گروههای همسطح به وجود میآید و دیگری اعتماد عمودی است که بین مردم و حاکمیت صورت میگیرد. پاسداری نهادهای قدرت از عید نوروز باعث میشود که اعتماد عمودی در سطح جامعه افزایش پیدا کند. به این دلیل که مردم وقتی ببینند که مسئولان به ارزشها و میراث فرهنگی توجه میکنند یک نوع احساس نزدیکی با آنان خواهند داشت و این خیلی مهم است.»
قرائی مقدم بر این نکته تاکید میکند که ایران زمین در طول تاریخ شاهد فراز و نشیبها و مصائب بیشماری بوده است. مصائبی همچون حمله اقوام و ملل مختلف که منجر به جنگهای خونین شده است. در این میان، عید نوروز و سایر جشنها همچون شب یلدا و... به عنوان یک عنصر فرهنگی در جامعه حضور داشتند و دارای کارکردها و فوایدی بودند: «در طول تاریخ ما شاهد نبرد قادسیه، حمله مغول و هجوم اعراب به ایران بودیم. در طول تمام این جنگها و تهاجمات ما جشن نوروز را زنده نگه داشتیم و همین جشن در حفظ و پاسداری از هویت ملی و سرزمینی ایران نقش بسیار مهمی ایفا کرده است. ما در دوران معاصر و در جنگ هشت ساله ایران و عراق هم کماکان نوروز را گرامی میداشتیم.»
از نظر او وقتی ما در مواقع بحران و مصیبت کوشش میکنیم که به هر شکلی که هست این رسم را حفظ کنیم، سرمایه اجتماعی در جامعه بالا میرود و برای نوجوانان و جوانان هم تبدیل به یک درس و آموزه میشود که در سختترین شرایط هم در جهت حفظ و بجا آوردن رسومات ملی بایستی تلاش کرد. این استاد دانشگاه در آخر به یکی دیگر از مهمترین کارکردهای اجتماعی برگزاری نوروز در جنگ فعلی به «هفت صبح» میگوید: «بجا آوردن مراسم نوروز در شرایط سخت کنونی باعث میشود که مقداری از آن دلهره و هراسی که در اثر جنگ به جامعه وارد شده کاهش پیدا کند و امید را در دل مردم بیدار کند. درواقع آن تبلیغاتی که در برخی رسانههای بیگانه میشود تا مردم ایران را ضعیف و شکننده نشان دهد تا حدی با این جنب و جوش نوروزی مردم خنثی میشود.»
نوروزی که همیشه زنده خواهد ماند
امسال هم مردم ایران با صبر و استقامت نشان میدهند که نوروز فقط یک جشن نیست، یک باور است. باوری به اینکه زندگی همیشه ادامه دارد، حتی در سختترین روزها. مردم با کارهای کوچک، با خرید یک سبزه، با بستن سفره هفتسین ساده، با روشن کردن شمع در خانه، به خود و هموطنانشان یادآوری میکنند که امید هرگز نمیمیرد. این سفره هفتسینها، این بوی سبزه، این ماهی قرمز در تشت سفید، همه پیامی دارند: ما زندهایم، ما زنده میمانیم و نوروز ما همیشه باقی است. چون نوروز ما از دل تاریخ برخاسته و از دل جنگها و سختیها بیرون آمده. نوروز ما مثل کوه استوار است و هیچ طوفانی نمیتواند آن را از بین ببرد. نوروز ما میراثی است که هرگز نخواهد مرد. چون ما ایرانیان، نوروز را در رگهایمان داریم و تا وقتی که ما هستیم، نوروز هم خواهد بود.






